در ابتدا، صبح روز اول ژوئن، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و یسرائیل کاتز، وزیر دفاعش، اعلام کردند که به نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) دستور دادهاند تا «اهداف تروریستی» را در محله ضاحیه در بیروت، پایتخت لبنان، مورد حمله قرار دهند. سپس با پیشروی روز، تهدیدات بیشتری مبنی بر حملات منتشر شد و پس از آن هشداری از سوی نیروهای دفاعی اسرائیل صادر شد که از ساکنان ضاحیه، که سنگر حزبالله، شبهنظامی شیعه مورد حمایت ایران در لبنان است، خواست تخلیه کنند. هزاران نفر پیشتر خانههای خود را ترک کرده بودند. اما برای یک بار هم که شده، اسرائیل بمبهای خود را پرتاب نکرد.
در عوض، عصر همان روز، چیزی که دونالد ترامپ آن را «تماسی بسیار سازنده» با آقای نتانیاهو نامید، رخ داد. به گفته وبسایت خبری آکسیوس، این مکالمه، یک توبیخ شدید و پر از کلمات تند از سوی رئیسجمهور آمریکا بود که به آقای نتانیاهو هشدار داد که «اکنون همه از اسرائیل متنفرند». نتیجه این شد که اسرائیل قول داد از بمباران بیروت خودداری کند. حزبالله نیز که آقای ترامپ گفت با آنها صحبت کرده است—اولین رئیسجمهور آمریکا که این کار را انجام داده (البته از طریق واسطهها)—اعلام کرد که موشک و پهپاد به شهرهای اسرائیل شلیک نخواهد کرد. پیش از گفتوگو با آقای نتانیاهو، دولت آمریکا تماسهای زیادی از رهبران لبنان و کشورهای خلیج فارس دریافت کرده بود که نگران بودند تشدید بیشتر تنشها در لبنان، ایران را وادار به کنار گذاشتن مذاکرات متزلزل برای پایان رسمی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و بازگشایی تنگه هرمز کند.
این یک ضربه دیپلماتیک برای آقای نتانیاهو بود. آقای ترامپ بار دیگر علناً به نخستوزیر اسرائیل دستور داد که آتشبس کند. و ایران نشان داد که میتواند آتشبس در لبنان را به عنوان پیششرط مذاکرات آتشبس با آمریکا درخواست کند و از متحد خود در آنجا محافظت کند. تنها سه ماه پیش، اسرائیل و آمریکا جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند. آنها از هماهنگی نظامی بیسابقهای سخن میگفتند. امروز، اسرائیل به یک تماشاگر تنزل یافته است، از مذاکرات کنار گذاشته شده و منتظر دستورات آمریکا است.
با این حال، آقای ترامپ به نوعی به اسرائیل لطف کرده است. او شاید مانع از آن شده باشد که اسرائیل عمیقتر در لبنان به ورطه اشتباهات فرو رود. هنگامی که حزبالله در ۲ مارس موشکهایی را به سوی اسرائیل شلیک کرد، در همبستگی با حامیان تحت آتش خود، یعنی ایران، نیروهای دفاعی اسرائیل بر این باور بودند که فرصتی برای پایان دادن به آنچه در سال ۲۰۲۴ آغاز کرده بودند، پیدا کردهاند. دو سال پیش، اسرائیل حزبالله را به شدت مورد حمله قرار داد، رهبرانش را کشت و بخش بزرگی از زرادخانه موشکی زمانی قدرتمندش را نابود کرد. اما دور کنونی درگیریها، تاکنون از دیدگاه اسرائیل، موفقیتآمیزتر نبوده است.
حزبالله تضعیف شده به استفاده از پهپادهای ارزانقیمت روی آورده است، مشابه پهپادهایی که مناطق دو طرف خط مقدم بین روسیه و اوکراین را به «مناطق کشتار» تبدیل کردهاند. این پهپادها و موشکهای باقیمانده حزبالله، مانع از نفوذ اسرائیل نشدهاند، اما تلفات پیوستهای در میان سربازان اسرائیلی ایجاد کردهاند.
عدم پاسخ مؤثر به پهپادها فشار سیاسی بر دولت نتانیاهو وارد کرده است، هم از سوی متحدانش و هم از سوی مخالفانش، تا به هر طریق ممکن حزبالله را سرکوب کند. نخستوزیر با دستور به نیروهای دفاعی اسرائیل برای پیشروی عمیقتر به خاک لبنان، عبور از رودخانه لیطانی و گسترش حملات هوایی خود، پاسخ داده است. به جای تکرار عملیات ویرانگر و مؤثر سال ۲۰۲۴، که بسیار دقیقتر هدفگیری شده بود، حمله کنونی اسرائیل دارد شبیه به جنگهایی میشود که اسرائیل در سالهای ۱۹۸۲ و ۲۰۰۶ در لبنان انجام داد.
در سال ۱۹۸۲، اسرائیل به لبنان حمله کرد تا با شبهنظامیان فلسطینی که از این کشور به عنوان پایگاهی برای حمله به اسرائیل استفاده میکردند، بجنگد. نیروهای دفاعی اسرائیل ۱۸ سال بعد در بخشهایی از جنوب لبنان باقی ماندند و آن را «منطقه امنیتی» نامیدند. هنگامی که سرانجام در سال ۲۰۰۰ عقبنشینی کردند، حزبالله را مسلط بر جای گذاشتند.
در دور بعدی، در سال ۲۰۰۶، اسرائیل به حمله حزبالله به گشتیهای مرزی نیروهای دفاعی اسرائیل با حملات هوایی گسترده به ضاحیه و یک حمله زمینی دیگر پاسخ داد. آن بار، شبهنظامیان پس از ۳۴ روز با نیروهای مسلح اسرائیل تا بنبست جنگیدند.
در تمام این سالها، اسرائیل با یک معضل مشابه در لبنان روبرو بوده است. با وجود برتری قاطع آن در قدرت آتش، فناوری نظامی و جمعآوری اطلاعات، ریشهکن کردن کامل حزبالله به عنوان یک نیروی جنگی غیرممکن است. تصرف یک «منطقه امنیتی» جدید، همانطور که وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرده است، رنج بیشتری را بر مردم جنوب لبنان تحمیل کرده، جایی که هزاران نفر کشته و صدها هزار نفر آواره شدهاند. و این امر از ارزش استراتژیک مشکوکی برخوردار است، زمانی که حزبالله همچنان میتواند سربازان نیروهای دفاعی اسرائیل و جوامع شمالی اسرائیل را از راه دور هدف قرار دهد.
گزینههای جایگزین نیز به سختی جذاب هستند. یک نیروی حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان حتی نتوانسته است بر افزایش توان نظامی حزبالله نظارت کند، چه رسد به اینکه جلوی آن را بگیرد. و در حالی که دولت لبنان به ایده خلع سلاح حزبالله متعهد شده است، ارتش آن هنوز برای انجام این کار بسیار ضعیف است. سیاستمداران آن نیز، قابل درک است که از شعلهور شدن دوباره یک جنگ داخلی میترسند.
آقای ترامپ امروز نمایندگان دولتهای اسرائیل و لبنان را برای مذاکرات در واشنگتن گرد هم آورده است. قرار است این مذاکرات در ۳ ژوئن ادامه یابد. این واقعیت که دولت اسرائیل از لحاظ نظری در حال مذاکره برای یک صلح گستردهتر با لبنان است، مانع از استقرار نیروهایش در جنوب کشور نشده است. اما این مذاکرات میتواند شروعی برای یافتن راهی برای کاهش تنش باشد. هدف از آخرین مداخله آقای ترامپ جلوگیری از این بود که اقدامات اسرائیل مذاکرات آمریکا با ایران را که او مشتاق به پایان رساندن آنهاست، از مسیر خارج کند (در اول ژوئن او گله کرد که مذاکرات «بسیار خستهکننده شدهاند»). در حال حاضر، دامنه توجه کوتاه معروف رئیسجمهور، شاید تنها چیزی باشد که بین اسرائیل و یک ماجراجویی خونین دیگر در لبنان ایستاده است. ¦