اکثر آمریکاییها قوانینی را که کمکهزینههای فدرال تأمینکننده مالی علم را تنظیم میکنند، مطالعه نمیکنند. این قوانین که «راهنمای یکپارچه» (Uniform Guidance) نامیده میشوند، نحوه تأمین مالی تحقیقات سرطان، آموزش دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پایداری آزمایشهای بالینی، تجهیز آزمایشگاههای دانشگاهها و انتقال اکتشافات از این آزمایشگاهها به جامعه گستردهتر را شکل میدهند.
هنگامی که دولت ترامپ در تاریخ ۲۹ مه ۲۰۲۶، قصد خود را برای بازنگری این قوانین اعلام کرد، بسیاری از محققان نگران شدند.
«دفتر مدیریت و بودجه» (Office of Management and Budget) – آژانس کاخ سفید که وظیفه اجرای سیاستهای رئیسجمهور در سراسر قوه مجریه را بر عهده دارد – پیشنهاد کرد که مقامات سیاسی منصوب شده، تصمیمات مربوط به کمکهزینهها را از نظر پیشبرد اولویتهای سیاست رئیسجمهور بررسی کنند. این مقامات سیاسی همچنین اختیارات بیشتری برای لغو تصمیمات آژانسهای تحقیقاتی مدیریتکننده کمکهزینهها خواهند داشت.
این پیشنهاد تا ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ برای اظهارنظر عمومی باز بود و نزدیک به ۵۰۰,۰۰۰ اظهارنظر دریافت کرد. دانشمندان هشدار دادهاند که این تغییرات میتواند به ملاحظات سیاسی اجازه دهد تا جایگزین ارزیابیهای عینی شوند و تأمین مالی تحقیقات فدرال مبتنی بر شایستگی را تضعیف کند.
دفتر مدیریت و بودجه اعلام کرد که این تغییرات با هدف بهبود شفافیت و نظارت بر بودجههای فدرال است. با این حال، دانشمندان نگرانند که چندین مورد از این بازنگریها میتواند تحقیقات را کمتر قابل پیشبینی، دشوارتر برای اشتراکگذاری و پرهزینهتر کند.
فراتر از نگرانیها در مورد نفوذ سیاسی بر تصمیمات تأمین مالی، مسائل عملیتری نیز وجود دارد: چه اتفاقی میافتد وقتی سیستم کمکهزینههای فدرال برای افرادی که در کار تحقیقاتی دخیل هستند، کمتر باثبات شود؟
اولین مسئله، بررسی همتا (peer review) است. آژانسهای علمی فدرال از قبل از سیستمهای بررسی همتا برای ارزیابی اینکه کدام پروژههای تحقیقاتی کمکهزینه فدرال دریافت خواهند کرد، استفاده میکنند.
این سیستمها عموماً شامل دانشمندان و سایر متخصصان با تخصص مرتبط با کار پیشنهادی هستند. درخواستهای کمکهزینه معمولاً چندین دور بررسی را پشت سر میگذارند، یک دور شامل کارشناسان خارجی و یک دور شامل مقامات آژانس. من یک دانشمند هستم که سالها در هیئتهای بررسی کمکهزینههای فدرال، از جمله در «مؤسسات ملی بهداشت» (National Institutes of Health)، خدمت کردهام.
بازبینانی مانند من، شایستگی علمی یک پیشنهاد تحقیقاتی را از طریق چندین عامل ارزیابی میکنند. این عوامل شامل دقت و امکانپذیری کار – یعنی اینکه آیا طراحی مطالعه میتواند به درستی به سؤال تحقیق پاسخ دهد – هستند. ما بررسی میکنیم که آیا محققان تخصص و حمایت سازمانی لازم برای انجام کار را دارند یا خیر. ما همچنین تأثیر کلی پروژه را ارزیابی میکنیم و بررسی میکنیم که آیا تحقیق میتواند به طور معنیداری این حوزه را پیش ببرد و به علم و جامعه سود برساند.
بررسی همتا برای آزمایش این است که آیا یک پیشنهاد از نظر علمی به اندازه کافی قوی است که شایسته سرمایهگذاری عمومی باشد. این فرآیند کامل نیست، اما برای اعتبار تأمین مالی تحقیقات فدرال حیاتی است. با داشتن هیئتی از کارشناسان که تضاد منافع و ضعفهای روششناختی را شناسایی میکنند و با مقایسه پیشنهادهای رقیب، بررسی همتا به کاهش احتمال اینکه یک تصمیم مهم تأمین مالی بر اساس ترجیحات یک فرد یا اعتبار یک متقاضی باشد، کمک میکند.
اگر شایستگی علمی یک پروژه اهمیت کمتری پیدا کند، همانطور که تحت پیشنهاد «دفتر مدیریت و بودجه» (Office of Management and Budget) خواهد بود، محققان، مؤسسات و عموم مردم کمتر اطمینان خواهند داشت که قویترین علم در حال تأمین مالی است و به جای نتایج سیاسی ترجیحی، شواهد قابل اعتماد تولید میکند. با گذشت زمان، این از دست دادن اعتماد میتواند سرمایهگذاری در پیشنهادهای بلندپروازانهای را که علم را پیش میبرند، دلسرد کند.
مسئله دوم، ثبات است. کمکهزینههای فدرال اغلب تعهدات چندساله هستند. بسیاری از کمکهزینههای فردی برای تقریباً سه تا پنج سال ساختار یافتهاند، در حالی که آزمایشهای بالینی پیچیده و پروژههای زیرساخت تحقیقاتی ممکن است با تمدیدها، فازهای بعدی یا کمکهزینههای مرتبط، زمان بیشتری ببرند. یک پروژه ممکن است سالها کار نیاز داشته باشد تا نتایج معنیداری ظاهر شود.
بازنگریهای پیشنهادی دولت ترامپ در قوانین تأمین مالی، شرایطی را که آژانسها میتوانند کمکهزینههای اعطا شده را به میل خود تعلیق یا خاتمه دهند، حتی برای پروژههای تحقیقاتی که تحت دامنه تأیید شده خود انجام میشوند، گسترش میدهد. دلایل پیشنهادی برای خاتمه شامل عدم پیشبرد اولویتهای فعلی آژانس یا منافع عمومی است.
یک کمکهزینه از کارکنان، تجهیزات، سیستمهای داده و برنامههای انطباق ضروری برای یک پروژه تحقیقاتی حمایت میکند. اگر یک جایزه در حال انجام به دلیل تغییر در اولویتهای سیاسی خاتمه یابد، دانشجویان ممکن است حمایت خود را از دست بدهند، آزمایشهای بالینی ممکن است مختل شوند و امکانات آزمایشگاهی ممکن است نتوانند تجهیزات حساس را حفظ کنند.
علم همچنین به برنامهریزی بلندمدت بستگی دارد. یک آزمایشگاه نمیتواند به راحتی کارکنان را استخدام کند، مواد سفارشی را سفارش دهد یا یک مطالعه را آغاز کند اگر تصمیمات تأمین مالی غیرقابل پیشبینی شوند. مؤسسات تحقیقاتی بسیاری از این تعهدات را ماهها یا سالها قبل انجام میدهند. کارکنان متخصص همیشه نمیتوانند فوراً جابجا شوند، و مطالعات شامل بیماران یا حیوانات مسئولیتهای اخلاقی و نظارتی را به همراه دارند که حتی در صورت قطع بودجه نیز ادامه مییابند.
قطع زودهنگام یک پروژه در حال انجام که کمکهزینههای فدرال دریافت کرده است، هدر دادن پول مالیاتدهندگان نیز محسوب میشود.
مسئله سوم، انتشار است. پیشنهاد دولت ترامپ اجازه نخواهد داد که کمکهزینهها بسیاری از هزینههای انتشار، از جمله هزینههای پردازش مقاله و هزینههای دسترسی آزاد را پوشش دهند. به طور دقیقتر، تغییرات پیشنهادی مستلزم آن است که آژانس فدرال ناظر بر کمکهزینه، انتشارات را از قبل تأیید کند.
محققان از استفاده از کمکهزینهها برای پوشش اشتراک مجلات حرفهای، دانشگاهی و فنی منع خواهند شد. آنها همچنین از استفاده از کمکهزینهها برای پرداخت هزینههای کنفرانسها و عضویتهای حرفهای منع خواهند شد، مگر اینکه صراحتاً توسط آژانس فدرال تأیید شود.
این پیشنهاد بیان میکند که این هزینهها برای انجام اهداف یک کمکهزینه ضروری نیستند. اما به اشتراک گذاشتن یافتهها برای تحقیق حیاتی است.
انتشار، روشی است که تحقیقات با بودجه فدرال به بخشی از سوابق علمی تبدیل میشود. انتشار با دسترسی آزاد به پزشکان، بیماران، سیاستگذاران، شرکتها، معلمان و محققان کمک میکند تا یافتههای مطالعه را بدون نیاز به پرداخت هزینه مطالعه کنند. این اهداف با سیاستهای فدرال که بر دسترسی عمومی به تحقیقات با بودجه مالیاتدهندگان تأکید دارند، سازگار است.
کنفرانسها نیز بخشی از تحقیق هستند. اینجاست که دانشمندان دادهها را بررسی میکنند، محققان جوان را آموزش میدهند و روشهای جدید را یاد میگیرند. حرفه من توسط این اکوسیستم شکل گرفته است. کنفرانسها به من این امکان را دادهاند که یافتههایم را ارائه دهم، بازخورد انتقادی دریافت کنم و با همکاران جدید در رشتههای مختلف ملاقات کنم. بسیاری از مشارکتهای تحقیقاتی با یک سؤال در طول یک جلسه پوستر یا پس از یک سخنرانی آغاز میشوند. یک گفتگو میتواند منجر به ترکیب تخصص محققان برای حل مشکلی شود که به تنهایی نمیتوانستند آن را حل کنند.
محدود کردن توانایی کمکهزینهها برای پوشش این بخشهای ضروری تحقیق، هزینه را به جای دیگری، اغلب به دانشگاهها، دپارتمانها، محققان یا کارآموزان منتقل میکند. محققانی که فاقد حمایت فدرال یا سازمانی هستند، به ویژه کارآموزان و دانشمندان در اوایل کار، اغلب قادر به به اشتراک گذاشتن کار خود و دسترسی به فرصتهای توسعه حرفهای نیستند.
اگر دسترسی به تبادل علمی بیشتر به منابع مالی یک فرد یا یک مؤسسه بستگی داشته باشد، نتیجه احتمالاً محدودیتهایی در مورد اینکه چه کسی میتواند در علم شرکت کند، خواهد بود.
مسئله چهارم، همکاری است. پیشنهاد دولت ترامپ ممنوعیت سراسری دولتی را برای استفاده از بودجه فدرال برای حمایت از تحقیقات و فعالیتهای مرتبط با کشورهای یا نهادهای خارجی خاص، به ویژه چین، ایجاد خواهد کرد. استثنائات ممکن است با تأیید رئیس آژانس امکانپذیر باشد، اگرچه تمام تحقیقات با مؤلفههای بینالمللی ملزم به اولویتبندی منافع داخلی خواهند بود.
پرداختن به نفوذ خارجی و حفاظت از مالکیت فکری برای حفظ امنیت ملی مهم است. اما بسیاری از مشکلات علمی ذاتاً بینالمللی هستند: بیماریهای عفونی، سرطان، آب و هوا، امنیت غذایی، علوم فضایی و بیماریهای نادر در مرزهای ملی متوقف نمیشوند.
محدودیتهای گسترده ممکن است همکاریهای ارزشمند را حتی زمانی که خطرات قابل مدیریت هستند، دلسرد کند. مشارکتهای بینالمللی میتوانند دسترسی به جمعیتهای منحصر به فرد بیماران، تخصص و دادههای علمی، امکانات و شرایط محیطی را فراهم کنند که در ایالات متحده در دسترس نیستند.
نظارت مبتنی بر ریسک افزایش یافته در موارد خاصی مناسب است، مانند زمانی که پروژههای تحقیقاتی شامل اطلاعات یا فناوریهای به ویژه حساس هستند، یا زمانی که یک شریک بینالمللی سابقه عدم انطباق دارد. اما پیشنهاد دولت بین خطرات امنیتی قابل شناسایی و روابط علمی شفافی که تحقیقات آمریکا را تقویت میکنند، تمایز قائل نمیشود.
نظارت مؤثر با ماهیت، مقیاس و ریسک اثبات شده هر همکاری کالیبره میشود. اگر حفاظتها در برابر سوءاستفاده به طور گسترده اعمال شوند، میتوانند بار اداری را افزایش دهند بدون اینکه پاسخگویی علمی را بهبود بخشند.
قوانین حاکم بر کمکهزینههای فدرال ممکن است فنی به نظر برسند. اما این دستورالعملها تعیین میکنند که آیا اکتشافات علمی تأمین مالی، تکمیل، به اشتراک گذاشته و به منافعی برای جامعه تبدیل میشوند یا خیر.
نظارت فدرال که شفاف، قابل پیشبینی و متناسب با خطرات قابل شناسایی باشد، میتواند به حفظ شایستگی علمی و استفاده مولد از بودجه عمومی در مرکز تصمیمات کمکهزینه کمک کند. پاسخگویی زمانی بهترین عملکرد را دارد که به محققان کمک کند نتایج قابل اعتماد ارائه دهند، نه زمانی که کار صحیح را به دلیل تغییر ترجیحات سیاسی یا محدودیتهای کلی مختل میکند.
اگر هدف، مدیریت بهتر پول مالیاتدهندگان باشد، پس حفاظتهای واضح و مبتنی بر ریسک میتوانند به مقابله با سوءرفتار، هدر رفت و تهدیدات امنیتی واقعی کمک کنند، بدون اینکه شرایطی را که به تحقیق اجازه موفقیت میدهند، تضعیف کنند.
پاسخگویی را میتوان بدون تضعیف ثبات و همکاری که تحقیقات با بودجه فدرال را موفق میکند، تقویت کرد.