یادداشت تفاهمی که این هفته با ایالات متحده حاصل شد، اولین آزمون واقعی برای کادرهای جدید و رده بالای ایران است. در خارج از کشور، این توافق بر اساس مفاد آن — بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی و مذاکرات هستهای آتی — مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اما در داخل ایران، داستان آشکارتر این است که چگونه این توافق شکل گرفت.
توافقی بر پایه اجماع
حدود چهار دهه بود که دشوارترین مشکلات سیاسی ایران به یک شیوه حل و فصل میشد. قدرت در میان نهادهایی که به یکدیگر بیاعتماد بودند — سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روحانیت، شورای عالی امنیت ملی، ریاست جمهوری، مجلس و امپراتوریهای اقتصادی وابسته به دفتر رهبری — پراکنده بود. اما بالاتر از همه اینها، یک شخصیت واحد قرار داشت که در مواقع لزوم میتوانست با یک تصمیم نهایی به اختلافات پایان دهد. درگذشت علی خامنهای در روزهای آغازین جنگ، این داور را از میان برداشت. پسر و جانشین او، مجتبی خامنهای، از زمان به دست گرفتن قدرت از انظار عمومی دور مانده است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، هدایت توافق را از طرف ایران بر عهده داشت. مقامات آمریکایی در پاسخ به سوالی درباره نقش قالیباف، او را شخصیتی با بیشترین نفوذ در نظام ایران معرفی کردند. اما به نظر میرسد این توافق به جای تأیید یک تصمیمگیرنده واحد، نیازمند همراهی تمامی ارکان نظام بوده است.
اهمیت قالیباف در توانایی او برای حرکت در میان این مراکز قدرت نهفته است. او از طریق ردههای سپاه پاسداران به مدارج بالا رسید، اعتبار خود را نزد نهادهای امنیتی حفظ کرد، بیش از یک دهه شهردار تهران بود و اکنون ریاست مجلس را بر عهده دارد.
در طول جنگ، او هم مذاکرهکننده اصلی و هم چهره علنی مذاکرات شد. در یک سیستم سیاسی که هیچ جانشین آشکاری برای پر کردن نقش پیشین علی خامنهای ظهور نکرده است، شخصیتهایی که میتوانند به عنوان پلی بین نهادهای رقیب عمل کنند، به ناچار نفوذ بیشتری پیدا میکنند.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، از این توافق استقبال کرد و گفت که شورای عالی امنیت ملی ایران متن آن را با اکثریت قاطع تأیید کرده است. حتی نهادهای امنیتی نیز این توافق را تأیید کردند. سردار سرتیپ اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، پس از ماهها سکوت عمومی، تیم مذاکرهکننده را ستود و آنها را مردانی از همان جنس مقاومت همچون رزمندگان خط مقدم خواند.
مجتبی در بیانیهای که روز پنجشنبه منتشر شد، گفت که "اصولاً" نظر متفاوتی در مورد این یادداشت تفاهم داشته است، اما افزود که پزشکیان "به صراحت مسئولیت آن را پذیرفته است" و این امر موجب شد مجتبی اجازه پیشبرد یادداشت تفاهم را صادر کند. این چارچوببندی، در حالی که به نظر میرسد مسئولیت توافق را به پزشکیان محول میکند، نشاندهنده احترام به تصمیمگیری مبتنی بر اجماع نیز هست.
فشار متقابل تندروها
با وجود ائتلافسازیهایی که برای رسیدن به این نقطه صورت گرفت، اشتباه است که گروه مخالف توافق را یک گروه حاشیهای تلقی کنیم.
در روزهای نزدیک به امضای توافق، جمعیتهای تندرو در مقابل وزارت امور خارجه تجمع کرده و خواستار استعفای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و قالیباف شدند.
نفوذ آنها پیش از این در صندوقهای رأی نیز آشکار بود. در دور اول انتخابات ریاست جمهوری 2024 — انتخاباتی که در نهایت پزشکیان را به قدرت رساند — سعید جلیلی، نامزد تندرو، با حمایت جبهه پایداری نزدیک به 10 میلیون رأی به دست آورد. قالیباف، عملگرای نظام که اکنون در خارج از کشور توافقنامهها را امضا میکند، تقریباً یک سوم این آرا را کسب کرد و در جایگاه سوم قرار گرفت و در نهایت برای دور دوم از جلیلی حمایت کرد. در میان ایرانیانی که هنوز از نظام سیاسی حمایت میکنند، تندروها نیروی غالب هستند، در حالی که عملگرایان مجری دیپلماسی، شریک کوچکتر محسوب میشوند.
پوشش خبری صداوسیمای ایران از این توافق، علیه مذاکرهکنندگان دولت بود و متحدان جلیلی را به عنوان کارشناس در برنامه تلویزیونی حاضر کرد که این امر با انتقاد علنی رئیس جمهور مواجه شد.
در مجلس، امیرحسین ثابتی خواستار استیضاح عراقچی شده و به قالیباف هشدار داده است که باید پاسخگوی هر آنچه این توافق به بار آورد، باشد. محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، آخر هفته گذشته در تلویزیون مدعی شد که متن توافق را خوانده و آن را تسلیم اقتدار ایران بر تنگه هرمز خواند. پیش از این، حمید رسایی، روحانی تندرو، تنها به دلیل اشاره به نزدیکی توافق به وزیر امور خارجه تاخته بود.
مخالفت با این توافق بسیار فراتر از چند معترض است — این جریان متحدانی در مجلس، حامیانی در رسانهها و پایگاهی دارد که آماده بسیج شدن در خیابانها هستند.
در حال حاضر، حامیان توافق پیروز شدهاند. اما تندروها نیازی به مسدود کردن توافق ندارند تا آینده آن را شکل دهند. آنها میتوانند به جای آن، آن را از آن خود بدانند و آن را به عنوان اثباتی بر اینکه ایران از ایالات متحده پیشی گرفته و آن را به پای میز مذاکره کشانده، معرفی کنند.
قالیباف به نظر میرسد از این چالش آگاه است. او در دفاع از توافق، منتقدان را با زبان مقاومت پاسخ داده است و به خون شهدا و فداکاریهای کشتهشدگان در جنگ اشاره میکند. این واقعیت که یکی از معماران اصلی توافق باید سازش را با این اصطلاحات توجیه کند، بیانگر واقعیتهای سیاسی ایران پساخامنهای است. تصمیمات عمده همچنان نیازمند حمایت گسترده در سراسر نظام هستند و حفظ این حمایت به بخشی محوری از حکمرانی تبدیل شده است.