اعتبار تصویر: Drew Angerer / Getty Images
اعتبار تصویر: Drew Angerer / Getty Images

نیراو تولیا از Nextdoor فکر می‌کند که می‌تواند با هوش مصنوعی اوضاع را تغییر دهد؛ او چیزهای زیادی برای اثبات دارد

رسانه‌های اجتماعی اغلب در مورد مقیاس هستند، اما

مدت‌ها پیش روی چیز دیگری شرط بست: اینکه می‌تواند یک تجارت بزرگ را از جوامع کوچکتر و محلی به دست آورد.

سال‌ها این طرح جواب داد. این شرکت ۱۵ ساله مدت‌هاست که یک پلتفرم غالب برای گفتگوهای مبتنی بر محله بوده و کاربران را برای همه چیز از هشدارهای حیوانات خانگی گمشده گرفته تا توصیه‌های تجاری محلی به هم متصل می‌کند. سپس در یک نقطه، رشد متوقف شد. کاربران دلیل کمتری برای تعامل با برنامه فراتر از موارد استفاده معاملاتی پیدا کردند. چیزی که آنها را نیز منصرف کرد: اطلاعات نادرست، نژادپرستی و مشاجرات کوچک در این پلتفرم که توسط مشارکت‌کنندگانی که یا اطلاعات بهتری نداشتند یا اهمیتی نمی‌دادند، تداوم یافت.

اکنون، نیراو تولیا در مأموریتی برای تغییر اوضاع است. او انگیزه قوی برای اثبات توانایی خود دارد. تولیا این شرکت را تأسیس کرد و تا سال ۲۰۱۸ آن را رهبری کرد، زمانی که

که توسط هیئت مدیره بر سر اختلاف نظر در مورد یک تملک بالقوه برکنار شد. در سال ۲۰۲۱، Nextdoor از طریق یک وسیله تملک با اهداف ویژه با عمومی شد، اما با مواجهه با رشد مسطح و کاهش علاقه تبلیغ‌کنندگان، هیئت مدیره سال گذشته از تولیا خواست تا بازگردد.

تولیا همچنین از نظر مالی چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. او می‌گوید که بزرگترین سهامدار فردی این شرکت در Nextdoor است که ارزش بازار آن در حال حاضر حدود ۱ میلیارد دلار است. Benchmark، یکی از اولین حامیان سرمایه‌گذاری Nextdoor، بزرگترین سهامدار نهادی این شرکت است. تولیا ادعا می‌کند که "هیچ یک از ما از زمان عرضه اولیه سهام نفروخته‌ایم."

تولیا می‌گوید که به دلیل قطعاتی که در جای خود قرار می‌دهد، به شرکت اطمینان دارد. او در حال پیشرفت است. Nextdoor

را تا پایان سپتامبر گزارش داد که ۱۳ درصد نسبت به مدت مشابه در سال ۲۰۲۳ افزایش داشته است. به نظر می‌رسد یکی از ارزشمندترین قطعات آن، داده‌های اختصاصی است که Nextdoor از این پلتفرم تولید می‌کند - داده‌هایی که، ، برای مثال، Nextdoor هیچ قصدی برای فروش به OpenAI یا Google ندارد.

با این حال، با یک صعود طولانی پیش رو، و با توجه به چالش‌های پیش روی یک شرکت با اندازه نسبتاً کوچک Nextdoor - از جمله ناتوانی سرمایه‌گذاران نهادی بزرگتر در مشارکت به عنوان سهامدار - برخی از سؤالات بدیهی شامل این است که Nextdoor چقدر زمان برای این تغییر دارد، و اینکه آیا بهتر است به عنوان یک شرکت خصوصی باقی بماند یا خیر.

ما با تولیا در مورد این مسائل و همچنین رابطه او با بیل گِرلی عضو قدیمی هیئت مدیره Benchmark، در گفتگویی که می‌توانید

، صحبت کردیم. در همین حال، گزیده‌هایی از آن گفتگو در زیر آمده است که برای طول و وضوح ویرایش شده است.

اخیراً کمی در تور رسانه‌ای بوده‌اید. چرا؟

در چند ماه اول که برگشتم، مهمترین اولویت برای من صحبت با افراد داخلی بود، اما همانطور که ما به طور داخلی برای جمع آوری برنامه خود و فکر کردن در مورد چگونگی شروع دستیابی به پتانسیل خود کار می‌کنیم، گفتن آن داستان به طور خارجی نیز به طور فزاینده‌ای مهم خواهد بود. زیرا یکی از چالش‌های ما این است که Nextdoor شرکتی است که ۱۴ سال است که وجود دارد و ۱۰۰ میلیون همسایه تأیید شده [در این پلتفرم ثبت نام کرده‌اند]. بنابراین کوچک نیست. این شرکتی است که ما معتقدیم ارتباطی را که می‌تواند داشته باشد ندارد و به پتانسیلی که باید داشته باشد دست نمی‌یابد.

گفته‌اید که قصد دارید محصول را تغییر دهید.

ما عمیقاً معتقدیم که همسایه‌های ما می‌توانند از راه‌های زیادی به ما کمک کنند. ما همچنین عمیقاً معتقدیم که در ارتباط ماندن با جامعه محلی خود چیزی است که برای مطلع نگه داشتن ما، ایمن نگه داشتن ما و باهوش نگه داشتن ما در مورد تصمیمات خرید که در جامعه محلی می‌گیریم، مهم است. اما وقتی به محصول نگاه کردیم متوجه شدیم که اطلاعات مرتبط کافی برای مطلع ماندن نداریم... و وقتی آن اطلاعات را داشتیم، همیشه آن را به درستی ارائه نمی‌دادیم. بنابراین ایجاد یک محصول جدید - که ما آن را در داخل "Nextdoor بعدی" می‌نامیم - تماماً در مورد قدرتمندتر کردن کاربران است تا احساس کنند به جوامع محلی خود متصل هستند.

برخی از تحولات خاصی که می‌خواهید ایجاد کنید چیست؟

Nextdoor همیشه مکانی بوده است که محتوای ایجاد شده توسط UGC و همسایه ۹۹٪ از چیزهایی است که پیدا می‌کنید. اما با گذشت زمان متوجه شدیم که همسایه‌ها همیشه طیف گسترده‌ای از اطلاعاتی را که به دنبال آن هستید ندارند و موجودیت‌های زیادی در محله شما وجود دارند، چه مدارس باشند، چه مشاغل محلی یا افراد تأثیرگذار یا سازمان‌هایی که به آنها تکیه می‌کنید، و اینها می‌توانند ناشران اخبار محلی نیز باشند. همه آنها محتوایی دارند که باید با همسایگان به اشتراک گذاشته شود. بنابراین یکی از ابتکارات بزرگ [وارد کردن] محتوای جدید از منابع جدید است که می‌تواند ارزش پیشنهادی را هنگام خواندن محتوا در Nextdoor گسترش دهد.

من استفاده از Nextdoor را متوقف کردم زیرا کمی از آنچه [همسایگان می‌گفتند] نگران بودم. چالش بزرگ شما این است که مطمئن شوید [کاربران] از مسیر خارج نمی‌شوند، بدون اینکه متهم به سرکوب آزادی بیان شوید.

این واقعاً یکی از چالش‌های بزرگی است که همه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی دارند. دو چیز می‌گویم. یکی این است که ما همیشه می‌توانیم در اطمینان از اینکه حال و هوای گفتگو سازنده‌تر و مثبت‌تر است، بهتر عمل کنیم. قسمت دیگر هم این است که... من معتقدم که با ظهور هوش مصنوعی، اهرم فناوری بیشتری از همیشه وجود خواهد داشت. بنابراین ترکیبی از یادآوری این موضوع به همسایگانمان که این در مورد جامعه و گرد هم آمدن است و سپس استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی جدید و نوآورانه... من بسیار بسیار خوشبین هستم که... ما می‌توانیم [تجربیات کاربران] را به میزان قابل توجهی بهبود بخشیم.

آیا تا به حال از هوش مصنوعی برای کاهش گفتگوهای سیاسی استفاده می‌کنید؟

سیاست رسمی ما این است که ما اجازه گفتگوهای سیاسی ملی را نمی‌دهیم. البته مردم هر از چند گاهی چیزهایی را مطرح می‌کنند. یک چیز این است که ما می‌توانیم گروه‌های اختصاصی برای گفتگوی سیاسی ایجاد کنیم - که کاری است که ما انجام می‌دهیم - زیرا معلوم می‌شود که برخی از کاربران در واقع می‌خواهند این بحث‌ها را داشته باشند و به نوعی حتی بیشتر عصبانی می‌شوند وقتی می‌گوییم، "این مکانی برای بحث سیاسی نیست. بروید آن را در X [یا] در یک پلتفرم دیگر داشته باشید." بنابراین بخشی از آن انتقال آن به منطقه‌ای است که بخشی از تجربه جریان اصلی نیست، اما هنوز هم قابل دسترسی است. و سپس بخشی از آن واقعاً... [اعمال هوش مصنوعی بیشتر] است.

فقط برای اینکه یک مثال بسیار خاص به شما بدهم، ما چیزی به نام یادآوری مهربانی داریم، جایی که قبل از اینکه پست شما به سایت برود، آن را از طریق یک فناوری هوش مصنوعی اجرا می‌کنیم که به دنبال زبان تند یا عباراتی می‌گردد که ممکن است آنها را غیرسازنده توصیف کنیم. و قبل از اینکه به شما اجازه دهیم در سایت پست بگذارید، پیامی را به شما باز می‌گردانیم که می‌گوید: "هی، ممکن است بخواهید کلماتی را که به این روش‌ها استفاده کرده‌اید، دوباره تنظیم کنید." ما می‌توانیم کارهای بسیار بیشتری در این زمینه انجام دهیم.

آیا آن هوش مصنوعی در داخل توسعه یافته است؟

قطعاً در داخل. این چیزی است که من در مورد آن احساس قوی دارم. وقتی صحبت از هوش مصنوعی می‌شود، ما در واقع سه ماده تشکیل دهنده را داریم که شما به عنوان یک شرکت فناوری برای انجام کارهای بزرگ واقعاً به آن نیاز دارید. اولین چیز این است که شما به مهندسان نیاز دارید، بنابراین با توجه به نکته شما، ما همه آن را در داخل توسعه داده‌ایم. دومین چیز این است که شما به محتوای خودتان نیاز دارید. شما می‌توانید محتوا را بخرید... اما اگر محتوای اختصاصی خود را ایجاد کنید بسیار بهتر است، که این اتفاقی است که در Nextdoor می‌افتد. و سومین چیز این است که شما به مخاطبانی نیاز دارید که بتوانید LLMهای خود را در برابر آنها آزمایش کنید، زیرا اینگونه است که آنها باهوش‌تر می‌شوند. و با ۱۰۰ میلیون کاربر، ما بدیهی است که یک ظرف ماهی بسیار بزرگ داریم.

آیا تا به حال آن هوش مصنوعی را مجوز می‌دهید؟

من دیدگاه بسیار قوی در این مورد دارم، [که این است]: اگر بتوانید محتوای Nextdoor را پیدا کنید، چه Google یا OpenAI یا Microsoft Passport، چرا به Nextdoor می‌آیید؟ بنابراین نظر شخصی من این است که اگر پلتفرمی وجود دارد که یک پایگاه داده اختصاصی از محتوا دارد که دلیل بازدید کاربران از آنها است، بسیار بسیار بسیار خطرناک است که آنها آن را به یکی از مکان‌هایی بدهند که، صادقانه بگویم، مصرف کنندگان ترجیح می‌دهند ابتدا به آنجا بروند. من هرگز نمی‌گویم هرگز. اما دیدگاه قوی که من دارم این است: اگر ارزش Nextdoor را می‌خواهید، من می‌خواهم که به Nextdoor بیایید.

شما سال‌هاست که [سرمایه‌گذار خطرپذیر مشهور] بیل گِرلی را می‌شناسید. او در هیئت مدیره Nextdoor است. به گفته The Information، او برکناری شما را مهندسی کرد، سپس پس از مسطح شدن رشد، شما را فراخواند. آیا این یک بازگویی دقیق است؟

نه، دقیق نیست. اما ببینید، هیچ کس در اطراف شرکت نبود که از مسیر آن هیجان زده باشد. منظورم این است که ما عمومی شده بودیم و سهام ما ۹۰ درصد کاهش یافته بود. این یک چیز بیل گِرلی یا یک چیز نیراو تولیا یا هیچ فردی نبود. واضح بود که باید کاری انجام دهیم. بیل کسی است که من از سال ۱۹۹۶ او را می‌شناسم. من از سال ۱۹۹۹ با او کار کرده‌ام، زمانی که او اولین شرکت من را تأمین مالی کرد. نمی‌دانم کسی وجود داشته باشد که در دوران حرفه‌ای من تأثیرگذارتر از بیل بوده باشد. من بسیار به او احترام می‌گذارم. ما همیشه با هم موافق نیستیم، اما ما یک رابطه کاری شگفت انگیز از طریق سه شرکت مختلف داشته‌ایم و او برای من ارزشمند است و زمانی که Nextdoor را ترک کردم ارزشمند بود و زمانی که در هیئت مدیره با هم بودیم ارزشمند بود و هیچ یک از ما خوشحال نبودیم. این فقط من و بیل نبودیم. این شامل سارا فریار، که در آن زمان مدیرعامل بود، می‌شد. همه ما می‌خواهیم تلاش کنیم این شرکت را عالی کنیم و فقط سعی می‌کنیم راهی برای انجام این کار پیدا کنیم.

آیا می‌خواهید این کار را به عنوان یک شرکت سهامی عام انجام دهید؟ من تعجب می‌کنم که آیا با تمام کارهایی که می‌خواهید انجام دهید، هیچ فایده‌ای برای خصوصی کردن مجدد Nextdoor وجود دارد یا خیر. آیا در مورد این موضوع با هیچ خریدار [سهام خصوصی] صحبت کرده‌اید؟

ما در مورد این نوع چیزها اظهار نظر نمی‌کنیم. اما [این] یک سوال واقعاً جالب است، که از نظر تئوری، آیا ما در نظر می‌گیریم که خصوصی شویم. فقط با بازگشت به بیل، من گفتگوهای زیادی با بیل در این مورد داشتم، زیرا بدیهی است که بیل در درجه اول یک سرمایه‌گذار شرکت خصوصی بوده است و من در درجه اول مدیرعامل شرکت خصوصی بوده‌ام، بنابراین این یک مکان راحت برای بودن است، زیرا ما این کار را برای ده‌ها انجام داده‌ایم.

وقتی شما یک شرکت سهامی عام هستید، نتایج فصلی بسیار مهم است. وقتی شما یک شرکت سهامی عام هستید، امتیاز شما، که قیمت سهام شما است، چیزی است که شما هر روز در زمان واقعی می‌بینید، در حالی که به عنوان یک شرکت خصوصی، تا زمانی که رابطه خوبی بین سرمایه‌گذاران و مدیریت خود داشته باشید، می‌توانید شرط‌بندی‌های بلندمدت انجام دهید و می‌توانید کارهایی انجام دهید که ممکن است بر معیارهای کوتاه‌مدت تأثیر بگذارد بدون اینکه واقعاً درد یک واکنش فوری خارجی را همزمان احساس کنید.

آنچه بیل و من در مورد آن صحبت کردیم این است که اگر واقعاً می‌خواهید این شرکت عالی باشد، باید این کار را به عنوان یک شرکت سهامی عام انجام دهید. این تقریباً معادل این است که آیا می‌خواهید در لیگ‌های بزرگ بازی کنید یا لیگ‌های کوچک؟ منظورم این است که شرکت‌های خصوصی هنوز هم لیگ‌های کوچک هستند. وقتی در نهایت عمومی می‌شوید، مسئولیت‌های بیشتری وجود دارد. شما دقیق‌تر ردیابی می‌شوید. شما در اطراف خود شک و تردید بیشتری دارید. و افرادی وجود دارند که عمیقاً به عملکرد کوتاه مدت و همچنین بلند مدت اهمیت می‌دهند، اما اینها همه عضلاتی هستند که به هر حال باید بسازید. من [همچنین] فکر می‌کنم هزینه خصوصی شدن و سپس به آرامی اما مطمئناً دوباره ساختن آن و عمومی شدن در نهایت در آینده، این فقط شبیه راه رفتن در یک دایره بزرگ به نظر می‌رسد.

در حال حاضر چه کسی مالک Nextdoor است؟ می‌دانم شما یک موقعیت قابل توجه داشتید، همانطور که Benchmark داشت. من دیدم که مدیریت سرمایه گذاری Ark کتی وود اخیراً چیزی شبیه به ۴٪ از سهام کلاس A شما را افزایش داده است.

بله، کاملاً. این همه اطلاعات عمومی است. بنابراین من بزرگترین سرمایه‌گذار فردی هستم. بیل و Benchmark بزرگترین سرمایه‌گذاران نهادی هستند. هیچ یک از ما از زمان عرضه اولیه سهام چیزی نفروخته‌ایم، بنابراین باید بدانید که ما بسیار بسیار بسیار مطمئن هستیم که پتانسیل Nextdoor بیشتر از چیزی است که امروز دیده می‌شود و ما هر روز برای تحقق آن تلاش می‌کنیم، نه تنها برای همه سهامداران خود، بلکه شامل ما به عنوان دو سهامدار اصلی نیز می‌شود.

کتی کسی است که ما احساس می‌کنیم بسیار خوش شانس هستیم که موقعیت بزرگی در Nextdoor به دست آورده‌ایم، اما یک چیز جالب در صنعت ما رخ داده است: ما یک شرکت زیر مقیاس هستیم، در حال حاضر با ارزش بازار یک میلیارد دلاری. همه نوع چالش‌های زیر مقیاس بودن را درک می‌کنند. یکی از آنها این است که اکثر سرمایه‌گذاران بزرگ، سرمایه‌گذاران نهادی - حتی مجاز به خرید سهام در شرکت‌هایی که ارزش بازار آنها زیر ۳ میلیارد دلار یا ۴ میلیارد دلار است، نیستند. بنابراین ما سرمایه‌گذاران بیشتری، سرمایه‌گذاران بلندمدت، سرمایه‌گذاران معتبر می‌خواهیم، اما باید این کار را به آرامی اما مطمئناً انجام دهیم زیرا در حال حاضر زیر مقیاس هستیم و تا زمانی که خودمان را کمی بیشتر ثابت نکنیم، این فرصت را نخواهیم داشت.

این فقط به همان چیزی برمی‌گردد که چند دقیقه پیش در مورد آن صحبت می‌کردیم، که این است: ما باید ارزش خود را ثابت کنیم و این چیزی است که با یک محصول بهتر شروع می‌شود که ارزش بیشتری را برای کاربران ما ثابت می‌کند، که سپس به تبلیغ‌کنندگان ما اجازه می‌دهد تجربه بهتری داشته باشند، که به معیارهای مالی ما اجازه می‌دهد بهتر باشند و در نهایت همه اینها از خود مراقبت می‌کنند. اما در حال حاضر، ما در مکانی هستیم که تقریباً هر کاری که انجام می‌دهیم باید بهتر انجام شود.