مؤسسه یک ساختمان پنکگرفته، جداگانه محصور و نیمهزیرزمینی را در مجتمع هستهای نطنز شناسایی کرده است که احتمالاً برای ذخیرهسازی هگزافلوراید اورانیوم (UF6) به منظور پشتیبانی از غنیسازی در مقیاس بزرگ در تأسیسات غنیسازی سوخت نطنز در نظر گرفته شده بود. این سازه پنکگرفته بین سالهای 2010 تا 2017 ساخته شده است، با بیشتر از ساختوساز بین 2015 و 2017.
این تأسیسات، مانند سایر تأسیسات، طبق برجام مجاز بود، که ایران بهطور خاص قصد داشت از آن در یک غنیسازی در مقیاس بزرگ استفاده کند، در حالی که محدودیتهای غنیسازی بین سالهای 2025 و 2030 به تدریج حذف میشد. در آن زمان، باید به عنوان آمادهسازی واضح دیگری برای افزایش بزرگ در غنیسازی در انتظار پایان محدودیتهای برجام شناخته میشد. درس امروز این است که هرگونه ممنوعیت غنیسازی باید شامل برچیدن تواناییهای باقیمانده باشد.
با توجه به تمرکز ایران بر غنیسازی اورانیوم کمغنیشده به اورانیوم بسیار غنیشده و تصمیم به ذخیره مقادیر زیادی از اورانیوم بسیار غنیشده در مکانهایی غیر از نطنز، مشخص نیست که این ساختمان قبل از جنگ ژوئن 2025 چگونه استفاده میشد. همچنین مشخص نیست که از آن زمان چه نقشی داشته است.
فضای کف بیش از حد کافی برای نگهداری موجودی اورانیوم غنیشده کمتر از 5 درصد ایران قبل از ژوئن 2025، و همچنین اورانیوم ضعیفشده که از غنیسازی قبل از برجام و پس از 2018 حاصل شده است، است. ساختمان فضای کافی برای ذخیره تعداد قابل توجهی سیلندرهای 30B، 48X و 48Y دارد، بسیار بیشتر از آنچه برای مقدار UF6 تولیدی ایران لازم است. در 1500 متر مربع، با در نظر گرفتن محافظهکارانه نیمی تا دو سوم از فضا برای ذخیرهسازی، تأسیسات میتواند 750 تا 1000 متر مربع را اختصاص دهد.
برای قرار دادن این در دیدگاه، ذخیرهسازی ذخایر فعلی اورانیوم غنیشده و ضایعات اورانیوم ضعیفشده تخمین زده میشود که حداکثر حدود 150 متر مربع را اشغال کند. این حدود 10 درصد از کل فضای کف تخمینی، یا تا 20 درصد از کل فضای ذخیرهسازی موجود را نشان میدهد.
چیدن سیلندرها در دو یا سه طبقه، این اعداد را دو یا سه برابر میکند و امکان ضرب در ظرفیت غنیسازی سالانه یا ضرب در تعداد سالهای تجمع ضایعات را فراهم میکند. اگر این کار در نطنز انجام شود، میتوان اورانیوم غنیشده بیشتری ذخیره کرد.
به نظر نمیرسد که تأسیسات در اقدامات نظامی سال 2025 یا 2026 هدف قرار گرفته باشد. از زمان جنگ ژوئن 2025، هیچ فعالیت خودرویی در تأسیسات در تصاویر ماهوارهای موجود مشاهده نشده است.
شکل 1 مکان تأسیسات پنکگرفته در مجتمع هستهای نطنز را نشان میدهد.
سازه پنکگرفته بین سالهای 2010 تا 2017 ساخته شده است، با بیشتر از ساختوساز بین 2015 و 2017. اندازهگیریهای انجامشده در طول ساخت نشان میدهد که پایهای حدود 70 متر طول و 33 متر عرض دارد، که مساحتی برابر 2,310 متر مربع را میدهد. تصاویر ماهوارهای تاریخی گوگل ارث نشان میدهد که ساختار داخلی شامل دیوارهای بتنی ضخیم با چندین اتاق و طاق بههمپیوسته است. ساختمان از طریق مجاری زیرزمینی به یک ساختمان عملیاتی متصل است.
ساختار داخلی تقریباً 1500 متر مربع فضا را اندازه میگیرد. این شامل شش طاق بلند است که هر کدام 80 تا 104 متر مربع اندازه دارند.
شکل 3 ساختمان پوشیده از خاک را نشان میدهد. ساختمان پنکگرفته نقاط دسترسی متعددی را نشان میدهد. نقاط دسترسی متعدد با اقدامات ایمنی برای ذخیره مقادیر زیاد هگزافلوراید اورانیوم در یک ساختمان بسته و بالقوه خطرناک سازگار است.
یک جاده عریض به ورودی عبوری ساختمان اصلی منتهی میشود. ورودی عبوری دارای یک بخش بلند است که امکان انتقال جرثقیل سقفی را فراهم میکند. جاده در یک پیچ بزرگ ادامه مییابد تا ساختمان را به یک ساختمان عملیاتی نزدیک متصل کند. این ساختمان عملیاتی کوچکتر بهصورت زیرزمینی متصل است.
همچنین گزارشی از یک منبع آگاه وجود دارد که در گذشته، این منطقه یک ساختمان کوچک با قابلیت انتقال سیلندر به سیلندر UF6 را در خود جای داده بود. امروز، ساختمان عملیاتی کوچک در نزدیکی تأسیسات پنکگرفته ممکن است این قابلیت یا یک قابلیت انتقال اورانیوم بسیار غنیشده مشابه را داشته باشد. در این ساختمان، این قابلیت بهخوبی میتواند برای دستیابی به یک عیار دقیق محصول استفاده شود و میتواند ذخایر اورانیوم غنیشده خود را کاهش دهد. او گزارش داد که این تأسیسات ممکن است برای کاهش غنیسازی استفاده شود.
نیازمندیهای سیلندر ذخیرهسازی اورانیوم در نطنز
تحت برجام، تمام هگزافلوراید اورانیوم غنیشده باید در نطنز ذخیره میشد. از نوامبر 2019، ایران اورانیوم غنیشده را نه تنها در نطنز بلکه در فردو تولید کرد و از ژانویه 2022، ایران همچنین اورانیوم بسیار غنیشده 20 درصد و 60 درصد را در اصفهان ذخیره کرده است، اما مقادیر بیشتر اورانیوم کمغنیشده احتمالاً در نطنز باقی مانده است.
بین اواسط ژوئیه 2019 و 17 مه 2025، ایران تخمین زده شده است که 2221.4 کیلوگرم اورانیوم 235 غنیشده تا 2 درصد، 5508.8 کیلوگرم غنیشده تا 5 درصد، 274.5 کیلوگرم غنیشده تا 20 درصد، و 408.6 کیلوگرم غنیشده تا 60 درصد را جمع کرده است.
اورانیوم کمغنیشده (کمتر از 2 درصد و کمتر از 5 درصد U-235) معمولاً در سیلندرهای نوع 30B ذخیره میشود. این سیلندرها 1930.4 میلیمتر طول و 762 میلیمتر قطر دارند و میتوانند 2277 کیلوگرم UF6 را نگه دارند. در جرم هگزافلوراید، ذخیره کمتر از 2 درصد به 3286 کیلوگرم میرسد که نیاز به دو سیلندر نوع 30B دارد. ذخیره کمتر از 5 درصد به 8149 کیلوگرم میرسد که نیاز به 4 سیلندر اضافی دارد. بنابراین، کل حداقل شش سیلندر 30B خواهد بود.
ضایعات اورانیوم ضعیفشده تخمین زده میشود که حاوی 0.3 درصد U-235 باشد. با استفاده از یک ماشین حساب آبشار ایدهآل، ضایعات اورانیوم ضعیفشده ناشی از تولید ذخایر 2 درصد، 5 درصد، 20 درصد و 60 درصد در هگزافلوراید اورانیوم به 200,263 کیلوگرم UF6 میرسد. با این حال، ایران همچنین اورانیوم کمغنیشده اضافی تولید کرده است که اکنون به شکل اکسیدهای اورانیوم ذخیره میشود. از مه 2025، ایران 619.6 کیلوگرم U-235 به شکل اکسید اورانیوم داشت.
جدول 1 نیازمندیهای سیلندر را برای جرمهای اورانیوم کمغنیشده و اورانیوم ضعیفشده خلاصه میکند.
ضایعات اورانیوم ضعیفشده نیز از ذخایر 20 درصد و 60 درصد تولید میشود. ایران همچنان یک 'موجودی شبح' از اورانیوم غنیشده 20 درصد دارد که بیشتر در روسیه و برخی در راکتور تحقیقاتی تهران ذخیره شده است. ضایعات این موجودی تخمین زده میشود که 9289.4 کیلوگرم تا 15,658 کیلوگرم باشد. ایران همچنین مقادیر زیادی اورانیوم غنیشده 3.5 درصد قبل از برجام تولید کرد. در حالی که بیشتر به روسیه ارسال شد، ضایعات ضعیفشده در ایران باقی میماند. این مورد استفاده از ضایعات 0.4 درصد U-235 را توجیه میکند و ضایعات تخمینی 143,485 کیلوگرم UF6 است.
در حالی که ایران تأسیساتی برای تبدیل اورانیوم ضعیفشده به فلز اورانیوم داشت، آن تأسیسات، زمانی که در جنگ ژوئن 2025 مورد حمله قرار گرفت، هنوز عملیات را آغاز نکرده بود، بنابراین هیچ کاهشی در ذخیره اورانیوم ضعیفشده در اینجا انجام نمیشود.
هر دو اورانیوم طبیعی و ضعیفشده معمولاً در سیلندرهای 48X و 48Y ذخیره میشوند. سیلندرهای 48X میتوانند 9539 کیلوگرم UF6 را نگه دارند. سیلندرهای 48Y کمی بزرگتر هستند و میتوانند 12501 کیلوگرم UF6 را نگه دارند. بنابراین، ذخیرهسازی اورانیوم ضعیفشده، که به 365,582 - 371,951 کیلوگرم UF6 میرسد، به حدود 30 سیلندر از نوع 48Y یا 39 سیلندر از نوع 48X نیاز دارد.
غنیسازی مورد نظر در نطنز
در حالی که ایران تحت برجام به 300 کیلوگرم هگزافلوراید اورانیوم کمغنیشده محدود بود، توافقی برای افزایش ظرفیت غنیسازی خود از سال 2025 به بعد مطابق با برنامه بلندمدت غنیسازی خود داشت. این سند توسط طرفهای برجام مخفی نگه داشته شد اما توسط آسوشیتدپرس و مؤسسه در سال 2016 فاش شد. این برنامه نشان داد که ایران قصد دارد در سال 2030 به ظرفیت 100,000 واحد سوخت جداسازی در سال دست یابد، پس از آن تولید اورانیوم غنیشده دیگر محدود نخواهد بود.
با پیشرفت انواع سانتریفیوژهای ایران، ایران بهطور رسمی هدف افزایش 250,000 واحد سوخت جداسازی را اعلام کرد و در نهایت، یک میلیون، که دومی نیاز به تأسیسات غنیسازی در مقیاس بزرگ اضافی دارد. 250,000 واحد سوخت جداسازی در سال به 2.5 برابر فضای ذخیرهسازی 100,000 واحد سوخت جداسازی نیاز دارد.
جدول 2 نیازمندیهای سیلندر را برای ظرفیتهای 100,000 و 250,000 واحد سوخت جداسازی خلاصه میکند.
با گذشت زمان، تعداد سیلندرهای اورانیوم ضعیفشده جمع میشود، همانطور که در جدول 3 ذکر شده است.
هر دو سیلندر 48X/Y و 30B میتوانند نزدیک به هم ذخیره شوند. آنها بهصورت افقی قرار میگیرند و میتوانند در یک لایه یا دو تا سه لایه روی هم چیده شوند.
ساختمان فضای کافی برای ذخیره تعداد قابل توجهی سیلندر دارد.
این فضا امکان ذخیره حدود 500 تا 680 سیلندر 30B را در یک لایه فراهم میکند. در غیر این صورت، میتواند تعداد کمتری سیلندر 48X یا 48Y را نگه دارد.
برای قرار دادن این در دیدگاه، این برای چندین سناریوی برنامهریزیشده کافی است. به عنوان مثال، فضا با نیاز ذخیرهسازی برای 10 سال عملیات در 100,000 واحد سوخت جداسازی مطابقت دارد، و ما یک سناریو را در جدول 5 محاسبه میکنیم.
ابعاد سیلندر ذخیرهسازی در جدول 4 ارائه شده است. 30B دارای سطح اشغال 1.47 متر مربع، 48X دارای 3.68 متر مربع، 48Y دارای 4.59 متر مربع است.
ذخیرهسازی اورانیوم غنیشده فعلی و ضایعات اورانیوم ضعیفشده تخمین زده میشود که حدود 150 متر مربع را اشغال کند، که فقط 20 درصد از فضای موجود را نشان میدهد.
با اشغال دو سوم فضای کف در هر طاقه، هر طاقه میتواند تعداد زیادی سیلندر را نگه دارد. این برای یک سال عملیات در هر یک اگر صاف گذاشته شود، یا دو تا سه سال اگر روی هم چیده شود، کافی است.
در نتیجه، تأسیسات پنکگرفته ظرفیت کافی برای غنیسازی در مقیاس بزرگ برنامهریزیشده دارد.