دونالد ترامپ ماه گذشته تأکید کرد که در مذاکرات با ایران به وضعیت مالی آمریکاییها فکر نمیکند.
او قطعاً نظرش را تغییر داده است.
ترامپ روز چهارشنبه در توضیح آنچه منتقدان آن را توافقی عمیقاً معیوب برای پایان دادن به جنگ میدانند، گفت: «من نمیخواستم یک فاجعه اقتصادی رخ دهد. اگر این وضعیت ادامه پیدا میکرد، ممکن بود این اتفاق بیفتد.»
اظهارات ترامپ در فرانسه، لحظهای افشاگرانه بود. این اظهارات نشان میدهد که چگونه او تحت فشار سیاسی، اغلب به دنبال مزیتهای کوتاهمدت به جای پیشرفت استراتژیک بلندمدت است. و تأکید میکند که او چقدر به خرد بازارها اعتقاد دارد، بازارهایی که به گفته او «درخشانتر» از هر یک از مشاورانش هستند، «البته به جز خودم.»
اما پذیرش طرح صلحی توسط ترامپ که یکی از سناتورهای جمهوریخواه هشدار داد رونالد ریگان را «در گور به لرزه درمیآورد»، خطر تضعیف موقعیت آمریکا را در مذاکرات حساس ۶۰ روزه در پی دارد که میتواند سرنوشت هستهای ایران را تعیین کند.
این توافق که برای هموار کردن راه این نشستها طراحی شده است، به نظر میرسد تقریباً تمام اهرمهای فشار آمریکا را واگذار میکند و با لغو تحریمها، میلیاردها دلار درآمد نقدی را به ایران میدهد. بنابراین ممکن است به اسطوره خودساخته ترامپ به عنوان بزرگترین مذاکرهکننده جهان — که او را از تلویزیون واقعنما به کاخ سفید رساند — لطمه بزند.
پس چرا او این کار را کرد؟
رئیسجمهور هفتهها تلاش کرد تا ایران را با بمباران مجبور به تسلیم کند. او تهدیدات جدی برای نابودی تمدن ایران صادر کرد. و زمانی که دیپلماسی متوقف شد، هفته گذشته بمبافکنها و موشکهای آمریکا را دوباره به پرواز درآورد.
اما با درک هزینههای جنگ، شاید سرانجام راهی برای خروج از این درگیری پیدا کرد که تقریباً از زمان آغاز آن در ماه فوریه به دنبالش بود.
گاهی اوقات، در میان هیاهوی ترامپ، صداقتی یافت میشود که در یک رئیسجمهور نادر است.
پس از اجلاس گروه هفت (G7) در روز چهارشنبه، او اعتراف کرد که بازار سهام هر بار که او از صلح احتمالی با ایران صحبت میکرد، «مانند موشک بالا میرفت» و سپس هر بار که اخبار علیه یک توافق بود، «بسیار بسیار افت میکرد.»
او با اشاره به فرمانده قرن بیستم که به دلیل رکود بزرگ اقتصادی مقصر شناخته شد و سرمایهگذاران را نابود و میلیونها آمریکایی را به فقر کشاند، گفت: «تنها رئیسجمهوری که نمیخواستم باشم، هربرت هوور فقید و بزرگ بود.»
پیامدهای جنگ ایران تا این حد شدید نبوده است و اقتصاد آمریکا همچنان قوی است. اما جنگ باعث افزایش سرسامآور قیمت بنزین شد و به افزایش تورم کمک کرد و به نظر میرسید پیامدهای آن به سرعت عمیقتر خواهد شد.
در همین حال، میزان محبوبیت ترامپ به حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است و پیامدهای اقتصادی جنگ باعث شد که او نسبت به بحران توانایی خرید که بسیاری از رأیدهندگان را درگیر کرده است، بیتوجهتر به نظر برسد — بحرانی که او روز چهارشنبه دوباره آن را یک کارزار افترا توسط دموکراتها خواند.
پیامدهای استراتژیک بالقوه جدی توافق ایران ترامپ
دلایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ از بسیاری جهات قابل توجه است.
این دلایل منتقدانی را جسورتر خواهد کرد که معتقدند رئیسجمهور اغلب اظهارات مختلف خود در مورد جنگ — به ویژه در اوایل هفته — را برای ایجاد واکنش در بازار سهام و کاهش قیمت نفت طراحی کرده است.
جدیتر اینکه، اعتراف او به نظر میرسید که بینش استراتژیک ایران را تأیید میکند که هزینه درگیری برای آمریکاییها بیش از تحمل خواهد بود، پس از آنکه حملات هوایی اولیه آمریکا و اسرائیل به بنبست رسید. این بدان معناست که برگ برنده جدید تهران — یعنی توانایی بستن صادرات نفت از طریق تنگه هرمز — حتی قدرتمندتر شده است.
ترامپ روز چهارشنبه هشدار داد که اگر ایران به تعهدات خود در توافق عمل نکند، «بمب بر سرشان خواهد ریخت.» اما یک جنگ هوایی بیوقفه و چند هفتهای نه به تغییر رژیم منجر شد و نه جمهوری اسلامی را مجبور به توافقی کرد که به نفع واشنگتن باشد. بنابراین، منطقاً ممکن است نتیجه بگیرد که ترامپ برای اجرای خواستههایش، خطر سقوط بازار سهام و افزایش قیمت نفت را نخواهد پذیرفت. و تهدید به بمباران مجدد ایران، به نظر میرسد نقض بند اول یادداشت تفاهم (MOU) است که آمریکا را از «تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر» منع میکند.
در اوایل درگیری، رئیسجمهور به انتقادات سناتورهای جمهوریخواه که نگران بودند او در برابر ایران نرم شده است، حساس به نظر میرسید. اما با امضای یادداشت تفاهم، برای او دشوارتر خواهد بود که از آن عقبنشینی کند یا شرایطش را تغییر دهد.
مشکل این نیست که ترامپ در پایان دادن به جنگ اشتباه میکند. اگر درگیری اکنون متوقف شود، جان بسیاری از آمریکاییها و ایرانیها ممکن است نجات یابد. و کاهش پیامدهای اقتصادی، تفاوت قابل توجهی در زندگی بسیاری از آمریکاییهای کارگر ایجاد خواهد کرد.
اما دلیل بزرگی وجود دارد که چرا برخی جمهوریخواهان تا این حد منتقد هستند — از جمله مایک پنس، معاون رئیسجمهور سابق، که روز سهشنبه به کایتلان کالینز از سیانان گفت توافق در حال ظهور مانند «سازش» به نظر میرسد.
ترامپ با پرداخت چنین هزینه بالایی برای توقف درگیری، عملاً این پیام را نه تنها به ایران بلکه به سایر دشمنان میفرستد که عزم واشنگتن در درگیریهای نظامی میتواند تضعیف شود اگر آنها راههایی برای افزایش فشار سیاسی از طریق جنگ اقتصادی پیدا کنند.
او همچنین به نظر میرسد پس از اطمینان دادن به ایرانیان در آغاز جنگ که این «تنها فرصت آنها برای نسلها» برای سرنگونی حکومت بیرحمشان است، آنها را رها کرده است. در یک امتیاز بزرگ به تهران، این یادداشت تعهد میکند که هم ایالات متحده و هم ایران از «مداخله در امور داخلی یکدیگر» خودداری کنند.
ترامپ شاید نه تنها دستهای خود، بلکه دستهای جانشینانش را نیز بسته باشد.
یک کنفرانس خبری بینظم
ترامپ پس از اجلاس گروه هفت (G7) در فرانسه، روز چهارشنبه تأکید کرد که این توافق به درگیری پایان خواهد داد و تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد. او قمار بزرگی را روی یک اطمینانآفرینی آشنا از سوی ایران انجام داده است که قبلاً به دلیل غنیسازی اورانیوم نزدیک به سطح تسلیحاتی، زیر سؤال رفته بود.
او همچنین استدلال کرد که سیاست ایران او باید در طول دو دوره ریاستجمهوریاش مورد قضاوت قرار گیرد. او ادعا کرد که تصمیم او برای ترور رئیس امنیت ایران، قاسم سلیمانی، در بغداد در ژانویه ۲۰۲۰، تاریخ را تغییر داده است. و او مطرح کرد که حملات هوایی آمریکا علیه سایتهای هستهای ایران در سال گذشته، تهدید بمب هستهای را از بین برده است.
رئیسجمهور در مورد تأثیر استراتژیک سیاستهای قبلی خود در قبال ایران حق با اوست. اما اگر او قبلاً این مشکل را حل کرده بود، چرا یک جنگ جدید آغاز کرد؟
و برای اولین بار نیست که ترامپ در یک کنفرانس خبری بینظم، کنترل روایت خود در مورد ایران را از دست داد. گیجکنندهتر از همه، پس از اینکه قبلاً خواستار «تسلیم بیقید و شرط» بود، او تلویحاً گفت که تهران حق دارد یک برنامه موشکی مانند رقبای منطقهای خود داشته باشد.
و با بیان اینکه ضربالاجل ۶۰ روزه را یک «مهلت قطعی» نمیداند، آرامش بیشتری به ایران بخشید.
در یک پیچش عجیب دیگر، ترامپ نسخهای از یادداشت تفاهم (MOU) را در کاخ ورسای امضا کرد و عکسی از آن را برای ایرانیها فرستاد.
ترامپ گفت: «امضا شده است. در ورسای امضا کردم، همین الان امضا کردم.»
حرکت نمایشی او تنها این حس را تقویت میکند که او معتقد است جلوه بصری یک توافق حداقل به اندازه محتوای آن اهمیت دارد.
و این سؤال را مطرح میکند: اگر یادداشت تفاهم امضا شده، دیپلماسی فشردهتری را که همه انتظار دارند به همراه نداشته باشد — بلکه ترامپ آن را به عنوان ایجاد وضعیتی جدید برای خروج یکطرفه از کل ماجراجویی ایران خود ببیند، چه میشود؟