اشتراک
اخبار جهان خاورمیانه و آفریقا درگیری

معضل لاینحل عراق: چرا این کشور بین ایران و آمریکا گرفتار شده است؟

با شروع جنگ امسال، تعادل‌سازی عراق بین دو دشمن فروپاشید و وضعیت خطرناک و شکننده‌ای را آشکار ساخت

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

عراق پس از شعله‌ور شدن تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و ایالات متحده، در موقعیت بسیار شکننده و خطرناکی قرار گرفته است. این کشور که دهه‌هاست میان فشارهای این دو قدرت گرفتار شده، اکنون با بحران‌های جدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ به‌ویژه آنکه زیرساخت‌های حیاتی نفت آن در بصره هدف حملات پهپادی شبه‌نظامیان «مقاومت اسلامی در عراق» قرار گرفته که در ظاهر تابع دولت بغداد، اما در عمل بازوی نیابتی ایران هستند. این درگیری‌ها با هدف مختل کردن تولید نفت، افزایش فشارهای اقتصادی بر دولت آمریکا و تغییر توازن قدرت صورت می‌گیرد، اما عملاً موجب فروپاشی صادرات نفت عراق و ایجاد بحران اقتصادی عمیق برای شهروندان عراقی شده است. دولت مرکزی که با چالش‌هایی همچون فساد ساختاری، نفوذ گسترده گروه‌های مسلح و وابستگی شدید به درآمدهای ارزی آمریکا دست‌به‌گریبان است، عملاً در برابر این حملات ناتوان مانده است. نخست‌وزیر جدید، با فشارهای شدید واشنگتن برای خلع سلاح شبه‌نظامیان مواجه شده و سعی دارد با استفاده از ابزارهای مالی، نفوذ ایران را مهار و ثباتی نسبی ایجاد کند، اما تضاد میان تعهدات ایدئولوژیک شبه‌نظامیان و نیاز حیاتی کشور به درآمدهای نفتی، عراق را در بن‌بستی لاینحل قرار داده است. در نهایت، عراق به کشوری بدل شده که برای بقای اقتصادی به کمک‌های ایالات متحده نیاز دارد، در حالی که نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک ایران در ساختارهای نظامی و امنیتی آن ریشه دوانده و این کشور را به میدان نبردی برای دو دشمن قسم‌خورده تبدیل کرده است که نه راه گریزی از آن دارد و نه توان پایان دادن به این وضعیت ویرانگر را در خود می‌بیند.

یک هفته پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل آیت‌الله علی خامنه‌ای را کشتند و جنگی منطقه‌ای را شعله‌ور ساختند، پهپادها بر فراز بصره در جنوب عراق به پرواز درآمدند. آنها صنعت نفت عراق را هدف قرار داده بودند. آنها به یک میدان نفتی که توسط بی‌پی (BP) اداره می‌شد، و همچنین یک پایانه بار در فرودگاه بصره و یک مجتمع بزرگ که شرکت‌های خارجی ارائه‌دهنده خدمات به بخش نفت را در خود جای داده است، حمله کردند. حمله دیگری در ۶ مارس به همین مجتمع صورت گرفت و دفاتر و انبارهای مورد استفاده هالیبرتون (Halliburton) و کی‌بی‌آر (KBR)، دو شرکت آمریکایی که از زمان حمله ۲۰۰۳ در عراق حضور دارند، را هدف قرار داد. این حمله آتش‌سوزی عظیمی را برانگیخت که آسمان شب را روشن کرد.

در جنگ گسترده‌تر، آن روز چندان قابل توجه نبود – اما در عراق، این حملات نشان داد که دولت تا چه حد ضعیف شده و «حاکمیت تا چه اندازه به راحتی نقض می‌شود»، همانطور که یک مقام ارشد امنیتی عراق به من گفت. برای ۴۰ سال، ایالات متحده، ایران و اسرائیل در تعادلی ناپایدار، نه صلح و نه جنگ، وجود داشتند. اکنون که این وضعیت به طور ناگهانی و چشمگیر به پایان رسیده است، عراق خود را در میانه این درگیری گرفتار می‌بیند.

حملات بیشتری به زیرساخت‌های انرژی عراق در راه بود. در ۱۱ مارس، یک قایق پهپادی ایرانی به دو نفتکش در سواحل بندر بصره حمله کرد و آنها را به آتش کشید و دست‌کم یک خدمه را کشت. در روزها و هفته‌های بعد، مجموعه‌ای از حملات پهپادی به میادین نفتی بیشتری که توسط شرکت‌های خارجی اداره می‌شدند، صورت گرفت. صدها کارگر بخش انرژی از شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و چینی کشور را ترک کردند، بسیاری از آنها به دلیل بسته بودن حریم هوایی کشور، از طریق زمینی سفر کردند. هزاران کارگر عراقی به خانه‌هایشان فرستاده شدند.

هیچ‌کس مسئولیت این حملات را بر عهده نگرفت (به جز حملات به نفتکش‌ها که ایران آنها را تأیید کرد). دولت مرکزی در بغداد و مقامات محلی در بصره به طرز چشمگیری سکوت اختیار کردند و تنها بیانیه‌های رسمی بی‌محتوا درباره حاکمیت و وعده تحقیقات ارائه دادند. حقیقت این است که بیشتر این حملات از ایران نمی‌آمدند. آنها توسط عراقی‌هایی انجام می‌شدند که در خاک عراق فعالیت می‌کردند – کار گروه‌هایی از شبه‌نظامیان قدرتمند شیعه مورد حمایت ایران در این کشور بود. یک مقام ارشد وزارت نفت در بصره که به وضوح شوکه شده بود، به من گفت: «این یک اقدام خیانت‌آمیز است.»

چندین مقام به طور محرمانه به من گفتند که حملات نفتی توسط «مقاومت اسلامی در عراق» (IRI) انجام شده است؛ گروهی چتری از سازمان‌های شبه‌نظامی شیعه که در ابتدا توسط ایران آموزش و تجهیز شده بودند تا پس از حمله سال ۲۰۰۳ با آمریکایی‌ها بجنگند. گروه‌های مقاومت اسلامی در عراق همچنین اعضای «واحدهای بسیج مردمی» (PMU) هستند – مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان عمدتاً شیعه مورد حمایت ایران در عراق که در سال ۲۰۱۴ برای مبارزه با دولت اسلامی گرد هم آمدند. واحدهای بسیج مردمی، در تئوری، تابع دولت عراق هستند اما در واقع دستور کار خود را دنبال می‌کنند، با سرمایه‌گذاری در ساخت‌وساز و کشاورزی که منبع قدرت اقتصادی برای آنها فراهم کرده است.

در حالی که عراق، که اکثریت آن شیعه هستند، ممکن است به ظاهر یک دولت واحد و یکپارچه داشته باشد که از بغداد اداره می‌شود، در واقع گروه‌های متعددی با درجات مختلفی از استقلال – که پس از حمله سال ۲۰۰۳ تشکیل شده‌اند – نفوذ عظیمی اعمال می‌کنند. امروزه، دو نوع شبه‌نظامی در این کشور وجود دارد. آنهایی که از سلاح‌های خود برای محافظت از منافع اقتصادی‌شان استفاده می‌کنند – قراردادهای دولتی و کسب‌وکارهایی که در طول سال‌ها ایجاد کرده‌اند. و آنهایی که عمدتاً با ایدئولوژی هدایت می‌شوند: عمیقاً به پروژه ایرانی شکست اسرائیل و اخراج ایالات متحده از خاورمیانه متعهد هستند.

در سال ۲۰۲۶، این تعادل ناپایدار به خشونت‌هایی تبدیل شده است که سال‌ها دیده نشده بود. از یک سو، جنگ آمریکا/اسرائیل علیه ایران، شبه‌نظامیان ایدئولوژیک تندرو را به کمک تهران کشانده و نه تنها زیرساخت‌های نفتی عراق، بلکه پایگاه‌های نظامی آمریکا و سفارت آمریکا در بغداد را نیز هدف قرار داده است. از سوی دیگر، علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق که مورد حمایت آمریکا است، با تعیین ضرب‌الاجل ۳۰ سپتامبر برای خلع سلاح همه گروه‌های شبه‌نظامی کشور و ادغام واحدهای جنگی آنها در دولت عراق، اوضاع را تشدید کرده است. این اقدام برای برآورده کردن جاه‌طلبی‌های دیرینه آمریکا برای کاهش نفوذ ایران در عراق است.

در حالی که الزیدی تا حدودی موفق بوده است، گروه‌های تندرو سرسختانه از تحویل سلاح‌های خود امتناع کرده‌اند. تا زمانی که حضور آمریکا در عراق وجود دارد و جت‌های اسرائیلی بر فراز آسمان پرواز می‌کنند، مقاومت اسلامی در عراق به مبارزه ادامه خواهد داد.

با مقامات دولتی عراق صحبت کنید، چیزی جز خشم و خستگی در مورد حملات به زیرساخت‌های نفتی آنها نمی‌شنوید. یکی از آنها به من گفت: «تأسیساتی که مورد حمله قرار گرفتند در خاک عراق بودند، توسط عراق پرداخت شده بودند، همانطور که تمام تجهیزات تخریب شده نیز همینطور بود.» او افزود که شرکت‌های آمریکایی آسیب نمی‌دیدند – آنها هزینه دارایی‌های تخریب شده را از عراق دریافت می‌کردند – بلکه اقتصاد عراق، بخش نفت و اعتبار عراق به عنوان مکانی امن برای انجام تجارت آسیب می‌دید. او همچنین اشاره کرد که مهاجمان اطلاعات بسیار دقیقی داشتند، که احتمالاً از داخل درز کرده بود، در مورد اینکه کجا حمله کنند و کدام ساختمان یا انبار را تخریب کنند.

او و سایر مقامات بخش نفت در بصره به من گفتند که هدف از این حملات، مختل کردن تولید نفت، افزایش قیمت‌های جهانی و افزایش فشار بر دولت آمریکا برای توقف جنگ با ایران بود. ظرف چند هفته پس از آغاز جنگ، تولید بصره دو سوم کاهش یافت و صادرات عملاً متوقف شد. این مقام گفت: «شاید آنها می‌خواهند این شرکت‌های غربی را بیرون کنند تا شرکت‌هایی از کشورهایی که بیشتر با آنها همسو هستند را جایگزین کنند.»

آنچه واضح است این است که پیامدهای جنگ در ایران، که این هفته پس از فروپاشی آتش‌بس به طور چشمگیری تشدید شد، در عراق عمیق بوده است – و ضعف دولتی را آشکار می‌کند که به طور خطرناکی بین دو دشمن اصلی جنگ تقسیم شده است.

در یکی از رستوران‌های گران‌قیمت بغداد، یک مشاور دولتی روی یک مبل بزرگ لم داده بود. او گفت که تا همین اواخر، دولت عراق توانسته بود بیشتر گروه‌های شبه‌نظامی کشور را تحت کنترل خود نگه دارد. در حالی که جنگ در غزه ادامه داشت، و حتی در طول جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵، آنها از طریق گفتگو و مذاکره مهار شده بودند. اما کشته شدن علی خامنه‌ای همه چیز را تغییر داد. او گفت: «دیگر نمی‌توانید از گروه‌ها بخواهید که شرکت نکنند. این یک مبارزه وجودی و یک وظیفه دینی است.»

این مشاور می‌توانست درک کند که چرا ایران و گروه‌های حامی آن در عراق چنین کارهایی انجام می‌دهند. حریم هوایی عراق و پایگاه‌های آمریکایی در عراق برای بمباران ایران با حملات هوایی استفاده می‌شدند. مقامات ایرانی به او گفته بودند که ۴۰ هزار دستگاه استارلینک (Starlink)، که برای دور زدن محدودیت‌های اینترنتی جمهوری اسلامی استفاده می‌شوند، در جریان تظاهرات اخیر ضد رژیم از عراق به ایران قاچاق شده‌اند. او گفت: «ما باید سپاسگزار باشیم که آنها تمام نیروی خود را به کار نگرفتند و عراق را در تلافی هدف قرار ندادند، زیرا آنها به راحتی می‌توانستند نیمی از کشور را بسوزانند. و ما چه چیزی برای دفاع از خود در برابر آنها داریم؟»

در بخش دیگری از بغداد، با یک مقام امنیتی بلندپایه ملاقات کردم که سال‌ها با آمریکایی‌ها همکاری نزدیک داشت. او وقت چندانی برای همدردی با نگرانی‌های ایران نداشت، اما تحلیل ناتوانی نظامی عراق را تکرار کرد.

«جنگ ضعف عراق را ثابت کرده است. منظورم فقط از نظر نظامی نیست. کشور ما توسط همه نقض شد، حریم هوایی ما توسط هر دو طرف استفاده شد.» او گفت که دولت حتی نمی‌توانست «سربازان و افسران خود را در هنگام حمله شبه‌نظامیان محافظت کند». «همه در فرماندهی نظامی دقیقاً می‌دانند که [مهاجمان] چه کسانی هستند. شاید نام خلبان پهپاد را ندانیم، اما می‌دانیم چه کسی دستورات را داده، زنجیره فرماندهی و از کجا پرتاب شده‌اند.»

او به سمت یک خودروی پلیس پارک شده در نزدیکی، که پلیس‌ها در اطراف آن ایستاده بودند، اشاره کرد و به تمام دوربین‌های نصب شده در گوشه و کنار خیابان‌ها اشاره کرد. «برخی موشک‌ها و پهپادها از مرکز بغداد پرتاب شدند. چه کسی می‌تواند با پرتابگرهای موشک در شهر سفر کند؟ چگونه می‌توانید از تمام ایست‌های بازرسی عبور کنید، یا به حومه شهر بروید و آنها را همانطور که در ویدئوها نشان می‌دهند، بدون شناسایی شلیک کنید؟»

برای توضیح، بحث به فساد کشیده شد. او اذعان کرد که فرماندهان شرافتمندی در نیروهای امنیتی عراق وجود دارند، اما بسیاری از بالاترین رده‌های شغلی تنها پس از پرداخت رشوه به مافوق خود به افسران اعطا می‌شود. او گفت: «اگر ۵ میلیون دلار برای فرماندهی یک نیرو بپردازید، اولویت محافظت از آن سرمایه‌گذاری با اجتناب از درگیری می‌شود، و این یک فاجعه است.» دلیل اینکه این یک سرمایه‌گذاری است، این است که یک پست امنیتی بلندپایه راهی برای کسب درآمد است – از طریق کلاهبرداری، اختلاس و دریافت رشوه. او دستانش را روی میز گذاشت تا حرفش را تأکید کند. «وقتی افسران می‌بینند که فرمانده‌شان برای پول‌شویی طرح‌های خود را اجرا می‌کند، این بر کل نیروهای امنیتی تأثیر می‌گذارد.»

اقتصاد تا حدی تفاوت بین شبه‌نظامیان قدیمی‌تر، که عمدتاً فرمان نخست‌وزیر مبنی بر ادغام آنها در دولت عراق را پذیرفته‌اند، و گروه‌های تندرو جدیدتر تحت پرچم مقاومت اسلامی در عراق را توضیح می‌دهد. در اواخر ماه مه، مقتدی صدر، روحانی شیعه بسیار بانفوذ، خواستار قرار گرفتن شبه‌نظامیان خود تحت فرماندهی دولت شد و دو گروه دیگر نیز از او پیروی کردند. اما این اقدام با تمسخر و تحقیر شبه‌نظامیان تندرو مواجه شد که اعلام کردند سلاح‌هایشان مقدس است و تا آخرالزمان تسلیم نخواهند شد. در واقع، آنها می‌گفتند که برای یک هدف ایدئولوژیک می‌جنگند، در حالی که شبه‌نظامیان قدیمی‌تر صرفاً به دنبال منافع اقتصادی خود بودند.

در ۷ آوریل، ایران و ایالات متحده. روز بعد، مقاومت اسلامی در عراق اعلام کرد که عملیات خود را برای مدت آتش‌بس به حالت تعلیق درمی‌آورد. (درگیری‌ها، هرچند در سطح پایین، ادامه یافت.) در همان روز، تیم‌های فنی عراق و عربستان سعودی یک جلسه آنلاین برای بررسی بازگشایی خط لوله عراق-عربستان، که از زمان حمله به کویت در سال ۱۹۹۰ بسته شده بود، برگزار کردند. آنها به دنبال راه جدیدی برای دور زدن تنگه هرمز برای نفت عراق بودند.

با نزدیک شدن صنعت نفت به توقف کامل، صف‌های طولانی در مقابل پمپ بنزین‌ها تشکیل شد که یادآور بدترین روزهای هرج و مرج پس از جنگ ۲۰۰۳ بود. وزارت نفت در بیانیه‌ای، کمبود را به تعطیلی برخی پالایشگاه‌ها پس از خروج کارگران خارجی از کشور و ناتوانی آن در صادرات نفت کوره سنگین تصفیه نشده نسبت داد.

برای کشوری که تا این حد به فروش نفت وابسته است، که حقوق ۴ میلیون کارمند بخش دولتی را تأمین می‌کند، تصمیم شبه‌نظامیان همسو با ایران برای حمله به اقتصاد خودشان ممکن است خودکشی به نظر برسد. یک فعال حقوق مدنی در شهر بصره به من گفت: «نه لزوماً. بسیاری از مردم معتقدند که شرکت‌های نفتی در حال استثمار کشور هستند و حملات را توجیه می‌کنند.» بصره یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان است، جایی که مردم سموم ناشی از شعله‌های سوزان چاه‌های نفت را تنفس می‌کنند و آب شور می‌نوشند. در عین حال، شهروندان آن با نشانه‌های ثروت نفتی – نمایشگاه‌های خودرو، رستوران‌های سوشی شیک، املاک و مستغلات گران‌قیمت – احاطه شده‌اند که تنها برای تعداد کمی در دسترس است. جای تعجب نیست که بسیاری وقتی از حملات به دارایی‌های شرکت‌های نفتی می‌شنوند، شانه‌های خود را بالا می‌اندازند.

چگونه عراق پس از جنگ نتوانست از ثروت عظیم نفتی خود برای بهبود زندگی مردمش استفاده کند؟ در آستانه حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳، زیرساخت‌های نفتی کشور پس از دهه‌ها جنگ و تحریم‌های سازمان ملل تقریباً ویران شده بود. ماشین‌آلات قدیمی بودند و تولید تنها با مهندسان باتجربه ادامه داشت. پس از حمله، غارت و خرابکاری تقریباً صنعت را به طور کامل از بین برد. عراق که فاقد منابع مالی و ظرفیت لازم برای بازسازی این بخش به تنهایی بود، به شرکت‌های بین‌المللی روی آورد و قراردادهایی با شرکت‌های بزرگ نفتی از جمله بی‌پی (BP)، اکسون‌موبیل (ExxonMobil) و شل (Shell) امضا کرد. قراردادهای امضا شده، توافقنامه‌های تقسیم سود که شرکت‌های خارجی می‌خواستند نبودند – عراق هنوز به ملی کردن صنعت نفت خود در سال ۱۹۷۲ افتخار می‌کند – بلکه هزینه‌های خدماتی کمتر سودآور و ثابت به ازای هر بشکه بودند. بغداد جاه‌طلبی اعلام شده‌ای برای پمپاژ حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۱۷ داشت، سطحی که با عربستان سعودی رقابت می‌کرد. این هدف هرگز به طور کامل محقق نشد و در اواخر دهه ۲۰۱۰ به حدود ۴.۵ تا ۵ میلیون بشکه در روز رسید و در همان حدود باقی ماند.

به تدریج، سرخوشی پس از جنگ در مورد پتانسیل نفتی عراق فروکش کرد و ظرف چند سال شرکت‌ها شروع به رها کردن پروژه‌های خود کردند. حاشیه‌های سود کم، عراق را به یکی از کم‌سودترین مکان‌هایی تبدیل کرده بود که شرکت‌ها در آن فعالیت می‌کردند، اما عقب‌نشینی عمدتاً ناشی از بی‌ثباتی سیاسی، اختلافات قراردادی و تأخیرهای عظیم در پرداخت‌های دولتی بود. این تأخیرها به دلیل لایه‌های متعدد بوروکراسی رخ می‌دهد که ظاهراً برای جلوگیری از فساد به کار گرفته شده‌اند، اما در عمل به عنوان گلوگاه‌هایی عمل می‌کنند که در آنها رشوه برای هموار کردن روند کار دریافت می‌شود. شرکت‌های چندملیتی که ملزم به رعایت قوانین ضد فساد هستند، عموماً از پرداخت چنین رشوه‌هایی خودداری می‌کنند و در نتیجه پرداخت‌های آنها به تعویق می‌افتد.

مقامات وزارتخانه و کارشناسان صنعت در بصره، یک سیستم قراردادی را برای من توصیف کردند که – مانند سایر نقاط عراق – تحت سلطه احزاب سیاسی، قبایل و گاهی گروه‌های مسلح است که با سوءاستفاده از توافقات با پیمانکاران و پیمانکاران فرعی، جیب خود را پر می‌کنند.

در اواخر ماه مه، عدنان الجمیلی، معاون وزیر نفت مسئول پالایشگاه‌های کشور، به اتهام فساد بازداشت شد – این بخشی از کمپین مبارزه با فساد نخست‌وزیر جدید بود. الجمیلی در تلویزیون با لباس زرد، در محاصره ده‌ها مسلسل و جعبه‌های مهمات که گفته می‌شد در خانه‌اش پیدا شده بود، نشان داده شد. بازرسان گفتند که ۱۰ میلیون دلار (۷.۵ میلیون پوند) پول نقد، ۳ میلیارد دینار (تقریباً ۱.۷ میلیون پوند) و ۱.۵ کیلوگرم طلا نیز کشف کرده‌اند. با گسترش تحقیقات، نیروهای امنیتی ۴۷ نفر از جمله ۱۳ نماینده مجلس و مقامات ارشد را بازداشت و صدها میلیون دلار پول نقد و طلا را توقیف کردند. در میان بازداشت‌شدگان در همین عملیات، معاون وزیر نفت دیگری نیز بود که پیش از این توسط ایالات متحده به دلیل ادعای انحراف نفت عراق به نفع ایران تحریم شده بود.

جای تعجب نیست که برای بسیاری از عراقی‌ها، صنعت نفت کمتر نمادی از غرور کشور و بیشتر نمادی از تمام مشکلات آن است.

در ماه ژوئیه، مراسم تشییع پیکر آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، در ایران برگزار شد – اگرچه این مراسم از مرز عراق نیز عبور کرد و طبق آمار رسمی، تنها در نجف ۳.۸ میلیون نفر را به خیابان‌ها کشاند. برخلاف مراسم‌های برنامه‌ریزی شده در ایران، جمعیت انبوه در عراق در گرمای شدید تابستان برای نزدیک شدن به تابوت هل می‌دادند و فشار می‌آوردند. عمامه‌های سفید آخوندها در میان ازدحام جمعیت از سرشان افتاد؛ دست‌ها به جلو دراز می‌شد، مردم گریه می‌کردند، و کسانی که نمی‌توانستند نزدیک شوند، شال‌ها و روسری‌های خود را به سمت تابوت پرتاب می‌کردند تا متبرک شوند. دور از جمعیت، تابوت‌ها، از جمله تابوت کوچکتر نوه خامنه‌ای که در کنار او کشته شده بود، در داخل حرم امام علی، یک مکان مقدس در اسلام شیعه، پذیرفته شدند. رهبران عراق، از جمله علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید، در سکوت جدی در کنار رئیس‌جمهور ایران ایستادند.

شش روز بعد، گویی برای نشان دادن کامل ماهیت دوگانه سیاست عراق، همان نخست‌وزیر در دفتر بیضی کنار دونالد ترامپ نشست و در حالی که به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا گوش می‌داد که گفته بود این دو مرد «شیمی فوق‌العاده‌ای» دارند و عراق «به خوبی نمایندگی شده است»، لبخند می‌زد. الزیدی دوباره متعهد شد که شبه‌نظامیان را خلع سلاح کند و با فساد مبارزه کند و از شرکت‌های آمریکایی برای سرمایه‌گذاری در عراق دعوت کرد.

یک منبع آگاه دولتی به من گفت که سال‌هاست آمریکایی‌ها با نخست‌وزیران عراق می‌نشینند و همان خواسته‌ها را در مورد خلع سلاح شبه‌نظامیان همسو با ایران و پایان دادن به فساد تکرار می‌کنند. او گفت: «این وضعیت از خدا می‌داند چه زمانی ادامه داشته است. آنها با حیدر العبادی، با عادل عبدالمهدی، با مصطفی الکاظمی، با السودانی، با المالکی، با هر نخست‌وزیری نشستند. و در تمام این سال‌ها، عراق حمایت زیادی از آمریکا دریافت کرد، اما هیچ کاری برای تغییر رابطه خود با ایران انجام نداد. برعکس، نفوذ ایران تنها با گذشت زمان عمیق‌تر و گسترده‌تر شد.»

چرا امسال این تغییر ظاهری رخ داد، با الزیدی که به شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران می‌گوید باید سلاح‌های خود را کنار بگذارند؟ فشار آمریکا با بحران اقتصادی همزمان شد. بسته شدن تنگه هرمز و حملات به تأسیسات نفتی عراق، این کشور را به ورطه ورشکستگی کشانده است. واشنگتن همچنین از اهرم فشار عظیمی که بر اقتصاد عراق دارد، استفاده کرده است. در توافقی که به دو دهه قبل بازمی‌گردد، درآمدهای نفتی عراق در بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری می‌شود. محموله‌های فیزیکی دلار از ایالات متحده به بغداد پرواز می‌کنند تا دولت بتواند حقوق‌ها را پرداخت کند و کشور را اداره کند.

در ماه آوریل، ایالات متحده اقدام فوق‌العاده‌ای را در توقف این محموله‌های دلاری انجام داد. دولت عراق پیام را دریافت کرد: الزیدی در ماه ژوئن به شبه‌نظامیان طرفدار ایران دستور داد سلاح‌های خود را تحویل دهند و محموله‌های دلاری در ماه ژوئیه از سر گرفته شد.

یک عصر بهاری در بصره، کورنیش در امتداد رودخانه شط‌العرب مملو از مردمی بود که در حال قدم زدن و لذت بردن از نسیم اوایل شب بودند: خانواده‌هایی با کودکان بادکنک به دست؛ مردان جوان با دشداشه‌های خوش‌دوخت یا شلوار جین؛ زنانی، برخی با عبای مشکی، برخی دیگر با لباس‌ها و روسری‌های سبک خلیجی، و تعدادی با شلوار و موهای بلند تا کمر. در حالی که موسیقی در هوا پخش می‌شد، صف عکاسان با استقبال خوبی مواجه بود و مردم برای عکس گرفتن در مقابل فواره‌ای که در رودخانه نصب شده بود، صف کشیده بودند.

در آن سوی خیابان، تصویر عظیمی از استاندار شهر، اسعد العیدانی، از یک ساختمان پنج طبقه آویزان بود که با مهربانی به پایین نگاه می‌کرد. العیدانی پس از روی کار آمدن در سال ۲۰۱۷، کارهای عمومی بزرگی را آغاز کرد: آسفالت کردن جاده‌ها، گسترش شبکه فاضلاب و تأمین ساعات طولانی‌تر برق بصره. (منتقدانش او را به سوءاستفاده از قراردادهای عمومی و اعطای پروژه‌های بزرگ به حلقه نزدیکانش متهم می‌کنند، ادعاهایی که او به شدت رد می‌کند.) او همچنین روابطی با کشورهای همسایه خلیج فارس برقرار کرد، تجارت و سفر به کویت و عربستان سعودی را تسهیل کرد، میزبان یک تورنمنت فوتبال خلیج بود که هزاران بازدیدکننده منطقه‌ای را به بصره کشاند و شهر را به سمت همسایگان عرب و بازارهای پرسود آنها سوق داد، در حالی که پیوندهای فرهنگی و سیاسی خود را با ایران همسایه حفظ کرد.

در امتداد کورنیش، ساختمان خالی کنسولگری کویت قرار دارد. این ساختمان در ماه آوریل توسط مردم محلی به تحریک شبه‌نظامیان، در پاسخ به حمله هوایی مشکوک کویت که چندین عراقی را کشت، مورد حمله قرار گرفت؛ مقامات عراقی گفتند که این خود تلافی حمله‌ای قبلی بود که توسط شبه‌نظامیان از خاک عراق انجام شده بود. این سازه متروکه یادآور امیدهای برباد رفته عراق برای حفظ روابط نزدیک با ایران و کشورهای خلیج فارس است.

در حال قدم زدن در بصره، به این فکر می‌کردم که چقدر غیرممکن است تصور کنیم که جنگجویان طرفدار ایران در عراق سلاح‌های خود را کنار بگذارند؛ اینکه ایران، در لحظه‌ای که نیاز دارد تمام دارایی‌های خود را برای مبارزه با آمریکا و اسرائیل بسیج کند، متحدان خود را رها کند؛ و اینکه سیاستمداران و بازرگانان فاسدی که دو دهه عراق را خشک کرده‌اند، ثروت خود را به خواست یک نخست‌وزیر جدید و بی‌تجربه رها کنند.

در حین قدم زدن، با پیرمردی روبرو شدم که دشداشه‌ای سفید با کلاه بافتنی بر سر داشت. او گفت که ایران آخرین مهره شطرنجی است که از اسلام محافظت می‌کند و از ناسیونالیسم عربی دفاع می‌کند. او افزود که وظیفه ما به عنوان عراقی‌ها حمایت از آن است. وقتی از او پرسیدم که آیا نگران فروپاشی اقتصاد عراق بدون فروش نفت است، او گفت «لا» (نه): آمریکا پروژه خود را در عراق رها نخواهد کرد. این کشور مطمئن خواهد شد که اقتصاد ما فرو نخواهد پاشید. و در همین چند کلمه، معضل لاینحل عراق نهفته بود – وابسته به دو دشمن قسم‌خورده برای زندگی.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theguardian.com