تغییر رژیم. نوشته مگی هابرمن (Maggie Haberman) و جاناتان سوان (Jonathan Swan). سیمون اند شوستر (Simon & Schuster)؛ 496 صفحه؛ 34 دلار و 28 پوند
کارشناسان اغلب میگویند که دنیای ترامپ به «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) شباهت دارد، زیرا در آنجا افراد وحشتناک کارهای وحشتناکی را در تعقیب قدرت انجام میدهند. این حرفها بیهوده است. دلیل اصلی که دنیای ترامپ مانند یک داستان اژدها و زامبی است، این است که شخصیتهای اصلی آن در سرزمینی از خیال زندگی میکنند.
به ویژه رئیسجمهور دونالد ترامپ، که به نظر میرسد درک او از واقعیت بر اساس تکههایی است که زمانی شنیده و آرزو دارد که حقیقت داشته باشند. «تغییر رژیم»، گزارشی از دوره دوم ریاست جمهوری او توسط دو روزنامهنگار نیویورک تایمز، مگی هابرمن و جاناتان سوان، پر از مثالهای متعدد است.
آقای ترامپ ادعا میکند که آمریکا در ثروتمندترین حالت خود «بین سالهای 1870 تا 1913» بوده، زمانی که «یک کشور تعرفهای» بود. در واقع، آمریکاییها اکنون شش برابر ثروتمندتر از سال 1913 هستند، حتی اگر مزایای کامل اختراعات جدیدی مانند GPS و آنتیبیوتیکها را نادیده بگیرید. رئیسجمهور فکر میکند تجارت جهانی به معنای سوءاستفاده خارجیها از عموسام (Uncle Sam) است. بنابراین وقتی وزیر بازرگانی او نشان داد که تعرفههای چین و هند بر کالاهای آمریکایی چندان بالا نیست، او این اعداد را «مزخرف محض» خواند و به ناتالی هارپ (Natalie Harp)، یک دستیار جوان بلوند که شغلش چاپ اخبار مثبت برای او بود، دستور داد تا «اعداد واقعی» را در گوگل جستجو کند. «هارپ، با وجود بهترین تلاشهایش»، نتوانست «اعداد ناموجودی را پیدا کند.»
بخش عمدهای از دولت فدرال به طور عادی به کار خود ادامه میدهد و کم و بیش منطقی به واقعیتهای قدیمی پاسخ میدهد. اما در کاخ سفید، خیال حکومت میکند. آقای ترامپ به مشاورانش گفت که فیلیپین مشکلی با مواد مخدر ندارد زیرا رئیسجمهور رودریگو دوترته (Rodrigo Duterte) قاچاقچیان مواد مخدر را بدون عجله درباره «تشریفات قانونی» میکشد. در واقع، فیلیپین همچنان با مشکل بزرگ مواد مخدر دست و پنجه نرم میکند و آقای دوترته اواخر امسال به دلیل جنایات علیه بشریت در لاهه محاکمه خواهد شد.
برخی از درباریان با واقعیت آشنا هستند، اما در این باره سکوت میکنند. مگی هابرمن و جاناتان سوان مینویسند، مارکو روبیو (Marco Rubio)، وزیر امور خارجه ترامپ، «هرگز به رئیسجمهور درس نمیداد یا دانش خود را به رخ نمیکشید.» وقتی حقایق با پیام مطابقت ندارند، از حافظه پاک میشوند. به عنوان مثال، پیام پس از قتل چارلی کرک (Charlie Kirk)، یک فعال محافظهکار، این بود که آمریکا توسط تروریستهای چپگرا مورد حمله قرار گرفته است. بنابراین وبسایت وزارت دادگستری بی سر و صدا یک مطالعه رسمی را که نشان میداد تروریستهای راست افراطی در آمریکا بسیار بیشتر از چپگرایان انسان میکشند، حذف کرد.
همه دستیاران ترامپ باید اعتراف کنند که انتخابات 2020 به سرقت رفته است. یک نامزد تنها به دلیل ستایش مایک پنس (Mike Pence)، معاون رئیسجمهور سابق که از وانمود کردن به پیروزی رئیس خود خودداری کرده بود، رد شد. این فیلتر به آقای ترامپ اجازه میدهد تا کارکنانی را انتخاب کند که آمادهاند برای او دروغ بگویند—و شاید هنجارهای دیگر را نیز بشکنند.
ابزار حیاتی دیگر برای دستکاری واقعیت، بازتعریف کلمات است. استفان میلر (Stephen Miller)، یکی از افراطیترین مشاوران ترامپ میگوید: «حزب دموکرات یک حزب سیاسی نیست. بلکه یک سازمان افراطگرای داخلی است.» تروریست، آنگونه که فرهنگ لغت میگوید، کسی نیست که برای اهداف سیاسی یا ایدئولوژیکی از خشونت استفاده میکند. این برچسب میتواند به معترضان مسالمتآمیز و حتی گروههایی که وجود ندارند، مانند «کارتل د لوس سولس» (Cartel de los Soles) در ونزوئلا، اطلاق شود. حالت اضطراری نیازی نیست که یک بحران ناگهانی باشد، بلکه میتواند شامل کسری تجاری نیز شود، که آمریکا از سال 1976 به خوبی با آن کنار آمده است. «تهاجم» میتواند به معنای قاچاق مواد مخدر یا حتی خارجیانی باشد که برای تمیز کردن اتاقهای هتل از مرز عبور میکنند.
خبر دروغین
شکایت از سوءاستفاده آقای ترامپ از زبان، موشکافانه نیست. قوانین از کلمات تشکیل شدهاند. بنابراین، وقتی رئیسجمهور حق تغییر معنای آنها را مطرح میکند، به معنای حق تغییر قانون است. اگر معترضان تروریست باشند، مأموران فدرالی که به آنها شلیک میکنند، ممکن است توجیه شوند. اگر قاچاقچیان مواد مخدر مهاجم باشند، میتوان آنها را بمباران کرد. اگر جنگ با ایران، آنگونه که آقای ترامپ ادعا کرده است، جنگ نباشد، او نیازی به اجازه کنگره برای شروع آن ندارد. اگر او بتواند به میل خود «اضطرار» اعلام کند، میتواند هر زمان که بخواهد از اختیارات اضطراری استفاده کند. دادگاههای آمریکا برخی از این سوءاستفادههای قدرت ظالمانه را رد کردهاند، اما نه همه آنها را.
خانم هابرمن و آقای سوان تحلیل اصلی کمی ارائه میدهند. در عوض، آنها چیزی را ارائه میکنند که به خوانندگان اجازه میدهد تا نتیجهگیریهای خود را داشته باشند: گزارشدهی دقیق و موشکافانهای که نشان میدهد این کاخ سفید چقدر استثنایی است. خوانندگان شکاک به ترامپ آن را دوست خواهند داشت: «تغییر رژیم» قبلاً به رتبه اول لیست پرفروشهای نیویورک تایمز رسیده و به سرعت در کتابفروشیها و آمازون در آمریکا به فروش رفته است.
برخی از جزئیات کتاب بیاهمیت هستند: آقای ترامپ فکر میکند دکوراتور داخلی بهتری از هر کس دیگری است؛ یکی از دستیارانش او را دید که تزئینات طلایی گرانقیمت را با سوپرچسب به شومینه دفتر بیضی میچسباند. در مواقع دیگر، غرور خودشیفتگی او پیامدهای جهانی دارد. رئیس CIA به او گفت که طرح تغییر رژیم سریع و آسان در ایران، که توسط بنیامین نتانیاهو (Binyamin Netanyahu)، نخستوزیر اسرائیل، ارائه شده بود، «مضحک» است. اما آقای ترامپ «احساس خوبی» داشت. رئیس CIA از اطلاعات چه میدانست؟
آقای ترامپ میلیاردها از ریاست جمهوری به دست آورده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس که نیاز به حمایت آمریکا دارند، اتفاقاً سرمایهگذاریهای عظیمی در شرکتهای رمزنگاری خانواده او انجام میدهند. کشورهایی که میخواهند از تعرفههای تنبیهی جلوگیری کنند، برای تایید پروژههای زمین گلف یا هتل ترامپ به سرعت اقدام میکنند. دستیاران او هفته به هفته، با چهرههایی به طور چشمگیر بیتفاوت میگویند: «نه رئیسجمهور و نه خانوادهاش هرگز در تعارض منافع شرکت نکردهاند و نخواهند کرد.»
نویسندگان به این داستان آشنای بیشرمی عمق میبخشند. بوریس اپشتین (Boris Epshteyn)، وکیلی که به آقای ترامپ کمک کرده بود تا از زندان دور بماند، متهم شد که از منصوبین احتمالی برای دوره دوم، خواستار پرداختهای گزاف برای سخن گفتن خوب در گوش رئیس و بدگویی از کسانی که نپذیرفتند، مانند اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانهداری فعلی، شده است. مشاور کاخ سفید از آقای ترامپ خواست تا روابط خود را با آقای اپشتین قطع کند (کسی که این اتهامات را تکذیب میکند). آقای ترامپ نپذیرفت. مشاور دیگری توضیح داد که ترامپ «وکلایی را که فکر میکرد هر کاری برای او انجام میدهند، ارزش قائل بود» و از دشمنی با کسانی که از اسرار او مطلع بودند، متنفر بود. او قبلاً آسیب دیده بود.
یکی از ویژگیهای مثبت آقای ترامپ این است که اغلب مصاحبه میکند. او با وجود اینکه این دو نویسنده را منتقد میدانست، یک ساعت را با آنها گذراند. این در هفدهمین روز جنگ او با ایران بود، قیمت نفت برنت بیش از 100 دلار در هر بشکه بود—و او مشتاق بود برنامههای خود را برای سالن رقص کاخ سفید به آنها نشان دهد. سپس از «یک مورخ» نقل قول کرد که نوشته بود: «دونالد ترامپ، بدون شک، قدرتمندترین مردی است که سیاره تاکنون به خود دیده است.» اسکندر کبیر و سزارها هواپیما نداشتند. هیتلر، مائو و استالین به اندازه آقای ترامپ نفوذ جهانی نداشتند. معلوم شد که «مورخ» مورد نظر یک کدی گلف (golf caddy) بوده است. ¦