فرهاد ن. تنها چند ماه داشت که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هواپیماهای ربودهشده بهطور تعمدی به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک اصابت کردند؛ بخشی از رشتهحملاتی به ایالات متحده که به کشته شدن هزاران تن انجامید.
بیستوپنج سال بعد، او به جرم کوبیدن خودروی مینیکوپر به میان جمعیت در مونیخ—که به مرگ دو نفر و زخمی شدن دهها تن انجامید—به حبس ابد محکوم شد.
سرگذشت این تبعه ۲۵ ساله افغان نشان میدهد که جهان پس از ۱۱ سپتامبر چگونه دستخوش تغییر شده و تهدیدات تروریستی و عملیات ضدتروریسم چگونه پیوسته در حال دگرگونی بودهاند.
حملات ۱۱ سپتامبر توسط القاعده طراحی شد؛ گروهی به رهبری اسامه بنلادن، میلیونر سعودی، که در پناه حکومت وقت طالبان در کابل قرار داشت؛ حکومتی که متعاقباً از قدرت ساقط شد.
پس از آن، فرهاد ن.—که نام خانوادگی او بر اساس قوانین حفظ حریم خصوصی در آلمان بهصورت اختصاری ذکر شده—در کشوری پرورش یافت که نیروهای بینالمللی به رهبری آمریکا ۲۰ سال در آن برای مهار طالبان جنگیدند.
او بعدها در زمره صدها هزار شهروند افغانستانی بود که برای دستیابی به صلح و رفاه راهی اروپا شدند؛ اما در نهایت تحت تأثیر تبلیغات آنلاین امامان جماعت در زادگاهش افراطی شد.
او هیچگونه وابستگی سازمانی یا پیوندی با گروه خاصی نداشت و به نظر میرسید کاملاً با ابتکار عمل شخصی خود اقدام کرده است.
یک دیپلمات پیشین آمریکایی با دههها تجربه در زمینه ضدتروریسم به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «در گذشته ما اینها را عاملان تکرو یا گرگهای تنها مینامیدیم. این آینده پیشرو است.»
این دیپلمات سابق که خواست نامش فاش نشود، افزود: «هیچکس نیازی ندارد که عضوی از یک گروه باشد... آنها میتوانند از یک گروه الهام بگیرند، یا حتی از چندین گروه تأثیر بپذیرند.» وی همچنین اشاره کرد که پیشرفتها در زمینه هوش مصنوعی در حال تشدید یک «نقطه عطف» در روند تکامل تهدیدات تروریستی است.
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی با شماری از کارشناسان درباره اینکه چگونه ابزارهای فناورانه ناموجود در ۲۵ سال پیش—از جمله پهپادها، هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی—محیطی کاملاً نوین و خطرناکتر رقم زدهاند، گفتگو کرده است.
ژنرال بازنشسته آمریکایی، جوزف ووتل، به این شبکه گفت: «ما شاهد حضور آنلاین بسیار گستردهتری هستیم. استفاده فزاینده از چهرههای تأثیرگذار مجازی را میبینیم... علاوه بر بازیگران سازمانیافتهای که در عرصه تروریسم به آنها عادت کرده بودیم، اکنون با عاملان تکرو و افراد متأثر از این فضا نیز مواجهیم.»
ووتل در اکتبر ۲۰۰۱، تنها چند هفته پس از حملات ۱۱ سپتامبر به نیویورک و واشینگتن، عملیات هلیبرن و چتربازی نیروهای آمریکایی بر مواضع طالبان در قندهار را فرماندهی کرد. او سپس نقشی کلیدی در آنچه «جنگ علیه تروریسم» نامیده شد ایفا نمود و علاوه بر خدمت در عراق، فرماندهی عملیات علیه شبهنظامیان گروه داعش را نیز بر عهده داشت.
او اظهار داشت: «این سازمانهای تروریستی بقای خود را حفظ کردهاند. آنها تا جای ممکن به تطبیق خود ادامه دادهاند... و پیچیدهتر و حرفهایتر شدهاند. شرایط امروزی برای کارشناسان امنیتی بهمراتب پیچیدهتر است.»
«تروریستهای سنتی»
در خصوص القاعده، سرگذشت پس از ۱۱ سپتامبر بر محور واگذاری امتیاز و شعب منطقهای استوار بوده است؛ گروههایی نظیر الشباب در سومالی و جماعت نصرتالاسلام و المسلمین (JNIM) در منطقه ساحل غرب آفریقا، که با پیوند زدن اهداف بومی خود به جاهطلبی القاعده برای اجرای حملات بینالمللی بیشتر، به این شبکه پیوستند.
این ساختار غیرمتمرکز به این برند تروریستی امکان داد تا پس از حملات سنگین ارتش آمریکا به رهبری آن و محروم شدن از پناهگاههای امن در افغانستان در ماههای پس از ۱۱ سپتامبر، به حیات خود ادامه دهد.
راهبرد نوین ضدتروریسم ایالات متحده که در ماه مه منتشر شد، القاعده و «تهاجمیترین زیرشاخه آن، القاعده در شبهجزیره عربستان (AQAP)» را در صدر فهرست خود از آنچه «تروریستهای سنتی اسلامگرا» مینامد، قرار داده است.
روابط ایران با القاعده و «نیروهای نیابتی تبهکار»
راهبرد ضدتروریسم ایالات متحده القاعده را تهدیدی بزرگ معرفی کرده و در عین حال ایران را «بزرگترین دولت حامی تروریسم در جهان» میخواند. حمایت تهران از گروههایی که از سوی واشینگتن بهعنوان سازمانهای تروریستی شناخته شدهاند، از جمله حزبالله و حماس، به طور گسترده مستند شده است.
ایران همچنین روابطی دیرینه با القاعده دارد. گزارشهای متعدد سازمان ملل حاکی از آن است که سیفالعدل، رهبر دوفاکتوی این گروه، در تهران ساکن بوده است؛ هرچند گزارشی اخیر نشان میدهد درگیریهای منطقهای از ۲۸ فوریه ممکن است امنیت او را به مخاطره انداخته باشد.
کارشناسان میگویند عملگرایی، بنیان این رابطه نامتعارف میان ایران با حاکمیت شیعی و این گروه شبهنظامی سنی را شکل میدهد. ژنرال بازنشسته آمریکایی جوزف ووتل اظهار داشت که تهران القاعده را ابزاری سودمند میداند، زیرا فعالیتهای آن «برای ایالات متحده هزینهتراشی میکند». پناه دادن به سیفالعدل نیز میتواند اهرم فشاری در دست تهران در برابر او باشد.
ایران به همین ترتیب از حماس—دیگر گروه سنی که از سوی واشینگتن تروریستی شناخته شده—پشتیبانی کرده و از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آن به اسرائیل که در آن حدود ۱۲۰۰ نفر کشته و ۲۵۰ نفر به گروگان گرفته شدند، حمایت نمود.
ایران همچنین به استفاده از گروههای نیابتی در گسترهای فراتر متهم شده است. گزارش سال ۲۰۲۵ مرکز مبارزه با تروریسم در وستپوینت بر استفاده فزاینده تهران از «نیروهای نیابتی تبهکار برای اجرای حملات، با هدف حفظ امکان انکار مسئولیت» تأکید کرده است.
گزارش ماه گذشته سازمان ملل شاخه شبهجزیره عربستان القاعده (AQAP) را «پیشگام» جنبش جهانی القاعده توصیف کرد.
در سالهای اخیر، مطالعات نشان دادهاند که شاخههای القاعده چگونه منابع مالی و آموزشی را هماهنگ میکنند. به عنوان مثال، ناظران سازمان ملل در سال گذشته به پرداخت باج ۵۰ میلیون دلاری به جماعت نصرتالاسلام و المسلمین اشاره کردند که این گروه آن را با القاعده در مغرب اسلامی (AQIM)، القاعده در شبهجزیره عربستان، و «رهبری ارشد القاعده در جنوب آسیا» به اشتراک گذاشته بود.
آنها همچنین بر حجم پیامرسانی آنلاین خود افزودهاند.
سارا حَرموش، کارشناس تروریسم و پژوهشگر مؤسسه امنیت مرزی و برنامه مطالعات افراطگرایی در دانشگاه جرج واشینگتن، به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی گفت: «تبلیغات القاعده در یمن پس از خروج از افغانستان تا امروز بهشدت اوج گرفته است. انتشارات آنها از مجموع آنچه من در چند سال گذشته منتشر کردهام بیشتر بوده است.»
وی افزود: «القاعده در یمن، همین چند ماه پیش... با انتشار بیانیهها و ویدیوهایی به تحریک حملات گرگهای تنها پرداخت و از افرادی که در غرب ساکن هستند خواست در خاک ایالات متحده و اروپا دست به عملیات بزنند.»
«حرکت در تاریکی مطلق؟»
در این محیط پرشتاب و متغیر، چالش دیگری نیز رخ نموده است: فرسایش توانمندیهای مبارزه با تروریسم.
این دیپلمات سابق اظهار داشت: «ما عملاً بدون دید حرکت میکنیم. در یک سال و نیم گذشته... ما هم نیروهایمان را از دست دادهایم و هم منابع مالیمان را.» وی افزود که فضای ژئوپلیتیک کنونی بر شدت این چالش افزوده است.
او ادامه داد: «در حال حاضر، ما به نوعی در کانون بحران، میان پیامدهای حمله ۷ اکتبر [حمله تحت رهبری حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳] و جنگ جاری با ایران قرار داریم. ما شمار زیادی از نیروهای زبده را که تجارب میدانی و دانش نهادی داشتند، از دست دادهایم.»
طی یک وبینار در ۲ سپتامبر در دانشگاه جرج واشینگتن، نگرانیهای مشابهی از سوی دیگر کارشناسان برجسته ضدتروریسم مطرح شد.
تام سندرسون از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی به «کاهش تمرکز بر تروریسم، بودجهها و پرسنل» اشاره کرد، در حالی که بروس هافمن از اندیشکده شورای روابط خارجی از «خروج دستهجمعی» کارکنان از دفتر مبارزه با تروریسم وزارت خارجه آمریکا—که سال گذشته تجدید ساختار شد—سخن گفت.
کاخ سفید یا وزارت امور خارجه آمریکا واکنش فوری به مسائل مطرحشده در این گزارش نشان ندادند. بودجه مبارزه با تروریسم پس از بازنگری در سال ۲۰۱۸ روند نزولی به خود گرفت و این کاهشها از سال ۲۰۲۵ شتاب بیشتری یافته است.
در راهبرد ضدتروریسم ایالات متحده آمده است: «جامعه اطلاعاتی کشورمان، که در چارچوبهای سنتی نگرش به تهدیدات گرفتار مانده، خدمت شایستهای به ملتمان نکرده است.»
جاناتان شرودن، مدیر ارشد پژوهش در اندیشکده سیانای (CNA) در واشینگتن، به این شبکه گفت که در سالهای اخیر یک تغییر سیاست کلیدی رخ داده است.
او گفت: «اهداف ما از نابودی تمامعیار این گروهها، به سمت مدیریت مؤثر تهدیدات ناشی از آنها... و دور نگاه داشتن این تهدید از خاک آمریکا تغییر یافته است.»
وی افزود: «من معتقدم ساختاری که ایالات متحده در حال حاضر در اختیار دارد، طی پنج تا هفت سال گذشته تا حد زیادی در تحقق این هدف مؤثر عمل کرده است.»