تصویری نزدیک از دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در داخل یک کالسکه تشریفاتی پرنقش و نگار به رنگ مشکی و طلایی با فضای داخلی آبیرنگ. ترامپ، با کت و شلوار تیره و کراوات قرمز، به بیرون نگاه میکند. یک منگوله طلایی از سقف کالسکه نزدیک سر او آویزان است. این تصویر مربوط به زمانی است که ترامپ در 17 سپتامبر 2025، در جریان بازدید رسمی خود از انگلستان، به پادشاه چارلز سوم بریتانیا در یک کاروان کالسکه در املاک ویندزور ملحق شد. (عکس: Paul Grover/Getty Images)
سیاست خارجیژئوپلیتیکایالات متحده
ترامپ در حال درهم شکستن توهم غرب است
چرخش رئیسجمهور به سوی تمدنگرایی امپریالیستی، در حال نابود کردن همان چیزی است که ادعای دفاع از آن را دارد
نویسنده: تیم تحریریهتاریخ انتشار: 2026-06-12منتشر شده در: Foreign Policy۲ دقیقه مطالعه
ترجمه و بازنویسی هوشمند از foreign policy
در یک نگاهچکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی
در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، رویکرد سیاست خارجی ایالات متحده دستخوش تغییری بنیادین شده و از زبان استراتژیک به سوی نوعی «تمدنگرایی امپریالیستی» حرکت کرده است. ترامپ با استفاده از لفاظیهایی همچون هشدار نسبت به «محو تمدنی» در اروپا، تأکید بر میراث «یهودی-مسیحی» و تهدید دیگر کشورها از جمله ایران، هویت تمدنی را به ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی پوپولیستی و تهاجمی خود تبدیل کرده است. این چرخش گفتمانی نشان میدهد که مفهوم «دولت-تمدن» اکنون به ابزاری کلیدی برای رهبران پوپولیست در سراسر جهان بدل شده است؛ رهبرانی که در کشورهایی نظیر چین، هند، روسیه و ترکیه نیز از هویت تمدنی برای تقویت انسجام ملی، برجستهسازی تمایزات فرهنگی و توجیه بلندپروازیهای ژئوپلیتیک و اقتدار داخلی خود بهره میبرند. در واقع، این راهبرد نوین نه تنها در حال بازتعریف مناسبات بینالمللی است، بلکه به ادعای تحلیلگران، در حال تضعیف و نابودی همان ارزشهایی است که ایالات متحده مدعی دفاع از آنهاست.
چیزی غیرعادی وارد دستور زبان سیاست خارجی ایالات متحده شده است. در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، زبان استراتژی جای خود را به زبان والاتر تمدن داده است: هشدارهایی درباره «محو تمدنی» در اروپا، استناد به میراث «یهودی-مسیحی» تحت محاصره، و تهدیدهایی علیه ایران برای نابودی تمدن ایرانی. این لفاظیها تصادفی نیستند، بلکه نشاندهنده چرخشی عمدی به سوی چیزی است که میتوان آن را تمدنگرایی امپریالیستی نامید؛ یعنی استفاده از هویت تمدنی به عنوان ابزاری برای سیاست خارجی پوپولیستی و تهاجمی.
مفهوم دولت-تمدن به یکی از ابزارهای لفاظی تعیینکننده رهبران پوپولیست عصر ما تبدیل شده است. در دهه گذشته، رهبران چین، هند، روسیه، ترکیه و سایر کشورها به هویت تمدنی روی آوردهاند تا همبستگی ملی را ایجاد کنند، تمایز فرهنگی را به رخ بکشند و اقتدار داخلی و بلندپروازیهای سیاست خارجی خود را توجیه نمایند.