با وجود یک سری گزارشهای فزاینده و قاطع در روزهای اخیر، اسرائیل برای آغاز یک کارزار نظامی دیگر علیه ایران عجلهای ندارد.
با این حال، ارزیابی غالب در میان مقامات ارشد اسرائیلی این است که تشدید تنش بعدی در راه است و اگر ایالات متحده و ایران به توافق نرسند، اسرائیل احتمالاً دوباره وارد درگیری خواهد شد.
اسرائیل نمیخواهد اولین شلیک را انجام دهد، اما برای لحظهای آماده میشود که بتواند به یک عملیات آمریکایی بپیوندد، به یک حمله مستقیم ایران پاسخ دهد یا یک حمله پیشگیرانه علیه یک تهدید قریبالوقوع انجام دهد.
مقامات در اورشلیم معتقدند که چنین توجیهی در نهایت پدیدار خواهد شد. اگر این توجیه به خودی خود ایجاد نشود، انتظار میرود فشار برای یافتن دلایل اقدام افزایش یابد.
مقامات ارشد اسرائیلی معتقد نیستند که یک کارزار جدید قریبالوقوع است، اما هفتههای آینده را یک فرصت مهم میدانند.
ارزیابی آنها این است که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، از پایان جام جهانی تا سپتامبر فرصت دارد تا فشار بر تهران را به حداکثر برساند و تلاش کند تا به توافق دست یابد.
در صورت شکست دیپلماسی، آنها انتظار دارند عملیات آمریکا علیه ایران گسترش یابد و مسئله مشارکت اسرائیل را دوباره به مرکز بحث بازگرداند.
یک مقام ارشد امنیتی گفت: «ما منتظریم. اگر ما را صدا بزنند، خواهیم آمد.»
«ما هنوز اهداف زیادی داریم، از جمله زیرساختها، تأسیسات هستهای، موشکها و سایر مناطق. اگر فراخوانی باشد، ما اقدام خواهیم کرد.»
به گفته این مقام، ارتش اسرائیل برای چندین سناریو آماده میشود: درخواست آمریکا برای مشارکت در یک عملیات نظامی اضافی، حمله مستقیم ایران به اسرائیل یا شواهدی مبنی بر آمادهسازی تهران برای چنین حملهای که میتواند منجر به یک حمله پیشگیرانه شود.
این مقام گفت: «ارتش اسرائیل آماده است. هماهنگی ۱۰۰ درصدی با سنتکام (CENTCOM) وجود دارد.»
یکی از دلایلی که برخی از مقامات دفاعی از فرصت دیگری برای حمله حمایت میکنند، این باور است که کارزار قبلی قبل از دستیابی اسرائیل به تمام اهدافش به پایان رسید.
مقامات امنیتی میگویند اهداف مهمی در ایران باقی مانده است، از جمله زیرساختهای موشکی، تأسیسات هستهای، سیستمهای فرماندهی و سایر داراییهای استراتژیک.
اسرائیل در دور قبلی از حملات گستردهتر علیه شبکه برق، تأسیسات نفتی و زیرساختهای حیاتی غیرنظامی ایران خودداری کرد، که بخشی از آن به دلیل محدودیتهای اعمال شده توسط واشنگتن بود.
یک مقام گفت: «ما با این احساس بیرون آمدیم که کار را به پایان نرساندهایم.»
حامیان اقدام بیشتر استدلال میکنند که ایران اکنون در موقعیت ضعف قرار دارد که میتواند به اسرائیل و ایالات متحده اجازه دهد فشار را عمیقتر کنند.
این رژیم متحمل خسارات نظامی و اقتصادی شده، با فشار داخلی فزایندهای روبرو است و در درگیری با کشورهای خلیج فارس درگیر است.
یک مقام امنیتی گفت: «وضعیت آنها در حال حاضر دشوار است.»
«اعتراضات آغاز شده است، حتی اگر هنوز گسترده نباشند. نمیدانم آیا فرمولی وجود دارد که بتواند رژیم را سرنگون کند، اما به وضوح تحت فشار است.»
مقامات اسرائیلی همچنین معتقدند که حملات ایران علیه کشورهای خلیج فارس ممکن است فرصت منطقهای ایجاد کرده باشد که قبلاً وجود نداشت.
گزارش شده است که واشنگتن در حال بررسی این است که آیا میتواند پس از حملات مکرر ایران در سراسر منطقه، ائتلافی از کشورهای عربی میانهرو علیه تهران تشکیل دهد.
یک مقام اسرائیلی ایران را «قلدر محله که نمیتواند از حمله به همسایگانش دست بردارد» توصیف کرد.
این مقام گفت، کشورهایی که قبلاً به دنبال اجتناب از رویارویی مستقیم با تهران بودند، اکنون ممکن است تمایل بیشتری برای مشارکت در یک تلاش گستردهتر علیه آن داشته باشند.
دقیقاً به همین دلیل، واشنگتن ممکن است در این مرحله نخواهد اسرائیل در خط مقدم باشد.
مشارکت آشکار اسرائیل میتواند تلاشها برای تشکیل یک ائتلاف عربی را پیچیده کند و یک کارزار منطقهای علیه ایران را به چیزی تبدیل کند که دوباره به عنوان یک جنگ اسرائیلی-ایرانی تلقی شود.
مقامات در اورشلیم این نگرانی را درک میکنند و برای پیوستن به درگیری به هر قیمتی فشار نمیآورند.
با وجود گزارشهایی درباره اهداف اضافی و آمادگی ارتش اسرائیل، یک مقام ارشد اسرائیلی هشدار داد که اینها را به عنوان شواهدی مبنی بر تمایل اسرائیل یا نخستوزیر بنیامین نتانیاهو برای بازگشت به جنگ تفسیر نکنیم.
این مقام گفت: «این واقعاً جدی نیست. بیشتر نمایش قدرت است.»
«آنها واقعاً مشتاق بازگشت به جنگ نیستند. بیشتر نمایش قدرت از سوی چهرههای جناح راست است. این چیزی نیست که نخستوزیر فکر میکند.»
برخی از رهبران سیاسی نیز معتقدند که مسیر ترجیحی اسرائیل در حال حاضر این است که اجازه دهد فشار اقتصادی بر ایران ادامه یابد.
یک مقام ارشد کابینه گفت: «ایرانیها در موقعیت دشواری قرار دارند و هر چه زمان بیشتر بگذرد، رژیم ضعیفتر خواهد شد.»
بنابراین، اختلاف اصلی در مورد توانایی ارتش اسرائیل برای اقدام نیست. مقامات در سراسر نهادهای سیاسی و دفاعی موافقند که این توانایی وجود دارد.
سوالات اصلی این است که آیا اسرائیل باید از این توانایی اکنون استفاده کند و چه دستاورد استراتژیکی هزینه را توجیه خواهد کرد.
یک مقام ارشد اسرائیلی که مخالف بازگشایی کارزار بود، گفت که هنوز در شناسایی یک هدف استراتژیک روشن که قبلاً به دست نیامده بود، مشکل دارد.
او پرسید: «چه کاری میتوانیم انجام دهیم که قبلاً انجام ندادهایم؟»
«زیرساخت برق را نابود کنیم؟ زیرساخت نفتی را؟ پایگاههای موشکی بیشتری را؟ آیا این واقعاً رژیم را سرنگون خواهد کرد؟»
این مقام گفت که ممکن است چندین هدف با ارزش بالا وجود داشته باشد که تخریب آنها میتواند بازدارندگی را تقویت کند.
یک عملیات مشترک با ایالات متحده نیز میتواند نشان دهد که هیچ گسستی بین واشنگتن و اورشلیم وجود ندارد.
او گفت: «اینها پاسخهای احتمالی هستند، اما هنوز مشخص نیست که یک حمله دیگر قرار است چه دستاوردی داشته باشد.»
مخالفان اقدام نظامی مجدد نیز نسبت به هزینههای احتمالی برای اسرائیل هشدار میدهند.
یک کارزار دیگر میتواند به اقتصاد و گردشگری آسیب برساند، دوره تعطیلات تابستانی را مختل کند، ذخایر رهگیرها را کاهش دهد و حملات پهپادی ایران را که اسرائیل هنوز راه حل دفاعی کاملی برای آنها ندارد، از سر بگیرد.
این نگرانی نیز وجود دارد که حزبالله نتواند برای مدت طولانی از رویارویی دور بماند.
یک درگیری مجدد با ایران میتواند منجر به تشدید تنش در مرز شمالی اسرائیل شود و روند دیپلماتیکی را که اورشلیم به دنبال پیشبرد آن با دولت لبنان است، تضعیف کند.
سیاست داخلی نیز بخشی از این پسزمینه را تشکیل میدهد.
برخی از مقامات معتقدند که یک دستاورد نظامی دیگر علیه ایران میتواند نتانیاهو را پیش از انتخابات تقویت کند، اگرچه هیچ نشانه رسمی مبنی بر اینکه ملاحظات سیاسی در فرآیند تصمیمگیری نقش دارند، وجود ندارد.
مقامات اسرائیلی اصرار دارند که هر تصمیمی بر اساس تحولات امنیتی و هماهنگی با ایالات متحده خواهد بود.
حتی اگر اسرائیل به این نتیجه برسد که دور دیگری مفید خواهد بود، مقامات ارشد تأکید میکنند که تصمیم تنها در اورشلیم نیست.
ترامپ سرعت رویدادها را تعیین میکند و محدودیتهای کارزار را تعریف میکند.
او در پستی در «تروث سوشال» (Truth Social) در روز دوشنبه، چشمانداز تشدید تنش را بیشتر افزایش داد و هشدار داد که ایران برای هرگونه تلفات نظامی اضافی آمریکا با تلافی شدید روبرو خواهد شد.
ترامپ نوشت: «هر بار که ایران یک سرباز آمریکایی را میکشد، آنها چندین برابر بهای آن کشتار را خواهند پرداخت!» او گفت که این دستورالعمل به پیت هگست (Pete Hegseth)، وزیر دفاع، ژنرال دن کین (Dan Caine)، رئیس ستاد مشترک، و «هر رهبر نظامی» ابلاغ شده است.
یک مقام ارشد اسرائیلی گفت: «داور نهایی دونالد ترامپ است و آنچه او میگوید تعیینکننده اتفاقات خواهد بود.»
مقامات در اورشلیم نیز در مورد هدف اصلی رئیسجمهور آمریکا نامطمئن هستند.
هنوز مشخص نیست که اولویت ترامپ فروپاشی رژیم ایران، جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای یا بازگشایی کامل تنگه هرمز است.
این مقام گفت: «اگر ترامپ ما را بخواهد، ما خواهیم پیوست.»
«اگر او ما را نخواهد، ما آرام مینشینیم. اگر ایرانیها اشتباه کنند و سعی کنند ما را وارد کنند، ما وارد خواهیم شد.»
در حال حاضر، اسرائیل قصد ندارد کارزار بعدی را رهبری کند، اما قصد ندارد به هر قیمتی از آن خارج بماند.
ارتش اسرائیل در حال آمادهسازی اهداف است، نهاد دفاعی فرصتی را میبیند و رهبری سیاسی منتظر واشنگتن است.
مقامات اسرائیلی معتقدند که دلایل پیوستن به یک عملیات دیگر در نهایت پدیدار خواهد شد.
سوال باقیمانده این نیست که آیا اسرائیل قادر به اقدام است، بلکه این است که ترامپ چه زمانی تصمیم خواهد گرفت که زمان آن فرا رسیده است.