زمانی که رئیسجمهور ترامپ، پت هگست را از فاکس نیوز برای سمت وزیر دفاع انتخاب کرد، مقامات پنتاگون برای همگام شدن با برنامه تهاجمی رئیس جدید خود به تکاپو افتادند: مرگآوری و قدرتنمایی در میدان نبرد در اولویت قرار گرفت؛ در حالی که «بیداری» (wokeness) و خویشتنداری عملیاتی کنار گذاشته شد. پاکسازیهای بعدی هگست در وزارت دفاع شامل کاهش چشمگیر کارکنان اختصاص یافته به جلوگیری از تلفات غیرنظامیان در جنگ بود. این افراد بخشی از یک سیستم نظامی گسترده بودند که پس از کشته شدن دهها هزار نفر از مردم عادی در طول جنگهای عراق و افغانستان ایجاد شده بود. کنگره برخی از این بهبودها را الزامی کرده بود، اما هگست تقریباً تمام کارکنان مشغول به کار در این برنامه را اخراج یا جابجا کرد.
اکنون پنتاگون در حال بررسی بازگرداندن نیمی از نقشهایی است که کاهش یافته بودند، زیرا ارتش با تأثیرات انسانی جنگ پنج ماهه و متناوب خود با ایران، به ویژه یک حمله هوایی در ساعات اولیه درگیری که منجر به کشته شدن تقریباً ۱۷۰ نفر، عمدتاً کودک، در مدرسهای در میناب، در جنوب ایران شد، دست و پنجه نرم میکند. این تغییر احتمالی، که قبلاً گزارش نشده بود، اکنون منتظر امضای هگست است.
گزارش بازرس کل پنتاگون در بهار امسال نشان داد که کاهشهای عمیق وزارتخانه در حمایت از غیرنظامیان ممکن است قوانین طراحی شده برای حفاظت از غیرنظامیان را نقض کرده باشد. دموکراتها از وزارت دفاع میخواهند که مسیر خود را تغییر دهد. اظهارات و سوابق خدمتی هگست نشان میدهد که او خلاف این عمل خواهد کرد. یک مقام پنتاگون – که مانند سایر مقامات، به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد مذاکرات داخلی با ما صحبت کرد – در بیانیهای گفت که سازوکار جلوگیری از آسیب غیرنظامیان «در حال حاضر تحت یک ارزیابی استراتژیک برای اطلاعرسانی سازماندهی مجدد آینده خود است» و با الزامات کنگره مطابقت خواهد داشت، اما هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده است.
هگست، که در عراق و افغانستان با گارد ملی خدمت کرده بود، اوایل سال گذشته با سابقه انتقاد شدید از آنچه او «محدودیتهای غیرضروری» بر عملیاتکنندگان میدان نبرد، مانند «جگآفها» (jagoffs) نظامی (بازی با کلمات در مورد وکلای عمومی ارتش، معروف به JAGs) و قوانین بینالمللی مینامید، وارد پنتاگون شد. حمایت او از نیروهای متهم یا محکوم به جنایات جنگی در تلویزیون، پیوند او را با ترامپ تقویت کرد. ظرف چند ماه پس از روی کار آمدن او، پنتاگون تعداد کل کارکنان مشغول به کار برای جلوگیری و تحقیق در مورد حوادث تلفات غیرنظامیان را حدود ۹۰ درصد کاهش داد.
هگست همان ذهنیت «بدون محدودیت» را در جنگ ایران نیز به کار گرفت، جنگی که در یک وضعیت بلاتکلیفی طولانی مدت باقی مانده و تجارت دریایی را فلج کرده و متحدان خلیج فارس را به درگیری آشکار با تهران کشانده است. هگست در اوایل درگیری به خبرنگاران گفت: «هیچ قواعد درگیری احمقانهای، هیچ باتلاق ملتسازی، هیچ تمرین دموکراسیسازی، هیچ جنگ سیاسی صحیحی وجود ندارد. ما برای پیروزی میجنگیم و وقت یا جان را هدر نمیدهیم.» ترامپ نیز بارها تهدید به حمله به پلها و نیروگاهها کرده است، اقداماتی که در بسیاری از شرایط میتواند جنایت جنگی محسوب شود.
هگست گفته است که تهران داراییهای نظامی خود را در کنار اماکن غیرنظامی مانند بیمارستانها و مدارس قرار میدهد. ایران همچنین به ساختمانهای آپارتمانی و تأسیسات انرژی در سراسر خلیج حمله کرده و حداقل ۱۸ سرباز آمریکایی را در منطقه کشته است. اما حمله به مدرسه در میناب به نظر میرسد بدترین حمله به غیرنظامیان در عملیات ایالات متحده از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بوده است. بلافاصله پس از آن، مقامات دفاعی ایالات متحده ابراز ناباوری کردند که ارتش آمریکا ممکن است به مدرسهای حمله کرده باشد. آنها تعجب کردند که آیا ارتش اسرائیل این کار را انجام داده است یا خیر. ترامپ پیشنهاد کرد که ایران مسئول است. اما این حمله شامل یک موشک کروز تاماهوک بود، سلاحی که ایران آن را ندارد. و یک بررسی اولیه نشان داد که اگرچه ارتش ایران زمانی این ساختمان را اشغال کرده بود، اما این دیگر صحت نداشت. دولت ایالات متحده اطلاعاتی در مورد تبدیل این مکان به مدرسه در اختیار داشت؛ مقامات دفاعی به ما گفتند که این اطلاعات هرگز به برنامهریزان حمله نرسید.
در نشست اخیر گروه ۷ در فرانسه، ترامپ به خبرنگاران گفت که «هیچ کس این کار را عمداً انجام نداده است» و اظهار داشت که یافتههای یک تحقیق رسمی پنتاگون – تنها تحقیق از این نوع تاکنون در جنگ ایران – باید در نهایت منتشر شود. هگست بارها گفته است که ارتش ایالات متحده عمداً غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد و قول داده است که نتایج تحقیق را علنی کند، اما نگفته است که چه زمانی یا آیا این شامل تمام گزارش خواهد شد یا خیر.
در داخل ایران، آمار کشتهشدگان در میناب – ۱۶۸ نفر – به نمادی تعیینکننده از تجاوز آمریکا تبدیل شده است. رسانههای دولتی و مقامات حکومتی به طور منظم به این حادثه اشاره کرده و در مراسم عمومی آن را گرامی میدارند. در طول جام جهانی فیفا، اعضای تیم ایران پینهای #۱۶۸ را به سینه داشتند و در مقابل ردیفهایی از کولهپشتیهای کودکان عکس گرفتند.
جفری کورن، مدیر مرکز حقوق و سیاست نظامی در دانشگاه تگزاس تک، به ما گفت: «عملیات نظامی تقریباً بلافاصله توسط مخاطبان در سراسر جهان قضاوت میشود، که درک عمومی را به یک ملاحظه استراتژیک مهم تبدیل میکند.» کورن از طرفداران گنجاندن کارشناسان جلوگیری از تلفات غیرنظامیان در تیمهای هدفگیری نظامی است. کورن به ما گفت که مهمترین کاری که ایالات متحده میتوانست بلافاصله پس از حمله میناب انجام دهد، این بود که علناً به آنچه اتفاق افتاده بود بپردازد: آیا حمله بر اساس اطلاعات نادرست بود؟ اطلاعات قدیمی؟ نقص موشک، یا خطای دیگری؟ کورن افزود: «زیرا اگر این کار را نکنید، روایت را به هر کسی که میخواهد شما را محکوم کند، واگذار میکنید. شما شرایط را برای شکست استراتژیک فراهم میکنید.»
نیاز به بهبود حمایت از غیرنظامیان در طول دو دهه جنگهای ضد شورش آمریکا، درسی بود که به بهای جان بسیاری از افراد بیگناه آموخته شد.
در سپتامبر ۲۰۰۶، پنتاگون به طور رسمی مشروعیت، خویشتنداری و پایداری را به اصول عملیات مشترک خود اضافه کرد و مشروعیت را به عنوان «قانونی بودن، اخلاقی بودن و درستی اقدامات انجام شده» تعریف کرد. نتیجهگیری از عراق و افغانستان این بود که موفقیت در میدان نبرد به تنهایی کافی نیست؛ نیروی نظامی باید نه تنها قانونی، بلکه عادلانه و محتاطانه نیز تلقی شود تا بتواند نتایج ماندگاری به دست آورد. کورن به آسیبهای اعتباری ایالات متحده ناشی از کمپین مرگبار دولت ترامپ علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در کارائیب و اعتراض جهانی علیه اسرائیل بر سر دهها هزار کشته در غزه اشاره کرد.
کاهش آسیبهای غیرنظامی در ارتش ایالات متحده در طول عملیات علیه داعش افزایش یافت. گروههای نظارتی مانند ایروارز (Airwars) مستقر در بریتانیا، همکاری نزدیکی با فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) آغاز کردند و اطلاعات میدانی را برای نیروهای آمریکایی که اغلب در ارزیابی نتایج حملات خود با مشکل مواجه بودند، فراهم میکردند. پس از آنکه یک پهپاد آمریکایی در جریان خروج آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ به اشتباه ۱۰ غیرنظامی را کشت، لوید آستین، وزیر دفاع وقت، دستور طرح اقدام کاهش و واکنش به آسیبهای غیرنظامی را برای رسمی کردن این اقدامات در سراسر پنتاگون صادر کرد.
با گذشت زمان، سنتکام و سایر فرماندهیهای رزمی این عملیات را توسعه دادند. کارشناسان الگوهای زندگی غیرنظامیان و سایر مشاوران به هدفگیرندگان نظامی کمک کردند تا قبل از انجام حملات، خطرات را ارزیابی کرده و پس از آن، گزارشهای تلفات را بررسی کنند. پنتاگون دفتری را برای آموزش پرسنل در تمام ردهها و گنجاندن درسها در عملیاتهای آینده افتتاح کرد. (با این حال، شکاف بین تخمینهای رسمی و خارجی در مورد تلفات غیرنظامیان گاهی اوقات گسترده باقی مانده است: ایروارز تخمین زد که بیش از ۸۰۰۰ غیرنظامی در عملیات علیه داعش از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ کشته شدند؛ در حالی که آمار رسمی تقریباً ۱۵۰۰ نفر است.)
بخشی از آن ساختار هنوز وجود دارد، اما بسیار کاهش یافته است. در همین حال، ارتش ایالات متحده در همه جا – یمن، سومالی، ونزوئلا – درگیر بوده است. در کارائیب و اقیانوس آرام شرقی، ایالات متحده میگوید که ۲۲۱ نفر را در قایقهای کوچک در طول ۱۱ ماه کشته است؛ ایالات متحده ادعا میکند که خدمه در حال قاچاق مواد مخدر هستند اما هیچ مدرکی ارائه نکرده است. گروههای حقوق بشر تخمین میزنند که بیش از ۱۰۰۰ غیرنظامی در ایران در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل کشته شدهاند.
امیلی تریپ، رئیس ایروارز، به ما گفت: «در طول سال گذشته، شاهد قطع کامل ارتباط بین تمایل به جنگ در سراسر جهان، با سرعتی و مقیاسی بیسابقه، و در عین حال تقریباً رها کردن نقش پیشرو خود در ایجاد سیستمها و رویکردهای لازم برای محافظت بهتر از غیرنظامیان بودهایم.»
یک مقام آمریکایی به ما گفت که رهبری فرماندهیهای رزمی پنتاگون به طور یکپارچه از بازگرداندن پرسنل حمایت داخلی کردهاند، زیرا آنها برای اقدامات حفاظتی اضافی ارزش قائل هستند. فرماندهان در طول سالها آموختهاند که تلفات غیرنظامیان باعث افزایش جذب شورشیان، کاهش حمایت محلی و تضعیف اهداف سیاسی میشود. پیشرفتها در اطلاعات، نظارت و هدفگیری دقیق نیز به کاهش خطر اصابت به غیرنظامیان کمک کرده است. (مشاوران حفاظت از غیرنظامیان هرگز قدرت لغو یا وتوی اقدامات پیشنهادی توسط فرماندهان را نداشتند؛ آنها فقط میتوانستند مشاوره دهند و اطلاعات اضافی ارائه کنند.)
آنی شیل، مدیر حمایت از ایالات متحده در مرکز غیرنظامیان در درگیری، به ما گفت: «بازگرداندن پرسنل اختصاص یافته به حفاظت از غیرنظامیان – و در واقع اجازه دادن به آنها برای انجام وظایفشان – یک گام حیاتی در جهت جلوگیری از آسیبهای آینده است.»
حتی اگر هگست این پیشنهاد را تأیید کند، موفقیت آینده ممکن است به این بستگی داشته باشد که آیا او لحن متفاوتی را در پیش میگیرد یا خیر. برایان فینوکین، وکیل سابق وزارت خارجه که اکنون مشاور ارشد در گروه بحران بینالمللی است، به ما گفت: «اگر تغییری در نگرش از بالا وجود داشته باشد، میتواند قابل توجه باشد. اما اگر این یک تمرین برای رفع تکلیف باشد، تفاوتی نخواهد کرد.»
هگست و ترامپ هر دو، حداقل تاکنون در جنگ ایران، از زبانی بسیار ستیزهجویانهتر از فرماندهان نظامی خود استفاده کردهاند. کاخ سفید، در اوایل، تصاویری از حملات ایالات متحده را با عنوان «بدون توقف. بدون تردید.» منتشر کرد. دریاسالار برد کوپر، رئیس سنتکام، پیام متفاوتی برای نیروها در یادداشتی در بهار امسال داشت. او نوشت: «تعهد ما به قوانین درگیری مسلحانه، محدودیتی برای مرگآوری ما نیست. بلکه منبع مشروعیت ماست.»
تأیید پیشنهاد بازگرداندن حمایتها در برابر آسیبهای غیرنظامی توسط هگست، نشانهای نادر از پذیرش این موضوع خواهد بود که اصلاحات رادیکال او در پنتاگون ممکن است، حداقل در یک زمینه، بیش از حد پیش رفته باشد.