امارات متحده عربی و چین در حال آمادهسازی برای برگزاری چهارمین مانور مشترک نیروی هوایی خود در کمتر از چهار سال هستند که نشان میدهد همکاریهای دفاعی میان پکن و یکی از نزدیکترین شرکای امنیتی واشنگتن در خلیج فارس، چقدر به سرعت به امری عادی تبدیل شده است.
این مکان آشناست. دو دوره نخست سپر عقاب در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ در هوتان برگزار شد و پیش از آنکه امسال برای اولین بار به امارات منتقل شود. جنگندههای میراژ ۲۰۰۰-۹ اماراتی در نسخههای میزبانیشده توسط چین شرکت کردند، در حالی که پکن در دسامبر ۲۰۲۵ جنگندههای چنگدو J-10 را همراه با هواپیماهای هشدار زودهنگام پهپادی شانشی KJ-500 و تانکرهای سوخترسان هوایی YY-20A به امارات اعزام کرد.
برگزاری چهار مانور در چهار سال، سپر عقاب را به یکی از منظمترین نمونههای همکاری نظامی میان چین و یک شریک امنیتی آمریکا در خلیج فارس تبدیل کرده است.
احمد عبودوه، پژوهشگر ارشد برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چatham هاوس، این نظم را نشانهای از نهادینهتر شدن رابطه میداند.
او به آل-مونیتور گفت: «این روند تشدید میشود و به شکلی پایدار از همکاری تبدیل شده است.» او افزود که زمانبندی این مانور در جریان جنگ ایران، به ویژه در سایه کاهش اعتماد امارات به ایالات متحده به عنوان یک شریک امنیتی قابل اتکا، اهمیت ویژهای دارد.
این بدان معنا نیست که ابوظبی پکن را جایگزین واشنگتن میبیند. او گفت: «نه چین و نه کشورهای خلیج فارس نمیخواهند چنین اتفاقی بیفتد.» در عوض، عبودوه رابطه را بخشی از استراتژی پوشش ریسک امنیتی امارات توصیف کرد که هدف آن افزایش اهرم فشار ابوظبی بر دولت ترامپ است.
از فروش تسلیحات به تمرینات منظم
روابط دفاعی میان ابوظبی و پکن پیش از سپر عقاب شکل گرفته بود. چین امارات را به پهپادهای مسلح بالونگ و سایر تجهیزات نظامی مجهز کرده است، در حالی که دو کشور به تدریج تبادل و آموزشهای نظامی خود را گسترش دادهاند.
مانورهای هوایی جنبه عملیاتی به این پیوندها افزوده است.
سپر عقاب در آگوست ۲۰۲۳ آغاز شد، زمانی که هواپیماهای اماراتی برای اولین بار در یک مانور هوایی دوجانبه بین دو کشور به سینکیانگ اعزام شدند. دومین دوره در ژوئیه ۲۰۲۴ در هوتان برگزار شد. هر دو دوره شامل جنگندههای میراژ ۲۰۰۰-۹ اماراتی بودند.
دوره سوم گام دیگری فراتر بود. به جای میزبانی مجدد از هواپیماهای اماراتی در چین، پکن در دسامبر ۲۰۲۵ داراییهای نیروی هوایی ارتش آزادیبخش خلق چین را از جمله جنگندهها، هواپیماهای هشدار زودهنگام پهپادی و تانکرهای سوخترسان هوایی به امارات اعزام کرد.
این اقدام باعث ورود هواپیماهای نظامی چین به کشوری شد که میزبان نیروهای بزرگ آمریکایی و فرانسوی است. هواپیماهای آمریکایی و فرانسوی از پایگاه هوایی الظفره عمل میکنند و سیستمهای آمریکایی بخش عمدهای از ستون فقرات دفاع هوایی و موشکی امارات را تشکیل میدهند. فرانسه نیز بزرگترین حضور نظامی خود در خاورمیانه را در امارات حفظ کرده است.
با این حال، ابوظبی سالهاست که در حال گسترش شرکای دفاعی خود است و همزمان این روابط را حفظ کرده است. عبودوه گفت که این تنوعبخشی ممکن است در نهایت فراتر از آموزش به بومیسازی فناوری دفاعی و انتقال تکنولوژی در امارات نیز گسترش یابد.
بعد سیاسی دیگری نیز در بازگشت به هوتان وجود دارد. عبودوه استدلال کرد که برگزاری مانورها در سینکیانگ به پکن اجازه میدهد تا به مخاطبان داخلی خود نشان دهد که یک متحد مسلمان عرب حاضر به همکاری نظامی در آنجا است و این امر پوشش سیاسی برای سیاستهای چین نسبت به اقلیت اویغور در منطقه فراهم میکند.
سختافزار غربی همچنان حساس است
همکاری نزدیکتر همچنین نگرانیهایی را در واشنگتن و پایتختهای دیگر غربی ایجاد کرده است درباره اینکه نیروهای چینی تا چه حد میتوانند با فناوری نظامی غربی تعامل داشته باشند.
این موضوع قبلاً بر روابط دفاعی آمریکا-امارات تأثیر گذاشته است. مذاکرات بر سر خرید پیشنهادی ۵۰ فروند جنگنده F-35 توسط امارات، به دلیل نگرانیهای آمریکا درباره رابطه ابوظبی با پکن و احتمال افشای فناوری حساس آمریکایی، دچار بنبست شد.
به نظر میرسد امارات این حساسیت را در طول سپر عقاب به دقت مدیریت کرده است. جنگندههای F-16E/F بلوک ۶۰ ساخت آمریکا که متعلق به امارات هستند، تاکنون در مانورها در چین غایب بودهاند و ابوظبی در عوض از میراژ ۲۰۰۰-۹ ساخت فرانسه استفاده کرده است.
با این حال، آن میراژها در حال جایگزینی با ۸۰ فروند جنگنده رافال F4 هستند که امارات در سال ۲۰۲۱ از فرانسه سفارش داده است. در حال حاضر هیچ نشانهای مبنی بر برنامه امارات برای استقرار رافالها در طول سپر عقاب ۲۰۲۶ وجود ندارد و هواپیماهای شرکتکننده در مانور امسال هنوز اعلام نشدهاند.
رویدادهای در مصر با این حال نشان میدهد چرا سختافزار نظامی غربی که در کنار هواپیماهای چینی عمل میکند، جلب توجه میکند.
در طول مانور عقابهای تمدن ۲۰۲۶ در این هفته، جنگندههای چندمنظوره J-16 چینی در مقابل جنگندههای رافال DM/EM مصری، شبیهسازی نبرد هوایی در فاصله متوسط و نزدیک را انجام دادند. این نخستین مورد شناختهشده از اجرای مانورهای نبرد هوایی توسط جنگندههای چینی علیه یک پلتفرم جنگنده ساخت غرب بود.
رسانههای دولتی چین از این فرصت برای کسب آشنایی با عملکرد رافال استقبال کردند. این مانور همچنین نخستین اعزام J-16 به آفریقا را نشان میداد که توسط تانکرهای سوخترسان هوایی YY-20A و سایر هواپیماها در سفری بیش از ۶۰۰۰ کیلومتر پشتیبانی شد.
مصر و امارات روابط نظامی متفاوتی با چین و غرب دارند و تصمیم قاهره نشاندهنده رفتار ابوظبی با رافالهای خود نیست. اما مانورهای مصری نمونهای اخیر از دسترسیای هستند که مانورهای فزاینده پیچیده با نیروهای هوایی عربی میتوانند به چین برای دسترسی به پلتفرمهای ساخته شده در غرب بدهند.
رابطه تا کجا میتواند پیش برود؟
زمانبندی سپر عقاب همچنین این مانور را در داخل یک تلاش گستردهتر چین در سراسر منطقه قرار میدهد.
چین و مصر تنها در آوریل ۲۰۲۵ نخستین مانور عقابهای تمدن خود را برگزار کردند. در elsewhere، پکن مانورهای دریایی با ایران و روسیه، مانورهای ضد تروریسم با عربستان سعودی و گسترش فروش تسلیحات و تبادلهای نظامی در سراسر خاورمیانه را انجام داده است.
این فعالیتها هنوز بسیار کوچکتر از شبکه پایگاهها، مستقرسازیها و مانورهایی است که ایالات متحده حفظ کرده است. کشورهای خلیج فارس همچنان برای پیشرفتهترین هواپیماهای رزمی، دفاع موشکی، اطلاعات و نیازهای امنیتی گستردهتر خود به شدت به واشنگتن و سایر شرکای غربی متکی هستند.
اما برای عبودوه، پیامی «صریح» پشت مشارکت امارات با چین نهفته است: ابوظبی میخواهد واشنگتن بداند که آن گزینههایی در میان قدرتهای بزرگ دارد و آماده استفاده از آنهاست.
او گفت: «سؤال اکنون این است: همکاری دفاعی تا چه حد در همین مانورها متوقف خواهد شد یا به چیزی ملموستر، به ویژه در زمینه خرید تسلیحات و بومیسازی فناوری، توسعه خواهد یافت؟»
جنگ ایران همزمان دشواریهای ادامه دادن به این رابطه را نشان داده است.
چین همچنان بزرگترین خریدار نفت خام ایران است و در عین حال به شدت به انرژی کشورهای عربی خلیج فارس وابسته است. پکن با تحریمهای آمریکا علیه تهران مخالفت کرده و واشنگتن را از مداخله در تجارت چین-ایران هشدار داده است. در عین حال، دیپلماسی خود را با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که تحت حمله ایران قرار گرفتهاند، افزایش داده است.
خليفة السويدي، پژوهشگر مؤسسه دیپلماتیک انوار غرقاش و پژوهشگر ارشد بنیاد بورس و بازار، گفت که این درگیری برخی از مرزهای رابطه امارات-چین را آشکار کرده است. او به آل-مونیتور گفت: «جنگ حدود رابطه را آزمایش کرده است، به ویژه با توجه به تأیید ادراکشده - و تا حدی ضمنی - چین از آنچه در حال وقوع است»، و به گزارشهایی اشاره کرد که تصاویر ماهوارهای چینی به تهران ارائه شده است.
اما او از تفسیر رفتار پکن به عنوان شکست در برآورده کردن انتظارات اماراتی احتیاط کرد. او گفت: «چینیها در مورد ماهیت شراکت صریح بودند؛ هیچ تضمین امنیتی ارائه نشد.»
عبودوه نیز مشابه گفت که ابوظبی سعی کرده از رابطه خود با پکن برای کسب نفوذ بر تصمیمات منطقهای چین و ایجاد تعادلی برابر با شراکت چین-ایران استفاده کند. او گفت: «با این حال، این امر تاکنون ناموفق بوده است.» او افزود که این تجربه به معنای توقف تلاشهای امارات نیست.
مسئولان تمام شش وزارت خارجه کشورهای عضو GCC در تاریخ ۲۰ آگوست در ریاض با یک هیئت چینی دیدار کردند تا درباره حملات ایران به کشورهای خلیج فارس، ناوبری دریایی و امنیت انرژی بحث کنند. چند روز بعد، وزیر خارجه چین وانگ یی با همتای کویتی خود در پکن گفت که منطقه به «نقطه عطف بحرانی» رسیده و خواستار بازگشت به گفتگو و مذاکره شد.
سپر عقاب در داخل این مرزها قرار دارد. چهار مانور متوالی، تمرینات فزاینده پیچیده و مستقرسازیهای متقابل نشاندهنده رابطه نظامی است که نظم و تداومی را کسب کرده که تنها چند سال پیش غایب بود. برای ابوظبی، این امر شریک دفاعی دیگری و منبع دیگری از اهرم فشار فراهم میکند در حالی که روابط خود را متنوع میسازد.
جنگ ایران همچنین نشان داده است که این رابطه در حال حاضر تا کجا پیش میرود. چین همکاری، تجهیزات و آموزش ارائه کرده است، اما هیچ تضمین امنیتی - چیزی که پکن هرگز وعده آن را نداده است. آیا سپر عقاب در نهایت به خرید تسلیحات ملموستر، انتقال فناوری یا بومیسازی دفاعی منجر خواهد شد، نشان خواهد داد که امارات تا چه حد آماده است این رابطه را پیش ببرد.