دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در یک نشست دوجانبه در حاشیه نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس، سوئیس، در ۲۱ ژانویه، با عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، دست می‌دهد.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در یک نشست دوجانبه در حاشیه نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس، سوئیس، در ۲۱ ژانویه، با عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، دست می‌دهد.

دلارهای نظامی آمریکا در مصر چه می‌خرند؟

اسرائیل تنها رابطه‌ای نیست که شایسته بررسی دقیق کنگره است.

مقدمه و سابقه کمک‌های نظامی آمریکا به مصر

واشنگتن در میانه یک بحث نادر و دیرینه قرار دارد که آیا کمک نظامی آمریکا واقعاً در خدمت منافع آمریکاست یا خیر. از سناتور لیندسی گراهام تا نماینده الکساندریا اوکاسیو-کورتز، قانون‌گذاران اخیراً—با درجات مختلفی—خواستار پایان کمک‌های آمریکا به اسرائیل شده‌اند و این امر باعث شده تا نحوه استفاده ایالات متحده از کمک‌های نظامی به عنوان یک ابزار سیاست خارجی مورد بازبینی قرار گیرد.

اما اسرائیل تنها رابطه‌ای نیست که شایسته بررسی دقیق است. مصر هر سال ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت کرده است—و این وضعیت تقریباً چهار دهه ادامه داشته است—علی‌رغم اینکه به یک سناتور آمریکایی رشوه داده، شهروندان آمریکایی را زندانی کرده و در میان بدترین ناقضان حقوق بشر در جهان قرار دارد.

اگر کنگره آمریکا بالاخره سوالات دشوار در مورد اینکه دلارهای نظامی آمریکا چه می‌خرند را مطرح می‌کند، پس مصر نیز باید در این گفتگو گنجانده شود. حداقل از زمان کودتای نظامی سال ۲۰۱۳ به رهبری عبدالفتاح السیسی، کمک نظامی آمریکا به مصر نتوانسته بازده سرمایه‌گذاری معنی‌داری داشته باشد، منافع آمریکا را پیش ببرد یا استانداردهای اصولی و استراتژیک تعبیه شده در قوانین آمریکا را برآورده کند. در عوض، کمک به مصر به تمرینی در بی‌عملی تبدیل شده است: درخواست، تخصیص و تعهد داده شده با اندک توجهی فراتر از سخنان کلیشه‌ای و خسته‌کننده درباره ترویج ثبات منطقه‌ای و حمایت از شراکت‌های دیرینه.

کمک نظامی آمریکا به مصر در سال ۱۹۷۹ پس از امضای توافق‌نامه صلح بین اسرائیل و مصر آغاز شد، نه به عنوان بخشی قانونی و رسمی از معاهده، بلکه به عنوان یک تفاهم غیررسمی برای جذاب‌تر کردن توافق و غلبه بر نگرانی‌های امنیتی. با وجود مخالفت‌ها، دولت ریگان در سال ۱۹۸۷ توافق‌نامه‌ای را با وزیر دفاع قدرتمند وقت مصر، عبدالحلیم ابوغزاله، برای تولید مشترک تانک ام۱ آبرامز در مصر امضا کرد. هر سال از آن زمان، رئیس‌جمهور آمریکا درخواست کرده و کنگره ۱.۳ میلیارد دلار کمک مالی نظامی (FMF) برای مصر اختصاص داده است و این کشور را به یکی از بزرگترین دریافت‌کنندگان کمک نظامی آمریکا در تاریخ تبدیل کرده است.

افسانه‌ها و واقعیت‌های کمک‌های نظامی

حامیان این کمک‌ها برای توجیه و تداوم آن، افسانه‌های متعددی را درباره کمک‌های آمریکا مطرح کرده‌اند. آنها استدلال کرده‌اند که کمک‌های آمریکا برای حفظ توافق‌نامه صلح با اسرائیل، جلوگیری از روی آوردن مصر به سمت دشمنان آمریکا و تضمین دسترسی آمریکا به حریم هوایی مصر و اولویت عبور از کانال سوئز ضروری است. با این حال، هیچ یک از این استدلال‌ها ذاتاً نیازی به تجهیزات و آموزش نظامی آمریکا برای حفظ این وضعیت ندارند.

در واقع، هر استدلال به گونه‌ای دیگر عمل می‌کند. مصر صلح با اسرائیل را به دلیل منافع امنیت ملی خود حفظ می‌کند، نه به این دلیل که واشنگتن چکی به آن می‌نویسد—و ارتش‌های دو کشور در حال حاضر مستقیماً در مورد تهدیدات مشترک همکاری می‌کنند. هیچ دشمنی، از جمله روسیه یا چین، برای جایگزینی کمک‌های نقدی آمریکا صف نکشیده است، و انگیزه‌ای برای انجام این کار نیز ندارند. در مورد دسترسی به کانال سوئز، کشتی‌های آمریکایی در حال حاضر عوارض عبور را پرداخت می‌کنند—که قاهره به آن وابسته است—مستقل از هر بسته کمک نظامی. اینها اهرم‌های استراتژیکی نیستند که واشنگتن بر قاهره اعمال می‌کند؛ اینها روابطی هستند که مصر نیز از آنها نفع می‌برد و حفظشان می‌کند.

تعارض منافع و اقدامات تحریک‌آمیز مصر

در همین حال، طی دهه گذشته، سیاست‌های مصر بارها با منافع علنی آمریکا در تعارض بوده و روابطش را با دشمنان آمریکا عمیق‌تر کرده است. در سال ۲۰۱۷، مصر تلاش کرد تا مخفیانه بیش از ۳۰,۰۰۰ نارنجک راکت‌انداز از کره شمالی خریداری کند، که نقض قوانین بین‌المللی بود. در سال ۲۰۲۳، مصر سعی کرد مخفیانه ۴۰,۰۰۰ راکت به روسیه برای حمایت از جنگ این کشور در اوکراین ارائه کند. هر دو طرح پس از افشا شدن، خنثی شدند. مصر همچنین از بازیگران بحث‌برانگیز در درگیری‌های منطقه‌ای حمایت کرده است، از جمله حمایت از خلیفه حفتر، جنگ‌سالار لیبیایی و کودتای نظامی ۲۰۲۱ در سودان.

گستاخانه‌تر اینکه، رژیم مصر بارها مستقیماً آمریکایی‌ها و نهادهای آمریکایی را هدف قرار داده است. بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲، این رژیم به سناتور باب منندز، رئیس وقت کمیته روابط خارجی سنا، رشوه داد تا برای آزادی کمک‌های نظامی مشروط، امتیازاتی کسب کند. در سال ۲۰۲۵، مأموران امنیتی مصر به دستور وزیر امور خارجه مصر، به دو آمریکایی در خارج از یکی از تأسیسات دیپلماتیک مصر در شهر نیویورک حمله کردند و در سال ۲۰۲۲، یک جاسوس ثبت‌نشده را برای هدف قرار دادن مخالفان در خاک آمریکا به کار گرفت.

ناکامی کمک‌ها در اهداف امنیتی و حقوق بشری

حتی در مواردی که کمک‌های آمریکا برای حمایت از اهداف امنیتی مشترک، مانند امنیت سینا و امنیت مرزها، در نظر گرفته شده است، اثربخشی آن زیر سوال رفته است. عملیات نظامی مصر بارها با گزارش‌های معتبری از نقض فاحش حقوق بشر، از جمله گورهای دسته‌جمعی، اعدام‌های فراقانونی و مجازات جمعی همراه بوده است، که ادعاهای مربوط به پیشبرد اهداف امنیتی اعلام‌شده آمریکا توسط این کمک‌ها را تضعیف می‌کند. در موارد دیگر، تجهیزات تأمین‌شده توسط آمریکا در حوادث غم‌انگیزی نقش داشته‌اند، مانند حمله سال ۲۰۱۵ به کاروان توریستی در صحرای غربی که ۱۲ کشته و یک بازمانده آمریکایی را به شدت زخمی برجای گذاشت.

انتخاب‌های تدارکاتی مصر نیز سوالاتی را در مورد ارزش کمک‌های آمریکا ایجاد می‌کند. تقریباً نیمی از کمک‌های آمریکا از نگهداری و پایداری سیستم‌های قدیمی—مانند همین تانک‌های ام۱ آبرامز—حمایت می‌کند که برای تهدیدات امنیتی مصر نامناسب هستند و به طور فزاینده‌ای منسوخ شده‌اند. در همین حال، در حالی که ایالات متحده میلیاردها دلار برای تجهیزات نظامی از طریق FMF ارائه می‌دهد، مصر انتخاب می‌کند که از بودجه ملی خود برای خرید اسلحه از کشورهای دیگر استفاده کند. این کشور حتی تا آنجا پیش رفت که جت‌های جنگنده سو-۳۵ (Su-35) را از روسیه خریداری کند تا اینکه مقامات آمریکایی تهدید به اعمال تحریم‌ها تحت قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها (CAATSA) در سال ۲۰۱۷ کردند. اخیراً گزارش شده است که مصر در حال بررسی خرید جت‌های جنگنده پیشرفته چینی است که در طول اولین رزمایش مشترک نیروی هوایی دو کشور بر فراز مصر پرواز کردند.

تحت حکومت سیسی، ارتش مصر نفوذ خود را بر اقتصاد گسترش داده و صنایع حیاتی را کنترل و سیاست‌های اقتصادی را هدایت می‌کند. این امر منجر به بدهی‌های ناپایدار، فساد سیستماتیک و بحران‌های مالی مکرر شده است. در پاسخ، جامعه بین‌المللی با ترس از مهاجرت گسترده و بی‌ثباتی منطقه‌ای، به نجات مصر ادامه داده است، از جمله ۵۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰. سیاست کمک نظامی آمریکا هیچ تاثیری در قطع این چرخه نداشته است. در واقع، با توانمندسازی ارتش مصر، این سیاست ثبات مصر را تضعیف می‌کند.

اما نگران‌کننده‌ترین مسئله، سابقه حقوق بشری مصر است که در میان بدترین‌ها در سطح جهانی قرار دارد. سرکوب گسترده دولتی، بازداشت‌های خودسرانه و محدودیت‌ها بر جامعه مدنی به ویژگی‌های اصلی رژیم سیسی تبدیل شده‌اند. این سوءاستفاده‌ها، آزادی‌های اساسی مصری‌ها را سلب کرده، جامعه را بی‌ثبات ساخته و توسعه اقتصادی را با مشکل مواجه کرده است.

این مسائل بارها شهروندان آمریکایی و خانواده‌هایشان را نیز تحت تاثیر قرار داده است. مقامات مصری، آمریکایی‌ها را به ناحق بازداشت کرده‌اند، از جمله سه نفر که در حال حاضر زندانی هستند. یک آمریکایی در سال ۲۰۲۰ در مصر پس از شش سال بازداشت غیرقانونی، با تحمل شرایط وحشتناک زندان، بدرفتاری و بی‌توجهی پزشکی درگذشت. بی‌شمار نفر دیگر نیز سرکوب فراملی توسط رژیم را تجربه کرده‌اند، از جمله دستگیری‌های تلافی‌جویانه اعضای خانواده فعالان تبعیدی در مصر، استردادهای منطقه‌ای و آزار و اذیت دیجیتال و فیزیکی. طبق قوانین آمریکا—از جمله بخش 502B قانون کمک خارجی و بخش 6 قانون کنترل صادرات تسلیحات—چنین الگوهایی از نقض فاحش حقوق بشر باید محدودیت‌هایی را برای کمک نظامی به مصر در پی داشته باشد. با این حال، این مقررات بارها توسط دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه نادیده گرفته شده و حاکمیت قانون آمریکا را تضعیف کرده است.

تاریخچه نادیده گرفتن شروط کنگره

کنگره هرگز به طور جدی به پایان دادن کمک‌ها، آن‌گونه که قانون ایجاب می‌کند، فکر نکرده است. با این حال، در سال ۲۰۰۸، کنگره برای اولین بار در پاسخ به وخامت وضعیت حقوق بشر مصر، بخشی از کمک نظامی این کشور را مشروط کرد. تقریباً هر سال از آن زمان، کنگره شروط حقوق بشری را حفظ کرده و برای بیش از یک دهه، هر سال آنها را تقویت کرده تا نگرانی‌های فزاینده خود را نشان دهد. با این وجود، به جز در موارد نادر، هر دولت آمریکایی این شروط را نادیده گرفته و ادعا کرده است که حفظ کمک‌ها منافع امنیت ملی آمریکا را پیش می‌برد.

پس از کودتای نظامی سال ۲۰۱۳، رئیس‌جمهور آمریکا، باراک اوباما، تأمین مالی جریان نقدی را که به مصر اجازه می‌داد کمک نظامی تخصیص‌نیافته آمریکا را برای پرداخت خریدهای تسلیحاتی بر اساس برنامه‌ای از پیش تعیین شده به جای کل مبلغ اولیه تعهد کند، متوقف کرد. این امتیازی است که اکنون فقط اسرائیل از آن برخوردار است. اما پس از یک وقفه موقت، دولت اوباما کمک‌ها را در نقض قانون آمریکا، که معمولاً به "بند کودتا" معروف است و کمک به هر کشوری که دولت منتخب دموکراتیک خود را سرنگون می‌کند ممنوع می‌کند، از سر گرفت.

در سال ۲۰۱۷، دولت ترامپ ۶۵.۷ میلیون دلار از FMF را بازبرنامه‌ریزی کرد و ۱۹۵ میلیون دلار دیگر را به دلیل نگرانی‌های حقوق بشری و امنیت ملی متوقف ساخت. ظرف یک سال، دولت کمک‌های متوقف شده را آزاد کرد و اندکی پس از آن، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با تحسین سیسی را "دیکتاتور مورد علاقه" خود نامید. دولت بایدن در دو سال اول خود هر سال ۱۳۰ میلیون دلار و در سال سوم ۸۵ میلیون دلار را به دلیل نگرانی‌های حقوق بشری متوقف کرد، اما در نهایت در سال آخر خود تمام کمک‌ها را آزاد کرد، از جمله به نحوی تأیید کرد که دولت مصر "پیشرفت واضح و مستمر" در آزادی زندانیان سیاسی داشته است، علی‌رغم شواهد قاطع مبنی بر خلاف آن.

شرطی‌سازی هرگز یک راه‌حل قطعی برای ایجاد اصلاحات سیستماتیک در مصر نبود، اما هرگاه اعمال می‌شد، نتایج ملموسی به همراه داشت، از جمله تبرئه افرادی که در پرونده بدنام "تأمین مالی خارجی" گرفتار شده بودند و آزادی صدها زندانی سیاسی. هیچ یک از دولت‌ها فشار را حفظ نکردند و این سیگنال واضحی به قاهره فرستاد که خطوط قرمز آمریکا قابل مذاکره هستند.

دعوت به بازنگری و تنظیم مجدد رابطه

نتیجه کلی، یک برنامه کمک است که کمتر به عنوان ابزاری استراتژیک و بیشتر به عنوان یک حق ثابت عمل می‌کند. تمایل مکرر دولت‌ها به ادامه کمک‌ها علی‌رغم محدودیت‌های قانونی و مشکلات استراتژیک، یک مخاطره اخلاقی ایجاد کرده است که در آن رژیم مصر بارها نگرانی‌های آمریکا را نادیده گرفته و منافع آمریکا را مستقیماً به چالش کشیده است. تنها در موارد نادری که مصر پاسخگو بوده است، شاهد تغییر رفتار رژیم این کشور بوده‌ایم. نکته مهم این است که در مواردی که دولت‌های ترامپ و بایدن کمک‌ها را متوقف کردند، یا حتی زمانی که کنگره برخی کمک‌ها را به دلیل نگرانی‌های حقوق بشری مسدود کرد، هرگز منجر به عواقب ملموسی برای امنیت ملی آمریکا یا روابط دوجانبه نشد.

طی ۴۷ سال گذشته، ایالات متحده تقریباً ۶۰ میلیارد دلار کمک نظامی به مصر ارائه کرده است. نتیجه آن، ارتشی است که بر اساس تعدادی از شاخص‌ها، تجهیزات و قابلیت‌های لازم برای تأمین امنیت خود را داراست. در واقع، مصر اخیراً جت‌های جنگنده به امارات متحده عربی ارائه کرده تا به دفع حملات ایران کمک کند. در همین حال، با توجه به اینکه هیچ کشور دیگری حاضر یا قادر به ارائه چک سالانه ۱.۳ میلیارد دلاری به مصر نیست، این امر رژیم را مجبور خواهد کرد تا اولویت‌های امنیتی خود را به طور جدی‌تری ارزیابی کند.

پایان دادن به کمک نظامی به مصر به معنای رها کردن این رابطه نیست. در عوض، فرصتی برای تنظیم مجدد آن بر اساس شرایط پایدارتر و موثرتر ایجاد می‌کند. یک برنامه مرحله‌ای سازمان‌یافته و مشروط برای خروج از FMF طی دو سال مالی آینده—هم‌زمان با انقضای تفاهم‌نامه کنونی آمریکا و اسرائیل—سیاست آمریکا را بهتر با منافع آمریکا هماهنگ خواهد کرد تا تلاش کمیته تخصیص اعتبارات مجلس نمایندگان تحت کنترل جمهوری‌خواهان برای امضای تفاهم‌نامه با مصر توسط دولت ترامپ. علاوه بر این، ایالات متحده می‌تواند همکاری امنیتی هدفمند را در زمینه‌های منافع متقابل، از جمله رزمایش‌های مشترک مانند "ستاره درخشان" و تبادل اطلاعات حفظ کند. این ابزارها امکان ادامه تعامل را بدون تحریف‌های ناشی از انتقال گسترده تسلیحات فراهم می‌کنند.

و FMF تنها منبع اهرم فشار آمریکا نیست. نفوذ اقتصادی و سیاسی ایالات متحده، و همچنین توانایی آن در استفاده از تحریم‌های هدفمند و تعیین‌گذاری‌های حقوق بشری، مسیرهای تشویقی یا اجباری برای نفوذ را فراهم می‌کند. از بسیاری جهات، تداوم کمک نظامی مانع استفاده مؤثر از این ابزارها شده و سیگنال تحمل رفتارهایی را می‌دهد که در غیر این صورت عواقبی به دنبال داشتند.

همان‌طور که سیاست‌گذاران آمریکایی تعهدات دیرینه به اسرائیل را مورد بازنگری قرار می‌دهند، زمان آن فرا رسیده است که همین دقت را در مورد مصر نیز به کار گیرند. پایان دادن به کمک نظامی سالانه ۱.۳ میلیارد دلاری یک تغییر رادیکال نیست، بلکه یک تعدیل ضروری است—تعدیلی که سیاست آمریکا را با قوانین، منافع و اصول آن هماهنگ می‌کند.