رئیسجمهور ترامپ بارها در تلاشهای خود برای پایان دادن به جنگ ایران ناکام مانده است. از سرگیری یک کارزار بمباران محدود نتیجهای نداشت. تهدیدهای آخرالزمانی برای نابودی تمدن ایران نیز مؤثر نبود. هر بار که ترامپ از پیشرفت احتمالی در مذاکرات خبر میدهد، به نظر میرسد تندروهای تهران از تغییر شرایط و عقب کشیدن از یک توافق احتمالی لذت میبرند. این مانند لوسی است که توپ فوتبال را برای چارلی براون نگه میدارد، با این تفاوت که این بار، توپ، تنگه هرمز است.
هیچ چیز جواب نداده است. بنابراین راهبرد جدید ترامپ تلاش برای هیچ کاری نکردن است و دیدن اینکه آیا این کار مؤثر خواهد بود یا نه. رئیسجمهور هم دیپلماسی و هم اقدام نظامی را کمرنگ میکند و در عوض به فشار اقتصادی تکیه میکند، به این امید که زمان بتواند به آنچه زور نتوانست دست یابد. این رویکرد انتظار و مشاهده برای این طراحی شده است که تحریمهای مالی تشدید شده و محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران، درد اقتصادی را تحمیل کند. امید این است که بازگشت به این راهبرد - که در مراحل اولیه درگیری به صورت مقطعی استفاده شد و از ابتدا توسط برخی در دولت حمایت میشد - در نهایت رهبران تهران را مجبور کند که به طور جدی در مذاکرات برای باز کردن تنگه و پایان دادن به جنگ شرکت کنند.
اما این مسیر جدید مستلزم آن است که رئیسجمهور صبر نشان دهد. ترامپ، به بیان ملایم، به خویشتنداری معروف نیست. یا به توانایی پایبندی به یک برنامه. یا به توانایی اجتناب از تأثیرپذیری از آخرین بخشی که در تلویزیون کابلی دیده است. مشاوران به طور خصوصی اذعان میکنند که یک پست واحد در تروث سوشال که با عصبانیت منتشر شود میتواند به تشدید تنش منجر شود که کل برنامه را از مسیر خارج کند. و حتی اگر راهبرد مؤثر باشد، خطراتی وجود دارد. ایران بارها مقامات آمریکایی را با انعطافپذیری اقتصادی خود غافلگیر کرده است؛ زمان لازم برای تحت فشار قرار دادن مؤثر این کشور تقریباً تضمین میکند که هیچ راهحل سریعی برای جنگ - و هیچ کاهش متناظری در هزینههای انرژی - قبل از اینکه جمهوریخواهان سعی در دفاع از اکثریت کنگره در انتخابات میاندورهای نوامبر داشته باشند، وجود نخواهد داشت. اما ترامپ و دستیارانش گزینههای کمی برای پایان دادن به جنگ انتخابی خود میبینند.
در داخل کاخ سفید، مجموعه جدیدی از آمارها در حال پیروز شدن در بحث است. در هفتههای اخیر، دستیاران تأثیر قابل توجه تحریمهای موجود بر اقتصاد ایران را به ترامپ نشان دادهاند، دو مقام ارشد دولت به من گفتند. این استدلال در جلسات دفتر بیضی به رئیسجمهور ارائه شده است - و در حداقل یک مورد، در تماسی از اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، در حالی که ترامپ در حال اتمام یک دور گلف بود - که تشدید تحریمهای فعلی و اعمال تحریمهای جدید و سختگیرانه میتواند رهبران تهران را مجبور به عقبنشینی کند، مقامات گفتند که به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد مشورتهای داخلی صحبت میکردند. این ایده تازگی ندارد: ترامپ از دوره اول خود بر کمپین «فشار حداکثری» اقتصادی تکیه کرده است تا ایران را مجبور به کنار گذاشتن برنامه هستهای خود کند. و در اوایل امسال، تحریمهای بیشتری اعمال شد.
دستیاران فکر میکنند این بار ممکن است مؤثر باشد. و ترامپ دیروز این باور را تأکید کرد و به خبرنگاران گفت که «ایران ورشکسته است، کاملاً ورشکسته». اما او بارها در قضاوت درباره ایرانیها اشتباه کرده است. در روزهای اولیه درگیری، ترامپ متقاعد شده بود که جنگ حداکثر چند هفته طول میکشد و - با وجود هشدارهای پنتاگون - ایران سعی در بستن تنگه هرمز نخواهد کرد. این فرضیات اشتباه بود، همانطور که باور در جامعه اطلاعاتی که ایران به سرعت تحت فشار اقتصادی تسلیم خواهد شد نیز اشتباه بود. اما به نظر میرسد رژیم مایل است سختیهای قابل توجه و مبارزات شهروندان خود را برای حفظ قدرت تحمل کند.
و این رژیم با فهرست متغیر خواستههای خود پاسخ داده است که شامل اصرار بر دریافت نوعی عوارض یا هزینه برای استفاده از این آبراه باریک است. بیش از یک بار، و تا همین هفته گذشته، به نظر میرسید که توافقی برای بازگشایی تنگه نزدیک است و ترامپ آماده بود پیروزی در درگیری را اعلام کند و به جلو حرکت کند (به راحتی نادیده میگرفت که این آبراه قبل از جنگ باز و آزاد برای همه بود). متحدان در خلیج فارس نارضایتی خود را از هرگونه کنترل بیشتر ایران بر تنگه ابراز کردهاند اما به آنها گفته شده است که باید با ترتیب جدید، حداقل برای مدتی، کنار بیایند. بسنت به ترامپ و بعداً در مصاحبهها اطمینان داد که تنگه هرمز ظرف دو سال بیربط خواهد شد و ادعا کرد که تا ۷۰ درصد انرژی که از این آبراه عبور میکند در نهایت از طریق خطوط لوله زیرزمینی جریان خواهد یافت.
اما بار دیگر، رهبران رژیم در تهران توافق را تغییر دادند و این بار اصرار کردند که تنگه تنها پس از پرداخت غرامت توسط ایالات متحده برای خسارات وارده در طول جنگ پنج ماهه بازگشایی خواهد شد. این شرط در واشنگتن غیرقابل قبول تلقی شد و ترامپ خشمگین با اعلام اینکه ایالات متحده باید غرامت خود را برای کشتهشدگان نیروهای آمریکایی در طول دههها و همچنین برای خانوادههای معترضان ایرانی کشتهشده در ۵۰ سال گذشته، از جمله در تظاهرات اخیر، دریافت کند (که این نیز اتفاق نخواهد افتاد)، مقابله کرد. با وجود اظهارات گاه امیدوارکننده میانجیگران در عمان و پاکستان، مذاکرات در بنبست باقی مانده است. ترامپ با عصبانیت به دستیاران گفته است که احساس نمیکند ایران با حسن نیت مذاکره میکند.
کاخ سفید به من تأکید کرد که اقتصاد ایران در حال فروپاشی است، با تورم فزاینده، درآمد انرژی کاهش یافته و برخی کمبودهای کشاورزی. یک مقام اضافه کرد که «اهرمهای زیادی وجود دارد که رئیسجمهور میتواند در هفتهها و ماههای آینده محکمتر بچرخاند.»
اما مجموعه دیگری از اعداد نیز بر تصمیم ترامپ برای دست نگه داشتن تأثیر گذاشت: ذخایر رو به کاهش برخی مهمات آمریکا، به ویژه دفاع موشکی. قبل از جنگ، هیچ تجمع ماههاای از نیروها و هیچ استقرار گستردهای از سربازان وجود نداشت. اگرچه ارتش از آن زمان نیروهای اضافی را به منطقه اعزام کرده است، بسیاری از داراییها - به ویژه کشتیهای نیروی دریایی - از سایر صحنههای جنگ منحرف شدند نه اینکه برای درگیری آموزش دیده باشند. و همانطور که همکار من نانسی ا. یوسف و من هفته گذشته گزارش دادیم، برخی از ذخایر موشکی تا ۲۰ درصد چیزی است که پنتاگون میخواهد کاهش یافته است. ممکن است برای دفاع از منافع آمریکا در آسیا کافی نباشد و ذخایر برخی موشکهای رهگیر پیچیده آنقدر depleted شده است که ایالات متحده نتواند این سلاحها را به اوکراین بدهد یا بفروشد یا به طور مؤثر در برابر پرتاب موشکهای بالستیک ایران دفاع کند.
این کمبود گزینههای ترامپ را محدود کرده است. اگر او حمله گسترده دیگری را علیه ایران مجاز کند، مقامات آمریکایی به توانایی خود در محافظت از پایگاهها یا متحدان خود در منطقه در برابر تلافی اطمینان ندارند. و ایران در ضربه زدن به نیروهای آمریکایی مؤثر بوده است. ماه گذشته، در یک دوره تازه از درگیری، یک موشک ایرانی از دفاع در پایگاهی در اردن عبور کرد و در پادگانی که سربازان آمریکایی در آن مستقر بودند منفجر شد.
خطر ناشی از تهران به حدی زیاد است که سرویس مخفی ماه گذشته اقدامات فوقالعادهای برای محافظت از ترامپ در زمانی که نشست ناتو در ترکیه، که با ایران مرز مشترک دارد، ترک کرد، انجام داد. جت لوکس ساخت قطر که به عنوان هواپیمای ریاستجمهوری استفاده میشد، فاقد اقدامات دفاعی مناسب تلقی میشد، بنابراین هواپیمای اصلی و استاندارد ایر فورس وان ظاهراً وظیفه بردن ترامپ از آنکارا را بر عهده داشت. اما به گفته واشنگتن پست، تهدید آنقدر معتبر بود که ترامپ مجبور شد مخفیانه با یک کامیون کوچک پذیرایی به هواپیمای دیگری منتقل شود. هواپیمای کوچکتر حامل رئیسجمهور بدون اطلاع قبلی بلند شد و بوئینگ ۷۴۷ که معمولاً ایر فورس وان نامیده میشود سپس با برخی مقامات ارشد و گروه خبری همراه حرکت کرد.
البته هیچکس در کاخ سفید نمیداند که آیا ترامپ به اندازه کافی صبور خواهد بود که به برنامه جدید پایبند بماند. او مدتی است که از جنگ خسته شده است، اما شاید فشار اقتصادی آهسته به درگیری اجازه دهد از تیتر اخبار خارج شود و به او اجازه دهد روی چیزهای دیگر تمرکز کند (مانند استخر بازتاب و شاید کوبا).
اما رهبران ایران در تحریک ترامپ به اقدام مؤثر بودهاند و شاهینهایی در کنگره و پنتاگون وجود دارند که از حملات گستردهتر حمایت کردهاند. رئیسجمهور همچنین ممکن است از جمهوریخواهانی که در پاییز امسال برای انتخاب مجدد نامزد میشوند و با نظرسنجیهای ضعیف حزب و قیمت بالای بنزین که از نظر سیاسی مضر است، بشنود که ممکن است از او التماس کنند که کاری - هر کاری! - در این باره انجام دهد. ترامپ تمایل دارد تحت تأثیر پستهای ویروسی رسانههای اجتماعی و زیرنویسهای خبری کابلی قرار گیرد. استیو بنن، مشاور دیرینه او، سالها پیش به من گفت که ترامپ سعی نمیکند «یک چرخه خبری» را ببرد؛ در عوض، هدف او بردن «یک لحظه خبری، یک ثانیه خبری» است و این ویژگی از آن زمان تشدید شده است. احتمالاً برای تغییر مسیر دوباره او چیز زیادی لازم نیست.
اما در حال حاضر، حداقل، کاخ سفید فکر میکند بهترین اقدام ترامپ ممکن است دقیقاً برعکس باشد.