اشتراک
امنیت ملی سیاست رسانه و جامعه

واقعیت اسناد اطلاعاتی طبقه‌بندی‌زدایی شده

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

در پی رونمایی از اسناد طبقه‌بندی‌زدایی شده توسط دونالد ترامپ در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶ با موضوعاتی نظیر آسیب‌پذیری‌های انتخاباتی و اقدامات چین، ضرورت درک ماهیت این گزارش‌ها اهمیت دوچندان یافته است. برخلاف تصور عمومی، طبقه‌بندی‌زدایی به معنای انتشار یک حقیقت مطلق نیست، بلکه تنها دسترسی همگانی به یک سند را آزاد می‌کند. یک کارشناس اطلاعاتی با سابقه سی‌ساله تأکید می‌کند که تمایز میان «وجود یک سند» و «صحت محتوای آن» حیاتی است. سازمان‌های اطلاعاتی طیف گسترده‌ای از گزارش‌ها شامل داده‌های خام، شنودهای ناقص، اظهارات منابع انسانی و پیش‌نویس‌های ارزیابی‌نشده را برای تحلیل‌های بلندمدت حفظ می‌کنند؛ بنابراین، وجود یک گزارش در بایگانی دولت لزوماً به معنای تأیید یا اعتبار آن ادعا نیست. گزارش‌های اطلاعاتی اغلب در مراحل مختلف چرخه جمع‌آوری و تحلیل قرار دارند و ماهیت آن‌ها (از گزارش منبع مخفی تا تحلیل‌های نهایی) بسیار متفاوت است. تحلیلگران در یک فرآیند مستمر، جریان‌های متعدد اطلاعات را مقایسه و فرضیات را آزمایش می‌کنند تا به ارزیابی برسند، اما حتی محصولات نهایی نیز ممکن است خطا داشته باشند. فرآیند طبقه‌بندی‌زدایی نیازمند بررسی‌های دقیق بین‌سازمانی است تا از افشای غیرضروری منابع، روش‌های جمع‌آوری و عملیات جاری جلوگیری شود؛ همان‌طور که در پیش‌بینی حمله روسیه به اوکراین، این فرآیند با سرعتی کنترل‌شده و با هدف استراتژیک انجام شد. در نهایت، مخاطبان هنگام مواجهه با این اسناد باید با نگاهی نقادانه بررسی کنند که آیا سند منتشر شده یک گزارش خام و اولیه است یا یک ارزیابی نهایی تأیید شده؛ چرا که گزارش‌های خام به تنهایی شاهدی بر گزارش‌شدن یک رویداد هستند و نه اثباتی برای صحت مطلق آن.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در یک سخنرانی تلویزیونی ملی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶، مجموعه‌ای از اسناد طبقه‌بندی‌زدایی شده را رونمایی کرد. او اظهار داشت که این اسناد، که کاخ سفید در طول سخنرانی به صورت آنلاین منتشر کرد، آسیب‌پذیری‌های جدی در سیستم‌های انتخاباتی آمریکا، کسب گسترده داده‌های رأی‌دهندگان آمریکایی توسط چین، و تلاش جامعه اطلاعاتی برای سرکوب گزارش‌دهی در مورد این تهدیدات را نشان می‌دهد.

یک تصور غلط رایج این است که طبقه‌بندی‌زدایی مانند کنار زدن پرده عمل می‌کند: علامت «فوق محرمانه» برداشته می‌شود و عموم مردم حقیقت را می‌بینند. در واقع، یک سند منتشر شده ممکن است گزارش خام، قطعه‌ای از یک ارتباط، ادعای یک منبع یا پیش‌نویس یک ارزیابی باشد. هر یک از این‌ها رابطه متفاوتی با قابلیت اطمینان و قضاوت تحلیلی دارند.

من یک استاد روابط بین‌الملل با نزدیک به ۳۰ سال تجربه در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده هستم، از جمله نقش‌های اجرایی در سازمان اطلاعات مرکزی (CIA)، مرکز ملی مبارزه با تروریسم و آژانس امنیت ملی (NSA). به هر کسی که این انتشار – یا هر اطلاعات طبقه‌بندی‌زدایی شده – را بررسی می‌کند، توصیه می‌کنم قبل از نتیجه‌گیری، یک تمایز را در نظر داشته باشد: طبقه‌بندی‌زدایی تغییر می‌دهد که چه کسی می‌تواند اطلاعات را ببیند، اما تعیین نمی‌کند که آیا اطلاعات درست، مهم، به‌روز، تأیید شده یا نماینده سوابق اطلاعاتی گسترده‌تر است یا خیر.

کاردینال ریشلیو، دولتمرد فرانسوی قرن هفدهم، معمولاً به این جمله معروف است که «اگر شش خط نوشته شده به دست صادق‌ترین مردان را به من بدهید، چیزی در آنها پیدا خواهم کرد که او را به دار آویزد.» این یک هشدار مناسب در اینجا است – نه به این دلیل که جمع‌آوری اطلاعات نسبت به حقیقت بی‌تفاوت است، بلکه به دلیل آنچه که عمداً حفظ می‌کند.

سازمان‌های اطلاعاتی به طور گسترده اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند و مطالب را در طیف کاملی از قابلیت اطمینان، از جمله گزارش‌هایی که بعداً رد، تنزل رتبه یا صراحتاً بی‌اعتبار شده‌اند، حفظ می‌کنند، زیرا قضاوت در مورد آنچه مهم است قرار است از طریق تحلیل در طول زمان اتفاق بیفتد، نه با عدم جمع‌آوری چیزی در وهله اول.

در تجربه من، این بدان معناست که دارایی‌های دولت تقریباً به طور قطع حاوی گزارشی هستند که به نظر می‌رسد از تقریباً هر ادعای جدی که کسی می‌تواند در مورد یک مقام دولتی، یک دولت خارجی یا یک رویداد ملی مورد مناقشه مطرح کند، حمایت می‌کند – در کنار گزارش‌های بعدی و قضاوت تحلیلی که تعیین کرده است چقدر وزن، اگر وجود داشته باشد، شایسته آن است.

به نظر من، اشتباه گرفتن وجود یک سند با اثبات محتوای آن – بدون زمینه آنچه بعد از آن آمده است – رایج‌ترین راهی است که مواد طبقه‌بندی‌زدایی شده می‌توانند به اشتباه خوانده شوند.

عبارت «گزارش اطلاعاتی» به سردرگمی می‌افزاید. اغلب به گونه‌ای استفاده می‌شود که گویی یک نوع سند را توصیف می‌کند. اینطور نیست. یک گزارش ممکن است یک ورودی پایگاه داده ارزیابی‌نشده، یک گزارش منبع مخفی، یک ارتباط شنود شده یا یک ارزیابی نهایی مانند گزارش روزانه رئیس‌جمهور باشد. این اسناد در نقاط مختلف چرخه اطلاعات قرار دارند: برنامه‌ریزی، جمع‌آوری، پردازش، تحلیل، انتشار و ارزیابی. ارزیابی، اگرچه به عنوان یک گام در چرخه ذکر شده است، اما مستمر است.

یک گزارش منبع انسانی شامل هم آنچه منبع گفته است و هم نحوه ارزیابی افسر اطلاعاتی که با آن منبع کار می‌کند، از دسترسی، قابلیت اطمینان و انگیزه‌های احتمالی منبع است. این قضاوت‌ها به تحلیلگران کمک می‌کند تا گزارش را ارزیابی کنند. آنها آن را قطعی نمی‌کنند. یک منبع با جایگاه خوب می‌تواند آنچه را شنیده است اشتباه درک کند. یک منبع که عموماً قابل اعتماد است، همچنان می‌تواند اشتباه کند.

اطلاعات سیگنالی (Signals intelligence) می‌تواند نوع دیگری از اعتماد کاذب ایجاد کند. ارتباطات شنود شده می‌توانند قطعی به نظر برسند، اما یک شنود واحد فقط نشان می‌دهد که چیزی گفته شده است. این ثابت نمی‌کند که گوینده حقیقت را می‌دانسته، که ارتباط کامل بوده یا اینکه گزارش‌های بعدی آن را تأیید کرده‌اند.

اطلاعات نهایی برای ارزیابی این سؤالات وجود دارد. تحلیلگران جریان‌های گزارش‌دهی را مقایسه می‌کنند، فرضیات را آزمایش می‌کنند، شکاف‌ها را شناسایی می‌کنند، سطوح اطمینان را تعیین می‌کنند و آنچه نامشخص باقی می‌ماند را بیان می‌کنند. محصولات نهایی همچنان می‌توانند اشتباه باشند.

به همین دلیل است که کار اطلاعاتی بر اساس یک چرخه انجام می‌شود، با ارزیابی در هر مرحله، نه فقط در پایان. این نظم و انضباط است که از اشتباه گرفتن اطلاعات ناقص یا معیوب با واقعیت‌های قطعی جلوگیری می‌کند.

این تمایز در هر طبقه‌بندی‌زدایی مهم است، اما زمانی که فرآیند با عجله انجام شود، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

برداشتن علامت طبقه‌بندی تنها بخشی از فرآیند است. بررسی همچنین می‌پرسد که انتشار چه چیزی را فراتر از متن ممکن است افشا کند: یک منبع انسانی، روش جمع‌آوری، رابطه با رابط خارجی، عملیات جاری یا زمینه تحلیلی مورد نیاز برای جلوگیری از گمراه شدن عموم.

یک سند همچنین می‌تواند شامل چندین آژانس باشد. گزارشی در مورد یک رهبر خارجی ممکن است از اطلاعات یک منبع سیا استفاده کند، ارتباطات جمع‌آوری شده توسط آژانس امنیت ملی را نقل قول کند و در مورد یک رابطه دیپلماتیک که توسط وزارت امور خارجه مدیریت می‌شود، بحث کند. بنابراین، طبقه‌بندی‌زدایی در مقیاس بزرگ معمولاً یک کار بین سازمانی است، نه صرفاً تصمیم یک دفتر.

تصمیم دولت بایدن برای طبقه‌بندی‌زدایی اطلاعات در مورد آمادگی‌های روسیه پیش از حمله فوریه ۲۰۲۲ به اوکراین، با استانداردهای اطلاعاتی به طور غیرمعمولی سریع پیش رفت. من در آن فرآیند در حالی که در سیا خدمت می‌کردم، درگیر بودم. اما سرعت یک هدف خاص را دنبال می‌کرد: هشدار به متحدان و شکل دادن به محاسبات روسیه قبل از وقوع حمله. فرآیند بررسی فشرده شد، اما کنار گذاشته نشد.

خوانندگان باید هنگام انتشار مطالب طبقه‌بندی‌زدایی شده، سؤالات عملی بپرسند: آیا این سند گزارش خام، شنود، گزارش منبع، پیش‌نویس یا ارزیابی نهایی است؟ آیا با هشدارها، گزارش‌های بعدی و بررسی بین سازمانی مورد نیاز برای قضاوت در مورد وزن آن منتشر شده است؟ اگر از آن برای به چالش کشیدن یک ارزیابی اطلاعاتی استفاده می‌شود، آیا انتشار نشان می‌دهد که تحلیلگران چگونه آن مطالب را ارزیابی کرده‌اند، چه گزارش‌های دیگری را ارزیابی کرده‌اند و چرا آن را پذیرفته یا رد کرده‌اند؟

هیچ یک از این سؤالات نیازی به فرض سوءنیت ندارد. اینها همان سؤالاتی هستند که متخصصان اطلاعاتی قبل از تبدیل اطلاعات به قضاوت می‌پرسند. یک گزارش خام در یک سیستم طبقه‌بندی شده، شاهدی است بر اینکه چیزی گزارش شده است. اما به خودی خود، اثباتی بر صحت آن گزارش نیست.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theconversation.com