همدلی کیفیتی نیست که معمولاً با دونالد ترامپ مرتبط باشد. اما او در دیدار با جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، در ۲۱ ژوئیه، دلسوز به نظر میرسید. پرزیدنت ترامپ گفت: «لبنان کشوری است که بسیار مورد بدرفتاری قرار گرفته است.» و واقعاً هم همینطور است. تاریخ مدرن آن شامل اشغالهای طولانیمدت توسط اسرائیل و سوریه، و دخالتهای سیاسی از سوی ایران، عربستان سعودی و دیگران میشود.
با این حال، هیچکس بدتر از حاکمان خود لبنان با این کشور رفتار نکرده است. هفت سال گذشته شاهد سقوط مالی ناشی از یک طرح پانزی (Ponzi scheme) دولتی؛ انفجار فاجعهبار در بندر بیروت، نتیجه بیتوجهی دولتی؛ و جنگ طولانی با اسرائیل، که توسط حزبالله، یک گروه شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران آغاز شد، بودهایم. دولتی که برای مقابله با حزبالله بسیار ضعیف و ترسو بوده است. یک طبقه سیاسی فاسد و فرقهگرا کشور را به ویرانی کشانده است.
سرانجام، افراد بهتری مسئولیت را بر عهده گرفتهاند. آقای عون و نخستوزیر، نواف سلام، از احیای حاکمیت لبنان سخن میگویند. آنها خواهان خروج نیروهای اسرائیلی از مناطق جنوبی هستند و اصرار دارند که دولت باید انحصار تسلیحات را در اختیار داشته باشد. از زمان روی کار آمدن در سال گذشته، آنها وعده بازسازی مناطق جنگزده، بازسازی بانکهای ورشکسته و احیای دولتی که در اثر فروپاشی اقتصادی فلج شده است را دادهاند. هدف این است که لبنان، کشوری کوچک با اهمیتی فراوان، بار دیگر به قطب تجاری منطقه و الگویی از کثرتگرایی تبدیل شود.
این دو گامهای دلگرمکنندهای برداشتهاند، اما باید سریعتر حرکت کنند. این نمیتواند یک فرآیند کند و مرحلهای باشد، آنطور که بسیاری تصور میکنند. سربازان اسرائیلی نباید سالها در آنجا بمانند؛ بازسازی و اصلاحات نمیتوانند منتظر بمانند. اصلاح لبنان نیازمند انجام همه کارها به طور همزمان است، از همین امروز.
مهار حزبالله، اگرچه دشوار است، اما ضروری است. انجام این کار ضربهای خوشایند به نفوذ ایران در خاورمیانه وارد خواهد کرد. همچنین استعدادها را تشویق میکند که در کشور بمانند یا بازگردند. لبنان مکانی متنوع است که افراد تحصیلکرده و ماهر را پرورش میدهد. ناکارآمدی مزمن آنها را به اصلیترین صادرات خود تبدیل کرده است. آنها شایسته فرصتی برای موفقیت بدون مهاجرت هستند.
نیروهای امنیتی از مقابله با حزبالله تردید دارند، مبادا جنگ داخلی دیگری را آغاز کنند. ترس آنها قابل درک است، اما نباید بهانهای برای بیعملی باشد. ارتش باید کنترل را اعمال کند، نه اینکه فقط نمایش مصادره تسلیحاتی را که حزبالله اجازه میدهد، اجرا کند. افسرانی که با این گروه همدردی دارند باید اخراج شوند. دادگاهها باید سختگیرتر شوند. شاخه نظامی حزبالله ممنوع است، با این حال، عوامل دستگیر شده به دلیل حمل سلاح اغلب به سرعت آزاد میشوند یا جریمههای نمادین دریافت میکنند. چنین سهلانگاریهایی مشکلات را برای آینده ذخیره میکند.
آقای عون امیدوار است با نشان دادن اینکه دولت میتواند آنچه را که شبهنظامیان نمیتوانند بازسازی کند، حمایت از حزبالله را از بین ببرد. برای انجام این کار، باید بخش مالی را اصلاح کند: سرمایهگذاران در صورتی که بانکها کار نکنند، نخواهند آمد. باید توافق طولانیمدت با صندوق بینالمللی پول را نهایی کند. آقای سلام دو قانون لازم برای باز کردن قفل یک توافق را تضمین کرده است، اما متحدان بانکها در پارلمان بر سر قانون سوم، برای تخصیص حدود ۸۰ میلیارد دلار زیان، تعلل میکنند. قانونگذاران باید آن را تصویب کنند. تأخیر، وامدهندگان ورشکسته را نجات نخواهد داد؛ فقط ناامیدی کشور را طولانیتر خواهد کرد.
لبنان همچنین باید با فساد گسترده مبارزه کند. باید با محاکمه مسئولان انفجار بندر، که بیش از ۲۰۰ نفر را کشت، آغاز کند. طارق بیطار، قاضی، سالها با مانعتراشی برای تحقیق در این باره مبارزه کرد. تحقیقات او دهها مقام را درگیر کرد. دادستانها باید اتهامات را مطرح کنند.
دولت تنها میتواند تا حدی اقدام کند. در ۲۰ ژوئیه، اسرائیل طبق توافقی که در ماه ژوئن با لبنان امضا کرده بود، از «مناطق آزمایشی» کوچک عقبنشینی کرد. آقای ترامپ باید اطمینان حاصل کند که عقبنشینیهای بیشتری را تکمیل میکند؛ در غیر این صورت، جنوب قابل بازسازی نخواهد بود. با توجه به اینکه ارتش اسرائیل در سه سال جنگ تحت فشار بوده است، عقبنشینی به نفع خود اسرائیل است. اگر دولت جدیدی در اسرائیل پس از انتخابات اکتبر به قدرت برسد، باید روشن کند که جاهطلبیهای بلندمدتی در لبنان ندارد. بسیاری از شرکای راست افراطی بنیامین نتانیاهو خلاف این را گفتهاند.
کشورهای غربی و عربی باید حمایت ارائه دهند. آمریکا تنها ۳۶ میلیون دلار برای ارتش لبنان در بودجه ۲۰۲۷ اختصاص داده است که بسیار کمتر از سالهای گذشته است. و مدتهاست که فروش تسلیحات پیشرفته به لبنان را محدود کرده است، نگران این است که ممکن است برای تهدید اسرائیل یا انتقال به حزبالله استفاده شود. این کوتهبینانه بود: ضعیف نگه داشتن ارتش باعث شد حزبالله قوی شود.
آمریکا باید یک کنفرانس اهداکنندگان برگزار کند. بازسازی تنها جنوب کافی نیست. نادیده گرفتن سایر جوامع لبنانی خطر تحریک کینهتوزی فرقهای را در پی دارد. کشور به جادهها، دسترسی به اینترنت و یک شبکه برق کارآمد نیاز دارد. اهداکنندگان باید بر پروژههای خاص تمرکز کنند و کمکها را به صورت مرحلهای با اجرای اصلاحات خاص آزاد کنند. با تضعیف حزبالله و دولتی بهتر، این بهترین فرصت لبنان برای اصلاحات در دهههای اخیر است. حزبالله شرط میبندد که این تلاش شکست خواهد خورد. باید ثابت شود که اشتباه میکند.