پرزیدنت ترامپ شکست خورد. جنگی که او علیه ایران به راه انداخت، با امضای توافق آتشبس در اواخر این هفته، وعده میدهد که با شکست و خفت به پایان برسد. ایالات متحده ضعیفتر شده است – از نظر نظامی، راهبردی، اقتصادی و شاید اخلاقی تضعیف گشته است.
این جنگ که ایالات متحده در کنار اسرائیل در آن جنگید، هیچیک از اهدافی را که ترامپ در ابتدا نام برده بود، محقق نکرد. در عوض، تنها تندروها را در تهران تقویت کرد و احتمالاً آنها را برای روزی که به دنبال سلاح هستهای باشند، جسورتر ساخت. با این وجود، رئیسجمهور آنقدر برای پایان جنگ ناامید بود که مکرراً از تهدیدات خود عقبنشینی کرد – به ایران اجازه داد تا بلوف او را برملا کند – و بنیامین نتانیاهو، متحد نزدیک خود، نخستوزیر اسرائیل را به دلیل پاسخ به حملات در منطقه به گونهای که مذاکرات را به خطر میانداخت، سرزنش کرد.
ترامپ هیچیک از اینها را نخواهد پذیرفت. دستیاران و مشاوران بیرونی به من گفتند که او روزهای اخیر را با عصبانیت به توجیه توافق موقت به عنوان یک پیروزی روشن پرداخته و از مقایسههای نامطلوب با توافقی که پرزیدنت اوباما بیش از یک دهه پیش با ایران منعقد کرده بود، خشمگین بوده است. آنها گفتند که ترامپ در محافل خصوصی، تندروهای ایران، که برخی از آنها از نزدیکترین متحدان او در حزب جمهوریخواه هستند، را به دلیل زیر سؤال بردن قدرت این توافق محکوم کرده است. در داخل دولت، در مورد این توافق اختلاف نظر وجود دارد، اما ترامپ جانب کسانی را گرفت که به دنبال پایان دادن به جنگ بودند، صرف نظر از شرایط، زیرا نگرانیها در مورد هزینههای اقتصادی برای آمریکاییها و هزینههای سیاسی برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای افزایش مییابد.
خشم خود ترامپ نشاندهنده تمایل شدید او به یافتن راه خروجی از درگیری است که آنطور که او برنامهریزی کرده بود پیش نرفت؛ نتیجهای که تهدید کرده است ایالات متحده – و ترامپ – را در چشم جهانیان کوچک جلوه دهد. برای یک دهه، ترامپ بر صحنه جهانی تسلط داشت و قدرت اجرایی فوقالعادهای اعمال میکرد. اما اکنون او با نظرسنجیهای پایین و جمهوریخواهان ناراضی دست و پنجه نرم میکند و ممکن است به زودی مجبور شود با کنگره دموکراتیک مقابله کند. تبدیل او به یک رئیسجمهور نیمهکاره در حال شتاب است و جهان سیاسی آماده است که به زودی فراتر از او نگاه کند و بر مدعیان ۲۰۲۸ که امیدوارند جانشین او شوند، تمرکز کند. رهبران جهان، که زمانی از او میترسیدند، شروع به سرپیچی از او کردهاند. شکست ترامپ در ایران و نحوه از دست دادن او، ممکن است به بیاهمیتی او سرعت بخشد.
معمولاً نشانه اعتماد به نفس به توافق شما نیست وقتی به کسی اجازه نمیدهید آن را بخواند. اما ترامپ و تیمش تهدید کردهاند که توافق ایران را تا پس از امضای آن در ژنو در روز جمعه، منتشر نخواهند کرد. مقامات گفتهاند که این توافق، آتشبس را طی ۶۰ روز آینده تمدید میکند و ایران تنگه هرمز را دوباره باز خواهد کرد، که به آمریکا اجازه میدهد محاصره دریایی خود را لغو کرده و نفت دوباره از منطقه جریان یابد. اگرچه ایران موافقت کرده است که برای ۶۰ روز آینده هیچ عوارضی در تنگه دریافت نکند، اما (طبق رسانههای دولتی ایران) این امکان را برای انجام این کار پس از آن باز گذاشته است – و این توافق، رسیدگی به برنامه غنیسازی اورانیوم ایران را به تعویق میاندازد، علیرغم اینکه ترامپ آن را انگیزه فوری خود برای جنگ اعلام کرده بود. مذاکرهکنندگان اصلی رئیسجمهور، جرد کوشنر و استیو ویتکوف، این توافق را تأیید کردهاند، همانطور که معاون رئیسجمهور، ونس، که در برنامههای تلویزیونی از پیش برنامهریزی شده برای فروش کتاب جدید خود، آن را تبلیغ میکند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پیت هگزث، وزیر دفاع، جان راتکلیف، مدیر CIA و دیگران، طبق گفته چهار مشاور بیرونی و مقامات ارشد کاخ سفید که مانند دیگران به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد مکالمات خصوصی با من صحبت کردند، با چگونگی اجرای این توافق، تحفظات پنهانی ابراز کردهاند.
این توافق، تندروهای ایران در حزب جمهوریخواه را نیز نگران کرده است. مارک لوین، مجری رادیوی راستگرا که از جنگ حمایت میکرد، در شبکههای اجتماعی خود، ناباوری خود را از اینکه ترامپ نتانیاهو را سرزنش کرده و این توافق در ابهام باقی مانده است، ابراز داشت: "من روزهاست میپرسم، چرا ما مردم نمیتوانیم این تفاهمنامه لعنتی را ببینیم؟" سناتور لیندسی گراهام نیز نگرانیهای خود را ابراز داشته است، اگرچه او با دقت از سرزنش ترامپ خودداری کرده و سعی کرده است مسئولیت را به ونس، که مذاکرهکننده اصلی آمریکا در مراحل اولیه مذاکرات بود، منتقل کند. اریک اریکسون، یک مفسر محافظهکار، حتی پا را فراتر گذاشت و اعلام کرد که "ترامپ تسلیم ایران شده است." و مارک تیسن، دستیار سابق پرزیدنت جورج دبلیو بوش که کاخ سفید در طول جنگ با او مشورت کرده بود، یکی از بسیاری از صداهای محافظهکاری است که هشدار میدهد چارچوب در حال ظهور ترامپ بسیار شبیه توافق اوباما است.
این مفهوم رئیسجمهور را خشمگین کرده است. یکی از افراد مورد اعتماد ترامپ به من گفت که ترامپ "از مخالفت" – به ویژه مقایسه با اوباما – از سوی جمهوریخواهانی که زمانی وفادار بودند، "خشمگین شده بود". ترامپ به صورت غریزی سعی کرده است هر چیزی را که با رئیسجمهور سابق مرتبط است از بین ببرد. او برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سال ۲۰۱۵ را که با هدف مهار برنامه هستهای ایران بود، در اولین کمپین ریاستجمهوری خود به تمسخر گرفت و در دوره اول ریاستجمهوری خود از آن خارج شد. اما این تصمیم به ایران اجازه داد تا روی برنامه غنیسازی خود کار کند. این امر نیز به نوبه خود، ترامپ را یک سال پیش در هفته آینده، به صدور مجوز برای یک کارزار بمباران گسترده که تأسیسات غنیسازی اورانیوم را تخریب کرد، سوق داد. با وجود ادعای ترامپ در آن زمان مبنی بر از بین رفتن ذخایر هستهای ایران، مذاکرات در اوایل سال جاری بر سر سرنوشت برنامه تهران از سر گرفته شد – تا اینکه در اواخر فوریه، ایالات متحده و اسرائیل حملهای غافلگیرانه به ایران انجام دادند و مذاکرات به هم خورد.
در روزهای نخست، این حملات که نتانیاهو به شدت آن را دنبال میکرد، رهبر عالی ایران را کشت و خسارات فوقالعادهای به ارتش و توپخانه آن وارد کرد. اما ایران انعطافپذیری نشان داد، به همسایگان خود در خلیج فارس حمله کرد، کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت و جهان را به بحران انرژی کشاند. قیمت بنزین در سطح جهانی، از جمله در ایالات متحده، سر به فلک کشید. نتایج نظرسنجیهای ترامپ، که قبلاً متزلزل بود، بیشتر کاهش یافت و او شروع به جستجوی راهی برای خروج کرد. او سعی کرد ایران را برای پذیرش توافق تحت فشار قرار دهد، در یک نقطه سوگند یاد کرد که "تمام تمدن" آن را نابود کند، اما از هر تهدید عقبنشینی کرد و خود را در معرض تمسخر تهران قرار داد.
با طولانی شدن جنگ، مشخص شد که اهداف ترامپ از این درگیری محقق نشده است. نیروی دریایی ایران آسیب دید، اما توانایی موشکهای بالستیک تهران، و همچنین روابطش با گروههای نیابتی شبهنظامی مانند حزبالله و حوثیها، پابرجا ماند. به نظر میرسد رژیم تندرو در تهران آماده است تا دوباره نفت بفروشد و تا ۳۰۰ میلیارد دلار بودجه از کشورهای خلیج فارس دریافت کند که میتواند از آن برای بازسازی استفاده کند. ایران کنترل خود را بر تنگه هرمز تشدید کرده و نشان داده است که میتواند این آبراه را به میل خود ببندد. اگرچه تهران قول داده است که سلاح هستهای نسازد، اما هیچ مکانیزم اجرایی ایجاد نشده است. و در کمال تعجب برخی از تندروهای ایران، ترامپ دیروز به نظر میرسید از تعهد قبلی خود مبنی بر تصاحب اورانیوم عقبنشینی کرده و گفت: "میتوان گفت، 'چرا اصلاً خودتان را به زحمت میاندازید؟' چون واقعاً ارزشی ندارد."
ایران ظاهراً با این درگیری توانایی کنترل آزادی عمل اسرائیل در حمله به لبنان و احتمالاً جاهای دیگر را به دست آورده است؛ در روزهای اخیر، ترامپ نتانیاهو را به دلیل به خطر انداختن آتشبس مورد انتقاد شدید قرار داده و از او خواسته است تا حمله به بیروت را متوقف کند. سخنان تند ترامپ، از جمله خوانده شدن نخستوزیر به عنوان "فردی بسیار دشوار"، تهدید میکند که شکاف بین ایالات متحده و متحد دیرینه آن در خاورمیانه را گسترش دهد. با وجود توبیخهای ترامپ، نتانیاهو اصرار دارد که اسرائیل به حملاتی که برای دفاع از خود ضروری میداند، ادامه خواهد داد.
یکی از مقامات ارشد دولت به من گفت: "رئیسجمهور تصمیم گرفته است که این کار تمام شده است. اکنون فقط همین مهم است. و نتانیاهو باید گوش کند، تمام."
کاخ سفید، در دفاع از این توافق، تأکید کرده است که هرگونه کمک مالی به ایرانیها مبتنی بر عملکرد است، و تهران تنها در صورتی این بودجه را دریافت خواهد کرد که تنگه را باز نگه دارد و به قول خود مبنی بر عدم توسعه سلاح هستهای پایبند باشد. اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای به من گفت: "آنچه رئیسجمهور در میدان نبرد و در میز مذاکره به دست آورده، چیزی کمتر از خارقالعاده نیست و امنیت آمریکا را برای سالهای طولانی تقویت خواهد کرد."
این جنگ برای ترامپ هزینه داشته است. اقتصاد کشور را به لرزه درآورده است. پنتاگون تخمین زده است که تا اواسط ماه مه تقریباً ۲۹ میلیارد دلار برای این درگیری هزینه کرده است، اما کارشناسان مستقل معتقدند که دهها میلیارد دلار بیشتر هزینه شده است. ذخیره مهمات نظامی ایالات متحده کاهش یافته است، و توانایی آن برای دفاع از منافع خود در آسیا و اروپا را به خطر انداخته است. ناتوانی ایالات متحده، با وجود قدرت نظامی عظیم خود، در به زانو درآوردن ایران میتواند چین، روسیه یا کره شمالی را به اقدامات تهاجمی ترغیب کند. در نظر بسیاری، واشنگتن جایگاه اخلاقی خود را در سراسر جهان آسیب رسانده است؛ وعدهها برای کمک به مردم ایران برای قیام محقق نشد، و بیش از ۱۷۰ نفر، عمدتاً کودکان، در ساعات اولیه جنگ بر اثر حمله آمریکا به یک مدرسه دخترانه کشته شدند. به طور کلی، طبق گفته مقامات ایرانی، بیش از ۳۰۰۰ نفر در ایران در این درگیری کشته شدند. سیزده نفر از نیروهای خدماتی ایالات متحده نیز جان باختند.
نتیجه جنگ ممکن است دوره جدیدی از ریاست جمهوری ترامپ را آغاز کند. او بعید است ماجراجویی خود را در صحنه جهانی رها کند، و دستیاران به من گفتند که او مشتاق است به زودی به کوبا بپردازد – به دنبال تغییر رژیم، احتمالاً از طریق فشار اقتصادی، اما نیروی نظامی را رد نمیکند – و ممکن است به پیشنهاد خرید گرینلند بازگردد. این هفته در اجلاس گروه هفت (G7)، او همچنین جاهطلبی خود را برای کمک به پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین دوباره مطرح کرد. پیروزی او در ونزوئلا مانند خاطرهای دور به نظر میرسد. رهبران در اروپا اکنون در برابر او ایستادهاند. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، توافق تجاری مورد نظر او را به او نداده است.
در داخل کشور، ترامپ همچنان قدرتمندترین چهره در سیاست است. اما این اعمال کوچک سرپیچی جمهوریخواهان در حال افزایش است. او مجموعهای از شکستها را در دادگاهها تجربه کرده است، از جمله در تلاشهایش برای بازسازی پایتخت کشور به تصویر خودش. دموکراتها در نوامبر آینده احتمالاً دستکم یکی از مجالس کنگره را به دست خواهند آورد، که به آنها توانایی میدهد تا دستور کار ترامپ را کند کرده و تحقیقاتی را در مورد دولت او آغاز کنند. پس از پایان انتخابات میاندورهای، رقابت برای جانشینی ترامپ آغاز خواهد شد. اگرچه این امر ترامپ را بیشتر تضعیف خواهد کرد، اما بعید نیست که او با خواری و سرکوبی از صحنه خارج شود.