اشتراک
خاورمیانه نظر روابط بین‌الملل

اسرائیل میانه: دزدی دریایی ایران در تنگه هرمز، استراتژی بی‌پروا و بازنده است - نظر

محاصره هرمز توسط ایران از نظر نظامی و سیاسی بی‌پروا است و احتمالاً آغاز پایان تلاش آیت‌الله‌ها برای تحمیل حکومت دینی بر ایران و نفوذ ایران بر جهانی غافل است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

اقدام ایران در تصرف کشتی‌ها و ایجاد اختلال در تنگه هرمز، نه یک استراتژی هوشمندانه، بلکه «دزدی دریایی» کلاسیک و حرکتی از روی استیصال است که در نهایت به شکستی استراتژیک برای جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. نویسنده با اشاره به تجربیات تاریخی، یادآور می‌شود که این‌گونه باج‌گیری‌های اقتصادی نه تنها در بلندمدت کارآمد نیست، بلکه موجب تحریک قدرت‌های جهانی برای مقابله و یافتن جایگزین‌های ترانزیتی می‌شود. از نظر اقتصادی، تلاش تهران برای باج‌گیری انرژی، در نهایت با واکنش بازار و کاهش وابستگی مصرف‌کنندگان به این مسیر، به ضرر اقتصاد ضعیف ایران تمام خواهد شد. از منظر نظامی نیز، توان دریایی ایران در برابر نیروهای فرامنطقه‌ای برای حفظ این محاصره ناتوان است. افزون بر این، این رفتارهای تهاجمی باعث تشدید خصومت تاریخی کشورهای عربی منطقه و انزوای بیش‌ازپیش ایران در سطح بین‌المللی می‌شود. در نهایت، این سیاست‌های ماجراجویانه که از دیدگاه نویسنده برخاسته از تفکرات متعصبانه است، نه تنها به نفوذ ایران نمی‌افزاید، بلکه می‌تواند سرآغازی بر پایان اقتدار حکومت دینی در ایران باشد، چرا که این اقدامات نه تنها حمایت مردم ایران، بلکه همراهی جامعه جهانی را نیز از دست داده است.

دزدی دریایی، چنان که می‌خواهید باور کنید، همیشه عملی منفور بوده و همچنین دستورالعملی برای شکست.

اما چنین نبود. در دوران باستان، غارت کشتی‌ها حرفه‌ای کاملاً مشروع بود؛ در زمان‌های بعد حتی منبع افتخار بزرگ بود. به عنوان مثال، ملکه الیزابت اول، سر فرانسیس دریک را به دلیل یورش به مستعمرات دوردست اسپانیا و غارت کشتی‌های تجاری آن کشور، به مقام شوالیه‌ای رساند.

بدتر از آن، اقدامات این دزد دریایی مفتخر، در واقع موتور محرکه سفر کشورش به سوی امپراتوری بود، که با نقش او در شکست آرمادای اسپانیا توسط نیروی دریایی بریتانیا در سال ۱۵۸۸، در حالی که برای یورش به سواحل انگلستان آماده می‌شد، برجسته شد.

به همین ترتیب، یورش دزدان دریایی شمال آفریقا به کشتی‌های آمریکایی باعث شد جورج واشنگتن و جانشین او، جان آدامز، میلیون‌ها دلار به سلطان‌نشین‌های طرابلس، تونس، مراکش و الجزایر بپردازند.

متأسفانه، پس دلیلی وجود دارد که گمان کنیم تصرف تنگه هرمز توسط ایران، عاملان آن را همان‌گونه که دزدی دریایی در گذشته به دیگران پاداش می‌داد، پاداش خواهد داد. خوشبختانه، چنین نخواهد شد.

کشتی‌ها و نفتکش‌ها در تنگه هرمز در سواحل مسندم، عمان، ۱۸ آوریل ۲۰۲۶. (اعتبار: رویترز)

این دزدی دریایی به شکل کلاسیک است

بله، اقدام ایران دزدی دریایی به شکل کلاسیک است. دزدان دریایی به کشتی‌های بی‌گناه تعرض می‌کنند و گنجینه‌هایی را که حاصل زحمت دیگران است، به چنگ می‌آورند. ایرانی‌ها نیز با به دام انداختن ۵۰۰ کشتی و ۶۰۰۰ ملوان، و درخواست وجه نقد برای عبور از آبی‌هایی که متعلق به آن‌ها نیست، و برای خدماتی که هیچ‌کس درخواست نکرده، دقیقاً همین کار را می‌کنند.

اگر واقعاً از آنچه در مقابل شمال آفریقا برای آمریکای جوان رخ داد الهام گرفته‌اند، باید به ایرانی‌ها هشدار داد که در نهایت، در روزگار توماس جفرسون، ایالات متحده ناوهای جنگی به مدیترانه فرستاد و به یورش‌های دزدان دریایی به کشتی‌های آمریکایی پایان داد.

در واقع، شکست‌های آن دزدان دریایی بسیار عمیق‌تر بود. آن‌ها که توسط رژیم‌های جدا شده از امپراتوری عثمانی به کار گرفته شده بودند، بخشی از تلاشی بودند که از سرقت به عنوان جایگزینی برای توسعه اقتصادی استفاده کنند. اهداف آمریکایی آن‌ها دقیقاً نقطه مقابل این بود؛ ملتی جوان که کار را ایده‌آل می‌دانست و در آن برتر بود. رژیم‌های دزد دریایی می‌توانستند به آن تمدن نوظهور نیش بزنند، اما در برابر نیروی اقتصادی آن حرفی برای گفتن نداشتند.

این همان چیزی است که اکنون در خلیج فارس در جریان است، جایی که ایران ممکن است دستاوردهای تاکتیکی ثبت کند، اما در نهایت با شکست استراتژیک مواجه خواهد شد.

محاصره ایران نباید تعجب‌آور می‌بود.

همانطور که گزارش تحقیقی مایکل کراولی، خبرنگار نیویورک تایمز، در ۲ ژوئن گزارش داد، بسته شدن احتمالی تنگه توسط ایران در طول سال‌ها بارها در بازی‌های جنگی پنتاگون مورد بررسی قرار گرفته بود.

بله، رفتار بی‌ثبات دونالد ترامپ در برابر اقدام ایران نشان می‌دهد که او شخصاً غافلگیر شده است. از این رو نوسان مداوم او بین حملات، مذاکرات و تیراندازی‌های کلامی از ناحیه لگن. فقط زمان نشان خواهد داد که این رفتار چیست: نادانی، سبکسری، حماقت محض، یا برعکس، حیله، فریب و ضد غافلگیری.

با این حال، هر چه برنامه‌ها و اقدامات ترامپ باشد، حیله ایرانی نمی‌تواند دوام بیاورد، چه رسد به موفقیت.

نقش تنگه هرمز به عنوان مسیر اصلی ترانزیت نفت قابل جایگزینی است

از نظر اقتصادی، نقش تنگه به عنوان ایستگاه میانی بین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نفت غیرقابل جایگزینی نیست. خطوط لوله نفت می‌توانند نفت خام عرب را از طریق بنادر عربستان به آسیا و از طریق بنادر مدیترانه به اروپا برسانند. ساخت چنین خطوط لوله‌ای فقط چند سال طول می‌کشد.

باج‌گیری انرژی در گذشته نتیجه معکوس داشته و در آینده نیز نتیجه معکوس خواهد داشت. تحریم نفتی اعراب در دهه ۱۹۷۰ در ابتدا قیمت نفت را چهار برابر کرد، اما سپس تولیدکنندگان غربی را به یافتن میدان‌های نفتی جدید و مصرف‌کنندگان غربی را به کاهش شدید مصرف انرژی سوق داد. در دهه ۱۹۸۰، بحران نفت به مازاد نفت تبدیل شد و قیمت‌ها در مقطعی به سختی به ۱۰ دلار در هر بشکه رسید.

پس جنایتکارانه بودن تصرف ظاهراً هوشمندانه آب‌های بین‌المللی توسط تهران و تلاش آن برای باج‌گیری از بقیه جهان را کنار بگذارید. از دیدگاه آینده اقتصادی مردم ایران، این اقدام شلیک به پای خود است.

محاصره هرمز توسط ایران از نظر نظامی حتی بی‌پرواتر است. شکستن محاصره متقابل نیروی دریایی آمریکا فراتر از توان دریایی آخوندهاست. این بدان معناست که علاوه بر آسیب بلندمدتی که دزدی دریایی آن‌ها به اقتصادشان وارد خواهد کرد، آن‌ها درآمدهای از پیش نابود شده و وعده‌های غذایی ناچیز اکثر ایرانیان را نیز تحت فشار قرار می‌دهند.

سرانجام، از نظر سیاسی، دزدی دریایی ایران، دشمنی همه قربانیانش را به ویژه همسایگان عربش به همراه خواهد داشت.

بله، تا کنون جهان عرب در برابر زورگویی رقیب مسلمان خود تسلیم شده است. دولت‌های عربی که در این زمینه توسط عمان نمایندگی می‌شوند، ظاهراً پیشنهاد تهران برای دریافت عوارض عبور از هرمز را به طور مشترک با مسقط پذیرفته‌اند.

در واقع، حمله ایران به همسایگان عرب خود - از جمله، به طور تماشایی، حمله ماه گذشته به یک نفتکش گاز در ۱۰۰ مایلی شمال قاهره - برای نسل‌ها به یاد خواهد ماند. اعراب بهتر از همه می‌دانند که دزدی دریایی ایران بخشی از امپریالیسم جمهوری اسلامی است، همان‌طور که شبه‌نظامیانی که در تعدادی از کشورهای عربی کاشته است.

بدبینی بین اعراب و ایرانی‌ها به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد. آنچه شکاف سنی و شیعه را در قرن هفتم میلادی تغذیه کرد، بعدها بازگشت، زمانی که در سال ۱۹۶۹، شاه ایران بخش عراقی اروندرود را از آن کشور گرفت، که عراق بعداً با حمله صدام حسین در سال ۱۹۸۰ و جنگ هشت ساله به آن پاسخ داد. اکنون، ایران نه به یک، بلکه به هشت کشور عربی با موشک، راکت و پهپاد حمله کرده است. به موقع، آن‌ها پاسخ خواهند داد.

در مورد جهان غیرعرب، برخی از کشورهای آن سرانجام درخواهند یافت که تهران به یک دردسرساز جهانی تبدیل شده است که برای تجارت آن‌ها مضر است. برخی زودتر و برخی دیرتر متوجه خواهند شد، اما در مقطعی باید تعجب کنند: اگر ایران بتواند در هرمز دزدی دریایی کند، چرا، مثلاً، ماداگاسکار اقدام مشابهی در کانال موزامبیک انجام ندهد، یا مراکش در جبل‌الطارق؟

برخلاف آنچه برخی اکنون می‌گویند، هیچ نبوغی، یا حتی فقط خردی، در تصرف هرمز توسط ایران وجود ندارد. این یک اقدام از روی ناامیدی است که فقط متعصبان مسیحایی می‌توانند طراحی کنند و فقط ماجراجویان نادان می‌توانند دستور دهند. این آغاز پایان تلاش آیت‌الله‌ها برای تحمیل حکومت دینی بر ایران، و تشیع بر همه مسلمانان، و نفوذ ایران بر جهانی غافل است. آن‌ها قبلاً ایرانیان را از دست داده‌اند؛ مطمئناً مسلمانان را به دست نخواهند آورد، چه رسد به بقیه جهان، یا حتی فقط هرمز.

www.MiddleIsrael.net

نویسنده، عضو مؤسسه هارتمن، نویسنده پرفروش‌ترین کتاب راهپیمایی حماقت یهود (Yedioth Books 2026) است که اکنون به زبان انگلیسی در آمازون در دسترس است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com