شش ماه پیش، هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل با موشک و بمب به ایران حمله کردند و جنگ را آغاز نمودند، برخی از ایرانیان، در میان گردابی از احساسات متناقض، در این ویرانی چیزی غیرمنتظره دیدند: امید.
نگار، وکیل ۳۵ سالهای، با توصیف احساساتی که توسط دیگر ایرانیان در پیامهای صوتی و متنی تکرار شد، گفت: «تنها چیزی که از آن مطمئن هستم این است که غمگین نبودم. اضطراب بود. نگرانی بود. اما وقتی جنگ شروع شد، غمی وجود نداشت.»
شش ماه بعد، امیدی که نگار و دیگر ایرانیان به اینکه جنگ ممکن است آینده بهتری را نوید دهد، تا حد زیادی از بین رفته است و جای خود را به نگرانیهای آزاردهنده درباره آینده، بدبینی نسبت به نیات ایالات متحده و ناامیدی فزاینده از زندگی در یک اقتصاد رو به زوال داده است.
نیویورک تایمز در طول جنگ به طور مرتب با ایرانیان صحبت کرده است و همه به اندازه نگار و دیگر منتقدان دولت امیدوار نبودند. بسیاری از ایرانیان از نظام حمایت کرده و پشت آن ایستادهاند، یا هم با دولت و هم با این ایده که میتوان آن را از طریق نیروی نظامی از بین برد، مخالف بودهاند.
اما چه در ابتدا از عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل استقبال کرده باشند یا نه، بسیاری از ایرانیان میگویند که دیگر فکر نمیکنند دولت در آستانه فروپاشی است و بیشتر بر بقا در یک بحران اقتصادی پایدار تمرکز دارند که درگیری آن را بسیار بدتر کرده است.
نگار، که مانند همه مصاحبهشوندگان این مقاله، به شرط عدم ذکر نام خانوادگیاش به دلیل ترس از تلافی دولت صحبت کرد، گفت: «حتی نمیتوانم سطح اضطرابی را که درباره آینده و آنچه قرار است اتفاق بیفتد داریم، توصیف کنم.»
فاطمه، ۴۳ ساله، مدل سابق ساکن تهران، گفت که ناامیدی همه جا را فرا گرفته است. او گفت: «دیگر منتظر هیچ چیز نیستم. دست از تلاش برای پیشرفت برداشتهام و به سادگی سعی میکنم زنده بمانم.»
برای برخی از ایرانیان، سیاستگذاریهای نامنظم رئیسجمهور ترامپ نقطه عطفی بوده است. پس از آنکه ایالات متحده در دستیابی به اهداف اعلام شده خود، از جمله جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، تغییر دولت و نابودی برنامه موشکی آن، شکست خورد، آقای ترامپ تهدید کرد که تمدن ایران را محو کند، به زیرساختهای کشور حمله کند و کشور را «به عصر حجر بازگرداند». حملات آمریکا و اسرائیل همچنین مکانهایی را که برای غیرنظامیان مهم هستند، از جمله کارخانههای فولاد، تاسیسات پتروشیمی، پلها و مکانهای تاریخی فرهنگی را هدف قرار داده یا آسیب رسانده است.
چندین ایرانی گفتند که اکنون ایالات متحده را اساساً خودخواه، اما همچنین بیکفایت و ناسازگار میدانند.
مصطفی، ۳۸ ساله، کارمند فناوری در استان گیلان در شمال ایران، درباره آقای ترامپ و دولت او گفت: «فکر نمیکردم چنین نمایشی از مواضع متناقض و بچگانه را به نمایش بگذارند.»
ایالات متحده اکنون شرط میبندد که افزایش فشار اقتصادی دولت ایران را مجبور به تسلیم شدن با مهار برنامه هستهای خود یا بازگشایی کامل تنگه هرمز، یک مسیر کشتیرانی کلیدی برای نفت خاورمیانه که از ابتدای جنگ عملاً آن را مسدود کرده است، خواهد کرد. فشار آمریکا و اسرائیل بر ایران، از جمله کشتن آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی، در ابتدای جنگ، نتوانسته است رهبران کشور را مجبور به عقبنشینی کند. در عوض، دولت مقاومتر از آنچه منتقدانش انتظار داشتند بوده و استبدادیتر شده است.
بسیاری از ایرانیان از کشته شدن آیتالله خامنهای خوشحال شدند، اما پسرش، مجتبی، جایگزین او به عنوان رهبر عالی شد. مقامات حتی تحمل کمتری برای مخالفت نشان دادهاند، دهها زندانی سیاسی را اعدام کرده و منتقدان را تحت تعقیب قرار دادهاند.
بهزاد، ۴۴ ساله، مدیر روابط عمومی در تهران، گفت: «جمهوری اسلامی متقاعد شده است که جهان را شکست داده و همه از آن میترسند.»
علی، ۴۲ ساله، مهندس در استان مازندران در شمال، این دیدگاه را تکرار کرد. او گفت: «در این مرحله، امید بسیار کمتری به سقوط جمهوری اسلامی دارم.»
با این حال، مهمترین دغدغه فوری اکثر ایرانیان، یافتن راهی برای بقا در اقتصادی است که حتی قبل از اینکه دولت ترامپ این هفته محدودیتهای جدیدی را اعلام کند، در حال سقوط آزاد بود.
بانک مرکزی این هفته اعلام کرد که نرخ تورم به ۸۴ درصد رسیده است. قیمت مواد غذایی هر هفته در حال افزایش است و حتی تخم مرغ برای بسیاری از ایرانیان طبقه متوسط و کارگر غیرقابل دسترس شده است. نگرانی از افزایش قریبالوقوع قیمت بنزین، که در ایران به شدت یارانهای است، منجر به صفهای طولانی در پمپ بنزینها شده است زیرا ایرانیان سعی در پر کردن باک خودروهای خود دارند.
ارزش پول ملی ایران، ریال، سقوط کرده و در روزهای اخیر به رکورد پایین تقریباً دو میلیون ریال در برابر دلار رسیده است که باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی شده است.
مرضیه، ۴۴ ساله، معلمی در بندرعباس، یک شهر بندری در جنوب ایران، گفت: «همه در تلاشند تا غذا، به ویژه برنج پاکستانی، بخرند و ذخیره کنند.» جنوب کشور بسیار بیشتر از سایر مناطق تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است، زیرا ایالات متحده در تابستان امسال حملات هوایی را برای از بین بردن کنترل ایران بر تنگه هرمز آغاز کرد.
مرضیه گفت که حتی اقلام اساسی مانند نخود و لوبیا نیز گرانتر شدهاند و او از رفتن به کافهها و میزبانی از مردم در خانه دست کشیده است.
او گفت: «آنچه ترسناک است این است که حقوق ما حتی قبل از شروع ماه جدید تمام میشود.»
با توجه به تمام این فشارها، چندین ایرانی گفتند که انتظار دارند دور جدیدی از اعتراضات به زودی آغاز شود، علیرغم استفاده مقامات از نیروی کشنده برای سرکوب تظاهرات سراسری در ژانویه. این اعتراضات در اواخر دسامبر پس از سقوط ارزش ریال آغاز شد و ارزش پول ملی حتی بیشتر نیز کاهش یافته است. با این حال، مقامات ایرانی تلاش کردهاند به مردم اطمینان دهند که میتوانند اوضاع را مدیریت کنند.
اگر دولت دسترسی به سوخت یارانهای را کاهش دهد، فشار بیشتری بر بسیاری از ایرانیان وارد خواهد شد. افزایش قیمت بنزین در سال ۲۰۱۹ اعتراضات گستردهای را برانگیخت.
اسماعیل، ۳۷ ساله، هنرمندی در تهران، گفت: «شما نمیتوانید یک قیام اقتصادی را با هیچ چیز متوقف کنید. جنگ آن را متوقف نمیکند و خشونت نیز آن را متوقف نخواهد کرد.»
در حال حاضر، بسیاری فقط سعی میکنند روزهای فزاینده دشوار را پشت سر بگذارند.
اسماعیل گفت که ایرانیان به «سیاهچالهای» سقوط کردهاند.
او گفت: «مردم گرسنه، سردرگم و ناتوان از یافتن راهی برای خروج هستند. ما در یک وضعیت فاجعهبار از هرج و مرج و رهاشدگی تنها هستیم.»
شیرین حکیم و صنم ماهوزی در تهیه این گزارش همکاری کردهاند.