از میان تمام میدانهای نبرد سه سال اخیر، از غزه تا سوریه، کرانه باختری و لبنان، نبرد ارتفاعات علی طاهر پیچیدهترین نبرد برای کسب پیروزی بود؛ سرهنگ دوم «م»، فرمانده نیروهای ویژه ایگوز، این مطلب را در یک مصاحبه کمیاب و رسمی با روزنامه جروزالیم پست در روز چهارشنبه بیان کرد.
عملیات تصرف ارتفاعات در لبه منطقه تحت کنترل IDF در جنوب لبنان ماهها به طول انجامید، زیرا دهها تروریست، تخمین زده میشود حدود ۵۰ نفر، در داخل تونل سنگر گرفته بودند تا اینکه IDF در سوم سپتامبر کنترل را به دست گرفت.
«م» شکست حزبالله در علی طاهر توسط نیروهای او و لشکر ۳۶ IDF را به طور کلی یک عقبنشینی بزرگ برای گروه تروریستی و همچنین برای ایران دانست، «هم در سطح نمادین و هم در سطح عملیاتی فرماندهی و کنترل.»
IDF عملیات تخریب ۱۴ مسیر تونلی در ارتفاعات را، که مجموعاً حدود ۵.۴ کیلومتر طول داشتند و طی ۲۰ سال با کمک ایران ساخته شده بودند، با استفاده از حیرتانگیز ۱۱۰۰ پوند مواد منفجره، تحت نام رمز «قلم آتش» اجرا کرد.
«م» به پست گفت که چالشها چندوجهی بودند.
چگونه یک واحد نخبگان IDF نبرد ارتفاعات علی طاهر را برد؟
اولاً، او گفت که صعود به ارتفاعات ۶۰۰ متری بسیار دشوار بود و مسیرهای بسیار کمی داشت.
این امر باعث شد کار برای حزبالله آسانتر شود تا مسیرهای دسترسی به مخفیگاه زیرزمینی خود را مینگذاری کند.
سپس، «م» گفت که حجم پهپادهای انتحاری که برای حمله به نیروهای ویژه ایگوز ارسال شدند، بیسابقه بود.
«ارتفاعات و مخفیگاه کاملاً ایرانی بودند، با نیروهای حزبالله، یکی از بزرگترین مجموعههای زیرزمینی در لبنان»، با اختیار فرماندهی و کنترل بر کل منطقه نباطیه، گفت «م».
او افزود: «از مرکز فرماندهی ارتفاعات علی طاهر، حزبالله تمام حملات آتش توپخانهای دوربرد و کوتاهبرد خود را بر IDF و همچنین بر شهروندان اسرائیلی در شمال اسرائیل مدیریت میکرد. حزبالله اینجا احساس امنیت بسیار زیادی میکرد و فکر میکرد در برابر حملات مصون است.»
اما «م» گفت که کماندوهای ایگوز او «با قدرت و سرعت وارد شدند، ابتدا با گروههای کوچک نیرو برای محاصره و قطع منطقه. سپس ما گروههای کوچک شناسایی را به داخل ستاد زیرزمینی بسیار پیچیده فرستادیم که دهها تروریست، تهدیدات راکتی و پهپادی منظم از آنجا وجود داشت.»
سپس، «م» گفت که برای اجتناب از دامهای متعدد که حزبالله برای آنها گذاشته بود، نیروهای ویژه او مجبور بودند از طیف وسیعی از فناوریهای پیشرفته و همچنین مهارتهای فوقالعاده صیقلخورده میدانی استفاده کنند، مانند توانایی دیدن و بوییدن تقریبی دامها و پهپادها لحظاتی قبل از اصابت.
«م» اشاره کرد که کمککننده بود که نیروهای ویژه ایگوز با استفاده از تاکتیکهای مختلف برای منحرف کردن توجه نیروهای حزبالله از رویکرد کماندوها تا زمانی که خیلی دیر شده بود، غافلگیری کامل را علیه نیروهای حزبالله در علی طاهر به دست آوردند.
این بدان معنا بود که وقتی حزبالله شروع به استفاده بیشتر از پهپادها و آتش توپخانه کرد، نمیدانست آتش خود را به کجا هدایت کند، «م» توضیح داد.
«م» گفت که در موارد بسیاری درگیریهای مسلح آنقدر نزدیک بود که کماندوهای او «ترس و تعجب را از نزدیک در چشمان دشمن میدیدند.»
علیرغم غافلگیری، «م» جنگجویان حزبالله در مجموعه را به دلیل «مقاومت شدیدتر از هر نبرد دیگر در لبنان – آنها میدانستند نبرد چقدر مهم بود» تحسین کرد.
کاپیتان «د» از نیروهای ویژه تونلسازی یاهالوم به پست گفت که منطقه اطراف مخفیگاه حزبالله و داخل آن پوشیده از دوربینهای نظارتی و طیفی از مواد منفجره دستساز کوتاهبرد و دوربرد بود، به طوری که هر کسی که وارد میشد ممکن بود پس از عبور از یک ماده منفجره احساس امنیت کند، تنها تا قربانی بعدی شود.
سپس، «د» گفت که نیروهای یاهالوم او از طیف گستردهای از تکنیکها برای تجزیه و تحلیل تمام قطعات مختلف شبکه تونل ارتفاعات علی طاهر استفاده کردند تا بتوانند آن را دقیقاً به بخشهایی تقسیم کنند که میخواستند تسخیر کنند و بخشهایی که فقط میتوانستند با دینامیت منفجر و قطع کنند.
برای انجام این کار، «د» گفت که آنها متخصصان برتر را از سراسر IDF فراخواندند تا بهترین و خلاقانهترین برنامه را توسعه دهند.
«د» افزود که عملاً دهها بار در طول نبرد بر سر علی طاهر وجود داشت که اگر چیزی اندکی متفاوت پیش میرفت، میتوانست کشته شود.
در یک مثال، «د» یادآوری کرد که سانتیمترها فاصله داشت تا روی یک مین به خوبی استتار شده قدم بگذارد، اما حس ششمی داشت که چیزی در مورد توپوگرافی مشکوک است و از حرکت مرگبار رو به عقب کشید.
در حادثه دیگر، یک پهپاد لحظاتی پس از خروج او به خودرویی که در آن سفر میکرد برخورد کرد، خودرو را نابود کرد اما او سالم ماند.
هر دو «م» و «د» گفتند که صخرههای بزرگ در زمین یک چالش خاص بودند، اما ایگوز و یاهالوم از عهده آن برآمدند، راه را برای نیروهای اضافی باز کردند و کل مجموعه را منفجر کردند.
علاوه بر این، هر دو «م» و «د» درباره مشارکتهای سنگین ایران در ساختار فنی و تاکتیکی مجموعه صحبت کردند که آن را در جنوب لبنان منحصربهفرد میساخت.
همچنین، «د» فرآیندی خلاقانه برای انتقال سریع مواد منفجره از کامیونهای نزدیک به اعماق ستاد حزبالله را توصیف کرد، هم برای کارایی و هم به طوری که تروریستها نتوانند مداخله کنند.
در پاسخ به سوال درباره دشواریهای کابینه امنیتی اسرائیل و دولت ترامپ که در یک نقطه دستور توقف عملیات علیه حزبالله در علی طاهر را صادر کردند تا آتشبس گستردهتر با ایران را تضعیف نکنند، «م» گفت که IDF و مقامات سیاسی در تمام زمانها کاملاً هماهنگ بودند.
«هر جا و هر زمان که منطقهای به عنوان میدان نبرد تعریف شد، ما هر کاری انجام دادیم تا به نتیجه مطلوب برسیم،» گفت «م».
تا زمانی که IDF مجموعه را نابود نکرد، این مکان به عنوان «مرکز اعصاب» برای واحد بدر خدمت میکرد و حزبالله تا رسیدن به محله ضاحیه بیروت، زیرساختی با مقیاس مشابه در شمال آن نداشت.
طبق اعلام IDF، عملیات با عبور از رود لیتانی و تلاش برای غافلگیر کردن حزبالله آغاز شد.
IDF عملیات فریبی طراحی کرد تا گروه تروریستی را متقاعد کند که سربازان در حال آماده شدن برای عبور از منطقه دیگری هستند، در حالی که همزمان یک مسیر دور زدن پنهان را طی چند روز باز میکرد.
در حالی که اکثر جنگجویان حزبالله کشته شدند، برخی موفق به فرار شدند با توجه به تعداد زیاد چاههای تونل متصل به شبکه.
جنبههایی از عملیات نیز به تدریج انجام شد تا هیچ لحظه دراماتیک واحدی تا زمانی که خیلی دیر شده بود وجود نداشته باشد، به منظور فرو بردن ایران در غفلت زمانی که حزبالله شروع به درخواست ناامیدانه کمک کرد.
«م» نتیجه گرفت: «پس از کاری که ما اینجا با آنها کردیم، آنها درک میکنند که ما میتوانیم هر جایی به آنها برسیم.»