اشتراک
خاورمیانه سیاست تحلیل

آیا جمهوری اسلامی ایران از رضا پهلوی می‌ترسد؟ - تحلیل

از زمان اعتراضات ژانویه، رسانه‌های جمهوری اسلامی به سختی تلاش کرده‌اند تا پهلوی را بی‌اعتبار کنند؛ این نشان می‌دهد که تهران همچنان معتقد است متقاعد کردن ایرانیان به عدم پیروی از او ارزش تلاش را دارد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

از زمان اعتراضات دی‌ماه، جمهوری اسلامی با بسیج گسترده رسانه‌های دولتی و دستگاه قضایی، کارزار بی‌سابقه‌ای را برای بی‌اعتبار کردن رضا پهلوی آغاز کرده است. با وجود تردیدهایی که در خارج از ایران نسبت به نفوذ و توانایی رهبری او مطرح می‌شود، تمرکز شدید نهادهای امنیتی و تبلیغاتی تهران بر تخریب چهره او نشان‌دهنده نگرانی عمیق حاکمیت از جایگاه وی در میان معترضان است. رسانه‌هایی نظیر تسنیم و فارس، او را به فرصت‌طلبی، ناتوانی در اتحاد اپوزیسیون و بهره‌برداری از نارضایتی‌های داخلی متهم کرده و همزمان قوه قضائیه با صدور کیفرخواست‌های سنگین امنیتی، تلاش کرده است او را به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی معرفی کند. مقامات امنیتی جمهوری اسلامی با گنجاندن نام پهلوی در روایت‌های خود از «توطئه‌های خارجی»، او را محور اصلی تلاش برای بی‌ثباتی نظام می‌دانند. هدف اصلی این کارزار، جلوگیری از همگرایی نیروهای مخالف حول محور پهلوی است؛ چرا که او به عنوان نمادی شناخته‌شده، پتانسیل تجمیع جریان‌های مختلف سیاسی و اقلیت‌های اجتماعی را برای گذار از جمهوری اسلامی داراست. در نهایت، تداوم حملات رسانه‌ای تهران حتی ماه‌ها پس از وقایع دی‌ماه، گواهی بر این است که حاکمیت همچنان مقابله با نفوذ گفتمان رضا پهلوی را ضرورتی حیاتی برای بقای خود تلقی می‌کند.

هنگامی که میلیون‌ها ایرانی در ژانویه به خیابان‌ها آمدند، یک نام بارها در میان معترضان طنین‌انداز شد: ولیعهد رضا پهلوی.

برخی در خارج از کشور به سرعت این شاهزاده تبعیدی، پسر محمدرضا شاه سابق، را به عنوان کسی که قادر به رهبری اعتراضات علیه جمهوری اسلامی از راه دور نیست، نادیده گرفتند یا شایستگی او را برای تبدیل شدن به رهبر جایگزین برای آخوندهای تهران زیر سوال بردند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نظر خود را در جنگ بین اسرائیل، ایران و آمریکا در اوایل امسال بیان کرد و زیر سوال برد که آیا پهلوی مرد مناسبی برای رهبری ایران پس از رژیم است. و بسیاری دیگر نیز درباره توانایی این شاهزاده برای شکل دادن به رویدادها در کشوری که بیش از چهار دهه است به آن پا نگذاشته، اظهار نظر کرده‌اند.
 
اما یک بازیگر مهم وجود دارد که حتی ماه‌ها بعد، به نظر می‌رسد از جایگاه پهلوی در میان ایرانیان عادی و تأثیری که ممکن است بر آینده رژیم داشته باشد، نگران است.
 
رسانه‌های دولتی و همسو با رژیم ایران به طور مکرر به توانایی پهلوی در بسیج مردم در داخل ایران حمله کرده‌اند، زیر سوال برده‌اند که آیا او می‌تواند اپوزیسیون را متحد کند، سعی کرده‌اند جایگاه او را در میان اقوام و اقلیت‌های مذهبی تضعیف کنند و او را به بهره‌برداری از مسائل حاکمیت ایران برای منافع سیاسی متهم کرده‌اند. در عین حال، قوه قضائیه تهران کیفرخواست گسترده‌ای صادر کرده است که او را به جرائم امنیتی، تروریستی و جاسوسی متهم می‌کند، در حالی که چهره‌های ارشد در نهاد امنیتی همچنان قیام ژانویه را بخشی از تلاش گسترده‌تر خارجی برای سرنگونی جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند.

رژیم ایران در تلاش برای سرکوب حمایت از پهلوی در داخل ایران

در حالی که در دیاسپورا می‌توان سوالاتی درباره میزان حمایتی که پهلوی در داخل ایران دارد مطرح کرد (اگرچه اعتراضات ژانویه شواهد قابل توجهی از حمایت از او در بخش‌هایی از کشور ارائه کرد)، رژیم ایران توجه قابل توجهی را صرف اطمینان از عدم افزایش این حمایت می‌کند.

این کارزار به ویژه در ماه اوت مشهود بوده است.

در ۱۵ اوت، خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران حمله طولانی‌ای را با تیتر «بازنویسی یک شکست؛ رضا پهلوی دوباره رنگ عوض می‌کند!» منتشر کرد و شاهزاده تبعیدی را به تلاش برای بازنویسی نقش خود در قیام ژانویه متهم کرد.

تسنیم روایت پهلوی از تماس‌هایی که در حدود ۸ و ۹ ژانویه برقرار کرده بود را به چالش کشید، او را به تلاش برای فرار از مسئولیت خونریزی متهم کرد و سپس ادعا کرد که او در تلاش است خود را رهبری معرفی کند که «حفاظت از جان مردم» برایش paramount است.
این خبرگزاری همچنین گفت که پهلوی در تلاش است «تصویر و سرمایه سیاسی» خود را بازسازی کند تا زمینه را برای «فراخوان‌های آینده» برای اقدام فراهم کند. سپس اعلام کرد که ایرانیان او را به اندازه «یک پول سیاه» ارزش نمی‌دانند و ادعا کرد هیچ‌کس به فراخوان‌های قبلی او توجه نکرده است.

پهلوی در تماس ژانویه خود به ایرانیان گفته بود که پاسخ آنها به تظاهرات ۸ و ۹ ژانویه تعیین‌کننده «فراخوان‌های بعدی برای اقدام» خواهد بود که او صادر خواهد کرد.

روز بعد، این خبرگزاری اظهارات رامین پریمون، که به عنوان مشاور سابق پهلوی معرفی شد، را با تیتر «عامل تفرقه در اپوزیسیون رضا پهلوی است» منتشر کرد.

پریمون گفت: «متأسفانه یکی از مشکلاتی که مانع اتحاد اپوزیسیون می‌شود خود رضا پهلوی است» و افزود که بسیاری از مردم در جنوب ایران به خانواده پهلوی اعتقادی ندارند و او را نمی‌پذیرند.

خبرگزاری فارس، که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وابسته است، از جهات مختلف خط مشی مشابهی را دنبال کرده است.

هنگامی که پهلوی وارد بحث اخیر بر سر وضعیت حقوقی دریای خزر شد، فارس او را به فرصت‌طلبی و معرفی خود به عنوان مدافع تمامیت ارضی ایران متهم کرد. در مقاله‌ای از ۱۰ اوت با تیتر «کنوانسیونی که زبان رضا پهلوی را باز کرد»، این خبرگزاری به آنچه «ناسیونالیسم جعلی» او نامید حمله کرد.

سپس، روز جمعه، فارس از انتقاد از پهلوی توسط شبکه تلویزیونی کلمه که گرایش سنی دارد، استفاده کرد.

یکی از مجریان، ابراهیم اهراری، نقل شد که گفته بود پهلوی در ایجاد روابط با گروه‌های سیاسی ناکام مانده و به «عامل تفرقه» تبدیل شده است و افزود که جامعه سنی و رهبران آن او را نپذیرفته‌اند. فارس این اظهارات را به داستان دیگری برای زیر سوال بردن توانایی پهلوی در ایجاد حمایت در میان شکاف‌های مذهبی و اجتماعی ایران تبدیل کرد.

تلویزیون دولتی نیز در این کارزار دیده شده است. در بخش اخیر شبکه افق صدا و سیما، مجری، نادر سهرابی، پهلوی را به «سوار شدن بر موج» خشم عمومی متهم کرد و گفت که «اعتراضات در ایران همیشه وجود داشته است» و سپس افزود: «تا زمانی که موج‌سواری رضا پهلوی شروع شد.» حتی در حالی که تلویزیون دولتی اعتراف می‌کرد که ایرانیان دلایل واقعی برای اعتراض دارند، سعی کرد این ناآرامی را از پهلوی جدا کند و او را به بهره‌برداری از آن متهم کند.

ذکر این نکته مهم است که برخی از این انتقادات فقط به رسانه‌های رژیم محدود نمی‌شود. پهلوی همچنین با سوالاتی از سوی حامیان سابق و دیگر چهره‌های اپوزیسیون در مورد توانایی خود در اتحاد اپوزیسیون شکسته ایران مواجه شده است، در حالی که تحلیلگران به تنش‌های مداوم با برخی از اقوام اشاره کرده‌اند. اهمیت این موضوع در این است که تهران بارها انتخاب کرده است دقیقاً همین آسیب‌پذیری‌ها را برجسته کند.

دادستان‌های تهران کیفرخواست پهلوی را اعلام کردند

کارزار ضد پهلوی به رسانه دولتی ایران محدود نمی‌شود؛ بلکه در قوه قضائیه نیز نقش داشته است.

در ماه ژوئیه، دادستان‌های تهران اعلام کردند که کیفرخواستی علیه پهلوی صادر شده است، از جمله به اتهام افساد فی‌الارض از طریق تشکیل و هدایت گروه‌های سازمان‌یافته علیه امنیت کشور؛ هدایت فعالیت‌های تروریستی و خشونت‌آمیز؛ همکاری با دولت‌های متخاصم در طول درگیری؛ جاسوسی و همکاری اطلاعاتی با سرویس‌های خارجی؛ تحریک به خشونت؛ مسئولیت تخریب اموال عمومی و خصوصی؛ و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی.

اینها همچنان اتهاماتی هستند که جمهوری اسلامی علیه یکی از برجسته‌ترین مخالفان خود مطرح کرده است و باید به همین شکل با آنها برخورد شود. اما وسعت اتهامات نشان می‌دهد که رهبران ایران چگونه تصمیم گرفته‌اند با مردی که بیشتر عمر خود را در خارج از ایران گذرانده، به عنوان یک تهدید امنیت ملی رفتار کنند.

آیا او زیر پوست آنها رفته است؟
 
محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران که اخیراً به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی به مرکز تصمیم‌گیری ایران بازگشته است، قیام ژانویه را یک «کودتای» طراحی‌شده توسط خارجی‌ها توصیف کرده است و استدلال کرده که پس از آنکه اسرائیل و ایالات متحده در دستیابی به اهداف خود از طریق جنگ ناکام ماندند، به بی‌ثباتی داخلی و استراتژی تجزیه ایران «تکه‌تکه» روی آوردند. رضایی مستقیماً نگفت که خود پهلوی قصد تقسیم ایران را دارد، اما اظهارات او یک روایت امنیتی گسترده‌تر را نشان می‌دهد که در آن ناآرامی‌های داخلی توسط اسرائیل و ایالات متحده هدایت می‌شود. همین روایت در پرونده‌های مطرح‌شده علیه معترضان ژانویه، از جمله متهمان متهم به ارتباط با اسرائیل یا ایالات متحده، ظاهر شده است.

پهلوی جایگاه برجسته‌ای در روایت رژیم در اینجا دارد. او در ژانویه خواستار اقدام هماهنگ شد، از نیروهای امنیتی خواست که فرار کنند، روابط نزدیکی با اسرائیل حفظ می‌کند و خود را آماده ایفای نقش رهبری در انتقال پس از جمهوری اسلامی معرفی کرده است.

پهلوی می‌تواند کسانی را که به دنبال سرنگونی رژیم هستند جمع کند

برای جمهوری اسلامی، تهدید بالقوه پهلوی در این است که او یک چهره اپوزیسیون شناخته‌شده است که افرادی که در حال حاضر به دنبال پایان نظام موجود هستند ممکن است دور او جمع شوند. سلطنت‌طلبان او را رهبر طبیعی خود می‌بینند، در حالی که پروژه سیاسی گسترده‌تر او به طور فزاینده‌ای بر متقاعد کردن جمهوری‌خواهان، اقلیت‌ها و دیگر جریان‌های اپوزیسیون متمرکز شده است که می‌توانند در طول یک انتقال بدون توافق قبلی بر سر سیستم حکومتی نهایی ایران با یکدیگر همکاری کنند.
 
رسانه‌های جمهوری اسلامی تلاش کرده‌اند پهلوی را مسئول شکست و خونریزی، ناتوان از گرد هم آوردن اپوزیسیون، طردشده توسط بخش‌هایی از جامعه ایران و فاقد صلاحیت برای ادعای mantle ناسیونالیسم ایرانی معرفی کنند.

آیا این بدان معناست که رژیم ایران از رضا پهلوی می‌ترسد؟

شاید نکته این باشد که، هفت ماه پس از ژانویه، تهران هنوز به نظر می‌رسد معتقد است که متقاعد کردن ایرانیان به عدم پیروی از او ارزش تلاش را دارد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com