یک سامانه پدافند هوایی پاتریوت تأمین‌شده توسط ایالات متحده در جریان یک رزمایش نظامی در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۵، در یک پارک عمومی در تایپه، تایوان مستقر شده است.
یک سامانه پدافند هوایی پاتریوت تأمین‌شده توسط ایالات متحده در جریان یک رزمایش نظامی در ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۵، در یک پارک عمومی در تایپه، تایوان مستقر شده است.

ارتش‌های آمریکا و تایوان واقعاً نمی‌توانند در کنار هم بجنگند

یک عملیات مشترک برای دفاع از این جزیره با چالش‌هایی در عملکرد مؤثر مواجه خواهد شد.

در واشنگتن، بخش عمده‌ای از بحث‌ها در مورد امنیت تایوان بر بودجه دفاعی این جزیره و خرید تسلیحات آمریکایی متمرکز بوده است. در مورد اول، تایوان در مسیر درستی قرار دارد، زیرا رئیس‌جمهور لای چینگ-ته متعهد شد که تا سال ۲۰۳۰، ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) را به دفاع اختصاص دهد. در مورد دوم، دولت ترامپ اعلام کرده است که بسته بی‌سابقه ۱۴ میلیارد دلاری فروش تسلیحات به تایپه، اکنون به عنوان «اهرم چانه‌زنی» با پکن، متوقف شده است. اما در حالی که ممکن است تحویل‌های آتی تسلیحات ایالات متحده به تأخیر بیفتد یا در بسته‌های کوچکتر ارائه شود، فروش تسلیحات به احتمال زیاد ادامه خواهد یافت.

رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، نیز در مورد تمایل ایالات متحده به کمک به تایوان در صورت حمله یا محاصره توسط چین، موضعی مبهم داشته است. اگرچه این موضع با سیاست دیرینه و ابهام راهبردی ایالات متحده در این زمینه سازگار است، اما اظهارات ترامپ با اظهارات سلف خود، جو بایدن، که در چندین نوبت گفته بود برای دفاع از تایوان مداخله خواهد کرد، در تضاد است — اظهاراتی که هر بار توسط یک سخنگو به آرامی پس گرفته شد.

اما بحث بر سر بودجه، فروش تسلیحات و ابهام راهبردی، چالش‌برانگیزترین مسئله‌ای را که تایوان و ایالات متحده در طول یک دفاع مشترک احتمالی از این جزیره با آن روبرو خواهند شد، پنهان کرده است: فقدان قابلیت همکاری بین نیروهای نظامی دو کشور. رسیدگی به این مسئله به اندازه هر فروش تسلیحاتی برنامه‌ریزی شده، ضروری است.

اگر نیروهای چینی فردا قصد عبور از تنگه تایوان را داشتند و ایالات متحده به کمک تایوان می‌آمد، ارتش‌های آمریکا و تایوان برای جنگیدن مؤثر در کنار هم با چالش‌هایی روبرو می‌شدند. نیروهای ترکیبی آن‌ها در نحوه برقراری ارتباط سیستم‌هایشان، چگونگی هماهنگی فرماندهانشان و نحوه عملیات یگان‌هایشان در کنار یکدیگر با شکاف‌هایی مواجه می‌شدند. این شکاف‌ها زمان‌بر بوده و اختلالاتی ایجاد می‌کنند. در میدان نبرد، این امر جان آمریکایی‌ها و تایوانی‌ها را به خطر انداخته و در نهایت کل عملیات را تهدید می‌کند.

ریشه این مشکل به سال ۱۹۷۹ باز می‌گردد، زمانی که ایالات متحده روابط دیپلماتیک و نظامی رسمی خود با تایوان را به عنوان بهای عادی‌سازی روابط با جمهوری خلق چین قطع کرد. یک شبه، پیوندهای نهادی ائتلاف پیش از ۱۹۷۹ آمریکا-تایوان، از جمله رزمایش‌های نظامی مشترک، برنامه‌ریزی ستادی ترکیبی و دکترین مشترک، همه از بین رفتند.

در مقابل، ائتلاف‌های آمریکا-ژاپن و آمریکا-کره جنوبی در طول چهار دهه گذشته به توسعه خود ادامه دادند و لایه‌های متعددی از یکپارچگی عملیاتی را به دست آوردند. این موارد شامل معماری‌های ارتباطی مشترک، سیستم‌های فرماندهی و کنترل قابل همکاری، برنامه‌های رزمایش ترکیبی، چارچوب‌های اطلاعاتی مشترک، و هزاران افسر می‌شود که در کنار همتایان خود آموزش دیده‌اند و می‌دانند که نیروی دیگر چگونه فکر می‌کند و می‌جنگد.

تایوان هیچ‌یک از اینها را دریافت نکرد. رابطه از طریق فروش تسلیحات و کانال‌های غیررسمی باقی ماند، اما یکپارچگی عملیاتی که می‌تواند دو ارتش مجزا را به یک نیروی جنگی ترکیبی تبدیل کند، از بین رفت. نتیجه این امر شکافی است که نه با سال‌ها بلکه با نسل‌ها از دست رفتن دانش نهادی اندازه‌گیری می‌شود.

کنگره ایالات متحده این مشکل را در هنگام تصویب قانون افزایش تاب‌آوری تایوان (Taiwan Enhanced Resilience Act) به عنوان بخشی از قانون مجوز دفاع ملی سال ۲۰۲۳، تشخیص داد. این قانون مهم، آموزش نظامی گسترده، برنامه‌های تبادل افزایش یافته، و دستور به وزارت دفاع برای رسیدگی به کمبودهای خاص در قابلیت همکاری را مجاز دانست. این یک اعتراف مهم بود که وضعیت موجود پایدار نیست. اما مجوز به معنای اجرا نیست و اصطکاک‌های بوروکراتیک، دیپلماتیک و سیاسی در بازسازی واقعی یکپارچگی عملیاتی با تایوان، پیشرفت را به سرعتی رسانده است که با فوریت تهدید مطابقت ندارد.

قابلیت همکاری با فناوری آغاز می‌شود و به معنای چیزی مشخص و چالش‌برانگیز است.

در سطح راهبردی و عملیاتی، به این معنی است که سیستم‌های فرماندهی و کنترل ایالات متحده و تایوان باید از نظر معماری فناوری اطلاعات با یکدیگر سازگار باشند و فرماندهان هر دو طرف در زمان واقعی به یک تصویر عملیاتی یکسان نگاه کنند. ایالات متحده و تایوان امروز در این مرحله نیستند. رسیدن به این نقطه مستلزم سرمایه‌گذاری فنی پایدار و اراده سیاسی برای در نظر گرفتن یکپارچگی تایوان در شبکه‌های نظامی ایالات متحده به عنوان یک اولویت راهبردی است.

در سطح تاکتیکی و عملیاتی، به این معنی است که داده‌های هدف‌گیری ادغام‌شده از حسگرهای تایوانی، مانند رادارها، دارایی‌های نظارتی و شبکه‌های دفاع ساحلی، می‌توانند بدون ترجمه دستی، تأخیر زمانی یا از دست رفتن دقت، مستقیماً به شبکه‌های حسگر و شلیک‌کننده ایالات متحده منتقل شوند. همین امر در مورد داده‌های حسگر ایالات متحده که به شبکه‌های کنترل آتش تایوان بازمی‌گردد نیز صادق است. به این معنی است که یک سامانه پدافند هوایی تایوانی و یک ناوشکن ایجیس (Aegis) ایالات متحده که در یک فضای نبرد فعالیت می‌کنند، با یکدیگر یکپارچه هستند، که شامل یک تصویر عملیاتی مشترک و اختیارات هماهنگ برای درگیری می‌شود. این یکپارچگی تاکتیکی یک سرمایه‌گذاری پرهزینه اما ضروری است.

اما یکپارچگی تکنولوژیکی بدون یکپارچگی فرآیندها مانند سخت‌افزار بدون نرم‌افزار است. فرآیندهای قابل همکاری به این معنی است که یگان‌های ایالات متحده و تایوان به طور منظم با یکدیگر رزمایش می‌کنند تا اصطکاک‌های موجود در دکترین‌ها، فرهنگ‌های فرماندهی و سرعت تصمیم‌گیری را که هنگام انجام عملیات ترکیبی پدید می‌آیند، از بین ببرند. ما ثمرات این تلاش را در همکاری نظامی ایالات متحده با ژاپن و کره جنوبی می‌بینیم که هر دو (معمولاً به طور جداگانه) به طور مستمر با نیروهای آمریکایی تمرین می‌کنند. با تایوان، سطح رزمایش پایه پایین باقی مانده است، که توسط حساسیت دیپلماتیک بیش از حد واشنگتن به چین و جاه‌طلبی ناکافی سیاست‌ها محدود شده است.

یک فرآیند به همان اندازه حیاتی، برنامه‌ریزی ستادی ترکیبی است. برنامه‌ریزان عملیاتی ایالات متحده و تایوان باید سناریوهای تنگه تایوان را با هم بررسی کنند و قبل از شروع هر بحرانی، درک مشترکی از زمین، تهدید و نقاط تصمیم‌گیری ایجاد کنند. ارتش تایوان دانش دقیقی از محیط عملیاتی دارد که هیچ برنامه‌ریز آمریکایی نمی‌تواند از روی نقشه آن را بازسازی کند. برنامه‌ریزان ایالات متحده تجربه عملیات پیچیده مشترک را دارند که تایوان نمی‌تواند به تنهایی ایجاد کند. این ترکیبی قدرتمند است که می‌تواند یک طرح دفاعی معتبر ایجاد کند.

در نهایت، در بنیاد هر رابطه ائتلافی پایدار، شبکه‌ای از رزمندگان وجود دارد که یکدیگر را می‌شناسند، به یکدیگر اعتماد دارند و نحوه تفکر یکدیگر را درک می‌کنند. این امر از دو مسیر قابل دستیابی است.

اول، تعامل منظم بین افسران ارشد نظامی وجود دارد که ایالات متحده با هر شریک نظامی ممکن، به جز تایوان، آن را دارد. از ترس تحریک چین، تعامل رهبران ارشد ایالات متحده با همتایان تایوانی – چه در سطح نظامی یونیفرم‌پوش و چه در سطح غیرنظامی – به شدت ممنوع است.

ابزار دیگر، برنامه آموزش و تعلیم نظامی بین‌المللی (IMET) است که ارتش ایالات متحده برای هفت دهه از آن برای ایجاد شبکه‌های ارتباطی با شرکا در سراسر جهان استفاده کرده است. کسانی که دوره‌های افسری و کالج‌های جنگی ایالات متحده را می‌گذرانند، با شبکه‌ای از همتایان آمریکایی و درک جامعی از نحوه عملکرد ارتش ایالات متحده به ارتش‌های کشور خود باز می‌گردند که هیچ رزمایشی نمی‌تواند به طور کامل آن را بازسازی کند.

مشارکت تایوان در برنامه IMET نسبت به آنچه که رابطه اقتضا می‌کند، محدود و نامنظم بوده است. به حداکثر رساندن مشارکت تایوان در IMET، به ویژه در دوره‌های کاپیتانی ارتش ایالات متحده (و معادل‌های آن در نیروی دریایی و هوایی) باید به عنوان یک سرمایه‌گذاری راهبردی دیده شود، نه یک جزئیات اداری. یک افسر تایوانی که در فورت سیل (Fort Sill) یا نیوپورت (Newport) تحصیل کرده و با همتایان آمریکایی خود روابط برقرار کرده است، ارزشی بیشتر از تقریباً هر قطعه سخت‌افزاری که واشنگتن می‌تواند به تایپه بفروشد، برای اثربخشی عملیاتی ترکیبی دارد.

بازدارندگی مؤثر مستلزم آن است که رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، باور کند که هزینه یک حمله از هر سود قابل تصوری فراتر می‌رود. یک وضعیت نظامی یکپارچه و قابل همکاری بین ایالات متحده و تایوان با فرماندهی و کنترل مشترک، شبکه‌های هدف‌گیری ادغام‌شده، عملیات مشترک تمرین‌شده و افسرانی که یکدیگر را می‌شناسند و به یکدیگر اعتماد دارند، نهایت بازدارندگی است. حرکت رو به جلو در زمینه قابلیت همکاری به چین این سیگنال را می‌دهد که ابهام راهبردی محدودیت‌های خود را دارد — که ایالات متحده برای محافظت از منافع خود و دفاع از شرکای خود اقدام خواهد کرد. تایوانی که تسلیحات مناسب را دارد اما نمی‌تواند آن‌ها را به قدرت رزمی ایالات متحده در یک عملیات تسلیحات ترکیبی منسجم و هماهنگ متصل کند، دعوتی به حمله است.

تایوان در حال خرج کردن پول است. تأخیر داشته باشد یا نه، ایالات متحده تسلیحات را خواهد فروخت. اکنون سوال این است که آیا واشنگتن اراده سیاسی لازم را برای پر کردن شکاف قابلیت همکاری قبل از آنکه این شکاف به محلی برای آغاز جنگ تبدیل شود، دارد یا خیر.