اشتراک
انرژی سیاست مهندسی

چگونه خاورمیانه می‌تواند به قطب سوخت‌های هوانوردی پایدار تبدیل شود

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

کشورهای تولیدکننده نفت در خاورمیانه با بهره‌گیری از زیرساخت‌های عظیم انرژی، مراکز حمل‌ونقل پیشرفته و توانمندی‌های مالی بی‌نظیر، فرصتی استراتژیک برای تبدیل شدن به قطب جهانی سوخت‌های هوانوردی پایدار (SAF) دارند. با توجه به فشار فزاینده برای کربن‌زدایی در صنعت هوانوردی، توسعه این سوخت‌ها نه تنها به تنوع‌بخشی اقتصادی و ایجاد اشتغال در منطقه کمک می‌کند، بلکه به تقویت رهبری اقلیمی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز می‌انجامد. مزیت رقابتی این کشورها در سه عامل کلیدی نهفته است: نخست، برخورداری از شبکه گسترده فرودگاهی و پروازهای بین‌المللی که تقاضا برای SAF را تضمین می‌کند؛ دوم، زیرساخت‌های پیشرفته پالایشگاهی و صادراتی که قابلیت انطباق سریع برای تولید و توزیع این سوخت را دارند؛ و سوم، برخورداری از صندوق‌های ثروت ملی که امکان سرمایه‌گذاری استراتژیک در زنجیره تأمین مواد اولیه و فناوری‌های نوین را فراهم می‌کند. یکی از راهکارهای نوآورانه، استفاده از ظرفیت خالی نفتکش‌ها در سفرهای بازگشت برای حمل مواد اولیه زیستی از سایر نقاط جهان به خاورمیانه است. علاوه بر این، ایجاد یک «اتاق پایاپای منطقه‌ای» برای استانداردسازی، صدور گواهی و نوآوری می‌تواند خاورمیانه را به مرکزی برای اعتبارسنجی و تجاری‌سازی فناوری‌های SAF تبدیل کند. موفقیت در این مسیر مستلزم تمرکز بر مواد اولیه پایدار (به‌ویژه ضایعات صنعتی و کشاورزی)، تنوع‌بخشی به زنجیره تأمین و اتخاذ رویکردی متوازن میان فناوری‌های اثبات‌شده و نوظهور است. بدین ترتیب، خاورمیانه می‌تواند از یک تأمین‌کننده سنتی سوخت‌های فسیلی به معمار اصلی زنجیره تأمین سوخت‌های سبز در آینده‌ای کم‌کربن تبدیل شود.

تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه اختلالاتی را در ترافیک دریایی از طریق تنگه هرمز تجربه کرده‌اند. اما این می‌تواند فرصتی استراتژیک برای بازاندیشی در مورد چگونگی استفاده از زیرساخت‌های انرژی در جهانی به‌طور فزاینده نامطمئن باشد.

انتقال جهانی به سمت منابع انرژی کم‌کربن اغلب به‌عنوان چالشی برای کشورهای تولیدکننده سوخت فسیلی مطرح می‌شود. با این حال، بسیاری از دارایی‌هایی که در دوران نفت توسعه یافته‌اند، از جمله بنادر، پالایشگاه‌ها، ناوگان نفتکش، قطب‌های هوانوردی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری دولتی، می‌توانند انتقال به انرژی پاک را تسریع کنند.

در اینجا نحوه استفاده تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه از این دارایی‌ها برای تبدیل شدن به معماران زنجیره تأمین جهانی سوخت هوانوردی پایدار (SAF) آمده است.

بخش هوانوردی بیش از ۲٪ از انتشار دی‌اکسید کربن انسانی جهانی را تولید می‌کند و تحت فشار فزاینده نظارتی و اجتماعی برای کربن‌زدایی است. برای مسیرهای طولانی، هواپیماهای الکتریکی و هیدروژنی سال‌ها فاصله دارند. اما در کوتاه‌مدت، SAF که از روغن‌ها و چربی‌های زائد، بقایای کشاورزی، گازهای زائد صنعتی و لجن فاضلاب و مواد اولیه مبتنی بر زیست‌توده یا مصنوعی تولید می‌شود، گزینه‌ای قابل اعتماد برای کاهش انتشار در این دهه است¹ (به go.nature.com/4wrwfws مراجعه کنید).

با این حال، تولید فعلی SAF پایین است و کمتر از ۱٪ از مصرف جهانی سوخت جت را تشکیل می‌دهد. پر کردن این شکاف نیازمند فناوری‌ها و سیاست‌های نوآورانه و رهبری استراتژیک است. اما مزایا فراتر از هوانوردی است.

برای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) — که شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی (UAE) است — و کشورهای همسایه تولیدکننده نفت، توسعه صنعت SAF ابزاری قدرتمند برای تنوع‌بخشی به اقتصادها و ایجاد جریان درآمدی تازه با شروع ثبات تقاضای جهانی نفت فراهم می‌کند.

همچنین اشتغال در سراسر زنجیره تأمین SAF — از جمع‌آوری مواد اولیه و پالایش تا تحقیق، صدور گواهی و عملیات بندری — ایجاد می‌کند و نیروی کاری مجهز به صنایع آینده‌نگر می‌سازد.

در نگاه اول، کشورهای خلیج فارس ممکن است حامیان بعیدی برای SAF به نظر برسند. طرفداران توسعه سوخت زیستی در منطقه اغلب می‌شنوند که در بیابان زیست‌توده‌ای وجود ندارد. با این حال، این رد کردن، مزایای منطقه را نادیده می‌گیرد: زیرساخت‌های انرژی در سطح جهانی، مراکز حمل‌ونقل متصل به جهان و ظرفیت سرمایه‌گذاری دولتی که در بیشتر مناطق دیگر بی‌نظیر است.

سه عامل خاورمیانه را به مکانی قانع‌کننده برای رهبری SAF تبدیل می‌کند.

اول، بسیاری از کشورهای خلیج فارس شبکه‌های هوانوردی بسیار متصلی دارند. فرودگاه‌های امارات، عربستان سعودی و قطر از شلوغ‌ترین فرودگاه‌های جهان هستند. شرکت‌های هواپیمایی پرچم‌دار آنها، از جمله سعودی، ریاض ایر، قطر ایرویز، امارات و اتحاد، از سال گذشته باید با دستور اتحادیه اروپا در مورد سوخت هوانوردی ReFuelEU مطابقت داشته باشند، که تأمین‌کنندگان سوخت را موظف کرده است نسبت‌های فزاینده‌ای از SAF را در ترکیب سوخت جت بگنجانند². همه شرکت‌های هواپیمایی که در اروپا سوخت‌گیری می‌کنند باید مخلوط‌های SAF را خریداری کنند که گران‌تر هستند.

دستور اتحادیه اروپا منطقی برای «مسیرهای پرواز سبز» ایجاد می‌کند: مسیرهای کلیدی بین فرودگاه‌های بین‌المللی شلوغ که به مخلوط‌های SAF تغییر می‌کنند تا از تقاضا برای سوخت‌های جایگزین حمایت کنند و ریسک سرمایه‌گذاری در آنها را کاهش دهند³. کشورهای اروپایی و خاورمیانه‌ای رهبران ایده‌آلی برای چنین ابتکاراتی خواهند بود.

دوم، خاورمیانه میزبان برخی از پیشرفته‌ترین پایانه‌ها و زیرساخت‌های صادرات نفت خام و سوخت فسیلی جهان است — از جمله مجتمع صنعتی الرویس در الذنه و بندر فجیره در امارات متحده عربی، بندر رأس تنوره در عربستان سعودی و شهر صنعتی راس لفان در قطر — و همچنین ظرفیت گسترده پالایش و ذخیره‌سازی. این ستون فقرات می‌تواند به سرعت برای اختلاط، ذخیره‌سازی و صادرات SAF سازگار شود، انتقالی که مناطق کمی می‌توانند در مقیاس و سرعت مشابه آن را تکرار کنند.

سوم، فرهنگ سرمایه‌گذاری استراتژیک در خاورمیانه قوی است. بیشتر دولت‌های GCC سرمایه‌گذاری‌های بزرگی به نام صندوق‌های ثروت ملی مدیریت می‌کنند. نمونه‌ها شامل صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان و سازمان سرمایه‌گذاری قطر است. این صندوق‌های دولتی، و همچنین شرکت‌های ملی انرژی (مانند آرامکو سعودی و شرکت ملی نفت ابوظبی)، سابقه ای طولانی در خرید، سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری از دارایی‌های انرژی در سراسر جهان دارند. گسترش این مدل‌های تأمین مالی برای حمایت از تولید زیست‌توده برای SAF در مناطق دیگر، از جنوب شرق آسیا تا آفریقا، به شرکت‌های انرژی اجازه می‌دهد مواد اولیه را تأمین کنند، اقتصاد حمل‌ونقل را بهینه کنند و سوخت کم‌کربن را به بازارهای اروپا و آسیا تحویل دهند⁴.

کشورهای خاورمیانه می‌توانند به عنوان پلی بین مناطق تولیدکننده زیست‌توده و بازارهای بزرگ SAF در اروپا و آسیا عمل کنند. آنها همچنین می‌توانند رهبری آب و هوایی خود را تقویت کنند، استراتژی‌های سوختی خود را با اهداف نوظهور خالص صفر در عربستان سعودی، امارات و عمان، به عنوان مثال، هماهنگ کنند و بر میزبانی امارات از اجلاس آب و هوایی COP28 سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ بنا کنند.

فرصت عظیمی برای قرار دادن خاورمیانه در مرکز شبکه‌های تجارت SAF در لجستیک دریایی منطقه نهفته است. نفتکش‌های بسیار بزرگ حمل نفت خام، که هر کدام حدود دو میلیون بشکه حمل می‌کنند، حدود ۷۰٪ از صادرات نفت منطقه را به کشورهای جنوب شرق و شرق آسیا حمل می‌کنند. این کشورها شامل چین، هند و ژاپن و همچنین سنگاپور هستند که به عنوان مرکز تجارت، پالایش و انتقال منطقه‌ای عمل می‌کند. مقادیر کمتری با کشتی‌های کلاس Suezmax — که برای عبور از کانال سوئز طراحی شده‌اند — به مدیترانه منتقل می‌شود که می‌توانند یک میلیون بشکه حمل کنند.

از آنجا که این جریان‌های تجاری یک‌طرفه هستند، بیشتر نفتکش‌ها با بالاست کم‌ارزش یا بدون ارزش به خلیج فارس بازمی‌گردند، معمولاً فقط آب کافی برای پایدار کردن کشتی‌ها. این سفرهای بازگشتی هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کنند که ناکارآمد است.

با این حال، چند واردکننده بزرگ نفت خام از خاورمیانه، مانند چین، هند و اروپا، منابع زیست‌توده کشاورزی و جنگلی فراوانی دارند. کشورهای خلیج فارس می‌توانند از بار برگشتی — محموله درآمدزا که در مسیر بازگشت حمل می‌شود تا هزینه‌های سفر را جبران کند — برای حمل مواد اولیه سوخت زیستی استفاده کنند. مدل لجستیکی که در آن مواد اولیه تولید شده در آسیا و اروپا با نفتکش‌های خالی به خاورمیانه برای فرآوری به SAF با کیفیت بازگردانده می‌شود، از دارایی‌ها کارآمدتر استفاده می‌کند. کشورهای GCC می‌توانند در تأسیسات فرآوری سوخت زیستی خارج از کشور سرمایه‌گذاری کنند یا از پالایشگاه‌های بین‌المللی که SAF نهایی تولید می‌کنند و آن را به عنوان بار برگشتی به خاورمیانه حمل می‌کنند، حمایت کنند.

استفاده از مسیرهای بازگشت نفتکش‌ها برای تأمین تقاضای SAF به کسری از فضای بار موجود نیاز دارد. به عنوان مثال، هر سال اروپا حدود ۴۰۰ میلیون بشکه سوخت هوانوردی مصرف می‌کند که عمدتاً مبتنی بر سوخت فسیلی است. اگر تقاضا ثابت بماند، تحقق دستور اختلاط ۶٪ اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۳۰ به ۲۴ میلیون بشکه SAF در سال نیاز دارد.

برای تأمین این تقاضا، با فرض بازده حجمی ۵۰٪ SAF در طول پالایش، حدود ۴۸ میلیون بشکه نفت خام زیستی مورد نیاز است که معادل ۲.۴٪ از ظرفیت ترکیبی سالانه بار برگشتی نفتکش‌های صادراتی کشورهای خلیج فارس است (که ما به طور محافظه‌کارانه حدود ۲ میلیارد بشکه تخمین می‌زنیم). تحقق دستور ۲۰٪ تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۱۶۰ میلیون بشکه نفت خام زیستی نیاز دارد که معادل تقریباً ۸٪ از ظرفیت بار برگشتی است.

حتی اگر کل صنعت هوانوردی جهانی — که سالانه ۲.۲ میلیارد بشکه سوخت هوانوردی مصرف می‌کند — همان دستورهای ۶٪ و ۲۰٪ را اتخاذ کند، حجم‌های مربوطه نفت خام زیستی تنها ۱۳٪ و ۴۴٪ از ظرفیت سالانه بار برگشتی کشورهای خلیج فارس را اشغال می‌کند.

با این حال، سرمایه‌گذاری در تأسیسات SAF خارج از کشور باید به طور استراتژیک برنامه‌ریزی شود. بودجه باید به سمت مناطقی هدایت شود که مواد اولیه پایدار فراوان و مطابق با استانداردهای بین‌المللی هستند — به عنوان مثال، مکان‌هایی که محصولات جانبی کشاورزی، زباله‌های غذایی و روغن پخت‌وپز استفاده‌شده تولید می‌کنند.

قرار دادن تأسیسات SAF در نزدیکی کریدورهای مهم حمل‌ونقل دریایی به کشورهای GCC اجازه می‌دهد لجستیک SAF را در شبکه‌های موجود نفت خام ادغام کنند و مسیرهای تجاری legacy خاورمیانه را به تسهیل‌گران انتقال انرژی جهانی تبدیل کنند.

خاورمیانه همچنین می‌تواند یک اتاق پایاپای منطقه‌ای SAF ایجاد کند که آزمایش سوخت، صدور گواهی و تضمین پایداری را برای SAF تولید شده در سراسر خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا هماهنگ کند. اتاق پایاپای به عنوان پلتفرم منطقه‌ای قابل مقایسه با سیستم‌های صدور گواهی و تأیید SAF موجود در ایالات متحده، اتحادیه اروپا و بریتانیا عمل می‌کند. این امر دانش، مهارت‌ها و سرمایه انسانی را می‌سازد؛ مشارکت‌های جهانی را جذب می‌کند؛ و کشورهای GCC را به عنوان گره‌هایی در اکوسیستم تجارت SAF نوظهور قرار می‌دهد⁵,⁶.

زیرساخت‌ها وجود دارد. کشورهای GCC تأسیسات آزمایش سوخت و تضمین کیفیت در سطح جهانی دارند که توسط شرکت‌های ملی نفت و اپراتورهای پایین‌دستی آنها و همچنین مؤسسات تحقیقاتی شناخته شده بین‌المللی اداره می‌شوند. این قابلیت‌ها با هم پایه فنی قوی برای مقیاس‌سازی آزمایش، استانداردسازی و ارزیابی چرخه حیات SAF فراهم می‌کنند. با همسویی مناسب سیاست منطقه‌ای، این دارایی‌ها می‌توانند برای ایجاد یک مرکز بین‌المللی مورد اعتماد برای صدور گواهی سوخت پایدار، ارائه خدمات در چندین حوزه قضایی، تجمیع شوند.

محیط‌های کسب‌وکار و سیاست به همان اندازه برای ایجاد اتاق پایاپای منطقه‌ای مهم هستند. کشورهای GCC، به ویژه امارات و عربستان سعودی، اکوسیستم‌های تجاری به‌طور فزاینده قوی با استانداردهای جهانی برای حمایت از استارتاپ‌های فناوری توسعه داده‌اند. پلتفرم‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر با پشتوانه دولتی، مناطقی که کسب‌وکارها در آنها مالیات کم یا صفر می‌پردازند، و برنامه‌های سرمایه‌گذاری رو به رشد فناوری پاک، محیط مساعدی برای توسعه‌دهندگان فناوری SAF ایجاد می‌کنند تا عملیات خود را در منطقه مستقر کنند.

اتاق پایاپای SAF خاورمیانه می‌تواند فراتر از یک مرجع صدور گواهی تکامل یابد و به یک مرکز استراتژیک پایش افق و نوآوری تبدیل شود که به طور سیستماتیک امکان‌سنجی مسیرهای مختلف برای تولید پایدار هیدروکربن‌های SAF را ارزیابی می‌کند. هنگامی که فناوری‌ها نویدبخش باشند، اتاق پایاپای می‌تواند به عنوان تسهیل‌گر عمل کند و توسعه‌دهندگان را با سرمایه سرمایه‌گذاری، تخصص نظارتی و فرآیندهای صدور گواهی همسو کند تا مقیاس‌سازی فناوری‌های نوآورانه و ورود آنها به بازار را تسریع کند.

در نتیجه، منطقه از یک مرکز لجستیکی به شتاب‌دهنده جهانی نوآوری SAF تبدیل می‌شود. این منطقه مالکیت معنوی خود را حفظ می‌کند و در عین حال خود را به عنوان نقطه تلاقی فناوری، مالی و مقررات برای هدایت تسلط بر سوخت پایدار قرار می‌دهد.

مسیر به سمت اقتصاد منطقه‌ای SAF همچنین چالش‌هایی دارد. مهم‌ترین آنها تأمین مواد اولیه پایدار است. اعتبار هر استراتژی SAF به ارزیابی قوی چرخه حیات و ارزیابی شفاف تأثیر زیست‌محیطی برای اثبات ادعاهای کاهش کربن آن بستگی دارد.

اتکا به محصولات انرژی و سایر مواد اولیه بحث‌برانگیز، مانند روغن نخل و روغن سویا، انطباق با استانداردها و اعتبار جهانی را تضعیف می‌کند. به عنوان مثال، بریتانیا استفاده از محصولات انرژی را در SAF تأیید شده حذف می‌کند تا کشت گیاهان غیرخوراکی در زمینی که در غیر این صورت می‌توانست برای تولید غذا استفاده شود، بی‌انگیزه کند (به go.nature.com/4ywkp8x مراجعه کنید).

سرمایه‌گذاری‌ها باید محصولات جانبی صنعتی و کشاورزی، مواد اولیه مشتق از زباله و مسیرهای شیمیایی صنعتی پیشرفته برای تولید پایدار هیدروکربن‌ها را در اولویت قرار دهند²,⁷. این محصولات باید توسط سیستم‌های صدور گواهی دقیق و شفاف، مانند سیستم‌های مورد استفاده در بریتانیا، اتحادیه اروپا و ایالات متحده، پشتیبانی شوند.

تنوع جغرافیایی ضروری است. متمرکز کردن تولید زیست‌توده در چند منطقه، زنجیره‌های تأمین را در برابر تغییرات سیاست، رقابت مواد اولیه و اختلالات آب و هوایی آسیب‌پذیر می‌کند. توزیع دارایی‌های SAF در چندین منطقه تاب‌آوری در برابر شوک‌های زنجیره تأمین را تضمین می‌کند.

انتخاب‌های SAF همچنین باید پایداری زیرساخت‌ها و صنایع پشتیبان درگیر و همچنین سطوح آمادگی فناوری را در نظر بگیرند. اگرچه فناوری‌های نوظهور تولید و پالایش SAF بهبود کارایی و بازده را نوید می‌دهند، اما همچنان مبتنی بر آزمایشگاه و پیش از تجاری هستند و چالش‌های هزینه و مقیاس‌پذیری هنوز باید برطرف شوند. ریسک‌ها را می‌توان با اتخاذ رویکرد سبدی — متعادل کردن سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت در فناوری‌های اثبات‌شده با تأمین مالی خوب برنامه‌ریزی‌شده فناوری‌های نوظهور — کاهش داد⁷.

هر انتقال مهم در انرژی جهانی توسط افرادی و سازمان‌هایی شکل گرفته است که منابع موجود خود را با آینده‌نگری استراتژیک ترکیب کردند. برای تبدیل این پتانسیل به عمل در خاورمیانه، دولت‌ها باید فرصت استراتژیک SAF را بشناسند و خود را به عنوان سرمایه‌گذاران، تولیدکنندگان و صادرکنندگان سوخت کم‌کربن قرار دهند.

آژانس‌های استاندارد بین‌المللی (مانند سازمان آمریکایی ASTM International)، دولت‌ها، مؤسسات تحقیقاتی، توسعه‌دهندگان فناوری و سرمایه‌گذاران باید تحت یک اتاق پایاپای SAF خاورمیانه برای تسریع اعتبارسنجی، صدور گواهی و تجاری‌سازی فناوری همکاری کنند.

اکوسیستم سرمایه‌گذاری بالغ کشورهای خلیج فارس، که توسط صندوق‌های ثروت ملی، چارچوب‌های سیاست آینده‌نگر و چشم‌انداز نوآوری در حال گسترش پشتیبانی می‌شود، می‌تواند شرایطی را فراهم کند که توسعه‌دهندگان فناوری SAF در آن رشد کنند. با همسو کردن سرمایه سرمایه‌گذاری، مرجع صدور گواهی و ظرفیت نوآوری، خاورمیانه می‌تواند بخش انرژی خود را به مرکز جهانی برای نوآوری سوخت پایدار و توسعه و تجاری‌سازی فناوری تبدیل کند.

در عصری از عدم قطعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت محدود حمل‌ونقل دریایی، کریدورهای انرژی خاورمیانه می‌توانند به پایه‌های اقتصاد سوخت کم‌کربن تبدیل شوند — اقتصادی که تاب‌آوری زنجیره تأمین جهانی را افزایش می‌دهد و در عین حال به تأمین انرژی نسل بعدی حمل‌ونقل پایدار کمک می‌کند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: nature.com