کارزار نظامی که ایالات متحده و اسرائیل در ماه فوریه به طور مشترک آغاز کردند، وارد مرحلهای دشوار شده و آسیبپذیری راهبردی را آشکار ساخته است که برنامهریزان دفاعی مدتها منتظر آن بودند.
فشار عملیاتی بر ذخایر موشکهای رهگیر پدافند هوایی آمریکا دیگر یک ریسک نظری برای شرایط اضطراری آینده نیست. این فشار به یک محدودیت فعال تبدیل شده است که عملیات نظامی، استقامت در میدان نبرد و پایداری راهبردی را در سراسر خاورمیانه شکل میدهد.
با این حال، آنچه اغلب به عنوان یک رسوایی اداری غیرمنتظره یا شکست ناگهانی در تأمین تجهیزات توصیف میشود، با سازگاری حسابشدهای مواجه شده است. برنامهریزان دفاعی اسرائیل نه غافلگیر شدهاند و نه با کاهش ذخایر آمریکا دچار وحشت شدهاند. در عوض، آنها در حال اجرای یک گذار از پیش برنامهریزیشده به دور از اتکای سنتی به کمکهای بلاعوض هستند و این واقعیت را پذیرفتهاند که امنیت ملی دیگر نمیتواند به طور دائمی به ذخایر خارجی یا ظرفیت تولیدی کشور دیگری وابسته بماند.
گزارشها از نگرانی فزاینده در نهاد امنیت ملی آمریکا نشاندهنده شدت واقعی این محدودیتهای عرضه است. اگرچه سخنگویان دولت با روایتهایی درباره اصطکاک داخلی بر سر ذخایر تسلیحاتی مقابله کردهاند، دادههای در دسترس عموم، حجم فوقالعاده مهمات مصرفشده از آغاز جنگ را برجسته میکند.
بر اساس برآوردهای دقیق مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا از حدود ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ با ایران به بین ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند در حال حاضر کاهش یافته است. ذخایر موشکهای رهگیر سامانه دفاع هوایی تاد (THAAD) نیز به طور مشابه از حدود ۴۵۲ فروند به بین ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند کاهش یافته است.
پس از حملات اولیه به زیرساختهای هستهای و مراکز فرماندهی نظامی ایران، که منجر به کشته شدن رهبر معظم علی خامنهای در ساعات آغازین جنگ شد، درگیریهای تهدید مستمر در چندین جبهه، موشکهای رهگیر سطح بالا را بسیار سریعتر از آنچه خطوط تولید میتوانند جایگزین کنند، مصرف کرده است.
علت اصلی این کمبود ماهیتی ساختاری دارد نه سیاسی.
موشکهای رهگیر دقیق پدافند هوایی به شبکههای تولیدی پیچیدهای وابسته هستند که در برابر تنگناهای شدید در موتورهای راکت سوخت جامد، ریزالکترونیک تخصصی هدایت و مواد خام حیاتی آسیبپذیرند. حتی اگر کنگره فوراً بودجه اضطراری را تصویب کند، بازسازی ذخایر تخلیهشده چندین سال طول میکشد، نه چند ماه.
فرماندهان نظامی آمریکا که مسئول حفظ بازدارندگی جهانی، به ویژه در منطقه هند-اقیانوسیه و اروپا هستند، باید آمادگی عملیاتی پایه را نیز حفظ کنند. بنابراین، تعهد واشنگتن به حفظ ذخایر راهبردی جهانی، سقف محکمی بر تعداد موشکهای رهگیر قابل صادرات ایجاد میکند.
این تنگنای صنعتی همزمان با چشمانداز سیاسی در حال تغییری در واشنگتن رخ میدهد که شروع به برچیدن مدل سنتی کمک نظامی خارجی کرده است.
بر اساس تفاهمنامه ۱۰ ساله امضا شده در سال ۲۰۱۶، ایالات متحده متعهد شد که ۳۸ میلیارد دلار کمک دفاعی تا سال مالی ۲۰۲۸ در اختیار اسرائیل قرار دهد. این چارچوب شامل ۳.۳ میلیارد دلار کمک سالانه در قالب تأمین مالی نظامی خارجی و همچنین ۵۰۰ میلیون دلار برای برنامههای مشترک پدافند موشکی است.
با این حال، اجماع دو حزبی که زمانی این تخصیصها را تقریباً خودکار میکرد، به طور بنیادین تغییر کرده است. رویکردهای معاملهگرایانهتر به اتحادهای بینالمللی، نظارت فزاینده بر هزینههای خارجی و بحث شدیدتر بر سر شرایط انتقال تسلیحات، محیط سیاسی در کنگره را دگرگون کرده است.
با توجه به انقضای این توافق در سال ۲۰۲۸، رهبران سیاسی در واشنگتن بعید است که تمدید سادهای برای ساختار کمکهای بلاعوض فعلی ارائه دهند.
نخستوزیر بنیامین نتانیاهو قاطعانه برای پیشی گرفتن از این واقعیتهای سیاسی حرکت کرده است، نه واکنش به آنها پس از وقوع.
نتانیاهو در گفتگو با قانونگذاران آمریکایی، یک تغییر راهبردی را ترسیم کرده است که بر اساس آن، اسرائیل از یک دریافتکننده کمک به یک شریک فناورانه برابر تبدیل میشود.
بر اساس چارچوب پیشنهادی اسرائیل برای پس از ۲۰۲۸، اورشلیم از حذف تدریجی کمک سالانه ۳.۳ میلیارد دلاری حمایت میکند و در عین حال برنامه همکاری اختصاصی پدافند موشکی را حفظ میکند. اسرائیل برای جایگزینی تأمین مالی مستقیم، ایجاد صندوق مشترک تحقیق و توسعه با واشنگتن به ارزش تقریبی ۱۶ میلیارد دلار را پیشنهاد کرده است.
این راهبرد نشاندهنده یک محاسبه عمدی است که اسرائیل با تضمین کنترل مستقل بر زنجیرههای تأمین حیاتی و مالکیت معنوی، وضعیت بهتری نسبت به وابستگی به برنامههای کمک بلاعوض خارجی خواهد داشت.
اسرائیل از این رویکرد با گسترش قابل توجه ظرفیت صنعتی داخلی و معرفی فناوری پیشرفته انرژی هدایتشده حمایت میکند.
تولیدکنندگان دفاعی داخلی به سرعت در حال افزایش تولید داخلی گلولههای توپخانه، مهمات خودروهای زرهی و سلاحهای هدایت دقیق هستند تا در معرض زنجیرههای تأمین خارجی آسیبپذیر قرار نگیرند.
حتی مهمتر از آن، ادغام عملیاتی سامانه لیزری آیرون بیم ساخت رافائل است. آیرون بیم که در اواخر سال ۲۰۲۵ عملیاتی اعلام شد، بر اساس گزارشها اولین استقرار رزمی خود را در مارس ۲۰۲۶ در برابر حملات موشکی و پهپادی از لبنان تجربه کرد.
منطق مالی پشت این تغییر فناورانه قانعکننده است.
یک موشک رهگیر تامیر که در سامانه گنبد آهنین استفاده میشود، بین ۴۰ هزار تا ۸۰ هزار دلار هزینه دارد، در حالی که موشکهای رهگیر لایه بالایی مانند آرو و تاد میتوانند میلیونها دلار برای هر پرتاب هزینه داشته باشند. در مقابل، هزینه نهایی یک درگیری با آیرون بیم عمدتاً به برق مورد نیاز برای شلیک لیزر محدود میشود.
با این حال، سامانههای انرژی هدایتشده با محدودیتهای فیزیکی مواجه هستند، از جمله عملکرد کاهشیافته در پوشش ابری سنگین، مه و غبار غلیظ جوی. بنابراین، لیزرها قرار نیست موشکهای رهگیر جنبشی را به طور کامل حذف کنند، بلکه قرار است در کنار آنها در یک سامانه پدافند هوایی لایهای عمل کنند.
سامانههای انرژی هدایتشده با درگیر شدن با تهدیدات پرحجم و کمهزینه مانند پهپادها و راکتهای کوتاهبرد، میتوانند موشکهای رهگیر جنبشی محدود را برای تهدیدات بالستیک پیچیده که برای انهدام نیاز به برخورد فیزیکی دارند، حفظ کنند.
این بازتنظیم راهبردی همچنین پیامدهای مستقیمی برای همکاری امنیت منطقهای تحت معماری یکپارچه پدافند هوایی فرماندهی مرکزی آمریکا دارد.
کشورهای توافقنامه ابراهیم در دورههای تهدید منطقهای مستمر با همان محدودیتهای موجودی مواجه هستند. همکاری امنیتی در جریان جنگ ۲۰۲۶ از طریق استقرار سامانههای گنبد آهنین و پرسنل متخصص اسرائیل در امارات متحده عربی، همراه با گزارشهایی از کمک فنی شامل مفاهیم پدافند هوایی مبتنی بر لیزر، نشان داده شد.
یک شبکه دفاعی منطقهای کاملاً یکپارچه همچنان یک فرصت در حال ظهور است، نه یک سامانه تکمیلشده. با این حال، برنامهریزان دفاعی کشورهای خلیج فارس از نزدیک در حال تماشای گذار اسرائیل هستند.
تأکید اسرائیل بر تولید مشترک و دفاع مبتنی بر انرژی هدایتشده، الگویی عملی برای شرکای منطقهای فراهم میکند تا توانمندیهای پدافند هوایی خودکفاتری را توسعه دهند که بتوانند در برابر درگیریهای طولانی مقاومت کنند.
این رویکرد در حال تحول همچنین نحوه ارائه رابطه اقتصادی اسرائیل با تصمیمگیرندگان در واشنگتن را تغییر میدهد.
با پیشنهاد ترتیبات توسعه مشترک و صدور مجوز که به فناوریهای دفاعی اسرائیل اجازه میدهد در تأسیسات آمریکایی تولید شوند، از جمله خطوط تولید بالقوه در مراکز صنعتی در اوهایو یا آریزونا، همکاری دفاعی خارجی میتواند مستقیماً به تولید آمریکایی مرتبط شود.
تولید سامانههای دفاعی پیشرفته در کارخانههای آمریکایی، مشاغل ماهر تولیدی ایجاد میکند و در عین حال ظرفیت نظامی هر دو کشور را افزایش میدهد. این استدلال اقتصادی میتواند پایه سیاسی بادوامتری برای همکاری دفاعی نسبت به درخواستهای سنتی کمک خارجی ایجاد کند.
با این حال، گذار از کمکهای بلاعوض مستقیم شامل بدهبستانهای بودجهای قابل توجهی خواهد بود.
اسرائیل در حال حاضر نزدیک به ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به دفاع ملی اختصاص میدهد که یکی از بالاترین نرخها در جهان است. جذب کامل هزینههایی که قبلاً توسط کمکهای تأمین مالی نظامی خارجی جبران میشد، تصمیمات مالی دشواری را در اورشلیم تحمیل میکند.
این تصمیمات باید تضمین کنند که آمادگی نظامی و برتری کیفی نظامی اسرائیل حفظ میشود و در عین حال تولید صنعتی داخلی برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد گسترش مییابد.
الزامات عملیاتی اخیر نشان داده است که اتکای بلندمدت به ظرفیت تولید خارجی، پایهای ناپایدار برای دفاع ملی است.
اسرائیل و شرکای منطقهای آن از مشارکت راهبردی خود با ایالات متحده عقبنشینی نمیکنند. هماهنگی عملیاتی، تبادل اطلاعات و منافع راهبردی مشترک، پایههای امنیت منطقهای باقی خواهند ماند.
آنچه به نتیجه طبیعی خود میرسد، این فرض است که دفاع یک کشور میتواند به طور دائمی توسط موجودی کشور دیگری تأمین مالی شود.
اتحاد ادامه خواهد یافت، اما دوران کمک هزینه در حال پایان است.
آمین ایوب، عضو ارشد انجمن خاورمیانه، تحلیلگر سیاست و نویسندهای مستقر در مراکش است. او را در ایکس دنبال کنید: @amineayoubx