به مدت ۴۰ روز، هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی کوهستانهای اطراف یزد را بمباران کردند و تلاش داشتند یکی از مهمترین پروژههای نظامی ایران را خاموش کنند: یک مجتمع موشکی دفنشده که در عمق گرانیت بالای شهر باستانی کویری حفر شده است.
با این حال، به گفته ساکنان، موشکهای ایرانی بدون وقفه شلیک میشدند. یکی از ساکنان یزد گفت: «نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به بمباران این کوهها ادامه دادند و ایران تا آخرین لحظات قبل از آتشبس، به پرتاب موشک ادامه داد.»
مقاومت «شهرهای موشکی» زیرزمینی ایران به یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین مسائل پس از بمباران آمریکا و اسرائیل در اوایل سال جاری تبدیل شده است.
در حالی که دونالد ترامپ بر خسارات وارده به این تأسیسات تمرکز کرده است، به گفته مقامات ایرانی و برخی تحلیلگران خارجی، جنگ ثابت کرد که نیروی موشکی جمهوری اسلامی میتواند سرکوب شود – اما نابود نمیشود. بخش عمدهای از زرادخانه تهران دوباره برای رویارویی بعدی آماده است.
این امر به تهران کمک کرده تا هسته اصلی راهبرد نامتقارن خود را در برابر آمریکا و اسرائیل حفظ کند و آن را جسور ساخته تا حتی پس از هفتهها بمباران، کشتیرانی و زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس را تهدید کند. در تبادل آتش با اسرائیل و آمریکا در این هفته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران چندین بار حملات موشکی بالستیک انجام داد.
یک منبع نزدیک به رژیم گفت که جنگ – و سرنوشت شهرهای موشکی – اعتقاد رهبری را به این که قدرت نظامی، نه دیپلماسی، تضمینکننده نهایی امنیت است، عمیقاً تقویت کرده است.
او گفت: «بیش از هر زمان دیگری به این نتیجه رسیدهایم که اعتمادسازی یک راهبرد بیمعناست. تنها قدرت میتواند بازدارنده باشد، نه بحث و جدل در محافل بینالمللی درباره حقوق ما. دشمن باید به تواناییهای ما متقاعد شود و هرگز نباید اجازه اشتباه محاسبه دوباره داده شود. ایران عملاً نشان میدهد که آماده است فراتر از دشمنان خود عمل کند.»
وی مدعی شد که مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در کوههای گرانیتی اطراف امتداد دارد و در طول جنگ فعال باقی مانده است. به گفته او، بمبارانها ورودیهای شهرهای موشکی را تخریب کردند، اما نسبتاً سریع بازگشایی شدند.
ترامپ در سخنرانی آغاز جنگ در ۲۸ فوریه گفت: «ما موشکهای آنها را نابود و صنعت موشکی آنها را به طور کامل از بین خواهیم برد. دوباره به طور کامل محو خواهد شد.» اسرائیل در ماه آوریل اعلام کرد که بیشتر پرتابگرهای ایرانی «از کار افتادهاند».
اما ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا که در رسانههای این کشور منتشر شد، حاکی از آن است که ایران همچنان حدود ۷۰ درصد از پرتابگرهای متحرک و تقریباً ۷۰ درصد از ذخیره موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است. آنها همچنین نشان دادند که تهران دسترسی به بسیاری از سایتهای موشکی، پرتابگرها و تأسیسات زیرزمینی خود، از جمله مواضعی در امتداد تنگه هرمز را بازسازی کرده است.
یک دیپلمات ارشد غربی در تهران گفت که این تخمینها تا حد زیادی با برآوردهای خودش همخوانی دارد. این دیپلمات گفت: «ما معتقدیم که آنها بخش قابل توجهی از زرادخانه و توانایی خود را محافظت کردهاند. ورودی برخی تونلها بمباران شد، اما آنها توانستند خود را بیرون بکشند.»
روایتهای ساکنان نیز این موضوع را تأیید میکند. یکی از ساکنان استان کرمانشاه گفت: «اغلب، تنها چند ساعت پس از یک بمباران، ایران از همان مکانها موشک پرتاب میکرد. ما باور نمیکردیم که این تأسیسات از چنین حملات شدیدی جان سالم به در میبرند.»
سم لیر، از مرکز مطالعات منع اشاعه جیمز مارتین (James Martin Center for Nonproliferation Studies)، گفت که دیدگاهها در مورد شهرهای موشکی از زمان جنگ تکامل یافته و به تفاسیر مختلف از اهداف ایران و چارچوب زمانی تحلیلی بستگی دارد.
او خاطرنشان کرد که در شدیدترین مرحله درگیری، نرخ آتش موشکهای ایران از سطوح بالا به چند ده مورد در روز کاهش یافت – نشانهای که کمپین سرکوب آمریکا و اسرائیل مؤثر بوده است.
او گفت: «اما اگر در مورد این در یک بازه زمانی گستردهتر فکر کنید، شهرهای موشکی در حفظ بخش بزرگی از نیروی موشکی ایران موفق بودهاند.»
«این یک راهبرد است که این دارایی را برای دورهای بعدی درگیری حفظ میکند، اما فرض بر این است که شما درگیریهای بعدی خواهید داشت... با زمان کافی و ابزارهای کافی، میتوانید راه خود را باز کنید.»
و در حالی که حجم موشکهای شلیکشده اوج و فرود داشت، ایران بارها نشان داد که قادر است به سرعت به حملات آمریکا و اسرائیل با حملات مشابه پاسخ دهد، به ویژه با استفاده از زرادخانه کوتاه برد خود برای هدف قرار دادن تأسیسات انرژی و سایر زیرساختها در کشورهای حاشیه خلیج فارس.
نیکول گراجوسکی، استادیار در مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس (Sciences Po)، گفت شواهد حاصل از این درگیری نشان میدهد که ایران دسترسی به بخشهایی از شبکه را بسیار سریعتر از آنچه بسیاری انتظار داشتند، بازسازی کرده است.
او گفت: «ما تنها در مراحل پایانی جنگ به این موضوع پی بردیم، زیرا حملات پایداری به یک پایگاه خاص انجام میشد و سپس ایران از همانجا شلیک میکرد. آنها حتی در طول جنگ نیز از پایگاهها حفاریهای زیادی انجام میدادند.»
او گفت که الگوی تکراری حملات و به دنبال آن پرتابها، نشاندهنده حفاری سریع، تعمیر تجهیزات پرتاب یا استفاده از تلههای فریبنده است.
او گفت: «سرعت چشمگیر در بازسازی پایگاههای موشکی در طول جنگ، حداقل در حدی که بتوانند چند موشک پرتاب کنند و آنها را عملیاتی نگه دارند، بسیار تحسینبرانگیز بود.»
او در حالی که به نقاط ضعف در راهبرد موشکی ایران اذعان داشت، استدلال کرد که این نیرو بهتر از آنچه بسیاری انتظار داشتند، به ویژه در برابر اهداف در خلیج فارس، عمل کرده است.
او گفت: «راهبرد موشکی یک راهبرد بقا بود. جنبه بقای آن مهم است، وقتی که ما به این موضوع در یک چشمانداز استراتژیک بلندمدت فکر میکنیم، نه فقط تاکتیکی و عملیاتی.»
تعداد دقیق مجتمعهای موشکی زیرزمینی هنوز نامشخص است. تحلیلگران تخمین میزنند که ایران دهها مورد از این تأسیسات را در سراسر کشور اداره میکند که بسیاری از آنها در عمق کوهستانها دفن شدهاند.
موقعیت مکانی آنها حیاتی ثابت شده است. دکر اِوِلِث، تحلیلگر پژوهشی وابسته در مرکز تحلیلهای دریایی (Center for Naval Analyses)، گفت که تأسیسات نزدیک به مرزهای غربی ایران آسیبپذیرتر هستند زیرا پهپادها میتوانند در بالای سر آنها پرواز کرده و پرتابگرها را هنگام خروج از تونلها هدف قرار دهند. با این حال، سایتهای عمیقتر در داخل کشور، سرکوبپذیرتر هستند.
او گفت: «مشکل آمریکا و اسرائیل این بوده که برای مهار بسیاری از این پایگاهها به عملیات مداوم زیادی نیاز است.»
فردی دیگر نزدیک به رژیم اسلامی استدلال کرد که عمق بسیاری از سایتها آنها را تا حد زیادی در برابر بمباران هوایی متعارف مصون میسازد. او گفت که برخی از آنها حتی در طول جنگ نیز استفاده نشدند زیرا بسیاری از تأسیسات دیگر عملیاتی باقی ماندند.
او گفت: «هیچ بمبافکنی نمیتواند کاری در برابر تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شدهاند، انجام دهد. تماشای بمبافکنهای B-52 که چندین بمب سنگرشکن را روی یک سایت پرتاب میکنند، وحشتناک به نظر میرسید. با این حال، تنها چند ساعت بعد، موشکها از همان مکان پرتاب میشدند. آنها را نمیتوان نابود کرد. همین و بس!»
ایران تجربه قابل توجهی در تونلسازی دارد که طی دههها ساخت سیستمهای مترو و تونلهای بلند در مناطق کوهستانی توسعه یافته است. اما گراجوسکی گفت که ایران پس از بازدید امیرعلی حاجیزاده، رئیس سابق نیروی موشکی که سال گذشته توسط اسرائیل ترور شد، درسهای حیاتی از کره شمالی آموخت.
گراجوسکی گفت: «او همچنین رئیس بخش ساخت و ساز نیروی موشکی بود. او به کره شمالی رفت، سیلوهای موشکی زیرزمینی آنها را دید و گفت: «این عالی است. ما واقعاً میتوانیم از خود دفاع کنیم و این شهرها را بسازیم که نیازی به پدافند هوایی ندارند.»»
عامل دیگر، حرکت تهران در دو دهه گذشته به سمت تمرکززدایی بیشتر برنامه موشکی خود برای جبران نیروی هوایی ضعیف و قابلیتهای محدود پدافند هوایی بود.
این امر مقاومت را افزایش داد اما همچنین موقعیت سپاه پاسداران را که بر بخش عمدهای از برنامه موشکی نظارت دارد، تقویت کرد. تحلیلگران معتقدند که جنگ احتمالاً این روند را بیشتر تقویت خواهد کرد.
فردی دیگر نزدیک به رژیم گفت: «امروز سپاه از قبل از جنگ قویتر است. جایگاه آنها در سیستم به طرز چشمگیری افزایش یافته است زیرا آنها تحت فشار فوقالعادهای جنگیدند و تا آخرین لحظه به پرتاب موشک ادامه دادند.»