تهران — در بحبوحه تشدید دوباره تنشها در خلیج فارس طی هفته گذشته، مقامات و چهرههای رسانهای ایران لحنی به مراتب تندتر را نسبت به برخی کشورهای عربی اتخاذ کردهاند و آنها را متهم به تسهیل عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل در طول درگیری اخیر کردهاند.
این لحن تند همزمان با تنشهای جدید در تنگه هرمز، مناقشات دیپلماتیک در شورای امنیت سازمان ملل و نگرانی فزاینده در تهران صورت گرفته است که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال بازگشت به یک محور امنیتی ضدایرانی هستند.
این تغییر چشمگیر است، زیرا پس از چندین سال کاهش تنش محتاطانه بین تهران و همسایگان عربش رخ میدهد. از زمان نزدیکی ایران و عربستان سعودی با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳، مقامات ایرانی بارها بر گفتگوی منطقهای و "دیپلماسی همسایگی" به عنوان ارکان سیاست خارجی تهران تاکید کرده بودند.
اما اکنون، به نظر میرسد برخی صداها در میان نخبگان سیاسی ایران به طور فزایندهای متقاعد شدهاند که جنگ، محدودیتهای دوستی تهران با رقبای خلیجی خود – یا حتی این احتمال که این دوستیها توهمی بیش نبوده است – را آشکار کرده است.
تندترین اظهارات متوجه امارات متحده عربی بوده است. علی خضریان, عضو برجسته کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران, روز جمعه در تلویزیون دولتی ادعا کرد که نهادهای نظامی و اطلاعاتی امارات در طول جنگ، پشتیبانی قابل توجهی را به اسرائیل و ایالات متحده ارائه کردهاند. او حتی ادعا کرد که "ظن جدی" وجود دارد که هواپیماهای اماراتی، پس از شناسایی پرچمها، مستقیماً در حملات به خاک ایران شرکت کردهاند.
در حالی که این ادعا به طور مستقل تأیید نشده است، اهمیت سیاسی آن کمتر در شواهد و بیشتر در پیام آن نهفته است: جناحهای بانفوذ در تهران به طور آشکار امارات را نه یک همسایه دشوار، بلکه یک بازیگر متخاصم معرفی میکنند.
خضریان هشدار داد که "معادله امنیتی" ایران که پیشتر در مورد اقلیم کردستان عراق – جایی که تهران بارها و تقریباً آزادانه آنچه را پایگاههای متخاصم میخواند، هدف قرار داده – اعمال میشد، اکنون میتواند به امارات نیز گسترش یابد. او گفت: "جمهوری اسلامی دیگر امارات را یک همسایه نمیبیند" و آن را "پایگاهی متخاصم" توصیف کرد. او هشدار دیگری مبنی بر مجازات شدید علیه امارات پس از پایان جنگ با ایالات متحده صادر کرد: "ایران امارات را رها نخواهد کرد."
روز جمعه، امارات اعلام کرد که دور دیگری از موشکها و پهپادهای ایرانی پرتاب شده به قلمرو خود را رهگیری کرده است. تهران مسئولیت حملات اخیر را تکذیب کرده است.
"نظم نوین" خودخوانده
این لفاظیها فراتر از مجلس گسترش یافته است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، یک هشدار تلویحی را به زبان عربی در پلتفرم X منتشر کرد: "اگر دندان شیر را برجسته دیدی، گمان مبر که او میخندد."
اگرچه غیرمستقیم، این پیام در رسانههای ایران و عرب به طور گستردهای به عنوان هشداری به کشورهای خلیج فارس همسو با طرح اخیر دریایی واشنگتن و پروژه آزادی پرزیدنت دونالد ترامپ در تنگه هرمز تفسیر شد. این عملیات، در حالی که اکنون متوقف شده است، به دنبال مقابله با کنترلهای ایران بر تنگه هرمز بود.
مقامات ایرانی بلافاصله این تعلیق را عقبنشینی آمریکا توصیف کردند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، این طرح را "پروژه بنبست" خواند، در حالی که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، اعلام کرد که ایران در حال تثبیت "معادلهای جدید" در تنگه هرمز است. مهدی محمدی، مشاور قالیباف، فراتر رفت و هشدار داد که ایران اجازه هیچگونه استقرار نظامی مجدد آمریکا در خاورمیانه و همچنین هیچ "توسعهای به سمت شرق" توسط اسرائیل را نخواهد داد و استدلال کرد که اقدامات ایران "نظمی نوین" را به ارمغان آورده است.
پیامرسانی تهران به طور فزایندهای حاکی از آن است که مقامات ایرانی معتقدند جنگ به طور اساسی توازن قدرت منطقهای – به ویژه در امنیت دریایی خلیج فارس – را تغییر داده است؛ ادعایی که باعث نگرانی رقبای خلیجی آن شده است.
افزایش شکاف بیاعتمادی در تهران
این رویارویی همچنین سوءظن موجود ایران درباره همکاری نظامی کشورهای خلیج فارس با قدرتهای خارجی را عمیقتر کرده است. رسانههای ایران گزارشهای مربوط به افزایش روابط دفاعی بین کشورهای خلیج فارس و اوکراین، به ویژه در زمینه جنگ پهپادی و سیستمهای ضد پهپاد را از نزدیک دنبال کردهاند.
نشست اخیر پادشاه بحرین و ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در منامه پس از پیشنهاد زلنسکی برای گسترش همکاریهای پهپادی، توجه قابل توجهی را در رسانههای ایران به خود جلب کرد. مفسران طرفدار رژیم ایران این تحولات را از دریچه درگیری اخیر تحلیل کردند و استدلال کردند که کشورهای خلیج فارس در حال آماده شدن برای یک رویارویی امنیتی بلندمدت با ایران هستند.
در این میان، تهران تلاش کرده است تا یک پیام دوگانه را حفظ کند: بازدارندگی همراه با دیپلماسی مشروط.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، بارها تاکید کرده است که ایران به دنبال درگیری با "برادران" منطقهای نیست و همچنان آماده گفتگو "در چارچوب قوانین بینالمللی" است. او در تماس اخیر با علی الزیدی، نخستوزیر منتخب عراق، خاطرنشان کرد که اختلافات با کشورهای مسلمان همسایه هنوز از طریق منطق و همکاری قابل حل است. پزشکیان با این حال افزود که ایران هرگز تسلیم "تهدیدها و ارعاب" نخواهد شد. پیام مشابهی که به رهبر جدید آیتالله مجتبی خامنهای نسبت داده شده بود، اواخر آوریل توسط رسانههای ایران منتشر شد.
این تنش پنهان – بین دیپلماسی رسمی و تشدید مواضع تندرو – بازتابدهنده بحثهای عمیقتر در داخل ایران در مورد چگونگی تفسیر درسهای منطقهای جنگ است.
به نظر میرسد یک جناح بر این باور است که کشورهای خلیج فارس در نهایت در زمان افزایش فشار، طرف واشنگتن و اسرائیل را گرفتند و ثابت کردند که تلاشهای نزدیکی نتوانست به طور اساسی همسوییهای منطقهای را تغییر دهد. برای این جناحها، بازدارندگی و ارعاب اکنون موثرتر از تعامل دیپلماتیک تلقی میشود.
یک جناح کمنفوذتر، که بیشتر با لحن عملگرایانه پزشکیان همسو است، مشتاق جلوگیری از فروپاشی کامل روابط منطقهای به نظر میرسد، تا حدی به این دلیل که ایران نمیتواند همزمان با اسرائیل، ایالات متحده و همسایگان عرب خود درگیر باشد، در حالی که با فشارهای اقتصادی شدید روبرو است.
با این حال، حتی چهرههای عملگرا نیز در روزهای اخیر لحن تندتری را اتخاذ کردهاند. واکنش رسمی ایران به پیشنویس قطعنامه آمریکا-بحرین در شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد تنگه هرمز، نشاندهنده چگونگی تشدید بیاعتمادی است.
عراقچی این قطعنامه را "یکجانبه" محکوم کرد و آن را متهم به نادیده گرفتن آنچه تهران "تجاوز نظامی" آمریکا-اسرائیل میخواند – که مقامات ایرانی اصرار دارند عامل اصلی بحران دریایی بوده – کرد. امیرسعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، نیز این پیشنویس را "با انگیزههای سیاسی" خواند و استدلال کرد که تنها راه حل پایدار، پایان دادن به جنگ و لغو محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده خواهد بود.
اینکه آیا این وضعیت نشاندهنده تشدید موقت در زمان جنگ است یا گسستی پایدار، هنوز مشخص نیست.
روابط ایران با پادشاهیهای خلیج فارس در طول تاریخ بین رویارویی و همزیستی عملگرایانه در نوسان بوده است. حتی پس از دورههای تنش شدید – از جمله حملات به تاسیسات نفتی عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ و سالها درگیری نیابتی در سراسر منطقه – دیپلماسی در نهایت از سر گرفته شد.
با این حال، فضای کنونی برای بسیاری در تهران به طور کیفی متفاوت به نظر میرسد.
سیاستمداران ایرانی به طور فزایندهای این درگیری را نه یک جنگ جداگانه، بلکه شاهدی بر یک معماری امنیتی منطقهای نوظهور میدانند که شامل اسرائیل، ایالات متحده و بخشهایی از خلیج عربی میشود.
اگر این برداشت به دکترین دولتی تبدیل شود، منطقه ممکن است برای مرحله جدیدی آماده شود که در آن بیاعتمادی – به جای کاهش تنش محتاطانه – یک بار دیگر به اصل سازماندهنده غالب در روابط به طور فزاینده پرتنش خلیج فارس و ایران تبدیل شود.