استیو بنن و برنی سندرز در مورد مسائل زیادی با هم اختلاف نظر دارند. اما هر دو معتقدند که هوش مصنوعی فاجعهای برای طبقه کارگر است. سناتور ورمونت اخیراً نوشت که «الیگارشهای هوش مصنوعی فقط نمیخواهند مشاغل خاصی را جایگزین کنند، بلکه میخواهند کارگران را جایگزین کنند.» بنن، استراتژیست ارشد سابق ترامپ، هفته گذشته اظهارات مشابهی داشت: او در قسمتی از پادکست خود با عنوان «جلوگیری از سرقت بشریت توسط الیگارشهای هوش مصنوعی» گفت که سیلیکون ولی «به مردم عادی اهمیت نمیدهد.» این ائتلاف نوظهور «از برنی تا بنن» به اضطراب فزاینده دوحزبی در مورد هوش مصنوعی اشاره دارد. در نظرسنجیها، ایالات متحده در میان کشورهایی قرار دارد که بیشترین نگرانی را در مورد هوش مصنوعی دارند. آمریکا هم توسعهدهنده اصلی هوش مصنوعی در جهان است و هم اصلیترین متنفر از آن.
اخیراً، ایالت مین اولین ممنوعیت ایالتی ساخت مراکز داده را تصویب کرد (اگرچه این لایحه توسط فرماندار وتو شد). در سطح ملی، تعداد بیسابقهای از پروژههای پیشنهادی در سهماهه اول سال جاری پس از مخالفتهای محلی لغو شدند. در همین حال، در موارد شدید، نگرانیها در مورد هوش مصنوعی به خشونت کشیده شده است. در ماه آوریل، فردی ۱۳ گلوله به خانه یکی از اعضای شورای شهر ایندیاناپولیس شلیک کرد و یادداشتی زیر پادری او گذاشت که روی آن نوشته شده بود: «نه به مراکز داده.» چند روز بعد، مردی یک کوکتل مولوتف به خانه سم آلتمن پرتاب کرد و سپس به مقر OpenAI رفت، جایی که گفته میشود تهدید کرده ساختمان را به آتش میکشد و همه افراد داخل آن را میکشد. (این مرد از آن زمان اتهامات متعددی از جمله اقدام به قتل را رد کرده است.) پستهای شبکههای اجتماعی که این حمله را تشویق میکردند، هزاران لایک جمعآوری کردند: یکی از کاربران نوشت: «امیدوارم آن کوکتل مولوتف سالم باشد!»
همه اینها ممکن است فقط آغاز ماجرا باشد. صنعت هوش مصنوعی سالهای اخیر را صرف هشدار درباره آیندهای بدون شغل کرده است. تاکنون، روایتها در مورد جابجایی نیروی کار عمدتاً حدس و گمان بودهاند. در حالی که تعداد کمی از مدیران اجرایی فناوری، کاهش مشاغل را به هوش مصنوعی نسبت دادهاند، بسیاری از تحلیلگران این مدیران عامل را متهم کردهاند که «شستشوی هوش مصنوعی» انجام میدهند—اساساً، از فناوری به عنوان یک مقصر برای نقشهایی که در هر صورت حذف میکردند، استفاده میکنند. در واقع، هوش مصنوعی عمدتاً یک موهبت مالی برای کشور بوده و بازار سهام را تقویت کرده و رشد را به ارمغان آورده است. اما البته، همه اینها میتواند تغییر کند. تصور کنید اگر مشاغل در سراسر اقتصاد واقعاً به صورت انبوه ناپدید شوند، چه شورشی به پا خواهد شد.
حتی بدون افزایش اخراجهای ناشی از هوش مصنوعی، احساسات ضد هوش مصنوعی احتمالاً رو به رشد خواهد بود. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، فعالان سیاسی از ترس آمریکاییها در مورد این فناوری استفاده میکنند. شرکت نظرسنجی پیشرو بلو رز ریسرچ دریافته است که پیامهایی که تهدید هوش مصنوعی را «با عبارات جسورانه و پوپولیستی» مطرح میکنند، به طور خاص در افزایش حمایت از دموکراتها مؤثر هستند. (فیلمی نمونه که این گروه آزمایش کرده است، میگوید: «اگر شرکتها بدون نظارت رها شوند، همه را اخراج میکنند، تمام سود را برای خود نگه میدارند و شما را با هیچ چیز تنها میگذارند.») سیاستمداران جناح راست نیز اظهارات مشابهی داشتهاند. سناتور جاش هاولی از میسوری اوایل سال جاری گفت: «شکی ندارم که این شرکتها بسیار ثروتمند خواهند شد، اما آیا این برای کودکان خوب خواهد بود؟ آیا برای والدین خوب خواهد بود؟ آیا برای کارگر آمریکایی خوب خواهد بود؟»
بسیاری از سیاستمداران، از جمله رئیسجمهور ترامپ، برای پیروزی در رقابت ادعایی هوش مصنوعی با چین، سیلیکون ولی را تشویق کردهاند. اما حامیان هوش مصنوعی شروع به نگرانی در مورد واکنش منفی کردهاند. در ماه مارس، در کنفرانسی درباره هوش مصنوعی، سناتور مارک وارنر از ویرجینیا، دموکرات، به من گفت که او «به شدت نگران» است که «پوپولیسم از هر دو جناح چپ و راست» میتواند نوآوری را محدود کند.
با تمایل سیاستمداران به پیامهای ضد هوش مصنوعی، درگیریهای محلی بر سر مراکز داده میتواند تشدید شود. در حالی که چنین تأسیساتی میتوانند به تحریک اقتصادهای محلی کمک کنند، اما همچنین برای جوامعی که در آنها ساخته میشوند مخرب هستند و تلفات فیزیکی و زیستمحیطی به بار میآورند، که آنها را به هدفی جذاب برای مخالفت تبدیل میکند. مراکز داده همچنین ملموستر از نرمافزار هوش مصنوعی هستند: کسی که با این صنعت مخالف است ممکن است نتواند جلوی ساخت «کلاد» توسط Anthropic را بگیرد، اما میتواند در مورد ساختوساز جدید در جلسه شورای شهر محلی نگرانیهایی را مطرح کند. یک راهنمای اخیر با عنوان «چگونه یک مرکز داده را متوقف کنیم» که توسط گروهی در میشیگان نوشته شده است، توضیح میدهد که تظاهرات در خارج از خانههای مقامات محلی یک تاکتیک سازماندهی مؤثر بوده است.
در بدترین حالت، وضعیت میتواند ناخوشایند شود. با پتانسیل تحول گسترده اجتماعی و اقتصادی، «هوش مصنوعی شرایط ساختاری را ایجاد میکند که از نظر تاریخی با آغاز خشونت سیاسی مرتبط است»، یانیک ویلوکس-لپاژ، محققی که فناوری و تروریسم را مطالعه میکند، ماه گذشته نوشت. در حال حاضر، حدود یک چهارم آمریکاییها به نظر میرسد خشونت را به عنوان ابزاری برای دستیابی به تغییرات سیاسی میپذیرند. و طبق گفته مرکز سوفان، یک گروه تحقیقاتی غیرحزبی، در ماههای اخیر «تهدیدات مستقیم» علیه افراد، سیاستگذاران و شرکتهای درگیر با هوش مصنوعی افزایش یافته است. شایعترین تهدیدات آنلاین شامل «خرابکاری فیزیکی در مراکز داده پیشنهادی یا در حال بهرهبرداری» است. مقامات محلی در موقعیت به شدت آسیبپذیری قرار دارند: ویلوکس-لپاژ نوشت: «در جایی که افراد ملی غیرقابل دسترس هستند، سیاستگذاران محلی که مرکز داده را تأیید کردهاند، به نماینده همان خشم ساختاری تبدیل میشوند.» پس از تیراندازی در ایندیاناپولیس، شورای شهر طرحی را معرفی کرد که به مقامات اجازه میدهد آدرس خود را خصوصی نگه دارند.
نسخهای از این اتفاق قبلاً رخ داده است: سیلیکون ولی دوست دارد هوش مصنوعی را به انقلاب صنعتی تشبیه کند. در چنین مقایسههایی، صنعت فناوری دوست دارد به ثروت عظیمی که صنعتی شدن به ارمغان آورد، اشاره کند. در بلندمدت، درست است که انقلاب صنعتی به طور رادیکال رشد اقتصادی را افزایش داد. اما زندگی در آن دوران کاملاً متفاوت بود. بسیاری از مردم شاهد رکود دستمزدها و بدتر شدن شرایط کاری خود بودند، در حالی که صاحبان کارخانهها و صنعتگران به ثروت هنگفتی دست یافتند. (فقط رمانی از چارلز دیکنز بخوانید تا متوجه شوید.) این منجر به شورشها و گاهی حملاتی به خود صنعتگران شد. اتوماسیون تنها مشکل در این دوره نبود. ترکیبی از اختلالات تجاری و برداشتهای ضعیف منجر به تورم و به ویژه افزایش قیمت مواد غذایی شد. اما ماشینها به هدفی برای افرادی تبدیل شدند که به طور کلی با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکردند.
به همین ترتیب، در صورت هر نوع رکود اقتصادی، به نظر میرسد اعتبار هوش مصنوعی کاهش یابد. اگر مردم به دلایلی نامرتبط با فناوری از قبل بیکاری را تجربه میکنند، بعید است که با خوشحالی به امکان اتوماسیون مشاغل باقیمانده توسط هوش مصنوعی نگاه کنند. و اگر هوش مصنوعی یک حباب باشد، ممکن است واقعاً بترکد و بقیه اقتصاد را نیز با خود به پایین بکشد.
سیلیکون ولی در حال بیدار شدن از این رنجش است. کارشناسان فناوری در هفتههای اخیر در X (توئیتر سابق) تاکتیکهایی را برای نحوه بهتر بازاریابی هوش مصنوعی با یکدیگر به اشتراک گذاشتهاند. شاید اگر مراکز داده زیبا بودند، مردم آنها را بیشتر دوست داشتند؟ به ویژه، تلاشی برای تغییر روایت پیرامون از دست دادن مشاغل ناشی از هوش مصنوعی صورت گرفته است. شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر Andreessen Horowitz اخیراً مقالهای منتشر کرد که «آخرالزمان مشاغل» را یک خیال بیاساس اعلام کرده بود. در این مقاله آمده بود: «داستان کلی یک آینده بدون شغل نیست، جایی که ما چاق و خشنود به اسکوترهای نتفلیکسمان بازنشسته میشویم.» در سال ۲۰۲۳، پس از انتشار ChatGPT، آلتمن به همکارم راس آندرسن گفت که «مشاغل قطعاً از بین خواهند رفت، همین و بس.» اکنون به نظر میرسد لحن او تغییر کرده است: آلتمن اوایل این ماه نوشت: «بدبینی به مشاغل در بلندمدت احتمالاً اشتباه است.»
اما اکثر مردم کشور از قبل احساس میکنند که اقتصاد برای نفع ثروتمندان طراحی شده است. یک نظرسنجی نشان داد که وقتی بر اساس درآمد خانوار مرتبسازی میشود، گروهی از آمریکاییها که بیشترین خوشبینی را نسبت به هوش مصنوعی در زندگی روزمره خود دارند، کسانی هستند که بیش از ۲۰۰,۰۰۰ دلار درآمد دارند. به نظر میرسد آینده نزدیک هوش مصنوعی این پویاییها را بیشتر تثبیت خواهد کرد: OpenAI و Anthropic هر دو در حال نزدیک شدن به ارزشگذاری تریلیون دلاری هستند و پول و قدرت بیشتری را در میان تعداد معدودی متمرکز میکنند. ناتانیل پرسیلی، استاد حقوق استنفورد و کارشناس هوش مصنوعی، به من گفت: «اختلال برندگان و بازندگانی دارد. بسیاری از آمریکاییها متقاعد نیستند که برنده خواهند بود و این نتیجهگیری را بر اساس تاریخ فناوری در ۲۰ سال گذشته انجام میدهند.» اگر صنعت فناوری واقعاً معتقد است که یک تغییر ساده در پیامرسانی میتواند واکنش منفی را از بین ببرد، پس آنها مشکل را کاملاً درک نکردهاند.