اشتراک
پایانه نفتی خارگ در جزیره خارگ در خلیج فارس، جنوب ایران، ۱۲ مارس ۲۰۱۷.
پایانه نفتی خارگ در جزیره خارگ در خلیج فارس، جنوب ایران، ۱۲ مارس ۲۰۱۷.
دیدگاه سیاست خاورمیانه

گره گوردی جنگ ترامپ با ایران

اسکندر مقدونی چه می‌کرد؟ محروم کردن تهران از درآمد نفت و جلب همکاری متحدان علیه رژیم

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

دولت ترامپ در مواجهه با چالش ایران، با معمایی مشابه «گره گوردی» روبه‌روست؛ وضعیتی که در آن محدودیت‌های سیاسی مانع از اقدام نظامی مستقیم شده و در عین حال، تهران با تحمل فشارهای اقتصادی، در برابر خواسته‌های واشنگتن مقاومت می‌کند. استراتژی پیشنهادی برای حل این بحران، تمرکز بر دو محور اصلی است: تشدید بی‌سابقه جنگ اقتصادی برای خفه کردن منابع مالی سپاه پاسداران و تشکیل ائتلافی منطقه‌ای برای تضعیف شبکه نیابتی ایران در خاورمیانه. با انتصاب چهره‌های کلیدی در وزارتخانه‌های خزانه‌داری و امور خارجه، دولت آمریکا می‌تواند با هدف قرار دادن واسطه‌های مالی در چین و سایر نقاط، تحریم‌های فعلی را با جدیت بیشتری اجرا کرده و فروپاشی اقتصادی داخلی در ایران را تسریع کند؛ موضوعی که به زعم نویسنده، چنگال حاکمیت بر قدرت را سست خواهد کرد. همزمان، با توجه به ضعف مفرط گروه‌های نیابتی پس از تحولات اخیر منطقه و تمایل کشورهای عربی به مهار نفوذ ایران، دیپلماسی فعال آمریکا می‌تواند متحدان منطقه‌ای را برای محدود کردن شبه‌نظامیان در عراق، یمن و لبنان بسیج کند. این راهبرد نه با تکیه بر اعزام نیروی نظامی، بلکه با ترکیبی از صبر راهبردی، فشارهای اقتصادی پایدار، استفاده حساب‌شده از زور و ائتلاف‌سازی، تلاش دارد تا ضمن مهار رفتار تهران، توازن قدرت را به نفع منافع آمریکا و متحدانش در منطقه تغییر دهد.

بیش از ۲۳۰۰ سال پس از آن‌که گفته می‌شود اسکندر مقدونی هنگام تعقیب امپراتوری پارس با گره گوردی مواجه شد، رئیس‌جمهور ترامپ و دولت او نیز در قبال ایران با معمایی مشابه روبه‌رو هستند. آقای ترامپ میان محدودیت‌های سیاسی که مانع به‌کارگیری نیروی نظامی کافی برای تغییر رفتار تهران می‌شود و رژیمی سرکش که حاضر است برای رد خواسته‌های واشنگتن، درد اقتصادی شدید را به جان بخرد، گرفتار شده است.

به نظر می‌رسد کاخ سفید بر کارزاری مبتنی بر فشار اقتصادی تصمیم گرفته است؛ نوعی توقف تا پس از انتخابات میاندوره‌ای سوم نوامبر یا آغاز سال جدید. خطر این است که چنین سیاست مهار و مهار، به بن‌بستی تبدیل شود که رژیم آن را پیروزی خود قلمداد کند. تهران پس از سرپیچی از دستورات آمریکا، در نهایت کنترل دوفاکتو بر تنگه هرمز و محور مقاومت خود را به دست خواهد آورد؛ محوری که هرچند تضعیف شده، اما همچنان در هلال شیعی قدرتمند است.

بریدن این گره گوردی و رسیدن به نتیجه‌ای رضایت‌بخش، یعنی دولتی مطیع یا جدید در تهران، به دو خط تلاش بستگی دارد: جنگ اقتصادی علیه منابع درآمدی رژیم و جلب همکاری متحدان برای تضعیف ایران و شبکه نیابتی آن در منطقه. آقای ترامپ باید به اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، چک سفید بدهد تا اقتصاد ایران را خفه کنند—به‌ویژه منابع تأمین مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی—و تلاشی دیپلماتیک متمرکز را آغاز کنند. این تلاش با استفاده حساب‌شده از زور پشتیبانی خواهد شد و از توانمندی‌های متحدان منطقه‌ای برای فلج کردن شبه‌نظامیان طرفدار ایران در عراق، حوثی‌ها در یمن و حزب‌الله در لبنان بهره خواهد برد.

رهبری منقسم ایران از پیش در داخل و منطقه در موضع ضعف قرار دارد. دولت ترامپ می‌تواند در هر دو جبهه به رژیم آسیب بزند و فروپاشی آن را تسریع کند. در داخل، چهار قیام مردمی از سال ۲۰۱۸—از جمله اعتراضات سراسری امسال—نارضایتی مردم ایران از شرایط وخیم اقتصادی ناشی از سیاست‌های یک رژیم دگم، فاسد و نالایق را نشان می‌دهد. اقتصاد که از پیش شکننده بود، اکنون از خسارت تخمینی ۲۷۰ میلیارد دلاری به زیرساخت‌ها در اثر حملات هوایی آمریکا و اسرائیل رنج می‌برد؛ رقمی معادل حدود ۶۰ درصد تولید سالانه ایران.

صادرات نفت از زمان آغاز محاصره دریایی بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته است. در دو ماه گذشته، اقدامات وزارت خزانه‌داری دسترسی تهران به درآمد حاصل از فروش نفت و شبکه‌های مالی غیرقانونی را بیشتر محدود کرده است. آقای ترامپ باید به آقای بسنت اجازه دهد فشار اقتصادی بر چین و سایر کشورهایی که از تهران حمایت می‌کنند را افزایش دهد.

علاوه بر تحریم‌های جدید علیه بازیگران ایرانی و تسهیل‌کنندگان شخص ثالث معاملات غیرقانونی، وزارتخانه‌های خزانه‌داری، امور خارجه و دادگستری باید تحریم‌های موجود را با جدیت اجرا کنند، از جمله با تعقیب واسطه‌های پنهان و مراکز ترانشیپ، چه در شانگهای، سنگاپور یا دبی مستقر باشند. فشار اقتصادی پایدار، تورم، فرار سرمایه و بحران بانکی در ایران را تشدید خواهد کرد. با فروپاشی اقتصاد تحت این کارزار، تقریباً به یقین چنگال رژیم بر قدرت سست خواهد شد.

سازوکار نیابتی منطقه‌ای ایران در سلسله درگیری‌هایی که با حمله اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، سقوط رژیم اسد در سوریه در اواخر ۲۰۲۴ و حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در شش ماه گذشته شعله‌ور شد، به شدت آسیب دیده است. دولت‌های جدید در بیروت و بغداد تمایل، هرچند محتاطانه، به مهار گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران نشان داده‌اند.

کارهای زیادی باقی مانده است تا توانایی ایران در به‌کارگیری نیابتی‌ها برای حمله به متحدان خلیج فارس آمریکا، اسرائیل یا منافع ایالات متحده در جاهای دیگر—و همچنین توانایی آن در دیکته کردن تحولات سیاسی در بیروت و بغداد—تضعیف شود. رئیس‌جمهور ترامپ باید آقای روبیو را برای جلب همکاری متحدان عرب در کارزاری برای تضعیف ایران و نیابتی‌های منطقه‌ای آن توانمند سازد.

رهبران عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر—همگی شرکای اقتصادی و راهبردی آمریکا—می‌دانند که ایران با حملات موشکی و پهپادی به پایتخت‌ها و زیرساخت‌های آن‌ها از خط قرمز عبور کرده است. آن‌ها و سایر دولت‌های عربی، هرچند از سوی ایران تهدید می‌شوند، اما به نظر می‌رسد قادر به نشان دادن اتحاد یا قاطعیت نیستند. تعامل دیپلماتیک آمریکا می‌تواند به متحدان منطقه‌ای ما اطمینان دهد و آن‌ها را به حرکت درآورد.

کارزاری به رهبری آقای روبیو می‌تواند تلاش‌ها برای تضعیف شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در منطقه را تقویت کند. دیپلماسی به رهبری آمریکا می‌تواند به حل اختلافات بین ابوظبی و ریاض بر سر یمن و حوثی‌ها کمک کند. همچنین می‌تواند نقش‌های مربوط به متحدان خلیج فارس را در تقویت دولت‌های جدید در بغداد و بیروت تسهیل کند، در حالی که آن‌ها بر گروه‌های مورد حمایت ایران فشار می‌آورند و حکمرانی کلی را بهبود می‌بخشند.

محدودیت‌های سیاسی و داخلی دیگر، تمایل رؤسای جمهور آمریکا را برای به‌کارگیری نیروی نظامی لازم برای دستیابی به اهداف‌شان در ۳۵ سال گذشته فلج کرده است. دولت ترامپ نیز تفاوتی ندارد: رئیس‌جمهور بعید است متعهد به کارزار بمباران مداوم شود، چه رسد به اعزام نیروی زمینی. خوشبختانه، آقای ترامپ—مانند اسکندر مقدونی در ۳۳۳ پیش از میلاد—راهی پیش رو دارد، راهی که نیازمند صبر و ائتلاف‌سازی است و با تهدیدها و اقدامات نظامی تقویت می‌شود.

آقای هود عضو ارشد مرکز صلح و امنیت خاورمیانه در مؤسسه هادسون و دیپلمات سابق آمریکایی با سابقه مأموریت‌های متعدد در خلیج فارس است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com