دونالد ترامپ، غول آن زمان املاک و مستغلات، در کتاب خود با عنوان ترامپ: هنر معامله که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، نوشت که یکی از ۱۱ «عنصر معامله» او «شناخت بازار» است. ترامپ گفته بود که به جای تکیه بر تحلیلگران اعداد یا نظرسنجیهای شخص ثالث، ترجیح میدهد از غریزه خود استفاده کند: «دوست دارم فکر کنم این غریزه را دارم.»
از زمانی که همین غریزه او را در ماه فوریه به همکاری با اسرائیل برای حمله به ایران سوق داد، نگاه ترامپ بیشک به بازار نفت و به طور خاص، قیمت خردهفروشی بنزین در ایالات متحده بوده است. برای دههها — به طور تصادفی، حداقل از زمان انقلاب ایران و بحران گروگانگیری ۱۹۷۹-۸۰ — قیمت در پمپ بنزین لنز حیاتی بوده که آمریکاییها از طریق آن موفقیت یا شکست یک رئیسجمهور را قضاوت میکنند.
در این درگیری، تأثیر بر قیمت بنزین برای آمریکاییهای عادی، اهمیت بیشتری دارد تا کارزار نظامی گستردهتر، حذف اورانیوم غنیشده ایران یا اعزام نیروهای زمینی.
اوضاع خوب پیش نمیرود. از زمان آغاز جنگ در ۱۰ هفته پیش، میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده تا ۱۳ مه ۵۲ درصد افزایش یافته و به ۴.۵۳ دلار در هر گالن رسید — بالاترین سطح در چهار سال گذشته. ترامپ معتقد است که این افزایش کوتاهمدت خواهد بود و بهایی اندک برای جلوگیری از دستیابی بزرگترین حامی تروریسم جهان به سلاح هستهای است.
به نوعی، ترامپ حق دارد. قیمت بنزین اندک و در حال کاهش است، حداقل نسبت به درآمد. مشکل اینجاست که هزینه سوخت به شدت با هویت آمریکایی گره خورده است.
آزادی سفر و گشت و گذار
زمانی که در سال ۲۰۱۷ از آفریقای جنوبی به ایالات متحده آمدم، واضح بود که حالا در کشور ماشین هستم، حتی با وجود اینکه گذار انرژی در افق دیده میشد. غرش خودروهایی که با سرعت در بزرگراه ۱۶ بانده ایالت ۱۰ در هیوستون حرکت میکردند — از کامیونهای دو تنی فورد F-150 تا شورلت کوروتهای خشن، بسیاری با سرعتی بسیار فراتر از محدودیت سرعت ۶۵ مایل در ساعت — غیرقابل چشمپوشی بود. مشخص بود که بنزین آیندهای طولانی، حداقل در این بخش از تگزاس، خواهد داشت.
با این حال، اشتغال خاطر رایدهندگان آمریکایی به قیمت بنزین به عنوان شاخص سلامت اقتصادی، همچنان جای تعجب داشت. این امر به ویژه در سال ۲۰۲۶ صادق است، زمانی که برقرسانی و دنیای دیجیتال قرار است آینده را تحت سلطه خود درآورند.
البته آمریکاییها زیاد رانندگی میکنند. حمل و نقل عمومی در خارج از شهرهای بزرگ ناچیز است و افزایش هزینهها به طور نامتناسبی بر گروههای کمدرآمد تأثیر میگذارد. وقتی هزینههای حمل و نقل بالا میرود، تورم در اقتصاد موج میزند. پذیرش خودروهای برقی، هرچند ثابت، در حال کاهش است.
اما از زمانی که من در ایالات متحده ساکن شدم و اکنون شهروند آن هستم، قیمت بنزین به طور متوسط ۳.۰۷ دلار در هر گالن بوده است. این حدود ۱۵ درصد کمتر از قیمت خردهفروشی یک گالن شیر در همان دوره است (البته آمریکاییها در هفته به طور متوسط بسیار بیشتر از شیر، بنزین میخرند.)
با این حال، نسبت بودجه خانوار که صرف پر کردن باک میشود، در سالهای اخیر به طور پیوسته کاهش یافته و اکنون اندکی کمتر از ۲ درصد است، حتی با در نظر گرفتن افزایش قیمتها در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶. یک گالن بنزین بیش از ۱ دلار ارزانتر از یک بیگ مک است و از اواسط دهه ۲۰۰۰ به بعد از نظر نسبی کاهش یافته است. بهبود کارایی سوخت و رشد خودروهای برقی به این معنی است که تقاضا برای بنزین احتمالاً به اوج خود رسیده است.
در همین حال، هزینه کالاها و خدمات دیگر به شدت افزایش یافته است. میانگین قیمت یک خودروی جدید در ایالات متحده به ۵۰,۰۰۰ دلار رسیده که از سال ۲۰۲۰ تاکنون ۳۰ درصد افزایش داشته است. هزینههای بیمه، آموزش عالی و مراقبتهای پزشکی نیز بسیار فراتر از تورم پیشی گرفتهاند. اخیراً، قیمت برق به دلیل تقاضا از مراکز داده هوش مصنوعی افزایش یافته است.
و با این حال، قیمت در پمپ بنزین تأثیر سیاسی بسیار بیشتری نسبت به قیمت برق — یا هزینه شیر برای غلات صبحانه کودک — دارد. درست مانند یک پاینت آبجو در انگلستان، یک «جین» گوشت خوک در چین یا یک کیسه آرد ذرت در جنوب آفریقا، میزان پولی که آمریکاییها برای یک گالن بنزین میپردازند، حتی در سال ۲۰۲۶، همچنان یک شاخص اقتصادی مهم باقی میماند.
بن کیهیل، مدیر بازارهای انرژی و سیاست در دانشگاه تگزاس در آستین، میگوید یکی از توضیحات این است که قیمت بنزین بسیار ساده و همهجا در دسترس است. کیهیل میگوید: «شفافیت بسیار کمی درباره هزینههای مراقبتهای بهداشتی، هزینههای نگهداری از کودک، هزینههای آموزش و نحوه افزایش آنها وجود دارد. اما شما در هر جاده دو باندهای رانندگی کنید، پمپ بنزینهای پشت سر هم را میبینید که قیمت را نشان میدهند. این در روان آمریکاییها بسیار بزرگ جلوه میکند.»
دلیل دیگر، یکنواختی است. با چند استثنا، یک گالن بنزین در هر نقطه از ایالات متحده یکسان است، که امکان مقایسه آسان در مناطق جغرافیایی و نسلها را فراهم میکند. خردهفروشان نمیتوانند با کاهش مقدار، همانطور که با یک جعبه غلات ممکن است، تورم را پنهان کنند، یا برای کاهش اثر افزایش قریبالوقوع قیمت، پیشنهاد «یکی بخر، یکی رایگان بگیر» ارائه دهند.
با این وجود، احتمالاً دلیل عمیقتری برای قدرت سیاسی بنزین وجود دارد.
از نوشتههای مارک تواین و جک کرواک گرفته تا فیلمهای وسترن، آزادی سفر جایگاه مهمی در تاریخ فرهنگی آمریکا دارد. در نیمه دوم قرن بیستم، این آزادی به طور ناگسستنی با خودرو گره خورده بود. تصاویر جادههای باز به پسزمینه ترانههایی درباره عشق و از دست دادن، فساد و هرج و مرج، ریسک و پاداش تبدیل شدند؛ آلبومهای نمادینی مانند بزرگراه ۶۱ بازبینی شد (۱۹۶۵) از باب دیلن و متولد برای دویدن (۱۹۷۵) از بروس اسپرینگستین را در نظر بگیرید.
جان استاینبک در سفر با چارلی: در جستجوی آمریکا (۱۹۶۲) میپرسد: «آیا ممکن است آمریکاییها مردمی بیقرار، مردمی متحرک باشند که هرگز از جایی که هستند راضی نیستند؟» او پاسخ میدهد: «تقریباً هر آمریکایی آرزوی حرکت دارد.»
پرداخت بهای سیاسی
رونالد ریگان در کارزار موفقیتآمیز ریاستجمهوری خود در سال ۱۹۸۰ علیه جیمی کارتر، از میل ذاتی آمریکاییها برای رفتن به جاده استفاده کرد. انقلاب ایران یک سال قبل، بحران نفتی را که از سال ۱۹۷۳ آغاز شده بود، تشدید کرد و منجر به کمبود سوخت در سراسر کشور شد. کارتر پیش از این، در سال ۱۹۱۹، از آمریکاییها خواسته بود تا مصرف انرژی خود را مهار کنند. ریگان در طول مبارزات انتخاباتی، اقدامات محافظهکارانه رقیب خود را به عنوان «سهیم شدن در کمبود» مورد انتقاد قرار داد. افزایش سرسامآور قیمت بنزین، که در سال ۱۹۸۰ به ۱.۲۵ دلار در هر گالن رسید، معادل ۴.۴۳ دلار به قیمتهای ۲۰۲۳، به ریگان این امکان را داد که پرسش بلاغی معروف خود را مطرح کند: «آیا وضعیت شما بهتر از چهار سال پیش است؟»
پاتریک دی هان، رئیس تحلیل نفت در GasBuddy، اپلیکیشنی که به کاربران اجازه میدهد قیمتها را در پمپ بنزینها مشاهده و ارسال کنند، میگوید: وقتی قیمت بنزین پایین است، «دنیا در اختیار شماست و هیچ چیز نمیتواند شما را متوقف کند. احساس میکنید میتوانید هر کاری انجام دهید.»
ترامپ قدرت قیمت بنزین در سیاست آمریکا را بهتر از هر کس دیگری میداند. او بود که جو بایدن، رئیسجمهور وقت، را زمانی که قیمت بنزین در ژوئن ۲۰۲۲، پس از کووید-۱۹ و حمله روسیه به اوکراین، برای مدت کوتاهی از ۵ دلار در هر گالن فراتر رفت، به شدت مورد انتقاد قرار داد. ترامپ با مقصر دانستن این افزایش بر ترویج انرژی سبز توسط بایدن، روایتی ایجاد کرد که دموکراتها بیشتر به سیاره زمین اهمیت میدهند تا به جیب مردم طبقه متوسط آمریکا.
درست یا غلط، روایت ترامپ یک موفقیت سیاسی بود. وعدههای «حفاری، عزیزم، حفاری» و نصف کردن هزینههای انرژی به ترامپ کمک کرد تا برای دومین دوره ریاستجمهوری خود به پیروزی برسد. برای مدتی، همه چیز روال عادی خود را طی میکرد و قیمت بنزین در اواخر سال ۲۰۲۵ به زیر ۳ دلار در هر گالن رسید.
اما اکنون قیمتها در جهت مخالف حرکت میکنند و رتبهبندی تأیید ترامپ در حال کاهش است. اجارهبها، غذا و کرایههای هوایی نیز به تورم کمک میکنند که در ماه آوریل به ۳.۸ درصد رسید. با این حال، میزان هزینه برای این موارد اغلب یک انتخاب شخصی تلقی میشود تا مالیات بر آزادی حرکت، همانطور که برخی افزایش قیمت بنزین را میبینند.
این امر به توضیح این نکته کمک میکند که چرا مالیات فدرال ایالات متحده بر بنزین در ۱۸.۴ سنت در هر گالن ثابت مانده و از سال ۱۹۹۳، زمانی که بیل کلینتون وارد کاخ سفید شد، توسط دولتهای دموکرات و جمهوریخواه دستنخورده باقی مانده است. (در مجموع، مالیاتها حدود ۱۷ درصد از هزینه یک گالن بنزین در ایالات متحده را تشکیل میدهند، در مقایسه با حدود ۵۰ درصد در حال حاضر در انگلستان.) همچنین به همین دلیل است که ترامپ همین هفته از تعلیق موقت این مالیات برای مقابله با افزایش قیمت در پمپ بنزین حمایت کرد.
دی هان از GasBuddy میگوید: «وقتی قیمت بنزین بالا میرود، احساس سرکوبگرانه میدهد.» تعداد کاربران فعال ماهانه GasBuddy از زمان آغاز جنگ دو برابر شده است. «مصرفکنندگان میخواهند رانندگی کنند، چیزهای جدید ببینند و از دنیا تجربه کسب کنند، اما هزینه انجام این کار کمی بازدارندهتر میشود.»
البته، ترامپ تنها رهبری نیست که وزن سیاسی قیمت بنزین در آمریکا را درک میکند. تنها چند روز پس از ترور آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، توسط نیروهای آمریکایی در اوایل سال جاری، ایران با استفاده از یکی دیگر از تاکتیکهای مذاکراتی ترامپ در هنر معامله پاسخ داد: «از اهرم خود استفاده کنید.» ایران عملاً تنگه هرمز را بست و بلافاصله نزدیک به یک پنجم از عرضه نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان را مختل کرد.
افزایش متعاقب قیمت نفت، ایالات متحده را به میز مذاکره کشاند، حتی پس از آنکه ترامپ بارها ادعای پیروزی کامل نظامی را مطرح کرد. رئیسجمهور که به نافرمانی از قوانین سیاسی مشهور است، اکنون با چشمانداز قریبالوقوع شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر روبرو است، که او را برای کاهش قیمتها تحت فشار قرار میدهد، حتی با وجود آنکه او علناً هرگونه ارتباط بین اقتصاد و نحوه مدیریت جنگ را تکذیب میکند.
ترامپ خوششانس است که برای انتخاب مجدد کاندید نمیشود: شاید در نهاییترین نمایش قدرت پمپ بنزین، هیچ رئیسجمهور آمریکایی هرگز با تابلوهای پرنور بیرون پمپ بنزینها که قیمتهای بالاتر از ۴ دلار در هر گالن را نشان میدهند، دوباره انتخاب نشده است.