جوانان بلوچ ایرانی در زاهدان، استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران و در مرز با افغانستان، در حال عبور از خیابان هستند. ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵. — ATTA KENARE / خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز
جوانان بلوچ ایرانی در زاهدان، استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران و در مرز با افغانستان، در حال عبور از خیابان هستند. ۱۸ دسامبر ۲۰۲۵. — ATTA KENARE / خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز

ایران سرکوب در مناطق کُردنشین و بلوچ‌نشین را در بحبوحه جنگ تشدید می‌کند

دستگیری‌ها در بلوچستان و کردستان عملیات‌های امنیتی زمان جنگ را که بی‌اعتمادی بین دولت و اقلیت‌های محروم را عمیق‌تر می‌کند، برجسته می‌سازد.

تهران — وزارت اطلاعات ایران روز سه‌شنبه اعلام کرد که چهار هسته ادعایی شبه‌نظامی را در استان سیستان و بلوچستان منهدم کرده و ۱۹ نفر را به اتهام برنامه‌ریزی حملات تحت هدایت آنچه "دشمن آمریکایی-صهیونیستی" توصیف شده است، دستگیر کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، نیروهای امنیتی همچنین تسلیحات سنگین از جمله نارنجک‌انداز راکتی، تفنگ‌های تهاجمی و یک مسلسل را از خانه‌های امن مرتبط با این گروه کشف و ضبط کردند. مقامات ادعا می‌کنند که بیشتر بازداشت‌شدگان اتباع خارجی بوده‌اند که در خارج از کشور جذب و آموزش دیده و سپس وارد ایران شده‌اند.

عملیات‌های امنیتی داخلی ایران در استان‌های مرزی به طور تاریخی در قالب روایت‌های تهدید خارجی، که نارضایتی‌های محلی را به عملیات‌های اطلاعاتی خارجی پیوند می‌دادند، تعریف شده‌اند.

اما فراتر از ادعاهای امنیتی فوری، این رویداد به منطق حکومتداری گسترده‌تر و فزاینده‌ای در زمان جنگ دامن می‌زند — منطقی که در آن مناطق اقلیت‌های قومی نه تنها به عنوان مناطق امنیتی، بلکه به عنوان خطوط مقدم فعال در یک رویارویی ژئوپلیتیکی گسترده‌تر تلقی می‌شوند.

بلوچستان به عنوان یک مرز امنیتی

استان سیستان و بلوچستان، فقیرترین استان ایران و محل سکونت جمعیت عمدتاً بلوچ سنی‌مذهب، مدت‌هاست که صحنه شورش‌های پراکنده، حضور نظامی سنگین و درگیری‌های دوره‌ای بین گروه‌های مسلح و نیروهای حکومتی بوده است.

مقامات و رسانه‌های دولتی بر نفوذ شبه‌نظامیان و حمایت خارجی تأکید می‌کنند. با این حال، گزارش‌های محلی و حقوق بشری بارها به واقعیت موازی و زیربنایی اشاره کرده‌اند که توسط توسعه‌نیافتگی، بیکاری و نمایندگی سیاسی تقریباً صفر شکل گرفته است.

آخرین اطلاعیه وزارت اطلاعات شامل جزئیات اساسی مانند هویت بازداشت‌شدگان، حق داشتن وکیل یا روند قضایی نمی‌شود — شکافی که مکرراً توسط گروه‌های حقوق بشری به عنوان بخشی از فقدان شفافیت در پرونده‌های امنیتی برجسته می‌شود.

این عدم شفافیت جدید نیست، اما در بافتار زمان جنگ که چارچوب‌بندی امنیتی به طور فزاینده‌ای بر روند قانونی غلبه می‌کند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

جبهه‌ای موازی در مناطق کُردنشین

دستگیری‌های بلوچستان همزمان با عملیات‌های امنیتی تشدید شده مشابه در مناطق مرزی کردنشین در غرب و شمال غرب کشور صورت می‌گیرد، جایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز دوشنبه از رهگیری محموله‌های تسلیحاتی ادعایی و هدف قرار دادن آنچه "گروه‌های ضد حکومتی" توصیف کرد، خبر داد.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ادعا کرد که محموله‌های بزرگ مواد منفجره و مهمات از طریق مناطق مرزی وارد ایران می‌شدند، که allegedly به عوامل خارجی مرتبط بوده‌اند. به طور جداگانه، گزارش‌های قوه قضائیه از توقیف اموال افراد متهم به حمایت از سازمان‌های "تجزیه‌طلب" خبر داده‌اند.

در حالی که مقامات ایرانی این تحولات را بخشی از یک کمپین خارجی هماهنگ معرفی می‌کنند، مناطق کُردنشین مدت‌هاست از نظر سیاسی بی‌ثبات بوده و نارضایتی‌هایی ریشه در حقوق فرهنگی، به حاشیه راندن اقتصادی و محرومیت سیاسی در پس زمینه مبارزات دهه‌ها برای حق تعیین سرنوشت دارند.

مسئله کُردی در تهران به دلیل نقش تاریخی مناطق کُردنشین در جنبش‌های اعتراضی، از جمله برجستگی آنها در ناآرامی‌های سال ۲۰۲۲ پس از مرگ مهسا (ژینا) امینی — زنی کُرد از شهر سقز — حساسیت بیشتری دارد.

تمرکز اخیر بر مناطق کُردنشین همچنین بازتاب نگرانی‌های رژیم در مورد احتمال ستیزه‌جویی فرامرزی کُردها پس از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران و ادعاهای رئیس جمهور دونالد ترامپ در مورد انتقال تسلیحات آمریکایی به مبارزان کُرد است.

اعدام‌ها، عدم شفافیت و بی‌اعتمادی فزاینده

این دستگیری‌های اخیر نیز در پی یک سری اعدام‌ها و احکام اعدام مربوط به متهمان بلوچ و کُرد با اتهامات مرتبط با گروه‌های معارض مسلح انجام می‌شود.

اواخر ماه گذشته، قوه قضائیه ایران اعلام کرد که عامر رامش، زندانی سیاسی بلوچ را به اتهام "بغی" (شورش مسلحانه) علیه دولت اعدام کرده است. اوایل ماه مه، مهراب عبدالله‌زاده، زندانی دیگری از مناطق کُردنشین، در ارتباط با مرگ یک افسر پلیس در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۲ به دار آویخته شد.

سازمان‌های حقوق بشری بارها در مورد انصاف روند دادرسی در چنین پرونده‌هایی ابراز نگرانی کرده‌اند. با این حال، مقامات ایرانی بر این باورند که این اقدامات برای مقابله با "تروریسم" و حفظ امنیت ملی ضروری است.

بافتار گسترده‌تر، تغییر به سمت امنیتی‌سازی حاکمیت داخلی در زمان جنگ است. از آنجایی که ایران همچنان با تهدیدات درگیری دوباره مواجه است و تنش‌های منطقه‌ای بالا باقی مانده، سیاست امنیتی داخلی به طور فزاینده‌ای از دریچه تهدید وجودی تعریف می‌شود.

در عمل، این به معنای گسترش نقش سرویس‌های اطلاعاتی و سپاه پاسداران در نظارت بر گروه‌های مسلح و شبکه‌های گسترده‌تر از مخالفان مشکوک یا تماس‌های فرامرزی بوده است.

مقامات مکرراً چنین عملیات‌هایی را به عنوان واکنش‌های دفاعی به بی‌ثبات‌سازی سازماندهی شده از خارج توصیف می‌کنند. با این حال، چنین چارچوبی خط بین اجرای قانونی امنیت و سرکوب جوامع تعریف شده سیاسی یا قومی را مخدوش می‌کند.

نتیجه، محیطی از حکومتداری است که در آن مناطق مرزی به طور همزمان هم آسیب‌پذیر در برابر نفوذ و هم ذاتاً مشکوک تلقی می‌شوند — تصوری دوگانه که بی‌اعتمادی ساختاری را عمیق‌تر می‌کند.

اثر تجمعی این پویایی‌ها، سخت شدن شکاف مرکز-پیرامون ایران است.

در مورد مناطق بلوچ و کُرد، همگرایی نارضایتی اقتصادی و چارچوب‌بندی امنیتی مرتبط با جنگ، ترکیبی بی‌ثبات ایجاد می‌کند. نارضایتی محلی احتمالاً بیشتر به عنوان ریشه خارجی تفسیر می‌شود، در حالی که واکنش‌های دولتی نظامی‌تر و کمتر شفاف می‌شوند.

این چرخه خطر ایجاد کینه‌ورزی بیشتر را در پی دارد که به نوبه خود در همان چارچوب تفسیری امنیتی جذب می‌شود.

پیامدهای منطقه‌ای

نگرانی ایران در مورد مناطق کُردنشین فراتر از مرزهایش است. جمعیت‌های کُرد در ایران، عراق، ترکیه و سوریه پراکنده شده‌اند و پیوندهای فرهنگی و سیاسی فراملی ایجاد می‌کنند که به طور تاریخی سوالات امنیتی را در تهران مطرح کرده است.

ادعاهای اخیر ایران در مورد انتقال تسلیحات از طریق مناطق مرزی کُردنشین بر این حساسیت تأکید می‌کند، به ویژه در بحبوحه بی‌ثباتی گسترده‌تر منطقه‌ای.

مقامات ایرانی همچنین سعی کرده‌اند با تأکید بر وفاداری در میان جمعیت‌های کُرد ایرانی، روایت‌های خارجی را خنثی کنند و گاهی جوامع محلی را به دلیل مقاومت در برابر عملیات‌های نفوذ خارجی مورد ستایش قرار داده‌اند. با این حال، تنش اساسی باقی می‌ماند. مناطق کُردنشین هم به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ملی و هم به عنوان بردارهای احتمالی بی‌ثبات‌سازی خارجی در نظر گرفته می‌شوند.

دستگیری‌ها در بلوچستان، همراه با عملیات‌های موازی در مناطق کُردنشین، نشان می‌دهد که چگونه منطق امنیتی ایران در زمان جنگ به طور فزاینده‌ای به مناطق قومی کشور گسترش می‌یابد.

به جای حل بی‌ثباتی، مسیر فعلی سرکوب ممکن است آن را سخت‌تر کند — عملیات‌های امنیتی را عمیق‌تر در مناطقی که تنش‌های سیاسی و اقتصادی برای دهه‌ها حل نشده باقی مانده‌اند، جای می‌دهد.

در این زمینه، مناطق مرزی ایران نه تنها کانون‌های نگرانی امنیتی هستند، بلکه معیاری برای این هستند که حکومتداری در زمان جنگ تا چه حد می‌تواند کشیده شود قبل از اینکه گسست‌های ساختاری بین نهاد شیعه در تهران و جوامع قومی به حاشیه رانده شده دشوارتر از کنترل شوند.