اشتراک
سیاست امور جهانی

آنچه ترامپ درباره شی درک نمی‌کند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

دونالد ترامپ با تکیه بر روابط شخصی و ادعای شناخت نزدیک از شی جین‌پینگ، تلاش دارد از این طریق با چین تعامل کند؛ رویکردی که به باور کارشناسان، ناشی از درک نادرست او از شخصیت و استراتژی رهبر چین است. شی جین‌پینگ برخلاف تصور ترامپ، رهبری بی‌احساس و محاسبه‌گر است که نه با صمیمیت شخصی، بلکه با صبر استراتژیک عمل می‌کند. او با استفاده از الگوی «جمع‌آوری فنر»، سال‌ها سکوت و صبر پیشه کرده و در لحظات حساس با اقداماتی غیرمنتظره و قاطع، طرف آمریکایی را غافلگیر می‌کند. در حالی که ترامپ دیپلماسی را نوعی قمار یا بازی مبتنی بر کاریزمای فردی می‌داند، شی در نظامی بزرگ شده که هرگونه پویایی شخصی و صراحت را سرکوب کرده است. اقدامات شی، از جمله سرکوب نخبگان حزبی و حتی برکناری نزدیک‌ترین یاران قدیمی‌اش، نشان‌دهنده بی‌رحمی او در حفظ قدرت و تقدم منافع ملی چین بر روابط دوستانه است. در تمامی دیدارهای دوجانبه، در حالی که ترامپ به دنبال توافق‌های تجاری برای نمایش موفقیت بود، شی با استفاده از ابزارهایی مانند کنترل صادرات و اقدامات تلافی‌جویانه، عملاً آمریکا را در موضع ضعف قرار داد. اکنون به نظر می‌رسد شی با نگاه به افول قدرت واشنگتن و برنامه‌ریزی بلندمدت برای آینده چین، نیازی به توافق واقعی با ترامپ نمی‌بیند و تنها از این نمایش‌های صمیمیت برای خرید زمان و پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند. این تقابل میان رویکرد خوش‌بینانه و شخصی ترامپ با محاسبات سرد و ساختارمند شی، نشان‌دهنده شکاف عمیقی است که ترامپ هنوز نتوانسته است آن را درک کند.

رئیس‌جمهور ترامپ در ۲۴ سپتامبر میزبان شی جین‌پینگ برای یک بازدید رسمی خواهد بود و بار دیگر ادعای صمیمیت خود با رهبر چین را در کانون روابط دو ابرقدرت قرار می‌دهد. اما اصرار ترامپ بر اهمیت این رابطه شخصی نشان می‌دهد که او چقدر اندک رقیبش را می‌شناسد.

من از زمانی که شی وارث قدرت چین شد، او را مطالعه کرده‌ام و در روزهای پایانی دولت جورج دبلیو بوش به عنوان تحلیلگر در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) مشغول به کار شدم. سال‌ها صرف رمزگشایی شخصیت شی برای رؤسای جمهور آمریکا کردم، زیرا به عنوان متخصص ارشد جامعه اطلاعاتی در مورد شی شناخته می‌شدم. همچنین دو سال را به عنوان مدیر پرونده چین در شورای امنیت ملی گذراندم، جایی که تمام تعاملات رئیس‌جمهور بایدن با شی را مدیریت می‌کردم و دیپلماسی با چین را در سراسر دولت آمریکا هماهنگ می‌نمودم.

ترامپ برای دهه‌ای اکنون میان دلجویی از شی و درگیری با او نوسان داشته است. پس از دوره اول ریاست جمهوری، ترامپ شی را دوست خود خواند و او را کسی توصیف کرد که خوب می‌شناسد. تجربه او با شی ظاهراً او را به این باور رسانده است که بینش یکتا و مستقیمی نسبت به رهبر چین دارد که کارکنان و مشاورانش فاقد آن هستند؛ در سال گذشته، او حتی افراد مورد اعتماد نزدیک خود مانند جارد کوشنر و استیو ویتکاف را از دیپلماسی فشرده با چین کنار گذاشت و عملاً مانند مسئول دفتر امور چین عمل کرد.

راهبرد اصلی ترامپ برای کسب اهرم فشار بر شی، غیرقابل پیش‌بینی بودن یا حداقل تلاش برای چنین چیزی بوده است. با این حال، در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، شی بیشتر از آنکه ترامپ او را غافلگیر کند، خودش ترامپ را غافلگیر کرده است. دلیل آن این است که روش عملیات شی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، شبیه به یک عروسک فنردار (jack-in-the-box) است: او سال‌ها و گاهی دهه‌ها با صبر فنر را جمع می‌کند و سپس در لحظه مناسب پرش می‌کند. نتیجه همیشه حیرت‌انگیز است.

شی تا حد زیادی با ارائه خود به عنوان فردی دارای دست‌های ثابت لازم برای از سرگیری اصلاحات اقتصادی متوقف شده، بدون اینکه توافقات نانوشته راحت‌طلبانه‌ای که رقابت‌های جناحی حزب کمونیست را مهار می‌کردند، برهم بخورد، به رهبری چین رسید. اما به محض تثبیت قدرت، شی کمپینی شدید علیه همان نخبگان حزبی راه انداخت که او را بالا کشیده بودند.

صلابت شی، درست همانطور که همکاران چینی‌اش را غافلگیر کرد، ترامپ را نیز غافلگیر نمود. در زمان دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، شی به بازی سیاسی به عنوان یک مسابقه پوکر آرام و فشرده عادت داشت، جایی که رهبر چین با ظرافت مشخصی کارت‌های حریفان را می‌خواند و کارت‌های خود را بررسی می‌کرد. در همین حال، ترامپ سیاست‌گذاری و سیاست را بیشتر شبیه به یک قمارباز خوش‌شانس در یکی از کازینوهایی که مالک آن بود، پیش می‌برد. در اولین دیدار خود با ترامپ در مارالاگو در سال ۲۰۱۷، شی هنگام خوردن یک تکه کیک شکلاتی زیبا، از حملات هوایی آمریکا به سوریه مطلع شد. او سال‌های بین دوره اول و دوم ریاست جمهوری ترامپ را صرف جمع کردن فنر برای مقابله با رئیس‌جمهوری کرد که حالا روش عملیاتش را می‌شناخت—و آماده می‌شد تا در لحظه مناسب پرش کند.

آن لحظه در اوایل دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ فرا رسید. در آوریل ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور آمریکا تعرفه‌های «روز آزادی» خود را اعلام کرد که برخی از آن‌ها عملاً به معنای تحریم چین بود. شی با تنها رهبر جهان بودن که به جای سازش، اقدام به تلافی کرد، ترامپ را غافلگیر نمود. در نهایت ترامپ مجبور به عقب‌نشینی شد.

در آستانه اجلاس دو رهبر در سئول در پاییز گذشته، شی دوباره تیم ترامپ را غافلگیر کرد—این بار با رونمایی از مجموعه‌ای گسترده از کنترل‌های صادراتی بر عناصر کمیاب، که در نهایت آمریکا را وادار به لغو کنترل‌های صادراتی خود بر چین کرد. تمایل پکن به تشدید تنش، انحراف قابل توجهی از الگوی قبلی کوچک‌نمایی اختلافات پیش از چنین اجلاس‌هایی بود و نشان داد که شی بیش از آنکه به دنبال توافق باشد، به محدود کردن توانایی واشنگتن برای هدف قرار دادن چین علاقه‌مند است.

به همین ترتیب، نشست سئول و بازدید بعدی ترامپ از پکن در ماه مه، جز توافق‌نامه‌های تجاری نسبتاً جزئی که شرکت‌ها و بخش‌های خاصی را تحت تأثیر قرار می‌داد، خروجی دیگری نداشت. دولت ترامپ، که بدون شک از نبود هرگونه توافق معنادار ناشی از این اجلاس‌ها ناامید شده بود، تصمیم گرفت بر تلاش‌های ترامپ برای تعمیق رابطه شخصی خود با شی تأکید کند. رئیس‌جمهور آشکارا معتقد است که این رابطه شخصی به او امکان می‌دهد توافقاتی را که منافع آمریکایی را پیش می‌برند، تضمین کند.

این انتظار هیچ پایه مشاهده‌پذیری در ۱۴ سال حکومت شی ندارد. حتی با استانداردهای حاکمان اقتدارگرا مانند ولادیمیر پوتین روسیه، شی نشان داده است که در مورد روابط شخصی—از جمله روابط با اعضای دایره داخلی خود، چه رسد به رهبر رقیب ژئوپلیتیکی اصلی چین—بدون احساسات است. شی در این زمینه بسیار متفاوت از پوتین است. در حالی که پوتین در عرصه بین‌المللی ریسک‌های افراطی می‌کند اما از پاسخگو کردن همکارانش به خاطر ناکارآمدی اکراه دارد، شی دقیقاً برعکس عمل می‌کند. او در سیاست بین‌الملل محاسبه‌گر و سنجیده است اما در طرد کردن حتی همکاران قدیمی به اتهام تخلف، بی‌رحم است.

در ماه ژانویه، شی فرمانده عالی ارتش خود، ژنرال جانگ یوسیا را برکنار کرد. رابطه بین شی و جانگ دهه‌ها قدمت داشت و نه تنها به دوران کودکی آن‌ها بلکه به پدرانشان که در جنگ داخلی خونین چین همرزم بودند، بازمی‌گشت. چهار سال پیش، شی بازنشستگی جانگ را به تعویق انداخت تا او را برای کمک به مدیریت بزرگ‌ترین و دومین ارتش قدرتمند جهان نگه دارد. ما نمی‌دانیم چه چیزی شی را به اخراج جانگ واداشت، اما با توجه به تاریخچه بین این دو نفر، این اقدام به اندازه هر چیزی در فصل پایانی سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) وحشیانه و غیرمنتظره بود.

رویکرد شی به واشنگتن نیز به طور مشابه بی‌تفاوت بوده است. در جریان بازدید ترامپ از پکن، رئیس‌جمهور آمریکا شی را ستایش‌های فراوانی کرد، اما رهبر چین با بی‌تفاوتی سنگین پاسخ داد.

تمایل ترامپ به تبدیل کاریزمای شخصی به توافقات ممکن است یکی از کمتر عجیب‌ترین ویژگی‌های او باشد. در واقع، چیزی در این تکانه وجود دارد که ذاتاً آمریکایی است. حتی—شاید به ویژه—برای کسی که از خارج از حلقه قدرت واشنگتن (Beltway) آمده است، صعود در نردبان سیاسی آمریکا نیازمند مقدار زیادی چاپلوسی و جذابیت شخصی، اگر نه کاریزما، است. کسانی که به قله این نردبان می‌رسند، اغلب فرض می‌کنند که همان ویژگی‌ها در عرصه بین‌المللی نیز به درد آن‌ها خواهد خورد. جو بایدن از طریق سنای آمریکا بالا رفت، جایی که نیاز به خوش‌رفتاری و توانایی برقراری توافق با رقبا داشت. جورج دبلیو بوش و بیل کلینتون به خاطر خوش‌مشربی‌شان شناخته می‌شدند. حتی می‌توان گفت که صمیمیت تحمیلی، خلق‌وخوی ملی ماست.

در مقابل، شی در سیستمی بزرگ شد که صراحت لهجه و پویایی شخصی را تنبیه می‌کرد. رئیس و راهنمای پدرش، هو یائوبانگ اصلاح‌طلب، که مرگش در سال ۱۹۸۹ اعتراضات میدان تیان‌آنمن را برانگیخت، به خاطر صریح‌گویی‌اش شناخته می‌شد که نقش حیاتی در سقوط سیاسی او داشت. برکناری هو، سیاست‌ورزی آزاد را برای همیشه از صفوف رهبری چین ریشه‌کن کرد.

با ورود به دیدار بعدی خود با شی، ترامپ ظاهراً صادقانه باور دارد که دست بالا را دارد. با این حال، یک صفحه نمایش دوگانه نگران‌کننده همراه با هر اجلاس دوره دوم ریاست جمهوری او بوده است. در سئول، شی وارد جلسه شد در حالی که تازه برنامه پنج‌ساله توسعه چین تا سال ۲۰۳۰ را ترسیم کرده بود. در مقابل، ترامپ در میانه طولانی‌ترین تعطیلی دولت در تاریخ آمریکا قرار داشت. در ماه مه، شی میزبان ترامپ برای نشستی بود که ترامپ قبلاً به دلیل جنگ در ایران، که اوضاع خوبی نداشت، آن را به تعویق انداخته بود. شی اکنون برنامه‌ریزی می‌کند که پس از بازدید رسمی از واشنگتن، یک نشست بزرگ حزبی برگزار کند تا زمینه را برای دوره پنجم پنج‌ساله خود که سال آینده آغاز می‌شود، فراهم آورد. در همین حال، ترامپ حداکثر ظرف چند هفته پس از اجلاس، رئیس‌جمهوری لنگ‌زده (lame-duck) خواهد بود—یا بدتر، اگر دموکرات‌ها بتوانند مجلس نمایندگان یا سنای آمریکا را پس بگیرند.

تضاد آشکار در این دیدارها با ترامپ قطعاً دیدگاه شی نسبت به ایالات متحده را به عنوان یک قدرت رو به زوال اما خطرناک، و چین را به عنوان یک قدرت در حال ظهور تقویت کرده است. شی باور دارد که زمان به نفع اوست، بنابراین به توافق نیازی ندارد. او خوشحال است که بلاتکلیفی ناپایدار را از طریق نمایشی از صمیمیت با ترامپ ادامه دهد. در همین اثنا، شی در حال جمع کردن فنر برای پنجمین دولت ریاست جمهوری آمریکا در دوران تصدی خود است، هر آنچه که پیش رو داشته باشد.

تمام اظهارات مربوط به واقعیت‌ها، نظرات یا تحلیل‌ها بیان‌شده، متعلق به نویسنده است و بازتاب مواضع یا دیدگاه‌های رسمی دولت ایالات متحده نیست. هیچ محتوایی نباید به گونه‌ای تعبیر شود که تأیید اطلاعات توسط دولت آمریکا یا تایید دیدگاه‌های نویسنده را ادعا یا تلویح کند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theatlantic.com