دبی — رئیسجمهور ترامپ شرط بسته است که فشار تحریمها و محاصره دریایی، مقاومت ایران را در هم بشکند. اما رهبران این کشور دانش عمیقی برای تطبیق نظام اقتصادی فرسوده خود با وضعیت رزمی در چنین کمپینی دارند.
به گفته تحلیلگران، تهران در حال جیرهبندی کالاهای کمیاب، محدود کردن دسترسی به ارز خارجی، کاهش سرمایهگذاری و انتقال بار بیشتر به خانوارها است، در حالی که واردات استراتژیک و ماشین آلات ضروری دولت را حفظ میکند. نتیجه، کسالت اقتصادی عمیقتری خواهد بود که به فقر و ناراحتی فزاینده منجر میشود، اما همچنین فضای بیشتری برای رهبران ایران برای تعلل فراهم میکند.
این امر راهبرد ترامپ را بر این فرض پرخطر استوار میکند که ایران قبل از واشنگتن ترک برمیدارد. میانجیها به مقامات آمریکایی هشدار دادهاند که ایران سالها با چنین شرایطی زندگی کرده است و تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران لزوماً آن را به مذاکره وادار نخواهد کرد.
اگر ایران بتواند نشان دهد که فراتر از انتظارات واشنگتن طاقت میآورد، احتمال کمتری دارد که نفوذ خود بر تنگه هرمز را رها کند—و این بنبست را بیشتر طولانی کرده و خطرات تشدید نظامی را افزایش میدهد. هر چه بنبست بیشتر طول بکشد، فشار بر واشنگتن بیشتر میشود، زیرا اختلالات انرژی بر تورم جهانی در آستانه انتخابات میاندورهای سنگینی میکند.
هادی کاهلزاده، پژوهشگر مؤسسه کوئینسی و تحلیلگر اقتصادی در تهران، اظهار داشت: «این فشار به تدریج از یک اقتصاد مقاوم که شوکهای سخت را جذب میکند، به یک اقتصاد پیشفرض که کاملاً سختگیرانه است، حرکت خواهد کرد. سرکوب و ساختار دولتی، تبدیل این درد به تغییر در سیاست امنیت ملی را دشوارتر میکند.»
پس از هفتهها جنگ تازه، توافق موقت ژوئن فروپاشید و دولت ترامپ تحریمهای اقتصادی و محاصره دریایی را اعمال کرد و حملات را کنار گذاشت تا سقوط ارزش ریال ایران و تورم بر کشور اثر بگذارد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، میگوید فرد مسئول با دشواری مواجه است زیرا ارزش پول ایران در حال سقوط است.
مقامات ایرانی آشکارا این نگرانی را بازتاب میدهند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، این ایده را تکرار کرد که ایران باید فراتر از «نه جنگ، نه صلح» حرکت کند و در اواخر ژوئیه با رهبر معظم، آیتالله خامنهای، برای برنامهریزی بودجه، ارز خارجی، واردات و مصرف انرژی دیدار کرد.
فشار در حال تشدید است. صادرات نفت ایران، ستون فقرات درآمدهای عمومی و ارز خارجی، پس از اعمال مجدد محاصره توسط آمریکا در ژوئیه به نزدیک صفر رسید، که از ۴.۵ میلیارد دلار در ژوئن یا حدود آن کاهش یافته است. به گفته تحلیلگران، هیچ نفتکشی نتوانست در این ماه از جزیره خارک بارگیری کند.
ایران همچنین ذخیره کمتری نسبت به قبل از اولین محاصره در آوریل دارد. نفت ذخیره شده در سواحل این کشور از حدود ۱۸۵ میلیون بشکه به حدود ۶۰ میلیون بشکه در اوایل ژوئیه کاهش یافته است.
در داخل کشور، تورم سالانه بالای ۸۰ درصد است و قیمت مرغ و شیر ۱۲۰ تا ۱۵۰ درصد افزایش یافته است. صندوق بینالمللی پول انتظار دارد اقتصاد امسال ۵.۴ درصد کوچک شود و کامی کاکه تخمین زده است که جنگ ۲ تا ۳ میلیون شغل را نابود خواهد کرد.
مشکل اصلی راهبرد آمریکا این است که فقیرتر کردن ایران لزوماً نظر رهبران ایرانی را تغییر نمیدهد.
در یک تغییر وسیع در رهبری در روزهای اخیر، ایران تندروهای برجستهای را برای مدیریت امنیت و سرکوب منصوب کرد، که نشان میدهد تندروها بر عملگرایانی که مذاکره را برای نجات بقیه اقتصاد ضروری میدانند، برتری یافتهاند.
ویلیام جکسون، اقتصاددان ارشد بازارهای نوظهور در کپیتال اکونومیکس، گفت: «تأثیر کمپین اقتصادی بر سیاست مذاکراتی ایران به سیاست داخلی بستگی دارد. رژیم تقسیم شده است و تندروها بیشتر به حقیقت نزدیکترند.»
سختگیری سیاسی با یک راهبرد اقتصادی که حول بقا ساخته شده است، نه بهبود، همراه است.
پاسخ ایران شامل جیرهبندی سوخت و انرژی، محدود کردن دسترسی به ارز سخت، چاپ پول برای تأمین مالی سربازان و به تأخیر انداختن پرداختها است، در حالی که از شبکههای قدیمی دور زدن تحریمها برای ادامه جریان تجارت بهره میبرد.
ایران در حال اجرای قطعی برق و محدودیتهای کارخانهها است و به برخی اجازه داده میشود در روز مقدس برای جبران کار کنند. همچنین نرخ ارز به شدت یارانهای برای ۳.۵ میلیارد دلار واردات ضروری مانند غذا، دارو و غذای کودک معرفی کرده است و به استفاده ضروری از دلارهای کمیاب اولویت میدهد.
خانوارهای دریافتکننده مستمری میتوانند مایحتاج ضروری را به صورت اعتباری خریداری کنند که از پرداختهای نقدی آینده کسر خواهد شد. پرداختهای کوپن غذا به صورت فصلی آماده میشود تا همگام با تورم باشد.
خانوارها نیز خود را تطبیق میدهند. مردم ایران میگویند اکنون فقط غذا، سوخت و دارو میخرند، از گوشت صرفنظر میکنند و هر کالای ضروری را یک بار در زمان خریداری میکنند، زیرا دستمزدها ارزش خود را از دست میدهند.
یک کارگر ساختمانی ۴۱ ساله در تهران گفت که کسبوکار به شدت کند شده است؛ او از پسانداز خود زندگی میکند و تفریحات و خوراکیهای غیرضروری را حذف کرده است.
او گفت: «ترس و اضطراب شدید زیاد است و احساس ناامنی عظیم است.»
رفتار اقتصاد بقا زمان میخرد اما در نهایت پایه مالی ایران را فرسایش میدهد. کمسرمایهگذاری طولانی مدت ممکن است اقتصاد را غیرقابل اداره کند، به ویژه اگر حملات نظامی تازه به زیرساختهای انرژی آسیب برساند.
اما تاریخ نشان میدهد که هیچ تضمینی وجود ندارد که فروپاشی اقتصادی باعث تسلیم سیاسی شود. در کوبا پس از ۱۹۵۹ و در ونزوئلا در دوران اخیر، دولتها با وجود سقوط کامل، از طریق سرکوب و کنترل قدرت را حفظ کردند.
کاهلزاده گفت: «من این را به عنوان آزمونی میبینم که چه کسی در حال محاسبه اشتباه طرف مقابل است. واشنگتن ممکن است درست بگوید که فشار اقتصادی طولانی مدت در نهایت موجودیت ایران را تهدید خواهد کرد؛ تهران ممکن است درست بگوید که طولانی کردن درگیری، واشنگتن را با هزینههای سیاسی عظیمی مواجه خواهد کرد؛ هر دو ممکن است در مورد سرعت پیروزی یکی بر دیگری اشتباه کنند.»