جرد کوشنر در کاخ الیزه در جریان نشست «ائتلاف مایلان» در پاریس، ۶ ژانویه. عکاس: خوزه بوزاس/هانس لوکاس/ردوکس
جرد کوشنر در کاخ الیزه در جریان نشست «ائتلاف مایلان» در پاریس، ۶ ژانویه. عکاس: خوزه بوزاس/هانس لوکاس/ردوکس

نقش دوگانه کوشنر به عنوان فرستاده و سرمایه‌گذار، تضاد منافع ایجاد می‌کند

پیام‌های واتساپ، اغلب چندین بار در هفته، برای خاندان‌های سلطنتی در سراسر حاشیه خلیج فارس ارسال می‌شود.

فرستنده: جرد کوشنر، فرستاده رئیس‌جمهور دونالد ترامپ – و یک سرمایه‌گذار خصوصی که میلیاردها دلار را برای همان شاهزادگان و امیران مدیریت می‌کند.

از زمانی که پدر همسرش ایالات متحده را به جنگ با ایران سوق داد، او در یک کمپین رسمی صلح‌سازی و کسب درآمد خصوصی مشارکت داشته است که نظیر آن در تاریخ معاصر آمریکا دیده نشده است.

به گفته یک فرد آگاه از موضوع، کوشنر در میان تلاش‌ها برای میانجی‌گری صلح، در جلسات سرمایه‌گذاری در شرکت سهام خصوصی خود، افینیتی پارتنرز (Affinity Partners)، که میلیاردها دلار برای قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی مدیریت می‌کند، شرکت کرده است.

این سه کشور غنی از انرژی حاشیه خلیج فارس، نه تنها متحدان دیرینه واشنگتن هستند، بلکه مشتریان اصلی افینیتی نیز محسوب می‌شوند: به گفته افراد مطلع، آن‌ها توافق کرده‌اند تا سالانه ده‌ها میلیون دلار به شرکت کوشنر حق‌الزحمه بپردازند، به این امید که در کاخ سفید نفوذ کسب کنند و همچنین بازدهی برای سبد سرمایه‌گذاری‌هایشان داشته باشند. تصمیم ترامپ برای پیشبرد جنگ ایران که هر سه کشور با آن مخالف بودند، محدودیت‌های این رویکرد را نشان می‌دهد.

بر اساس مصاحبه با بیش از ده‌ها نفر از افراد مطلع از کار و روابط مالی کوشنر در حاشیه خلیج فارس، برخی از مقامات دولتی و متخصصان صندوق‌های ثروت — به ویژه در ریاض و دوحه — با توجه به سرمایه‌گذاری‌های کلانشان در افینیتی، از او ناامید شده‌اند.

به گفته افراد مطلع از این کسب‌وکار، کوشنر همچنان به شرکت ۶ میلیارد دلاری افینیتی نزدیک است، حتی اگر موقتاً مدیریت روزانه را به دیگران سپرده باشد. در طول مذاکرات او با تهران، شرکت مستقر در میامی، جستجو برای سرمایه‌گذاری‌های سودآور را کند کرده اما متوقف نکرده است. هدف آن مانند همیشه یکسان است: یافتن فرصت‌های سودآور در فناوری و مالی، به ویژه در ایالات متحده و اسرائیل، عمدتاً با پول کشورهای حاشیه خلیج فارس. سال گذشته دارایی‌های آن تقریباً ۳۰٪ افزایش یافت که نشان‌دهنده سود حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها است.

کوشنر در بیانیه‌ای ایمیل‌شده اظهار داشت: «کار داوطلبانه من برای رئیس‌جمهور بر ارائه خدمات به آمریکا، صرف‌نظر از هرگونه رابطه تجاری یا شخصی، متمرکز بوده است و تعهد من به این وظیفه تزلزل‌ناپذیر است.»

کوشنر به صورت عمومی و خصوصی روشن کرده است که قصد ندارد اطلاعات بیشتری در مورد وضعیت مالی خود فاش کند. او گفته است که نیازی به این کار ندارد، زیرا او یک داوطلب بدون نقش رسمی در دولت است. دیو وارینگتون، مشاور کاخ سفید، گفت: «جرد در مقام یک شهروند خصوصی عمل می‌کند، بنابراین، مشمول الزامات افشاگری نیست.»

این استدلالی است که منتقدانش می‌گویند روح، اگر نه متن، قوانین تضاد منافع را زیر پا می‌گذارد.

جنگ، که اکنون در ماه سوم خود قرار دارد، به بن‌بست رسیده است و تنگه حیاتی هرمز عملاً برای کشتیرانی مسدود است. ترامپ اعلام کرده است که آتش‌بس با ایران در «مراقبت‌های ویژه» قرار دارد و تهدید کرده است که حملات را از سر خواهد گرفت مگر اینکه تهران اعتراضات خود را به شرایط صلح او کنار بگذارد. این وضعیت، کوشنر و استیو ویتکوف – مذاکره‌کنندگان با تجربه تجاری ترامپ در مورد غزه، اوکراین و اکنون ایران – را با کارهای دیپلماتیک زیادی روبرو می‌کند.

به گفته برخی از این افراد، نحوه پیشبرد جنگ توسط دولت ترامپ و نقش مستقیم کوشنر در تلاش برای پایان دادن به آن، به نقطه نارضایتی فزاینده‌ای تبدیل شده است، به ویژه برای مقامات ریاض و دوحه. این مقامات معتقد بودند که سرمایه‌گذاری در افینیتی ممکن است به آن‌ها نفوذ بیشتری در امور واشنگتن در خاورمیانه بدهد. انتظارات آن‌ها برآورده نشده است، که باعث شده آن‌ها در مورد ائتلاف‌هایی که ده‌ها سال سابقه دارند، بازنگری کنند.

به گفته افراد مطلع، این نارضایتی تا حد یک گسست کامل پیش نمی‌رود، به ویژه در شرایطی که درگیری هنوز حل نشده است. اما مقامات دولتی و مدیران صندوق‌های ثروت می‌گویند که جنگ ایران محدودیت‌های یک شراکت تجاری را که خاندان‌های سلطنتی حاشیه خلیج فارس میلیاردها دلار برای پرورش آن هزینه کرده‌اند، آشکار ساخته است.

در حال حاضر، کوشنر همچنان در تماس نزدیک با این خاندان‌های سلطنتی است و در تماس‌ها و پیام‌های مکرر واتساپ و سیگنال، به‌روزرسانی‌های دیپلماتیک و تجاری را ارائه می‌دهد. منتقدانش می‌گویند منافع مالی او، امروز و در آینده، اکنون بر کار دیپلماتیک او سایه افکنده است. این وضعیت، زمینه دشواری را ایجاد کرده است که ترامپ سعی دارد به بزرگترین بحران سیاست خارجی دوران ریاست‌جمهوری خود پایان دهد.

برخی کارشناسان، افینیتی را بارزترین نمونه از چگونگی درهم آمیختن سیاست عمومی و سود خصوصی توسط حلقه ترامپ – و اینکه چگونه این امر می‌تواند امور دولتی را پیچیده کند – می‌دانند.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس (Chatham House)، اندیشکده بریتانیایی که به طور منظم میزبان مقامات ارشد منطقه در لندن است، گفت: «سرمایه‌گذاری‌ها در شرکت جرد به منظور تثبیت روابط با خانواده ترامپ بود. کشورهای حاشیه خلیج فارس احتمالاً بسیار عصبانی، و حتی ناامید، از این موضوع بودند که ایالات متحده نیازهای امنیتی آن‌ها را به طور کامل در نظر نگرفت.»

آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «تلاش‌های دیپلماتیک داوطلبانه جرد کوشنر با بالاترین سطح صداقت انجام می‌شود و هیچ ربطی به کسب‌وکارهای خصوصی او ندارد.» سخنگویان دولت‌های قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخ ندادند.

فردی مطلع از تفکرات کوشنر گفت که او به همکارانش گفته است می‌تواند نقش‌هایش را از هم تفکیک کند. این فرد افزود که او به اصطکاک با حامیانش در حاشیه خلیج فارس به عنوان مدرکی دال بر اینکه صرفاً مطیع خواسته‌های آن‌ها نیست، اشاره کرده است.

به طور خصوصی، او احساس اطمینان، و حتی اثبات حقانیت، در مورد توانایی خود برای مدیریت تضادها بدون افشای کامل منافع مختلف خود را نشان داده است.

دوستان و همکاران، تجربه سرمایه‌گذاری نسبتاً محدود او – قبل از اینکه ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ پیروز شود، کوشنر برای شرکت املاک و مستغلات خانواده‌اش کار می‌کرد – را به عنوان یک مزیت غیرمتعارف توصیف می‌کنند که به او دیدگاهی متفاوت می‌بخشد.

اما جان دینکلمن، رئیس انجمن خدمات خارجی آمریکا، گفت که وزارت خارجه معمولاً تضادهای آشکار را حتی در میان کارمندان رده پایین‌تر نیز کنترل می‌کند. نقش‌های دوگانه کوشنر او را در جایگاهی بی‌نظیر قرار می‌دهد.

دینکلمن، که سازمان صد ساله او نزدیک به ۱۷۰۰۰ عضو از جمله افسران فعال و بازنشسته خدمات خارجی ایالات متحده را نمایندگی می‌کند، می‌گوید: «این سوال مطرح می‌شود که آیا ما کسی را به کشوری منصوب می‌کنیم که در آن دارایی دارد، چه رسد به اینکه با تصمیم‌گیری در مورد یک سرمایه‌گذاری بسیار بزرگتر سروکار داشته باشد.»

شرکت افینیتی که در سال ۲۰۲۱ تأسیس شد، بیشتر دارایی‌های خود را از صندوق‌های ثروت و شرکت‌های سرمایه‌گذاری حاشیه خلیج فارس جذب کرده است. بر اساس رویه‌های استاندارد صنعت، این مبلغ می‌تواند سالانه حدود ۶۰ میلیون دلار حق مدیریت ایجاد کند. به گفته یک فرد مطلع، افینیتی حدود ۸۰٪ از پولی را که جمع‌آوری کرده، سرمایه‌گذاری کرده است. در ماه مارس، چند هفته پس از شروع جنگ، این شرکت در یک دور جذب سرمایه ۵۷۵ میلیون دلاری برای شرکت Whoop Inc.، سازنده دستگاه‌های پوشیدنی سلامتی، سرمایه‌گذاری کرد.

در همان ماه، کوشنر در میامی در کنفرانسی که توسط صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی تأمین مالی شده بود، سخنرانی کرد. این صندوق اکنون شروع به کاهش برخی از سرمایه‌گذاری‌های مهم خود، از جمله LIV Golf، کرده است؛ LIV Golf یک سرمایه‌گذاری بود که ترامپ نیز آن را ستایش کرده و در آن رویداد سخنرانی کرده بود. این عقب‌نشینی از سرمایه‌گذاری در گلف یک تغییر عمده است که نشان‌دهنده فشارهای اقتصادی جنگ ایران است.

کوشنر به حاضران گفت: «صلح با تجارت تفاوت چندانی ندارد. هر دو معما هستند.»

برای کوشنر و افینیتی، این معماها پیچیده‌تر شده‌اند. به گفته یک فرد مطلع، هنگامی که ترامپ سال گذشته از او خواست تا در امور اوکراین و غزه کمک کند، کوشنر مدیریت افینیتی را به دو معاون خود واگذار کرد: لوئیس ویدگارای، وزیر دارایی سابق مکزیک، و اسد نقوی، بانکدار سابق در لازارد؛ لورن کی، مدیر مالی افینیتی نیز پشتیبانی اضافی ارائه می‌دهد. این تیم با شرکت‌ها ملاقات کرده و جلسات فصلی با سرمایه‌گذاران برگزار می‌کند.

در این میان، کوشنر در حال مدیریت خواسته‌های متحدان ایالات متحده است که اکنون به مشتریان افینیتی تبدیل شده‌اند. افراد مطلع می‌گویند او بر روابط شخصی که در دوران اولین دولت ترامپ با خاندان حاکم آل سعود عربستان سعودی، خاندان آل نهیان ابوظبی و خاندان آل ثانی قطر ایجاد کرده بود، تکیه کرده است. افینیتی در حال مذاکره برای جذب پول بیشتر از صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی بود اما با ادامه نقش کوشنر به عنوان فرستاده، مسیر خود را تغییر داد.

به ویژه قطری‌ها، دولت ترامپ را لابی کرده بودند تا از جنگ تمام عیار با ایران اجتناب کند. اما کوشنر و دیگر مشاوران ترامپ در نهایت با یکی از مقاصد سرمایه‌گذاری ترجیحی افینیتی، یعنی اسرائیل، هم‌سو شدند؛ بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با موفقیت ترامپ را تحت فشار قرار داد تا به یک کارزار مشترک علیه ایران بپیوندد.

با این حال، حاکمان حاشیه خلیج فارس او را به عنوان یک قدرت‌ساز می‌بینند که ممکن است به پایان جنگی که نمی‌خواستند، کمک کند، می‌گوید ابتسام الکتبی، رئیس مرکز سیاست‌گذاری امارات مستقر در ابوظبی، که تفکر دولت را به دقت منعکس می‌کند. او می‌افزاید: کوشنر به عنوان چیزی دیگر نیز دیده می‌شود: «شخصیتی که منافع تجاری‌اش اکنون او را به هر گفتگوی سیاسی همراهی می‌کند.»

کوشنر در بحث‌های خصوصی، تنش‌ها را کم‌اهمیت جلوه داده است. به گفته چندین نفر از افراد مطلع از این مذاکرات، مشتریان حاشیه خلیج فارس راه را برای تجارت بیشتر با افینیتی باز گذاشته‌اند، به شرطی که جنگ با یک توافق صلح مورد قبول آن‌ها پایان یابد. (مقامات منطقه می‌گویند هیچ تمایز واقعی بین خانواده‌های سلطنتی منطقه و صندوق‌های ثروت دولتی بزرگ آن‌ها وجود ندارد.)

برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این درگیری حیاتی است. آن‌ها بار حملات تلافی‌جویانه ایران به زیرساخت‌های انرژی – بنیان اقتصادشان – را متحمل شده‌اند، در حالی که با تهدیدهای جدی به تأسیسات آب شیرین‌کن که بیشتر آب آشامیدنی آن‌ها را تأمین می‌کنند، نیز روبرو هستند. کارشناسان هشدار داده‌اند که حملات مداوم به این تأسیسات می‌تواند کمبودهایی را ایجاد کند که به طور بالقوه بخش‌هایی از منطقه را به طور موقت غیرقابل سکونت می‌سازد.

کوشنر اشاره کرده است که بازگشت او به افینیتی به صورت تمام وقت ممکن است به تعویق بیفتد، اگر وظایف دیپلماتیک او گسترش یابد.

دموکرات‌ها در کنگره خواستار تحویل ارتباطات او با مقامات سعودی، اماراتی، قطری و اسرائیلی، و همچنین سایر سوابق، شده‌اند. به گفته یک فرد مطلع، کوشنر مهلت ۳۰ آوریل را برای انجام این کار رعایت نکرد، اما ممکن است درخواست تمدید کند. کلی، سخنگوی کاخ سفید، تلاش‌های دموکرات‌ها را «بی‌اثر» دانست.

به گفته یک فرد مطلع از تفکرات او، کوشنر موضعی سرسختانه اتخاذ کرده و استدلال می‌کند که او الزامات کمیسیون بورس و اوراق بهادار را رعایت کرده و قصد ندارد فراتر از آن عمل کند.

بیش از یک سال پس از آغاز دومین دولت ترامپ، متحدان و مشتریان در خاورمیانه به درک جدیدی در مورد فرد مسئول خود در ایالات متحده دست یافته‌اند.

سینزیا بیانکو، پژوهشگر مهمان در شورای روابط خارجی اروپا، می‌گوید: «کشورهای حاشیه خلیج فارس با این واقعیت دست و پنجه نرم می‌کنند که سرمایه‌گذاری‌هایشان به آن‌ها نفوذی در چیزی که برایشان واقعاً حیاتی است، نداد. این امر منجر به بازنگری آن‌ها در سرمایه‌گذاری‌ها و تعهداتشان در آینده خواهد شد.»