خطوط اصلی «پایان بازی» پرزیدنت ترامپ در جنگ با ایران اکنون در حال آشکار شدن است. طبق گزارشها، ترامپ در تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روز گذشته، توضیح داده است که ایالات متحده در حال مذاکره بر سر «نامه قصدی» با ایران است که «رسماً به جنگ پایان میدهد و یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات را درباره برنامه هستهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز آغاز میکند.» هدف و تأثیر چنین توافقی باید روشن باشد: ایالات متحده در حال عقبنشینی از این بحران است. ترامپ ممکن است برای سختگیر نشان دادن خود و ارضای حامیان جنگ، حمله محدودی دیگر انجام دهد، اما این یک اقدام نمایشی خواهد بود. «پایان بازی» در این مورد، کنایهای از «تسلیم» است.
ترامپ در رویارویی با ایران بارها دچار تردید شده است؛ از ۱۸ مارس، زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارس حمله کرد و ایران نیز با حمله به مهمترین تأسیسات تولید گاز طبیعی قطر تلافی کرد. ترامپ سپس خواستار توقف هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل شد و جنگ عملاً به پایان رسید.
تهدیدات مکرر ترامپ برای ازسرگیری حملات از آن زمان تاکنون، بلوف از آب درآمده است. رهبران تهران به مدت دو ماه حساب کرده بودند که ترامپ حمله دیگری را آغاز نخواهد کرد، و به همین دلیل، علیرغم خساراتی که از ۳۷ روز حملات بیامان متحمل شدند، هیچ امتیازی ندادهاند. برعکس، شروط آنها برای یک توافق، شروط یک پیروز است: آنها غرامت جنگی، عدم محدودیت در غنیسازی اورانیوم، کنترل به رسمیت شناخته شده تنگه و پایان تحریمها را طلب میکنند.
پاسخ ترامپ به این سرپیچی با فراخوان برای ۳۰ روز دیگر آتشبس و مذاکرات، اعتراف ضمنی به شکست است. اگر او در چند روز آینده یک حمله نمایشی انجام دهد، ایرانیها منظور آن را درک خواهند کرد. هیچکس باور نمیکند که او قرار است یک ماه دیگر جنگ تمامعیار را از سر بگیرد. از جمله دلایل دیگر این است که ایران با ۳۰ روز فرصت بیشتر برای بهبود، تجدید تسلیحات و پر کردن خزانههای خود از عوارض، به یک دشمن قدرتمندتر تبدیل خواهد شد.
علاوه بر این، ظرف ۳۰ روز، رژیم جدید تنگه هرمز ایران ممکن است کاملاً تثبیت شود. همانطور که مؤسسه مطالعات جنگ گزارش میدهد، ایران از دوره آتشبس برای «عادیسازی» کنترل خود بر تنگه با «مجبور کردن کشورهای واردکننده نفت» به امضای توافقنامههای ترانزیت با تهران و اخذ هزینه از کشتیهای کشورهای بدون چنین توافقهایی، استفاده کرده است. به گفته مقامات ایرانی، رژیم جدید تنگه به شرکای استراتژیک ایران، مانند روسیه و چین، اولویت خواهد داد و به کشورهای دوست ایران، مانند هند و پاکستان، اجازه خواهد داد تا توافقنامههای ترانزیت خود را مذاکره کنند. به کشتیهای مرتبط با کشورهایی که ایران آنها را دشمن میداند، دسترسی به تنگه کاملاً ممنوع خواهد شد.
گزارش شده است که چندین کشور از جمله کره جنوبی، ترکیه و عراق، در حال حاضر در حال مذاکره برای حداقل توافقنامههای ترانزیت موقت هستند. اکنون که ترامپ روشن کرده است که قصد جنگیدن برای بازگشایی تنگه را ندارد، هجوم برای دستیابی به شرایط خوب با تهران آغاز خواهد شد. همه کشورهایی که به شدت به انرژی خلیج فارس وابسته هستند، میخواهند هرچه سریعتر با تهران به توافق برسند تا نفت، گاز و سایر کالاها به جریان بیفتد و اقتصاد آسیبدیده خود را نجات دهند. کشورهایی که در حال حاضر با ایالات متحده متحد و با اسرائیل دوست هستند، برای فاصله گرفتن از خود و صلح با ایران تحت فشار قرار خواهند گرفت. تحریمهای بینالمللی علیه ایران فرو خواهد پاشید و با عادیسازی نقش محوری جدید این کشور در اقتصاد جهانی، پول بیشتری به حسابهای آن سرازیر خواهد شد. تا پایان ۳۰ روز، بیشتر جهان درگیر این ترتیب جدید خواهند بود و با هرگونه از سرگیری خصومتها مخالفت خواهند کرد، حتی در صورت بعید بودن تمایل ترامپ به بازگشت به جنگ.
ترامپ بدون شک امیدوار است که بتواند بدون توجه آمریکاییها به عظمت این شکست، از آن عبور کند. بازارهای مالی ممکن است تثبیت شوند اگر مشخص شود که نفت در نهایت دوباره از طریق تنگهای بازگشایی شده، هرچند تحت سیستم جدید کنترل ایران، به جریان خواهد افتاد. یک عقبنشینی استراتژیک بزرگ برای ایالات متحده لزوماً بر وال استریت تأثیری نخواهد داشت. رئیسجمهور ممکن است امیدوار باشد که با راهاندازی عملیات نظامی دیگری، این بار علیه دولت کوبا، موضوع را تغییر دهد. و رسانهها نیز در واقع بیشتر درباره کوبا مینویسند تا فاجعه در حال وقوع در ایران.
به گفته یک مقام آمریکایی، نتانیاهو پس از تماس با ترامپ «به شدت عصبانی» شده بود – و دلیل خوبی هم داشت. جنگ ایران ممکن است به ویرانگرترین ضربه به امنیت اسرائیل در تاریخ کوتاه آن تبدیل شود. در مسیر فعلی، ایران از این درگیری بسیار قویتر و با نفوذتر از قبل از جنگ ظاهر خواهد شد. این کشور بر دهها کشور ثروتمند جهان نفوذ خواهد داشت، که همه آنها به شدت علاقهمند به راضی نگه داشتن ایران خواهند بود. بعید نیست که آنها در هر درگیری که اسرائیل با تهران یا با نیروهای نیابتی آن در لبنان و غزه دارد، جانب اسرائیل را بگیرند، زیرا ایران ابزاری برای مجازات آنها در صورت انجام چنین کاری خواهد داشت. اسرائیل منزویتر از هر زمان دیگری در تاریخ خود ظاهر خواهد شد – و نه فقط از تنها حامی قابل اعتماد خود، یعنی ایالات متحده. وقتی ترامپ به اسرائیل پشت کند، همانطور که برای اجرای این سیاست باید انجام دهد، MAGA با کمال میل از او پیروی خواهد کرد. اجماع ضد اسرائیلی دوحزبی در ایالات متحده رشد و سختتر خواهد شد.
آیا اسرائیل به آرامی این شب تاریک را خواهد پذیرفت؟ این متغیر غیرقابل پیشبینی است که ممکن است رؤیاهای بازارهای مالی را برای ثبات جدید در خلیج فارس مختل کند. یک ایران قویتر، ثروتمندتر و با نفوذتر به معنای زندگی جدید برای حماس و حزبالله خواهد بود. این به معنای پایان توافقات ابراهیم خواهد بود، زیرا کشورهای حاشیه خلیج فارس باید برای بقای اقتصاد خود با تهران صلح کنند. ترامپ میگوید که نتانیاهو «هر کاری را که من بخواهم انجام خواهد داد.» اما آیا اسرائیل میتواند تماشا کند در حالی که ایران جای ایالات متحده را به عنوان داور قدرت در منطقه میگیرد؟
به احتمال زیاد، وضعیت عادی جدید در خلیج فارس، بیثباتی مزمن و اختلالات مکرر در کشتیرانی خواهد بود. این اتفاق زمانی میافتد که یک قدرت برتر، هژمونی خود را واگذار میکند.