تصویر: اکونومیست / گتی ایمیجز
تصویر: اکونومیست / گتی ایمیجز

شش کتاب برای درک جنگ ویتنام

از نگاه سیاست‌گذاران، جاسوسان، سربازان و غیرنظامیان

جنگ ویتنام چه بود؟ «باتلاقی» که یک مورخ آن را چنین نامید؟ «تعهدی در جستجوی توجیه» که یک کاندیدای ریاست جمهوری در دهه ۱۹۶۰ گفت؟ یا منازعه‌ای که روستاها و خانواده‌ها را از هم پاشید، همانطور که یک خاطره‌نویس ویتنامی به یاد آورد؟ در میان این کتاب‌ها—که برخی در حین تشدید جنگ نوشته شده‌اند—مطالعاتی درباره چگونگی و چرایی کشاندن آمریکا به درگیری‌ای که رها کردن آن بسیار دشوار بود، دیده می‌شود. دیگران تجربیات آمریکایی‌هایی که خدمت کردند و غیرنظامیان ویتنامی را بررسی می‌کنند. یکی از آنها، که یک دهه قبل از پیاده شدن تفنگداران دریایی در ویتنام جنوبی منتشر شد، این فاجعه را پیش‌بینی کرده بود و ترکیب خاص آرمان‌گرایی و غرور آمریکایی‌ها را برجسته می‌کرد.

بهترین‌ها و باهوش‌ترین‌ها.

این افراد، که از دانشگاه‌ها و مؤسسات نخبه آمریکا جذب شده بودند، تجسم اعتماد به نفس تکنوکراتیک پس از جنگ بودند. رابرت مک‌نامارا، وزیر دفاع، رئیس سابق شرکت فورد موتور بود. مک‌جورج باندی، مشاور امنیت ملی، رئیس دانشکده هاروارد بود. مردانی از این دست دولت‌های جان اف. کندی و لیندون جانسون را پر کردند و آمریکا را عمیق‌تر به ویتنام کشاندند. اعتماد به نفس بیش از حد آنها به سوءقضاوت‌های فاجعه‌بار منجر شد. آنها جنگ را به عنوان یک مشکل قابل اندازه‌گیری تلقی می‌کردند، و برای اندازه‌گیری پیشرفت به معیارهایی مانند شمارش اجساد و نسبت کشتار متکی بودند. اما از تاریخ، فرهنگ و انگیزه‌های ویتنامی‌ها چه می‌دانستند؟ معلوم شد که کم. این کتاب که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد، درس‌هایی برای دولت‌های آینده آمریکا ارائه داد—اگرچه به نظر می‌رسد تعداد کمی آنها را جذب کرده‌اند.

دروغی درخشان.

این کتاب با مراسم خاکسپاری جان پل ون، سرباز آمریکایی که به مشاور غیرنظامی در ویتنام تبدیل شد، در سال ۱۹۷۲ آغاز می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید، روایتی جذاب و درخشان از چگونگی تبدیل شدن ون به یک چهره برجسته در درگیری — و برچیدن ناامیدی تلخ او از تصمیم‌گیری آمریکا (با وجود اینکه هرگز امید به پیروزی آمریکا را از دست نداد) است. نویسنده با پیگیری آرمان‌گرایی، شجاعت و ناامیدی فزاینده ون، جوهر اشتباهات آمریکا را به تصویر می‌کشد: غرور امپریالیستی، باور اشتباه و کوری تراژیک نسبت به عاملیت و رنج ویتنامی‌ها. او ابتدا ون را به عنوان یک خبرنگار جوان که جنگ را پوشش می‌داد، شناخت و سپس ۱۶ سال را صرف تحقیق و نگارش آنچه که به روایت قطعی این درگیری تبدیل شد، کرد.

ماترون.

نویسنده، یک کهنه‌سرباز ویتنام با نشان افتخار، ۳۰ سال را صرف نوشتن این رمان کرد. عنوان آن به یک پاسگاه نظامی دورافتاده اشاره دارد که یک گروهان تفنگداران دریایی آن را می‌سازند، رها می‌کنند و در نهایت از دشمن پس می‌گیرند. آنها توسط ستوان دوم جوانی به نام واینو ملاس رهبری می‌شوند، فارغ‌التحصیل آیوی لیگ که مشتاق است در راه یک حرفه معتبر در حقوق یا سیاست مدال کسب کند (پیشینه‌ای مشابه نویسنده). اما جاه‌طلبی‌های ملاس با واقعیت روبرو می‌شود، همانطور که حماقت خونین اطراف ماترون آشکار می‌گردد. در نبردهایی که به طرز درخشان و رقت‌انگیزی به تصویر کشیده شده‌اند، فرماندهان آمریکایی یک حمله بی‌معنی پس از دیگری را دستور می‌دهند. این رمان وحشت، پوچی و بی‌کفایتی بوروکراتیک جنگ را به تصویر می‌کشد. این کتاب در کنار مجموعه داستان‌های کوتاه تیم اوبراین، «چیزهایی که با خود حمل می‌کردند»، در انتقال بیهودگی همه چیز ایستاده است.

وقتی بهشت و زمین جای خود را عوض کردند.

اغلب گفته می‌شود که ویتنام یک کشور است، نه یک جنگ. با این حال، مردم ویتنامی در کتاب‌های مربوط به این درگیری می‌توانند احساس کنند که نقش‌های فرعی دارند. خاطرات لی لی هایسلیپ یک دیدگاه نادر را ارائه می‌دهد: دیدگاه یک غیرنظامی که در میان آتش جنگ گرفتار شده است. نیروهای ویت کنگ و ویتنام جنوبی، که اغلب با سربازان آمریکایی همراه بودند، از روستای او در نزدیکی دا نانگ عبور می‌کردند، هر یک وفاداری می‌خواستند و خیانت را مجازات می‌کردند. خانم هایسلیپ، که در آن زمان نوجوان بود، خود مورد بازجویی، ضرب و شتم، شکنجه و تجاوز قرار گرفت — اپیزودهایی که با جزئیات تلخ توصیف شده‌اند. او و دیگر روستاییان در موقعیت‌های اخلاقی غیرممکن قرار گرفتند. با این حال، مضمون اصلی کتاب درک متقابل است. شخصیت‌های آن نه شرور و نه قهرمان هستند، بلکه شخصیت‌هایی پیچیده به اندازه خود روستاییان نادیده گرفته شده‌اند.

جاسوس بی‌نقص.

فام شوان آن، یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌هایی که در جنگ آمریکا در ویتنام نقش داشت، خبرنگار مجله تایم در سایگون و برای مدت کوتاهی، پس از پیروزی کمونیست‌ها، رئیس دفتر بود. او همچنین یکی از مؤثرترین جاسوسان ویتنام شمالی بود. این زندگی‌نامه زندگی دوگانه او را ردیابی می‌کند. آن پس از پیوستن به ویت کنگ در دهه ۱۹۵۰، با دیپلمات‌های آمریکایی دوست شد و دو سال را صرف تحصیل روزنامه‌نگاری در کالیفرنیا کرد، جایی که دلبستگی شدیدی به آمریکا پیدا کرد. او که مورد اعتماد آمریکایی‌ها بود، اطلاعات حیاتی را به دولت ویتنام شمالی در هانوی ارائه می‌داد. و درک او از استراتژی کمونیستی، فایل‌های او را برای تایم غنی کرد. او دوستی‌های قوی با همکاران آمریکایی داشت و مخفیانه جان باب آنسون از تایم را که در کامبوج اسیر شده بود، نجات داد. او معتقد بود که برای دوست شدن دو کشور، ویتنام باید آمریکایی‌ها را بیرون کند.

آمریکایی آرام.

این رمان که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد، از اولین کتاب‌ها درباره نقش آمریکا در ویتنام است. حکومت استعماری فرانسه در حال فروپاشی است و آمریکا شروع به مداخله می‌کند. توماس فاولر، یک خبرنگار بریتانیایی مستقر در سایگون، با آلدن پایل، یک امدادگر جوان آمریکایی با روابط مخفی با سیا ملاقات می‌کند. پایل معتقد است که کشور به یک «نیروی سوم» — نه استعماری و نه کمونیستی — نیاز دارد و از یک ژنرال محلی برای ایجاد آن حمایت می‌کند. پایل، مودب، جدی و مطمئن از انجام کارهای خیر، تجسم آرمان‌گرایی است که فاولر به آن بی‌اعتماد است. این دو مرد همچنین رقیب یکدیگر برای جلب محبت فونگ، زن جوان ویتنامی هستند. هر یک با او به عنوان کسی که باید پیروز شود و از او محافظت شود رفتار می‌کنند، و به ندرت می‌پرسند که او چه می‌خواهد — درست همانطور که با کشور اطرافشان رفتار می‌کنند. این رمان با تکیه بر گزارش‌های خود گرین در هندوچین، نقدی تند بر حضور فزاینده آمریکا در ویتنام است.