دبی، ۲۸ اوت (رویترز) - شش ماه پس از حملات هوایی که جنگ را آغاز کرد و مجتبی خامنهای به شدت زخمی را به مقام رهبر معظم ایران رساند، او همچنان به طور کامل از دید و شنود ایرانیان پنهان است - خلایی در قلب رهبری کشور.
سوالات درباره وضعیت و نقش او به طور فزایندهای حساس شده است، زیرا ایران با تصمیمات حیاتی در مورد جنگی مواجه است که خاورمیانه را شعلهور کرده و اقتصاد از قبل شکننده کشور را نیز نابود کرده است.
مقامات ایرانی و سایر منابع ارشد در کشور میگویند خامنهای همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد و به دلایل امنیتی از پشت صحنه حکومت میکند، در حالی که از زخمهای بدشکلکننده بهبود مییابد و اختیارات روزانه گسترده را به گروهی از چهرههای ارشد تفویض کرده است.
اما با عدم انتشار هیچ عکس، ویدیو یا پیام صوتی از زمان انتصاب او در هفته اول جنگ، ایرانیان بیش از پیش نسبت به موقعیت او در جمهوری اسلامی که صدای رهبر در آن باید مطلق باشد، بدبین شدهاند.
«سوال دیگر این نیست که آیا مجتبی زنده است، بلکه این است که آیا ایران هنوز یک رهبر معظم کارآمد دارد»؛ این را الکس واتانکا از مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن گفت.
تنها پیامهای خامنهای به مردم ایران از طریق چند بیانیه کتبی بوده است که توسط گویندگان اخبار خوانده شده و او حتی در مراسم باشکوه یکهفتهای تشییع پدرش در ماه گذشته نیز غایب بود.
مقامات ارشد و سایر افراد نزدیک، غیبت خامنهای را به ترس از ترور نسبت میدهند و میگویند او جلسات مکرری با چهرههای ارشد برگزار میکند، همه گزارشهای مهم را دریافت میکند و تصمیم نهایی را در مورد هر موضوع مهم میگیرد.
رئیسجمهور مسعود پزشکیان در ۱۰ اوت گفت که یک جلسه هفت ساعته با خامنهای داشته است.
اما حتی در میان تندروترین حامیان جمهوری اسلامی، تردیدها در حال نفوذ است.
«ما باید صدای رهبرمان را بشنویم، یا نشانهای ببینیم که او بالاست و کشور را رهبری میکند تا اعتماد بیشتری به ما بدهد»؛ این را یکی از اعضای بسیج داوطلب در قم، شهر حوزه علمیه که در قلب دولت تئوکراتیک ایران قرار دارد، گفت.
در حالی که این عضو بسیج که به دلیل حساسیت موضوع خواستار ناشناس ماندن شد، گفت که معتقد است خامنهای واقعاً هنوز تصمیمات کلیدی را میگیرد، نبود حتی یک عکس به روحیه آسیب میزند و به نفع ایران نیست.
در میان ایرانیانی که با سلسله مراتب حاکم مخالفند یا خواهان اصلاحات گسترده هستند، پیام صریحتر است. «از کجا بدانیم مجتبی کشته نشده است؟» این را شهرخ، یک تاجر طرفدار اصلاحات در تهران که او نیز خواستار ناشناس ماندن شد، گفت.
او افزود: «منطقی نیست که حتی یک نشانه از زنده بودن او وجود نداشته باشد، چه رسد به شواهدی که نشان دهد او در تصمیمگیری دخیل است.»
سپاه پاسداران کلید ساختار قدرت
ایران شش ماه جنگ با قدرتمندترین دشمنان خود را پشت سر گذاشته و آسیبدیده اما همچنان پابرجا بیرون آمده است. نظام سیاسی آن حفظ شده است. ارتش آن همچنان توانایی قطع عرضه جهانی انرژی و حمله به متحدان آمریکا در خلیج فارس را دارد.
نهاد روحانیت نشان داده است که میتواند از دست دادن یک رهبر معظم و فرماندهان ارشد را بدون فروپاشی جذب کند و زنجیره فرماندهی سیاسی و نظامی وفادار به ایدئولوژی تئوکراتیک خود را حفظ کند.
اما اقتصاد ایران زیر بار هزینههای جنگ و محاصره چند ماهه صادرات نفت آن در حال فروپاشی است که ارزش ریال را سقوط داده و خطر از سرگیری اعتراضات گستردهای را که مقامات در ژانویه با کشتن هزاران معترض سرکوب کردند، افزایش میدهد.
در همین حال، نهاد حاکم حول یک الزام روشن سازماندهی مجدد شده است: حفظ دولت، بازگرداندن بازدارندگی و جلوگیری از بیثباتکننده شدن پیامدهای اقتصادی برای کشور.
سپاه پاسداران که از دیرباز نیرویی قدرتمند بوده، از آغاز جنگ نفوذ بیشتری یافته و همچنان در تفکر استراتژیک در رأس یک سیستم حکومتی بازپیکربندیشده حول شورای عالی امنیت ملی مرکزی است؛ این را منابع مذکور گفتند.
این رده بالای شامل فرماندهان ارشد سپاه و همچنین چهرههای سیاسی ارشد مانند پزشکیان و رئیس مجلس محمدباقر قالیباف است.
چندین منبع ارشد که رویترز در ایران با آنها تماس گرفت، گفتند که خامنهای در واقع با این چهرههای ارشد جلسه برگزار میکند، به طور کامل در مذاکرات شرکت دارد و در همه مسائل مهم حرف آخر را میزند.
یک مقام ارشد ایرانی گفت که تنها تعداد کمی از مقامات با خامنهای به صورت حضوری در تماس مستقیم هستند و هیچ جزئیاتی از او منتشر نشده است، زیرا ترس از درز اطلاعاتی وجود دارد که میتواند به آمریکا اجازه دهد او را هدف قرار دهد.
سلامت او در همین حال به طور قابل توجهی رو به بهبود است؛ این را شخصی نزدیک به حلقه داخلی خامنهای گفت و او را تیزبین و درگیر در تصمیمگیری توصیف کرد.
«با وجود همه فشارها، خدمات به مردم متوقف نشده است. خط مشی سیاست خارجی ما یکپارچه است و تصمیمات ما منسجم است. همه اینها نشان میدهد که رهبر معظم در رأس کار است»؛ این را یک مقام دوم گفت.
حتی قبل از جنگ، خامنهای نقش پشت صحنه را به عنوان دستیار ارشد پدرش ترجیح میداد و از توجه عمومی دوری میکرد. زخمهای او در ساعات اولیه ۲۸ فوریه، زمانی که اسرائیل و ایالات متحده جنگ خود را با حملات هوایی که پدر فقیدش را کشت، آغاز کردند، طبق منابع ارشد، صورت او را بدشکل کرد.
اما اکنون که به نقشی ارتقا یافته است که به عنوان اعطای هدایت الهی تلقی میشود، و در لحظه بزرگترین بحران کشور از زمان انقلاب ۱۹۷۹، چنین ملاحظاتی قانعکننده به نظر نمیرسد.
«یک توافق واقعی با واشنگتن نیاز به تأیید غیرقابل انکار مجتبی دارد و هر تصمیمی برای ادامه یک درگیری طولانی و پرهزینه با ایالات متحده نیز همینطور است»؛ این را واتانکا گفت.
او افزود: «غیبت طولانی او وضعیت خطرناکی ایجاد کرده است که در آن جناحهای رقیب همگی میتوانند ادعا کنند که میدانند رهبر واقعاً چه میخواهد.»