کاهش تحریم‌ها و بازسازی: چگونه چین از توافق ترامپ و ایران سود می‌برد؟

اغراق نیست اگر بگوییم هر بند از توافق ۱۴ ماده‌ای به نفع چین است.

یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای که بین ایران و ایالات متحده امضا شد، غنیمتی برای چین است. شرط‌بندی پکن بر بقای رژیم ایران نتیجه داد، و اکنون این کشور از یک رهبری جسورتر در تهران، فرصت‌های اقتصادی درون ایران و فرسایش گسترده‌تر اعتماد منطقه‌ای به اعتبار واشنگتن بهره‌مند خواهد شد.

در آستانه امضای این توافق، محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده و رئیس مجلس ایران، متعهد شد که همکاری تهران با چین را دوچندان کند.

اغراق نیست اگر بگوییم هر بند از توافق ۱۴ ماده‌ای به نفع چین است. پکن که در طول جنگ تقریباً چهار ماهه در حاشیه مانده بود، از یک رژیم قدرتمندتر از نظر سیاسی و کاهش قابل توجه فشارهای مالی برای تهران سود می‌برد. در ادامه توضیح می‌دهیم چرا:

اول، با اصول اولیه شروع کنیم.

پایان جنگ خبر خوبی برای پکن است و جریان انرژی را تثبیت می‌کند: پایان خصومت‌ها، به ویژه در مسیرهای دریایی، خطر اختلال در محموله‌های نفتی که چین به آن‌ها وابسته است، به ویژه از طریق تنگه هرمز را کاهش می‌دهد.

بر اساس داده‌های گوانچا، تنگه هرمز حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد از نفت خام وارداتی چین را تامین می‌کند.

دوم، «طرح قطعی و مورد توافق متقابل با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران» مطابق با نقاط قوت چین است.

در صورت لغو تحریم‌ها، بازسازی می‌تواند به پیمانکاران چینی وابسته باشد، به ویژه اگر ایالات متحده و سایر کشورهای غربی در سرمایه‌گذاری زودهنگام تردید داشته باشند.

سوم، معافیت‌های نفتی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده به نفع چین خواهد بود.

معافیت‌های رسمی، دسترسی ایران به نفت خام را افزایش می‌دهد و احتمالاً ساختارهای قیمتی تخفیف‌خورده را تقویت می‌کند که برای پالایشگاه‌های چینی مطلوب است.

بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، چین بزرگترین سهم از دارایی‌های بلوکه شده ایران را در اختیار دارد که بین ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. این امر به پکن اهرم فشاری می‌دهد که ایران چگونه و چه زمانی به این وجوه دسترسی پیدا کند.

پیش از درگیری، خریداران چینی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد از فروش نفت ایران را تشکیل می‌دادند، و بخش عمده‌ای از این تجارت از طریق ناوگان تانکرهای پنهان انجام می‌شد و به پالایشگاه‌های کوچک و خصوصی چینی می‌رسید. بسیاری از این پالایشگاه‌ها توسط ایالات متحده تحریم شده‌اند.

لغو تحریم‌ها قرار گرفتن پکن در معرض خطر را کاهش می‌دهد و به شرکت‌های دولتی انرژی، بانک‌ها و بیمه‌گران چینی اجازه می‌دهد تا با آزادی بیشتری وارد ایران شوند. چنین تغییری می‌تواند منجر به تمایل بیشتر پکن به بازار نفت ایران شود، که به طور بالقوه مذاکره برای قراردادهای بلندمدت و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های نفتی ایران — که مدت‌هاست نیاز به نوسازی دارد — را به جای تکیه بر خریدهای پرخطر، در پی خواهد داشت.

مقامات ایرانی می‌دانند که سرمایه‌گذاری چین در ایران تاکنون محدود بوده است. روز چهارشنبه، فریال مستوفی, نایب رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، گفت که چینی‌ها «سرمایه‌گذاری‌های مؤثری در کشور انجام نداده‌اند». مستوفی اظهار داشت: «لازم است با رفع برخی موانع، زمینه لازم برای ورود سرمایه‌گذاری‌های واقعی چین به ایران فراهم شود.»

چهارم، محدودیت‌های هسته‌ای بر ایران، که توسط شورای امنیت تأیید شده است، با اهداف دیرینه چین که مخالف ایران هسته‌ای است، همسو هستند.

یک برنامه هسته‌ای محدود شده ایران، احتمال درگیری‌های آتی را که می‌تواند دارایی‌ها و زنجیره‌های تأمین چین را تهدید کند، کاهش می‌دهد.

پنجم، دوره ۶۰ روزه مذاکرات بدون دریافت عوارض برای عبور از تنگه هرمز، فرصتی برای چین است.

این امر به چین اجازه می‌دهد تا در حالی که واشنگتن درگیر دیپلماسی است، خود را از نظر اقتصادی در موقعیت مناسبی قرار دهد.

برداشت ما:

رهبری ایران از هم‌اکنون نشان می‌دهد که این روند به کجا می‌رود. قالیباف چین را نه تنها به عنوان یک شریک تجاری، بلکه به عنوان ستونی مرکزی از بلوک‌های ژئوپلیتیکی در حال ظهور، با همکاری اقتصادی در هسته آن، معرفی کرده است.

زمان‌بندی این مسئله گویای نکات بسیاری است. در حالی که تهران دوباره وارد مذاکرات با واشنگتن می‌شود، همزمان از نقش عمیق‌تر چین در ایران پساجنگ استقبال می‌کند. علاوه بر این، جنگ اعتماد کشورهای عربی خلیج فارس به ایالات متحده را متزلزل کرده و شکافی بین ایالات متحده و اسرائیل ایجاد کرده است. چین قصد ندارد جایگزین باشد، اما قطعاً می‌تواند از این شکاف‌ها برای گسترش نفوذ و افزایش پایدار حضور خود در منطقه بهره‌برداری کند.