در آستانه رزمایشهای نظامی ۱۰ روزه «اولچی آزادی شیلد» —که با مشارکت ۱۸ هزار نیروی کرهجنوبی در کنار هزاران نیروی آمریکایی و سازمان ملل برگزار میشود— دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، یکی از بمبهای خبری همیشگی خود را رها کرد. ترامپ با اعلام اینکه مشارکت آمریکا را «بهطور قابل توجهی کاهش خواهد داد»، به «رابطه بسیار خوب» خود با کیم جونگ اون و نیاز به سرزنش سئول به دلیل امتناع از پیوستن به جنگ او علیه ایران اشاره کرد.
ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «این رزمایشها نه تنها پرهزینه هستند... بلکه پیامی کاملاً نامناسب و خصمانه به کشوری میفرستند که تا زمانی که دونالد جی. ترامپ رئیسجمهور بوده، غیرتهدیدآمیز و محترمانه رفتار کرده است.»
در پاسخ، کاخ آبی ریاستجمهوری کرهجنوبی اعلام کرد که در مورد این رزمایشها، که طبق اعلام وزارت دفاع این کشور «طبق اطلاعرسانی و برنامهریزی قبلی» آغاز شده بودند، در «هماهنگی نزدیک» با واشنگتن باقی مانده است.
با این حال، این تصمیم ضربه شدیدی به اعتبار ائتلاف آمریکا وارد میکند. کاهش مشارکت در رزمایشهایی که زیربنای یک پیمان دفاع متقابل ۷۲ ساله با کرهجنوبی دموکراتیک هستند، در حالی که ترامپ بر رابطه شخصی خود با کیم تأکید میکند، سوالاتی را درباره دوام تعهدات امنیتی آمریکا در منطقه آسیا-اقیانوسیه ایجاد میکند. در عین حال، این اقدام یک دولت پلیسی را که توسط گروه حقوق بشری «فریدم هاوس» (Freedom House) با امتیاز ۳ از ۱۰۰ رتبهبندی شده است — رژیمی که تنها متحدان رسمی پیمانیاش، چین و روسیه، دشمنان اصلی آمریکا هستند — تطهیر میکند.
علاوه بر این، ادعای ترامپ مبنی بر اینکه پیونگیانگ «غیرتهدیدآمیز و محترمانه» رفتار کرده است، با فعالیتهای نظامی مداوم کرهشمالی در تضاد است. از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، کرهشمالی ۲۴ آزمایش موشک بالستیک — در کنار پرتابهای متعدد موشکهای کروز و پدافند هوایی — از جمله یک پرتاب در همین چهارشنبه گذشته، انجام داده است.
پیونگیانگ همچنین پس از امضای مشارکت استراتژیک جامع خود با مسکو در ژوئن ۲۰۲۴، حضور نظامی جهانی خود را به شدت گسترش داده و بیش از ۱۴ هزار نیروی کرهشمالی، مهمات توپخانه و موشکهای بالستیک را برای حمایت از جنگ ولادیمیر پوتین در اوکراین اعزام کرده است. (ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، هشدار داده است که کیم در حال آمادهسازی برای اعزام ۳۰ هزار نیروی دیگر است.)
انتقاد ترامپ از کرهجنوبی به دلیل خودداری از کمک به «خلع سلاح هستهای» ایران نیز با نقش دیرینه کرهشمالی در توسعه برنامههای تسلیحات استراتژیک تهران همخوانی ندارد. از منظر مقابله با اشاعه، کرهشمالی یک چالش متمایز را ارائه میدهد: برخلاف ایران، این کشور در حال حاضر دارای زرادخانه هستهای عملیاتی است و سابقه گستردهای در انتقال فناوری موشکی و نظامی به خارج دارد.
دانیل پینکتون، کارشناس روابط بینالملل در دانشگاه تروی در سئول، میگوید: «کرهشمالی به ایران کمکهای فنی، ساخت کارخانههای آماده، طراحی فناوری، قابلیتهای تولید، تاکتیکها و از این قبیل موارد را ارائه کرده است. توافقات فناوری و بازدیدهای علمی سطح بالا به سالها پیش بازمیگردد.»
در طول جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸)، کرهشمالی به عنوان یکی از تأمینکنندگان اصلی تسلیحات تهران ظاهر شد. این رابطه پس از فروپاشی یارانههای شوروی در اوایل دهه ۱۹۹۰، زمانی که پیونگیانگ فناوری موشکی را در ازای نفت خام ایران مبادله کرد تا اقتصاد ضعیف خود را سرپا نگه دارد، عمیقتر شد.
تهران موشکهای اسکاد-بی (Scud-B) و اسکاد-سی (Scud-C) کرهشمالی را خریداری کرد و از آنها به عنوان الگو برای برنامههای موشک بالستیک شهاب-۱ و شهاب-۲ خود استفاده کرد. بعدها، موشک نودونگ-۱ (Nodong-1) کرهشمالی به شهاب-۳ تبدیل شد — ستون فقرات قابلیتهای حمله دوربرد مدرن ایران، از جمله انواع آن مانند عماد و قدر. اطلاعات طبقهبندیشده نشان میدهد که ایران به طور خاص دماغه موشکهای شهاب-۳ خود را برای جای دادن کلاهکهای هستهای کوچکشده تغییر داده است.
مهندسان نظامی کرهشمالی — که به دلیل ساخت تأسیسات عظیم زیرزمینی شهرت دارند — همچنین به ایران در طراحی و ساخت سیلوهای موشکی مستحکم، شبکههای زیرزمینی و پناهگاههای تأسیسات هستهای کمک کردند. علاوه بر معماری موشکی، پیونگیانگ به ایران زیردریاییهای کوچک، موشکهای ضدکشتی، پرتابگرهای راکت و آموزشهای تخصصی کماندویی نیز ارائه کرد.
در حالی که سازمانهای اطلاعاتی غربی در مورد گزارشهای دورهای از حضور دانشمندان ایرانی در آزمایشهای هستهای کرهشمالی بحث کردهاند، تمایل پیونگیانگ به اشاعه زیرساختهای هستهای در جاهای دیگر غیرقابل تردید است. در سال ۲۰۰۷، یک حمله هوایی اسرائیل تأسیسات مخفی الکیبار (Al-Kibar) سوریه را منهدم کرد — یک راکتور تولید پلوتونیوم که توسط کرهشمالی ساخته شده بود و یک کپی دقیق از راکتور ۵ مگاواتی آن در یونگبیون (Yongbyon) بود.
فراتر از دیپلماسی، کاهش رزمایشهای مشترک پیامدهای تاکتیکی فوری دارد. فرماندهان نظامی کرهجنوبی و آمریکا قصد داشتند از رزمایشهای «اولچی آزادی شیلد» برای انطباق با تاکتیکهای میدان نبرد در حال تحول که توسط نیروهای کرهشمالی در اوکراین به نمایش گذاشته شده بود، از جمله ادغام انبوه پهپادها، اخلال الکترونیکی GPS و جنگ سایبری هماهنگ، استفاده کنند.
سرهنگ رایان دونالد، مدیر روابط عمومی فرماندهیهای تحت رهبری آمریکا در کرهجنوبی، به خبرنگاران گفت: «آنها درسهای آموخته شده در آنجا را به کرهشمالی بازگرداندهاند — این توانایی آنها را تغییر میدهد. به همین دلیل است که این رزمایش متفاوت به نظر میرسد و در پنج سال گذشته به طور مداوم تکامل یافته است.»
پس چرا تغییر ناگهانی سیاست ترامپ؟ روز شنبه، فرمانده کل قوای آمریکا عکسی قدیمی از خود در کنار کیم در سال ۲۰۱۹ را به اشتراک گذاشت و بار دیگر تأکید کرد که این دو «رابطه بسیار خوبی» دارند. این پست گمانهزنیها را در مورد تمایل ترامپ به برگزاری یک نشست سطح بالای دیگر با کیم برای کسب یک پیروزی در سیاست خارجی، دوباره زنده کرد. ناظران به احتیاط معاملاتی مشابه در تأخیر ترامپ در بسته تسلیحاتی ۱۴ میلیارد دلاری برای تایوان — بزرگترین بسته تاکنون — برای جلوگیری از به هم خوردن سفر دولتی آتی شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، اشاره میکنند.
اما حمله ترامپ به سئول یک روند جهانی گستردهتر را برجسته میکند: شرکا در حال برداشتن گامهایی برای محافظت از خود در برابر بیثباتی آمریکا هستند. در عین حال، جنگ ایران در واقع کرهجنوبی را به یک تأمینکننده بزرگ دفاعی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی تبدیل کرده است، که در حال خرید سامانه پدافند هوایی میانبرد «چئونگونگ-۲» (Cheongung-II) هستند، به جای اینکه صرفاً به سختافزار نظامی آمریکا متکی باشند.
از اروپا تا خاورمیانه، متحدان سنتی آمریکا در حال جایگزینی اتکای استراتژیک با سیاستهای بیمه مستقل هستند. دانمارک اخیراً یک شبکه پدافند هوایی فرانسوی-ایتالیایی را به جای سامانه پاتریوت آمریکا انتخاب کرد، در حالی که کانادا در حال ارزیابی مجدد تعهدات خود به برنامه F-35 است. بانک مرکزی هلند زیرساختهای ابری حیاتی را از شرکتهای فناوری آمریکایی به ارائهدهندگان اروپایی منتقل کرد تا آسیبپذیری سیستمی را به حداقل برساند.
شاید قابل توجهترین رویداد، امضای توافقنامه دفاع مشترک مکه در ۷ اوت بود — یک پیمان امنیتی جمعی به سبک ناتو بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان. پس از یک دهه رقابت منطقهای که با درگیریها بر سر اخوانالمسلمین و ترور جمال خاشقجی تعریف شد، ریاض و آنکارا در میان سوالات فزاینده در مورد میزان اتکای آنها به تعهدات امنیتی دیرینه آمریکا، به زمینههای مشترکی دست یافتهاند.
پینکتون در مورد تغییرات ناگهانی ترامپ میگوید: «این یک بیمعنی نامنسجم است. اعتبار ایالات متحده مورد حمله قرار گرفته است و این یک تهدید مستقیم برای امنیت ملی آمریکا و ثبات بینالمللی است.»