دانشمندان با نقشهبرداری از درد یک زن در مغز او، توانستند آن را کاهش دهند. یک سری مطالعات موردی کوچک، که در ۳۰ ژوئیه در مجله Brain Stimulation منتشر شد، نشان میدهد که حتی سیگنالهای درد سرسخت و پیچیده میتوانند با هدف قرار دادن نقطه صحیح با الکتریسیته قطع شوند.
برخلاف درد حاد ناشی از شکستگی بازو، برخی از انواع درد مدتها پس از مرحله بهبودی ادامه مییابند. درد مزمن، که توسط تغییرات در مغز و نخاع ایجاد میشود، به ویژه دشوار است. مایکل لیم، جراح مغز و اعصاب از دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد، میگوید: «ما در آنچه میتوانیم برای این بیماران انجام دهیم محدود بودهایم و آنها رنج زیادی میبرند.» لیم، که در این مطالعه شرکت نداشته است، میگوید این نتایج راه جدیدی برای درمان این نوع درد موذی باز میکند.
یکی از رویکردهای درمان درد مزمن شامل هدف قرار دادن مستقیم مغز با تحریک عمقی مغز (DBS) است. این روش بر الکترودهایی روی سیمهای نازک کاشته شده در مغز و یک بسته باتری که در قفسه سینه کاشته میشود، متکی است. DBS معمولاً برای درمان بیماری پارکینسون استفاده میشود و اثربخشی آن در سایر شرایط، از جمله افسردگی، در حال بررسی است.
تاکنون، آزمایشهای DBS برای درد مزمن نتایج متناقضی داشتهاند که برای برخی افراد مؤثر بوده و برای برخی دیگر خیر. این عدم یکنواختی ممکن است به پیچیدگیهای دردی که از تغییرات خود مغز ناشی میشود، مربوط باشد. ویوک بوچ، جراح مغز و اعصاب و متخصص علوم اعصاب در دانشگاه استنفورد، میگوید: «تجربه درد توسط مجموعهای از شبکههای مغزی ساخته میشود، از جمله آنهایی که ورودی حسی، سیگنالهای شیمیایی و حتی اجزای عاطفی را مدیریت میکنند. و به نوعی آنها به عنوان یک سیگنال یکپارچه با هم ترکیب میشوند تا به فرد درک درد را بدهند.»
برای افزودن پیچیدگی بیشتر، مغز هر فرد ممکن است مسائل را به گونهای متفاوت مدیریت کند. بوچ میگوید: «درد مزمن، و همچنین اختلالات روانپزشکی مانند افسردگی و اختلال وسواس فکری-عملی، فقط یک راه حل یکسان ندارند.»
فرض این مطالعه ساده بود: ابتدا، مجموعه خاصی از سیگنالهای درد یک فرد را نقشهبرداری کنید. سپس پس از ترسیم این نقشه، سیگنالهای الکتریکی کوچک و دقیق را برای درهم ریختن سیگنالهای درد و در حالت ایدهآل، تسکین آن اعمال کنید.
بوچ و همکارانش سه نفر را به خدمت گرفتند که همگی از درد شدید و مزمن صورت رنج میبردند. این داوطلبان تحت عمل جراحی قرار گرفتند که در آن پزشکان الکترودهای موقت را از طریق سوراخهای کوچک در جمجمه به مناطق کلیدی مغز وارد کردند. طی سه روز بعد، محققان به طور سیستماتیک پالسهای کوچک الکتریسیته را از طریق این سیمها به نقاط مختلف مغز داوطلبان ارسال کردند.
کارل دایسروث، متخصص علوم اعصاب، روانپزشک و محقق موسسه پزشکی هاوارد هیوز در استنفورد، میگوید: «این نقشهبرداری اطلاعات خاصی در مورد درد هر فرد به دست آورد. یافتن مکان و الگوی تحریک که به یک فرد خاص کمک میکند، برای تعیین اینکه کدام درمان قطعی ممکن است مؤثر باشد، بسیار مهم است.»
نتایج برای سه نفر متفاوت بود. یکی از داوطلبان از هیچ یک از ترکیبات تحریک تسکین زیادی پیدا نکرد؛ درد دو نفر بهبود یافت.
یکی از شرکتکنندگان، زنی در دهه ۴۰ زندگی خود، چهار سیم الکترود دائمی در مناطقی از مغز خود که در طول آزمایش به طور مثبت پاسخ داده بودند، کاشت. شش و ۱۲ ماه بعد، او هنوز احساس بهتری دارد. بوچ میگوید: «او واقعاً حالش خوب است. او به طور مرتب برای ما پیامک میفرستد.» بوچ میگوید زن دوم، که در طول آزمایش تسکین یافته بود، قصد دارد به زودی یک ایمپلنت دائمی دریافت کند.
فردی که از تحریک الکتریکی تسکین زیادی پیدا نکرد، هنوز چیزهای زیادی به محققان آموخت. دایسروث میگوید: «نتایج موفقیتآمیز مهم هستند، اما به همان اندازه مهم است که مشخص شود آیا درمان قطعی مؤثر نخواهد بود یا خیر.»
دایسروث میگوید: «داشتن یک معیار عینی که راهنمای شما باشد که آیا کسی را تحت یک دوره درمانی خاص قرار دهید یا خیر، یک رویا در روانپزشکی و رشتهها و اختلالات مرتبط با روانپزشکی است. و بنابراین دیدن این کار، و توانایی راهنمایی ما [برای] اینکه چه کسی باید درمان شود، فقط یک گام بسیار مهم برای این رشته است.»
با نگاه به آینده، محققان امیدوارند شرایط بیشتری را با این رویکرد نقشهبرداری مغزی بررسی کنند، هم به عنوان یک تلاش درمانی و هم راهی برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه عملکرد مغز. دایسروث میگوید: «از دیدگاه من در روانپزشکی، نمیدانم سقفی برای جایی که میتوانیم برویم وجود دارد یا خیر.»