اشتراک
رسانه دولتی ایران عصر پنجشنبه پس از نزدیک به دو هفته بدون هیچ پیام یا نشانه‌ای از رهبر جدید، پیام کتبی از او منتشر کردند. این رسانه‌ها همچنین به نظر می‌رسد از ابزارهای بهبود تصویر برای صیقلی‌تر نشان دادن چهره مجتبی خامنه‌ای استفاده کرده‌اند (اعتبار عکس: ایرنا)
رسانه دولتی ایران عصر پنجشنبه پس از نزدیک به دو هفته بدون هیچ پیام یا نشانه‌ای از رهبر جدید، پیام کتبی از او منتشر کردند. این رسانه‌ها همچنین به نظر می‌رسد از ابزارهای بهبود تصویر برای صیقلی‌تر نشان دادن چهره مجتبی خامنه‌ای استفاده کرده‌اند (اعتبار عکس: ایرنا)
خاورمیانه نظر سیاست

خطای ۴۰۴: «رهبر یافت نشد»: هیچ‌کس مجتبی خامنه‌ای را ندیده است، پس چه کسی ایران را اداره می‌کند؟ - نظر

پس از ماه‌ها سکوت، جمهوری اسلامی سرانجام ویدئویی از رهبر معظم گریزپای خود، مجتبی خامنه‌ای، منتشر کرد. این کلیپ کمتر از ۱۵ ثانیه بود، تاریخ نداشت و مکان آن فاش نشده بود

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

انتشار ویدئویی کوتاه و مبهم از مجتبی خامنه‌ای پس از ماه‌ها سکوت، به جای پاسخ به ابهامات، پرسش‌های جدی‌تری درباره وضعیت رهبری و قدرت در ایران ایجاد کرده است. در حالی که مقامات جمهوری اسلامی بر فعالیت او تأکید دارند، غیبت طولانی‌مدت و عدم ارتباط مستقیم او با مردم، گمانه‌زنی‌ها درباره مرگ یا ناتوانی وی را تقویت کرده است. این وضعیت، بحرانی عمیق در ساختار سیاسی نظام ایجاد کرده که در آن مرجعیت نهایی و نحوه اعمال قدرت در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. تحلیلگران معتقدند که در غیاب رهبر، قدرت واقعی احتمالاً در دست سپاه پاسداران و جناح‌های پشت‌پرده است، که این امر به معنای تضعیف تدریجی و خرد شدن ساختار استبدادی حاکم است. در مقابل، این مقاله با اشاره به اعتراضات سراسری، تأکید می‌کند که مردم ایران پیش‌تر عبور خود را از ساختار فعلی نشان داده‌اند و با سردادن نام رضا پهلوی در خیابان‌ها، مشروعیت خود را به شکلی متفاوت ابراز کرده‌اند. اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از ابزارهای سرکوب برای بقا استفاده می‌کند، اما در حال از دست دادن مؤلفه اصلی قدرت، یعنی مشروعیت است. در نهایت، نویسنده تأکید دارد که رژیم در حال فروپاشی است و جهان باید صدای ایرانیانی را بشنود که با پذیرش خطرات جانی، انتخابی فراتر از آنچه در تبلیغات حکومتی القا می‌شود، داشته‌اند.

پس از ماه‌ها سکوت، جمهوری اسلامی سرانجام ویدئویی از رهبر معظم گریزپای خود، مجتبی خامنه‌ای، منتشر کرد. این کلیپ کمتر از ۱۵ ثانیه بود. تاریخ نداشت، مکان آن فاش نشده بود و مقامات بلافاصله قول دادند که ویدئوهای بیشتری در آینده منتشر خواهد شد.

رهبر شما چقدر مقدس و محترم است اگر قبل از انتشار مدرکی دال بر زنده بودن او، ابتدا باید اعلام کنید که آن مدرک در راه است؟

از زمانی که مجتبی خامنه‌ای در ماه مارس به عنوان رهبر معظم منصوب شد، او هیچ سخنرانی عمومی زنده‌ای ارائه نکرده است. اظهاراتی به نام او منتشر شده، سخنرانی‌هایی از طرف او خوانده شده و مقامات بارها به مردم اطمینان داده‌اند که او فعال است. با این حال، ایرانی‌ها به سختی او را دیده‌اند یا صدایش را شنیده‌اند.

حتی رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان نیز توصیفات متناقضی از دسترسی خود به رهبر معظم ارائه کرده است. در مقطعی، او اشاره کرد که تعاملاتشان در حال افزایش است. بعداً اعتراف کرد که ارتباط با خامنه‌ای «بسیار دشوار» است.

ایرانی‌ها در یک خیابان اصلی در تهران، ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ اعتراض می‌کنند
ایرانی‌ها در یک خیابان اصلی در تهران، ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ اعتراض می‌کنند (اعتبار: رسانه اجتماعی/طبق ماده ۲۷آ قانون کپی‌رایت)

بنابراین بسیاری از ایرانی‌ها بر این باورند که مجتبی در جریان جنگ کشته شده یا از کار افتاده است. آیا می‌توانید آن‌ها را سرزنش کنید؟ برای ماه‌ها، نزدیک‌ترین چیزی که جمهوری اسلامی به یک رهبر قابل مشاهده داشت، یک برش مقوایی از مجتبی و راهپیمایی‌های دولتی بود که کارمندان دولت و وفاداران به رژیم در آن شرکت می‌کردند. پرتره او بیشتر از خودش ظاهر می‌شد.

حالا، یک ویدئوی کوتاه و بدون تاریخ قرار است به همه سوالات پایان دهد. اما سوال دیگر صرفاً این نیست که آیا مجتبی زنده است یا نه. سوال این است که واقعاً چه کسی ایران را اداره می‌کند، چه کسی به نام او دستور صادر می‌کند و یک رژیم چقدر می‌تواند دوام بیاورد وقتی حتی وضعیت عالی‌ترین مقام آن به موضوعی برای حدس و گمان تبدیل شده است.

رژیم‌های استبدادی همیشه در یک لحظه دراماتیک فرو نمی‌پاشند. گاهی اوقات به تدریج خرد می‌شوند.

آن‌ها زمانی خرد می‌شوند که مقامات با یکدیگر تناقض دارند زیرا هیچ‌کس نمی‌داند حرف آخر با کیست. زمانی که نهادها به کار خود ادامه می‌دهند اما هیچ‌کس نمی‌تواند توضیح دهد چه کسی آن‌ها را هدایت می‌کند. زمانی که پاسداران انقلاب قدرتمندتر از دولت به نظر می‌رسند، اظهارات جایگزین سخنرانی‌ها می‌شوند و اطاعت به جای اعتماد بر ترس استوار است.

ماشین می‌تواند به کار خود ادامه دهد. دستورات همچنان صادر می‌شوند. زندانیان همچنان اعدام می‌شوند و معترضان بازداشت می‌شوند. اما سرکوب رهبری نیست و بقا ثبات نیست.

جمهوری اسلامی ساختار سیاسی خود را حول رهبر معظم به عنوان مرجع نهایی بنا کرده است: فرمانده کل قوا، تصمیم‌گیرنده نهایی و شخصیتی که بالاتر از دولت منتخب قرار دارد. اگر آن مرد نتواند ظاهر شود، صحبت کند یا نشان دهد که در حال اعمال قدرت است، رژیم با چیزی فراتر از یک مشکل روابط عمومی مواجه است. او با بحرانی در مرکز نظام سیاسی خود مواجه است.

هر چه غیبت مجتبی طولانی‌تر شود، این احتمال قوی‌تر می‌شود که دیگران پشت پرده حکومت می‌کنند. سپاه پاسداران، روحانیون ارشد، مقامات اطلاعاتی و جناح‌های سیاسی رقیب ممکن است همچنان از نام او استفاده کنند، اما هر اظهار نظری که به یک رهبر نامرئی نسبت داده می‌شود، سوال دیگری را ایجاد می‌کند: چه کسی واقعاً قدرت را در دست دارد؟

عنوان

ایران، با این حال، بدون رهبر نیست. جمهوری اسلامی است. خیلی قبل از اینکه پدر و پسر توسط جنگ از هم جدا شوند، بسیاری از ایرانی‌ها دیگر هیچ‌کدام را به عنوان رهبران مشروع نمی‌دیدند.

یک عنوان رهبری ایجاد نمی‌کند. شورای روحانیون، پرتره رسمی یا اعلامیه تلویزیون دولتی نیز چنین نمی‌کند. رهبری را نمی‌توان صرفاً از بالا تحمیل کرد در حالی که رضایت مردم بی‌ربط تلقی می‌شود.

و بسیاری از ایرانی‌ها قبلاً شخص مورد نظر خود را نام برده‌اند. مردم خارج از ایران می‌توانند انتخاب آن‌ها را دوست نداشته باشند. می‌توانند با آن مخالفت کنند، آن را نادیده بگیرند یا از ذکر نام او خودداری کنند. اما ایرانی‌ها آزادی و جان خود را برای فراخواندن او به خطر انداخته‌اند.

در جریان قیام ژانویه، معترضان نام او را در خیابان‌ها فریاد زدند. برخی آن را روی دیوارها نوشتند. دیگران به دلیل حمایت از او بازداشت و زندانی شدند.

نامی که آن‌ها صدا زدند رضا پهلوی بود.

تعداد واقعی کشته‌شدگان در جریان سرکوب ۸ و ۹ ژانویه هنوز قابل تأیید نیست زیرا رژیم قطع اینترنت اعمال کرد و دسترسی به اطلاعات را محدود کرد. مقامات ایرانی تأیید کردند که هزاران نفر کشته شده‌اند. گزارش‌های دیگر، از جمله گزارش‌هایی مبتنی بر مقامات بهداشتی و اسناد ادعایی دولتی، تخمین زده‌اند که ممکن است بیش از ۳۰,۰۰۰ نفر کشته شده باشند.

همه آن‌ها به خاطر بر زبان آوردن نام یک مرد کشته نشدند. اما بسیاری در حالی کشته شدند که خواستار پایان جمهوری اسلامی بودند و حمایت از پهلوی بدون شک بخشی از آن قیام بود.

رضا پهلوی بخش زیادی از زندگی خود را صرف ارائه چشم‌اندازی دیگر از ایران کرده است، چشم‌اندازی که به تاریخ، هنر، هویت فرهنگی و آزادی آن مرتبط است. او از ایران سخن می‌گوید که زندان نیست و از ملتی که صرفاً برای خدمت به یک ایدئولوژی یا تأمین مالی جنگ دائمی وجود ندارد.

غرب قرار نیست رهبر بعدی ایران را تعیین کند. اما نباید انتخابی را که ایرانی‌ها ابراز کرده‌اند نیز پاک کند، زیرا آن انتخاب از نظر سیاسی ناخوشایند است. ما که خارج از ایران هستیم مسئولیت ساده‌تری داریم: گوش دادن.

ایرانی‌ها کسانی هستند که نزدیک به پنج دهه تحت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران زندگی کرده‌اند. آن‌ها با نظارت، زندان، شکنجه، خشونت جنسی و اعدام مواجه هستند. وقتی صحبت می‌کنند، جانشان در خطر است. آن‌ها سزاوار شنیده شدن هستند، نه اینکه با انکار واقعیت، خلع سلاح شوند.

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی تلاش کرده است تا دنیای خارج را متقاعد کند که نسخه رژیم از ایران مهم‌تر از صدای خود ایرانی‌هاست.

شاید آن تبلیغات بیش از حد خوب کار کرده است. امروز، «رهبر» به عنوانی تبدیل شده است که ظاهراً نه اعتماد عمومی را می‌طلبد و نه رضایت عمومی را. یک مرد می‌تواند بدون ظاهر شدن در برابر کشورش حکومت کند. او می‌تواند بدون استفاده از صدای خودش صحبت کند. او می‌تواند از طریق اظهاراتی که دیگران بیان می‌کنند دستور صادر کند.

ظاهراً او حتی لازم نیست به طور قابل مشاهده زنده یا هوشیار باشد. اما سیستمی که حول یک شخصیت عالی‌ترین بنا شده است نمی‌تواند به طور نامحدود از ناپدید شدن آن شخصیت جان سالم به در ببرد.

وقتی اقتدار ناشناس می‌شود، وفاداری معامله‌ای می‌شود. وقتی جانشینی به تئاتر تبدیل می‌شود، جناح‌ها شروع به آماده شدن برای آنچه در آینده می‌آید می‌کنند. و وقتی شهروندان از باور به روایت رسمی دست می‌کشند، هر قطعه جدید تبلیغات به جای قدرت، نشانه ضعف می‌شود.

جمهوری اسلامی همچنان دارای سلاح، زندان و اتاق‌های اعدام است. اما در حال از دست دادن تنها چیزی است که هیچ رژیمی نمی‌تواند برای همیشه تولید کند: مشروعیت.

مجتبی خامنه‌ای عنوان را دارد. رضا پهلوی نامی دارد که مردم حاضرند با وجود گلوله‌ها فریاد بزنند. رهبر جمهوری اسلامی را نمی‌توان یافت. انتخاب مردم ایران از همان ابتدا آشکار بوده است.

ایران در حال فروپاشی نیست. رژیمی که آن را اشغال کرده در حال فروپاشی است.

نویسنده تحلیلگر ایران در مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com