پس از شش ماه جنگ با ایران، رئیسجمهور ترامپ با مشکل اعتبار مواجه است. تهدیدهای پرسروصدای او که با ادعاهای صلح و پیروزی قریبالوقوع همراه است، مورد تردید دوستان و دشمنان قرار دارد. آیا تهدید جدید او این هفته در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مبنی بر «شدیدترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده» متفاوت خواهد بود؟
جهان اکنون باید آن را ببیند تا باور کند. هیچ رئیسجمهوری تاکنون نردبان تحریمهای ایران را با چین بالا نرفته است، از پالایشگاههای کوچک و منزوی (teapot) که نفت ایران را میخرند تا شرکتهای دولتی چین که از آنها حمایت میکنند. همچنین هیچ رئیسجمهوری به دبی اولتیماتوم نداده است که شبکه مالی غیرقانونی ایران را تعطیل کند و بر سر آن بماند.
آقای ترامپ چهارشنبه نوشت: «هر کشوری که به نهادهای مالی، مشاغل، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع خط حیاتی به ایران ارائه دهند، خود با عواقب اقتصادی عظیمی مواجه خواهد شد. قاچاق نفت، شبکههای مالی فراساحلی، به اصطلاح کانالها، شرکتهای پوششی - همه اینها باید همین حالا متوقف شود. شما میدانید که هستید.»
آنها میدانند، شاید به همین دلیل است که امارات متحده عربی با اعلامیه خود در روز سهشنبه از آقای ترامپ پیشی گرفت: «تمام تجارت، مبادلات تجاری و معاملات مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شده است.» این اقدام پس از اعلام اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، صورت میگیرد که گفته بود ایالات متحده به زودی سیاست جدیدی را تشریح خواهد کرد.
سوال این است که آیا همه اینها یک تیتر است یا یک سیاست. تنها گزینه دوم، که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری میگوید به زودی آن را اعلام خواهد کرد، میتواند دلیلی برای ترس تهران فراهم کند. در حالی که ایران اعتراف میکند محاصره آمریکا صادرات نفت آن را به نزدیک صفر رسانده است، تجارت دبی و ایران هرگز از خلیج فارس خارج نمیشود. نیروی دریایی ایالات متحده آن را بازرسی نمیکند.
میاد مالکی از بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) که تا سال گذشته رهبری کارزار تحریمهای ایران در وزارت خزانهداری آمریکا را بر عهده داشت، مینویسد: اگر این تجارت اکنون پایان یابد، «این میتواند حتی از محاصره [آمریکا] مهمتر باشد.» ایران نمیتواند دبی و امارات را جایگزین کند، رژیمی که تا ۸۰ درصد از درآمدهای ارزی خود و حدود یک سوم واردات خود را به آن وابسته است، علاوه بر واسطههای پرداخت و زیرساختهای دور زدن تحریمها.
آقای مالکی دبی را «پنجره ایران به بازار جهانی» مینامد. پروازهای مستقیم، دیاسپورای بزرگ ایرانی و اکوسیستم مالی منحصر به فرد به رژیم ایران اجازه میدهد کالاها را تهیه و درآمد را تبدیل کند.
این خواسته کوچکی از اماراتیها نیست که همسایه خود را قطع کنند، به ویژه زمانی که ایالات متحده نتوانسته است به طور کامل از آنها محافظت کند. امارات، بهترین متحد خلیجی آمریکا در طول جنگ، همچنین ممکن است بترسد که سرکوب مالی بتواند فرار سرمایه از روسیه و دیگران را برانگیزد.
اگر آقای ترامپ بر اساس گفته خود عمل کند، اماراتیها چیزهای بیشتری برای ترس از تحریمهای ثانویه آمریکا دارند. آزمون در این خواهد بود که چه اتفاقی برای روابط دبی با نهادهای مرتبط با ایران، مشاغل خدمات پولی، شرکتهای تجاری و ساختارهای مالکیت سودمند رخ میدهد. آیا پروازها تنظیم خواهند شد؟ توقف صادرات بنزین و فرآوردههای نفتی به ایران بلافاصله احساس خواهد شد.
در یک روز پس از اعلام آقای ترامپ، ارزش پول ایران سقوط کرده و از ۱.۹ میلیون ریال در برابر دلار فراتر رفته است. مجید پورمحسن، روزنامهنگار مخالف، میگوید: «تقریباً تمام اقتصاد رژیم به شبکه امارات وابسته است.» او میافزاید که معاملات از طریق واسطههایی انجام میشود که اغلب فرزندان یا بستگان مقامات رژیم هستند.
شبکههای بیشتری در ترکیه، عراق، قطر و پاکستان و همچنین در غزه وجود دارد. اما رژیم به زیرساختهای دبی وابسته است و از دست دادن آن میتواند مرگبار باشد.
ایران ممکن است در پاسخ دست به اقدام نظامی بزند و دوباره انرژی خلیج را هدف قرار دهد و ایالات متحده باید آماده باشد. آقای بسنت پنجشنبه گفت: «ما این رژیم را ساقط خواهیم کرد.» سرکوب اقتصادی میتواند بقا را برای رژیم دشوارتر کند، اما عزم و پایداری بیشتری نسبت به آنچه آقای ترامپ در شش ماه گذشته نشان داده است، میطلبد.