اشتراک
تصاویر بزرگی از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، و نعیم قاسم، رهبر حزب‌الله، در ورودی روستای جبشیت در منطقه نبطیه در جنوب لبنان در تاریخ ۱۴ مه.
تصاویر بزرگی از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر فقید ایران، و نعیم قاسم، رهبر حزب‌الله، در ورودی روستای جبشیت در منطقه نبطیه در جنوب لبنان در تاریخ ۱۴ مه.
سیاست خارجی ژئوپلیتیک خاورمیانه

آیا حزب‌الله اکنون برای تهران بیش از آنکه یک سرمایه باشد، یک تعهد است؟

چگونه جنگ روابط ایران را با نیروهای نیابتی‌اش تغییر داده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

مقاله حاضر به بررسی تغییر رویکرد استراتژیک ایران در قبال نیروهای نیابتی خود، به‌ویژه حزب‌الله، در شرایط سیاسی نوین می‌پردازد. با توجه به تفاهم‌نامه‌های جدید که منافع اقتصادی قابل‌توجهی برای تهران به همراه داشته و فشارهای بین‌المللی بر برنامه‌های هسته‌ای و موشکی این کشور را کاهش داده است، استراتژی بازدارندگی ایران در حال دگردیسی است. در حالی که در گذشته، نیروهای نیابتی ستون اصلی قدرت و بازدارندگی ایران محسوب می‌شدند، اکنون تهران بر اهرم‌های فشار اقتصادی، از جمله کنترل بر تنگه هرمز و تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی، تمرکز بیشتری دارد. این تغییر استراتژیک باعث شده است تا حزب‌الله و سایر گروه‌های همسو، از «سپر اصلی» و سرمایه کلیدی، به بخشی از یک سبد متنوع و گسترده‌تر از ابزارهای فشار تبدیل شوند. در واقع، امروزه این گروه‌ها نه تنها دیگر وظیفه اولیه حفاظت از منافع استراتژیک ایران را به تنهایی بر عهده ندارند، بلکه در بسیاری از موارد به جای تأمین امنیت تهران، خود به یک تعهد و باری بر دوش سیاست خارجی ایران تبدیل شده‌اند که تهران ناچار به حمایت از آن‌هاست. این تحول نشان‌دهنده اولویت‌یابی دوباره ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی در سیاست خارجی ایران نسبت به کنشگری نظامی مستقیم توسط نیروهای نیابتی است.

رهبران جدید تهران در موقعیت برتری قرار دارند؛ با تفاهم‌نامه اولیه که به ایران کمک مالی قابل توجهی در کوتاه‌مدت و پتانسیل کسب منافع بسیار بیشتر در بلندمدت را پیشنهاد می‌کند، بدون اینکه خواستار امتیازدهی فوری در برنامه‌های هسته‌ای یا موشکی‌اش شود. در واقع، تمام کاری که ایران باید انجام دهد این است که اجازه دهد تردد از تنگه هرمز جریان یابد و حتی در این مورد نیز تهران در حال کار بر روی راهی است تا عوارضی را به نامی دیگر از آن کسب کند. با این حال، موفقیت‌های ایران تغییر کلیدی را پوشش می‌دهد: این کشور اکنون برای ارعاب دشمنانش به نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله بسیار کمتر وابسته است.

نیروهای نیابتی همچنان برای ایران مفید هستند، اما دیگر محور اصلی استراتژی بازدارندگی آن نیستند. در عوض، ایران در حال یادگیری این است که تهدیدها علیه بازارهای جهانی انرژی و شرکای آسیب‌پذیر آمریکا می‌توانند سریع‌تر و قابل‌اعتمادتر از موشک‌های حزب‌الله یا حملات شبه‌نظامیان، بر ایالات متحده فشار وارد کنند. این موضوع حزب‌الله، حماس یا حوثی‌ها را بی‌اهمیت نمی‌کند، اما نقش آن‌ها را تغییر می‌دهد: آن‌ها اکنون بخشی از یک سبد ابزارهای فشار گسترده‌تر هستند، نه سپر اصلی ایران. در واقع، اکنون تهران به یاری آن‌ها می‌شتابد، نه برعکس.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: فارین پالیسی