اسلامآباد ناگهان خود را در کانون توجه به عنوان یک میانجی اصلی یافت و با آتشبس و اولین مذاکرات مستقیم آمریکا و ایران در دهههای اخیر، از تشدید خطرناک جنگ آمریکا و ایران جلوگیری کرد. اگر مرحله بعدی مذاکرات آمریکا و ایران به آرامی پیش برود، پاکستان میتواند نفوذ رو به رشد خود را در دیپلماسی خاورمیانه تثبیت کند. با این حال، اگر مذاکرات بینتیجه بماند، اسلامآباد ممکن است خود را در وضعیتی بدون برد بیابد.
پس از بیش از سه ماه درگیری، واشنگتن و تهران وارد مرحله جدیدی از مذاکرات با هدف دستیابی به توافق هستهای و اجرای چارچوب توافقنامهای که چهارشنبه گذشته امضا شد، شدهاند. روز پنجشنبه، معاون رئیسجمهور، جی.دی. ونس، گفت که پنجره ۶۰ روزه برای دستیابی آمریکا و ایران به توافق "رسماً امروز آغاز شد."
فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، در دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در پایان هفته شرکت میکند.
با وجود اینکه اسلامآباد به چیزی دست یافت که بسیاری زمانی آن را غیرممکن میدانستند، دشوارترین مرحله ممکن است هنوز در پیش باشد.
مرحله دوم
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، اخیراً به همتای پاکستانی خود، اسحاق دار، توصیه کرده است که در حالی که پیشرفت دیپلماتیک جاری مورد استقبال است، مرحله بعدی مذاکرات میتواند "دشوارتر" باشد.
اگرچه طرفین تفاهمنامهای را برای پایان دادن به عملیات نظامی و بازگشایی تنگه هرمز تولید کردند، وانگ در مکالمه تلفنی خود با دار در روز سهشنبه هشدار داد: "اجماع کنونی تا مقصد نهایی فاصله زیادی ندارد، بلکه یک نقطه اشتراک جدید است."
وانگ با تأکید بر اینکه پیشرفت موجود تنها آغاز راه است، از شورای امنیت سازمان ملل خواست تا نقش فعالتری ایفا کند.
در ۳۱ مارس، چین و پاکستان به طور مشترک یک طرح صلح پنجمادهای برای پایان دادن به درگیری ارائه کرده بودند. در حالی که توافق اخیر برخی از آن پیشنهادات را در بر میگیرد، پایداری آن نامشخص است، زیرا چندین مسئله بحثبرانگیز به جای حل و فصل شدن، به تعویق افتادهاند.
دستیابی به یک توافق نهایی در بازه زمانی ۶۰ روزه مستلزم تصمیمات دشوار در مورد ذخایر هستهای ایران و غنیسازی اورانیوم خواهد بود. میزان گنجاندن برنامه موشکی تهران در مرحله بعدی نیز نامشخص است.
واکنش اسرائیل به این امر عدم قطعیت بیشتری میافزاید. روند صلح تا حد زیادی بدون مشارکت اسرائیل پیش رفته است، که ممکن است مذاکرات را آسانتر کرده باشد اما در صورت تشدید تنشهای منطقهای، خطر فروپاشی را نیز افزایش میدهد.
برای پاکستان، موفقیت دیپلماتیک هنوز نمیتواند قطعی تلقی شود. جنید جاوید صدیقی، تحلیلگر امنیت و مدیریت ریسک در اسلامآباد، هشدار داد که اگر واشنگتن یا تهران هر یک از مفاد توافق احتمالی را نادیده بگیرند، اسلامآباد هیچ ابزاری برای "اجرای تعهد" ندارد.
موقعیت پاکستان در صورت شکست مذاکرات
پاکستان که به عنوان میانجی توسط ایران پذیرفته شد، تا حدی به این دلیل که هیچ پایگاه آمریکایی در آن مستقر نیست و در عین حال روابط نظامی دیرینهای با واشنگتن با وجود اختلافات گاه به گاه دارد، به عنوان یک انتخاب طبیعی برای میانجیگری ظاهر شد.
اسلامآباد برای ثبات مرز ۹۰۹ کیلومتری خود با ایران و جلوگیری از بحران اقتصادی داخلی ناشی از افزایش قیمت نفت، با خوشحالی این نقش را بر عهده گرفت.
پاکستان با همکاری عربستان سعودی، ترکیه، مصر و قطر در هفتههای پایانی، پیشرفت قابل توجهی داشت. اما ایجاد چارچوبی پایدار بین واشنگتن و تهران همچنان یک چالش است.
هیچ فرمول تضمینشدهای برای صلح پایدار وجود ندارد، و حتی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دوران اوباما نیز ۲۰ ماه پس از امضای توافق موقت در سال ۲۰۱۳، به مذاکره نیاز داشت. دستیابی به یک تفاهم اولیه اغلب آسانتر از حفظ حرکت تا توافق نهایی است. ۶۰ روز آینده ممکن است شاهد اختلافات دوباره بر سر اورانیوم غنیشده، برنامه موشکی ایران، رفع تحریمها و درگیری در لبنان باشد.
با وجود جایگاه پاکستان به عنوان سومین امضاکننده توافق آمریکا و ایران، اگر هر یک از طرفین مفاد توافق را نقض کنند، توانایی اسلامآباد برای نظارت بر آن محدود خواهد بود. اما در حالی که نمیتواند اجرای تعهد را تضمین کند، جان اچکزی، وزیر سابق اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، اشاره کرد که این کشور میتواند گفتوگو را تسهیل کرده و فشار منطقهای و بینالمللی را برای درگیر نگه داشتن هر دو طرف بسیج کند.
اچکزی به المانیتور گفت: "نفوذ پاکستان در اعتبار آن به عنوان میانجی نهفته است."
زیشان شاه، ناظر سیاسی مستقر در واشنگتن، اشاره کرد که قبل از امضای تفاهمنامه، درگیریهای متعددی بین ایران و آمریکا وجود داشت. او به المانیتور گفت که دیپلماسی فشرده اسلامآباد قبلاً به ادامه مذاکرات کمک کرده بود و میتواند دوباره این کار را انجام دهد.
شاه پیشنهاد کرد که "پاکستان میتواند چهارگانه غیررسمی ترکیه، مصر، عربستان سعودی و احتمالاً قطر را دوباره فعال کند تا بر هر دو طرف فشار آورد، همانطور که در طول جنگ انجام داد، تا آنها را به میز مذاکره بازگرداند،" به ویژه به دلیل آنچه او "تمایل کم در واشنگتن برای مشارکت مجدد در هرگونه عملیات نظامی گسترده دیگر علیه ایران" توصیف کرد.
او خاطرنشان کرد که اگر به طور موثر مدیریت شود، پاکستان "منافع قابل توجهی را در صورت ادامه بازی درست کارتهای خود به دست خواهد آورد" و میتواند به عنوان میانجی در منطقه تبدیل شود، زیرا نشان داده است که با زرادخانه هستهای و ارتش حرفهای و آبدیده خود میتواند "نقشی اساسی" ایفا کند.
محدودیتهای اسلامآباد
اگر مذاکرات به مرحله نهایی برسد، پاکستان میتواند مشارکت دیپلماتیک خود را در سراسر خاورمیانه تقویت کند. چودری ناطق عبید، تحلیلگر دفاعی و امور استراتژیک در اسلامآباد، به المانیتور گفت که پاکستان با عمل به عنوان "یک بازیگر استراتژیک جدی" و "میانجی واقعبین" که واقعیتهای میدانی را به رژیم ایران منتقل کرده و راهی دیپلماتیک برای آمریکا تسهیل کرده است، قبلاً خود را ثابت کرده است.
به گفته عبید، پاکستان میتواند "از یک بازیگر حاشیهای به یک قدرت دیپلماتیک تأثیرگذار" در منطقه تبدیل شود. لغو تحریمها علیه ایران نیز به اسلامآباد اجازه میدهد تا امنیت انرژی خود را تقویت کرده و مسیرهای تجاری خود را متنوع کند.
اما اچکزی هشدار داد که اسلامآباد به دلیل "روابط نزدیک خود با چندین بازیگر رقیب" باید با احتیاط عمل کند. به عنوان مثال، روابط آن با عربستان سعودی؛ در سپتامبر، دو کشور توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک را امضا کردند که در آن آمده است: "هرگونه تجاوز علیه یکی از کشورها، تجاوز علیه هر دو تلقی خواهد شد." عربستان سعودی در طول جنگ مورد حملات متعدد ایران قرار گرفت.
اچکزی گفت که در بلندمدت، اثربخشی پاکستان به حفظ بیطرفی و اولویتبندی ثبات منطقهای به جای همسویی بیش از حد با هر یک از طرفین بستگی دارد.
پاکستان همچنین با محدودیتهای خود، از جمله شکنندگی اقتصادی و چالشهای امنیتی داخلی، روبرو است. صدیقی گفت که این مسائل میتوانند "میزان سرمایه دیپلماتیکی را که میتواند به امور خاورمیانه اختصاص دهد، محدود کنند."
به نظر او، در حالی که نقش میانجیگری پاکستان بیش از یک فرصت یکباره است، هنوز "زود است که آن را یک تغییر دائمی" در پویایی قدرت منطقهای بنامیم.