اشتراک
«اساساً هیچ جدول زمانی وجود ندارد که این اقدام برای حفظ عملکرد جمهوری‌خواهان در میان‌دوره‌ای منطقی باشد.» عکس: مجید سعیدی/گتی ایمیجز
«اساساً هیچ جدول زمانی وجود ندارد که این اقدام برای حفظ عملکرد جمهوری‌خواهان در میان‌دوره‌ای منطقی باشد.» عکس: مجید سعیدی/گتی ایمیجز
تحلیل اخبار آمریکا خاورمیانه و شمال آفریقا

چرا ترامپ با از سرگیری جنگی که از قبل هم نامحبوب بود، فاجعه میان‌دوره‌ای را به جان می‌خرد؟

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

دونالد ترامپ با دستور از سرگیری حملات نظامی به ایران، تنها چند هفته پس از امضای تفاهم‌نامه‌ای که برای کنترل بحران اقتصادی طراحی شده بود، دست به قماری بزرگ و پرخطر زده است. این اقدام که با واکنش متقابل ایران در خلیج‌فارس همراه شده، نه تنها ثبات منطقه را به شدت متزلزل کرده، بلکه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، به عنوان یک شکست سیاسی برای ترامپ ارزیابی می‌شود که می‌تواند با افزایش هزینه‌های سوخت و نارضایتی عمومی، موقعیت جمهوری‌خواهان را به خطر بیندازد. تحلیلگران معتقدند فروپاشی این تفاهم‌نامه نتیجه سوءتفاهم نیست، بلکه حاصل اشتباه محاسباتی دو طرف است؛ ترامپ در تلاش است تا با تضعیف اهرم‌های فشار ایران، از جمله کنترل بر تنگه هرمز، امتیازات بیشتری در پرونده هسته‌ای کسب کند، در حالی که ایران نیز با اتکا بر اهمیت استراتژیک این مسیر آبی، در حال مقاومت در برابر فشارهای واشنگتن است. فقدان متخصصان مجرب در تیم سیاست خارجی دولت ترامپ و جایگزینی آنان با مشاوران نزدیک، درک درستی از ماهیت حریف را دشوار کرده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که این چرخه خشونت می‌تواند به درگیری‌های بلندمدت یا حتی تهاجم زمینی منجر شود که با توجه به مشروعیت داخلی رژیم ایران در شرایط بحرانی، دستاورد مشخصی برای آمریکا نخواهد داشت و تنها خطر یک جنگ فرسایشی چندساله را تشدید می‌کند.

دونالد ترامپ برای نیم قرن، نمایشی عمومی از ریسک‌های بزرگ و شکستن هنجارهای دیرینه برای رسیدن به خواسته‌هایش را به اجرا گذاشته است.

این رویکرد به خوبی نتیجه داده و به او کمک کرده تا از ورشکستگی‌های متعدد جان سالم به در ببرد و به جایگاه میلیاردر برسد و از رسوایی‌های حقوقی و سیاسی بی‌شماری عبور کند تا دو بار به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شود.

اکنون رهبری که زمانی مالک برخی از مشهورترین کازینوهای جهان بود، ممکن است بزرگترین قمار دوران ریاست‌جمهوری خود را با از سرگیری جنگ با ایران، کمتر از یک ماه پس از توافق بر سر آتش‌بسی که آن را برای توقف بحران اقتصادی هم‌تراز با رکود بزرگ ضروری خوانده بود، انجام دهد.

در هفته گذشته، ترامپ پس از نتیجه‌گیری مبنی بر اینکه تفاهم‌نامه (MoU) امضا شده در کاخ ورسای در ۱۷ ژوئن بی‌اثر شده است، دستور از سرگیری حملات علیه اهداف نظامی و زیرساختی ایران را صادر کرد. ایران نیز با حملات پهپادی و موشکی علیه متحدان آمریکا در خلیج فارس تلافی کرده است. این تفاهم‌نامه مورد انتقاد شدید جناح نئومحافظه‌کار جمهوری‌خواهان قرار گرفت که آن را تسلیم در برابر ایران دانستند.

کمتر از چهار ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر که دموکرات‌ها در آن به دنبال بازپس‌گیری هر دو مجلس کنگره هستند، ترامپ به نظر می‌رسد با از سرگیری جنگی که از قبل هم در میان رأی‌دهندگان نامحبوب است – به ویژه به دلیل تأثیر تورمی آن بر هزینه‌های سوخت و زندگی – با فاجعه انتخاباتی بازی می‌کند.

کرت میلز، سردبیر اجرایی مجله «آمریکن کانسرواتیو» (American Conservative)، نشریه‌ای که اهداف سیاست خارجی انزواطلبانه مورد علاقه حامیان «اول آمریکا» ترامپ را ترویج می‌کند، گفت: «اساساً هیچ جدول زمانی وجود ندارد که این اقدام برای حفظ عملکرد جمهوری‌خواهان در میان‌دوره‌ای منطقی باشد.»

او افزود: «فکر می‌کنم این یک شکست کامل است. این نشان می‌دهد که ترامپ واقعاً به انتخابات میان‌دوره‌ای اهمیت نمی‌دهد. او در این مورد مانند ایکاروس با خورشید است – به نظر می‌رسد این یک کینه شخصی با ایرانی‌هاست.»

فراتر از تأثیر انتخاباتی، کارشناسان هشدار می‌دهند که تشدید تنش می‌تواند به ناچار به تهاجم زمینی به خاک ایران منجر شود – تصمیمی که به نوبه خود می‌تواند به نوعی «جنگ‌های ابدی» طولانی‌مدت منجر شود که او قبلاً از آن دوری می‌کرد و رؤسای جمهور گذشته را به خاطر آن محکوم می‌کرد.

نیت سوانسون، مشاور سابق وزارت امور خارجه و کاخ سفید در امور ایران، گفت: «ارزیابی اولیه من این بود که این فقط یک اتفاق گذرا، یک خشونت چرخه‌ای دیگر خواهد بود و سپس ما به آتش‌بس و مذاکرات بازخواهیم گشت. اما تشدید تنش از آنچه فکر می‌کردم ممکن است فراتر رفته است.»

او ادامه داد: «من این را تلاشی برای بازگرداندن اهرم فشار و تلاش برای مذاکره مجدد بر سر تفاهم‌نامه می‌بینم، اما این بسیار پرخطر با پیامدهای بالقوه ویرانگر است – و به نظر من، احتمالاً با شکست مواجه خواهد شد.»

در قلب خشونت‌های از سر گرفته شده، کنترل بر تنگه هرمز قرار دارد؛ آبراهی که از نظر استراتژیک حیاتی است و قبل از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، ۲۰ درصد از صادرات انرژی جهان از آن عبور می‌کرد و اکنون به بزرگترین برگ برنده تهران تبدیل شده است، زیرا این کشور به دنبال مقاومت در برابر فشار برای دادن امتیاز در مسائلی مانند برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله، گروه شیعه لبنانی، است.

هدف از تفاهم‌نامه، هموار کردن راه برای آتش‌بس ۶۰ روزه بود که طی آن مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران انجام می‌شد.

در همان زمان، ایران تنگه را – که در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل آن را بسته بود و باعث افزایش سرسام‌آور قیمت جهانی نفت شده بود – در ازای لغو تحریم‌های قابل توجه، از جمله حق فروش نفت خود در بازارهای بین‌المللی و آزادسازی میلیاردها دلار دارایی، بازگشایی می‌کرد.

مشکلات ظرف چند روز پدیدار شد.

ایران به کشتی‌های تجاری متعلق به پادشاهی‌های همسایه خلیج فارس حمله کرد، پس از آنکه آنها با حمایت نیروی دریایی آمریکا، از یک خط کشتیرانی نزدیک سواحل عمان بی‌طرف استفاده کردند، به جای مسیرهای قبلی در سواحل ایران، جایی که مقامات تهران می‌توانستند عبور و مرور را کنترل کرده و «عوارض خدماتی» دریافت کنند که واشنگتن دی‌سی و متحدانش می‌گویند معادل عوارض غیرقانونی است.

برخی تحلیلگران، این شعله‌ور شدن را به مذاکرات ضعیف آمریکا نسبت می‌دهند که ظاهراً منجر به سوءتفاهم‌ها و ابهامات در تفاهم‌نامه شده است، تفاهم‌نامه‌ای که هیچ اشاره‌ای به خطوط کشتیرانی ندارد.

اما ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته جانز هاپکینز، استدلال کرد که فروپاشی تفاهم‌نامه نتیجه اشتباه محاسباتی آمریکا و ایران بوده است.

او گفت: «فکر نمی‌کنم سوءتفاهمی وجود داشته باشد. فکر می‌کنم این دقیقاً همان چیزی بود که ترامپ در نظر داشت.»

او به اظهارات اخیر جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اشاره کرد که نشان می‌دهد تفاهم‌نامه برای ایجاد فرصتی برای پر کردن ذخایر استراتژیک نفت امضا شده است، که بدین ترتیب اهرم مذاکره ایران را تضعیف کرده و به طور موقت فشار بر هزینه‌های سوخت را کاهش می‌دهد.

نصر گفت: «تفاهم‌نامه عمدتاً فرصتی برای ترامپ بود تا آنچه را می‌خواهد به دست آورد، یعنی کنترل تنگه را به دست بگیرد یا آن را از ایران بگیرد. ترامپ سعی می‌کند قبل از مذاکره آن را از آنها بگیرد، تا آنها در موقعیتی نباشند که در برابر خواسته‌های او در مورد مسئله هسته‌ای یا هر چیز دیگری مقاومت کنند.»

«ایران نیز قمار کرد که می‌تواند از ۶۰ روز استفاده کند تا با واردات کالا به کشور، مقداری کمک اقتصادی به دست آورد، در حالی که موقعیت خود را تقویت می‌کند. نتیجه نهایی این است که ممکن است اشتباه محاسباتی وجود داشته باشد. اما سوءتفاهمی در کار نیست.»

«ترامپ ممکن است آنچه را که می‌تواند از نظر نظامی انجام دهد بیش از حد تخمین زده باشد و دوباره شکست بخورد و تصمیم بگیرد که «باید چیز دیگری راه‌اندازی کنم.» ایرانی‌ها نیز مقاومت خود را بیش از حد تخمین می‌زنند. این چیزی است که هیچ یک از طرفین نمی‌دانند.»

پتانسیل اشتباه محاسباتی با عدم حضور متخصصان ایران در دولت ترامپ افزایش می‌یابد.

سوانسون – که گفته است پس از یک توییت انتقادی از سوی لورا لومر، اینفلوئنسر راست‌گرا، مجبور به ترک پست خود در وزارت امور خارجه شده است – این کمبود را به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، نسبت داد که به گفته او، پرسنل کلیدی را «به طور فیزیکی» حذف کرده است.

سوانسون، که اکنون با شورای آتلانتیک همکاری می‌کند، گفت: «من از برخی از افشاگری‌هایی که در مورد تصمیم‌گیری در این جنگ منتشر شده است، متعجبم، جایی که روبیو ظاهراً نسبت به اهداف تغییر رژیم که اسرائیلی‌ها به ترامپ پیشنهاد می‌کنند، شک دارد، اما سپس سکوت می‌کند. او اساساً وزارتخانه را خنثی کرده، سپس ساکت می‌ماند [اما] به طور خصوصی سعی می‌کند نام خود را پس از آن پاک کند.»

ترامپ به جای متخصصان باتجربه ایران، به تیم مذاکره‌کننده آزموده و مورد اعتماد خود – یعنی استیو ویتکوف، فرستاده ارشد او، جارد کوشنر، دامادش، و اخیراً ونس، که با تصمیم اولیه برای ورود به جنگ مخالفت کرده بود و یکی از چهره‌های کلیدی در مذاکره بر سر تفاهم‌نامه بود – تکیه کرده است.

الکس واتانکا، پژوهشگر ارشد در موسسه خاورمیانه در واشنگتن دی‌سی، گفت: «اینگونه بود که او اساساً حریف خود را اشتباه فهمید. تخصص برای رئیس‌جمهور مفید بود تا واقعاً به افرادی گوش دهد که این سیستم ایرانی را مشاهده کرده‌اند و به او می‌گفتند که «آنها تاجران نیویورکی نیستند. آنها از نوع دیگری از DNA ساخته شده‌اند.»

«ترامپ اکنون حریفی دارد که حاضر است بسیار بیشتر از آنچه او فکر می‌کرد رنج ببرد. آنها حاضرند ریسک بازی با کارت تنگه هرمز را بپذیرند زیرا این تنگه آنها را مسئول بخش زیادی از عرضه جهانی انرژی می‌کند و برخی از ثروتمندترین کشورهای خلیج فارس را به گروگان خود تبدیل می‌کند.»

آمادگی ایران برای قمار می‌تواند ترامپ را به افزایش بیشتر ریسک‌ها سوق دهد و تشدید تنش بیشتر – از جمله تهاجم زمینی – را محتمل‌تر کند.

تغییر رژیم – هدفی که به صراحت در آغاز جنگ با ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم، در ساعات اولیه و به دنبال آن دیگر چهره‌های کلیدی دنبال می‌شد – در حال حاضر از دستور کار خارج به نظر می‌رسد.

مراسم تشییع جنازه یک هفته‌ای اخیر خامنه‌ای، که پیکرش از میان جمعیت عظیمی در چندین شهر ایران عبور کرد و سپس در شهر مقدس مشهد به خاک سپرده شد، به طور گسترده‌ای تلاشی از سوی رژیم برای بازگرداندن وحدت مردمی و مشروعیت در برابر تهدیدات خارجی علیه موجودیت خود تلقی می‌شود.

با توجه به آمادگی ایران برای تلافی‌جویی علیه متحدان آمریکا در خلیج فارس مانند امارات متحده عربی، قطر و حتی عمان – کشورهایی که رژیم آنها را «همکار» واشنگتن می‌خواند – واتانکا نسبت به یک درگیری احتمالی پنج یا ده ساله هشدار داد.

او گفت: «می‌توانید تصور کنید که ایالات متحده به طور مکرر ایران را در طول چندین هفته و ماه بمباران می‌کند. اما با نگاه به وضعیت کنونی، نمی‌دانم ترامپ چگونه می‌خواهد رژیم را از نظر نظامی شکست دهد، مگر اینکه بخواهد آنجا را اشغال کند.»

یکی از گزینه‌های کمتر از آن می‌تواند تهاجم به جزیره خارگ، مرکز تجارت صادرات نفت خام ایران باشد.

اما جوزف ووتل، ژنرال بازنشسته آمریکایی و رئیس سابق فرماندهی مرکزی آمریکا در دوران اولین ریاست‌جمهوری ترامپ، استدلال کرد که چنین اقدامی کاربرد محدودی خواهد داشت و گفت که یک استراتژی مؤثر باید شامل دیپلماسی باشد، از جمله برقراری ارتباط با متحدان ناتو که رئیس‌جمهور آمریکا بارها به آنها توهین کرده است.

ووتل گفت: «مهم است که بر کاهش نقاط اهرم فشار ایران تمرکز کنیم. برخی از این کارها را می‌توان با عملیات نظامی تهاجمی انجام داد. برخی دیگر را می‌توان با اقدامات دفاعی‌تر انجام داد.»

«ما شاهد یک تلافی‌جویی پایدار در عملیات نظامی هستیم. ما حمله می‌کنیم، آنها حمله می‌کنند. این مرا به این نتیجه می‌رساند که این احتمالاً هفته‌ها تا ماه‌ها طول خواهد کشید. صبر استراتژیک زیادی لازم است – و خطرات زیادی درگیر است.»

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theguardian.com