رئیسجمهور ترامپ واقعاً، واقعاً میخواهد جنگ با ایران پایان یابد. او بارها اعلام پیروزی کرده است، از جمله حدود سه هفته پیش، زمانی که ایران به طور موقت تنگه هرمز را بازگشایی کرد. او بارها مهلتهای آتشبس خود را تمدید کرده است، به جای اینکه تهدیدات (گاهی آخرالزمانی) خود را برای از سرگیری درگیریها عملی کند. این هفته، دولت او به طور ناگهانی تلاش برای اسکورت کشتیها از طریق تنگه را کنار گذاشت، تا حدی به دلیل ترس از اینکه این اقدام میتواند درگیریهای خشونتآمیز و فزایندهای را تحریک کند.
ترامپ از این جنگ که بسیار دشوارتر و طولانیتر از حد انتظار او بوده، خسته شده است. حزب او با نگرانی در حال رصد افزایش قیمت بنزین و کاهش آمار نظرسنجیها است. او نمیخواهد مانند برخی از اسلاف خود درگیر یک درگیری در خاورمیانه شود. او نمیخواهد این موضوع اجلاس مهم هفته آیندهاش در چین را به هم بریزد. او آماده است تا به جلو حرکت کند.
اما به نظر میرسد ایران تمایلی به پایان جنگ ندارد. یا حداقل، نه با هر نتیجهای که برای مذاکرهکنندگان آمریکایی قابل قبول باشد. ترامپ اکنون در مخمصه افتاده است. پنج دستیار و مشاور خارجی به من گفتند که رئیسجمهور متقاعد شده است که میتواند هر نوع توافقی را به عنوان یک پیروزی بفروشد. اما حداقل در حال حاضر، مردی که کتاب هنر معامله را نوشت، حتی نمیتواند ایران را پای میز مذاکره بیاورد. امروز، واشنگتن همچنان منتظر پاسخ ایران به آخرین پیشنهاد خود، یعنی یک تفاهمنامه یکصفحهای است که بیشتر به تمدید آتشبس شباهت دارد تا معاهدهای برای پایان درگیری.
ترامپ با یک پرسش دشوار مواجه است: چگونه میتوان جنگی را پایان داد در حالی که طرف مقابل کوتاه نمیآید؟ و در حالی که ترامپ به دنبال راهی برای خروج است، تندروها در تهران از این جنگ برای تثبیت قدرت خود استفاده کردهاند. به نظر میرسد ایران مصمم است کاری را انجام دهد که در گذشته به خوبی انجام داده است: تحقیر یک رئیسجمهور آمریکایی.
ترامپ هرگز فکر نمیکرد چنین شود. پس از عملیات نظامی چشمگیر برای ربودن نیکلاس مادورو از کاراکاس، رئیسجمهور چشم به ایران دوخت و به نزدیکان خود گفت که "این نیز ونزوئلایی دیگر خواهد بود"، این را دو مشاور خارجی به من گفتند. آنها، مانند دیگران، به شرط ناشناس ماندن برای بحث درباره استراتژی داخلی صحبت کردند. ترامپ معتقد بود که ارتش آمریکا شکستناپذیر است و او فرصت دارد تا تئوکراسی تهران را سرنگون کند، جایزهای که از دست اسلافش گریخته بود. او در حال ترسیم مجدد نقشههای جهان بود و انتظار داشت پیروزی در چند روز، حداکثر یک یا دو هفته به دست آید. حمله اولیه آمریکا و اسرائیل رهبر عالی ایران را کشت و شامل موجی از بمبارانها بود که گفته میشود بیشتر تواناییهای موشکی این کشور را از بین برد. اما تهران تسلیم نشد و در عوض به همسایگان خود در خلیج فارس حمله کرد و کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت، تنگهای که 20 درصد از نفت جهان از آن عبور میکند. ایران با ترکیبی از مینها، قایقهای تهاجمی کوچک و پهپادها، عملاً این آبراه را بست. قیمت انرژی سر به فلک کشید. درگیری به بنبست رسید و سپس به یک آتشبس شکننده تبدیل شد. یک دور مذاکرات رسمی و برجسته شکست خورد. هیچ دور دیگری برنامهریزی نشده است.
ترامپ در ظاهر چیزی جز اعتماد به نفس نشان نداده است. گاهی اوقات، او جنگ را کماهمیت جلوه میدهد و آن را "یک گشت و گذار کوچک"، "انحراف" یا "جنگ کوچک" میخواند. او تقریباً هر روز اعلام پیروزی قریبالوقوع کرده است، لافزنیای که وزیر دفاع، پیت هگست در نشستهای پنتاگون خود آن را تکمیل میکند. پشت درهای بسته، صدا کمتر است، اما مقامات آمریکایی معتقدند محاصره دریایی بنادر ایران، که ماه گذشته برقرار شد، در حال کار است و اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار میدهد. دو مقام پیشبینی کردند که ایران با فروپاشی مواجه شده و مجبور به مذاکره خواهد شد.
اما سوال واقعی زمان است: تعدادی از کارشناسان پیشبینی کردهاند که ایران میتواند برای ماهها، نه هفتهها، در برابر فشار محاصره مقاومت کند. ارزیابی اطلاعاتی ایالات متحده که این هفته به سیاستگذاران ارائه شد، با این موضوع موافق است و نشان میدهد که ایران میتواند حداقل سه یا چهار ماه دیگر دوام بیاورد. اگر چنین شود و ایران به بستن تنگه ادامه دهد، قیمتها در غرب، از جمله در ایالات متحده در سال انتخابات میاندورهای، همچنان افزایش خواهند یافت. پس از آن، مسئله درد مطرح میشود: کدام طرف میتواند بیشترین سختی اقتصادی را تحمل کند؟
صبر نقطه قوت ترامپ نیست. یک مشاور خارجی که مرتباً با او صحبت میکند، به من گفت که رئیسجمهور از جنگ "خسته" شده است. دیگران معتقدند او از سرسختی ایران ناامید است. و در حالی که ترامپ گاهی خود را از نگرانیهای سیاسی حزبش جدا میداند، جمهوریخواهان با شکایات زیادی در مورد افزایش قیمتها، به ویژه در پمپ بنزین، مواجه شدهاند. بسیاری در حزب جمهوریخواه از قبل خود را برای از دست دادن مجلس آماده میکردند؛ آنها معتقدند هر چه جنگ طولانیتر شود، احتمال تغییر ترکیب سنا نیز بیشتر خواهد شد.
با وجود بنبست در مذاکرات، ترامپ تمایلی به از سرگیری خصومتها ندارد، این را دستیاران و مشاوران به من گفتهاند. نگرانیهایی در مورد کاهش ذخیره مهمات آمریکایی وجود دارد و ترامپ این هفته از کشتن افراد بیشتر ابراز بیمیلی کرد. برخی از متحدان ایالات متحده در منطقه (از جمله گاهی اوقات عربستان سعودی و امارات متحده عربی) ابراز نگرانی کردهاند که از سرگیری حملات آمریکا، آنها را بار دیگر هدف اقدامات تلافیجویانه ایران قرار خواهد داد. دیروز، ایران به کشتیهای نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز آتش گشود و ایالات متحده با حمله به مواضعی در ایران تلافی کرد. اما با وجود این موج خشونت، ترامپ اصرار داشت که آتشبس همچنان برقرار است و این حملات را "یک ضربه محبتآمیز" خواند. همچنین، مشاوران اشاره کردهاند که او میخواهد هرگونه اقدام نظامی را پیش از سفر هفته آیندهاش به پکن برای دیدار با رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، کاهش دهد. چین نارضایتی خود را از جنگ و بستن تنگه اعلام کرده است؛ ترامپ میخواهد بتواند ادعا کند که درگیریها در حال پایان است در حالی که او به دنبال قراردادهای تجاری و اقتصادی جدید با شی است.
به عنوان یک پیچیدگی بیشتر، مشاوران گفتهاند که ایالات متحده تا حد زیادی فهرست اهداف نظامی مهم خود را به اتمام رسانده است. برای ادامه تشدید تنش، که حرکت اصلی ترامپ است، او مجبور شده است اهداف غیرنظامی مانند نیروگاهها، پلها و حتی تأسیسات آب شیرینکن را تهدید کند. در یک مقطع، او تهدید کرد که "یک تمدن کامل امشب از بین خواهد رفت"، که تهدیدی آشکار برای ارتکاب جنایات جنگی بود. ترامپ همچنین گزینههایی برای حمله زمینی محدود دارد — تصرف اورانیوم غنیشده یا حمله به جزیره خارگ، مرکز بخش انرژی ایران — اما او در مورد به خطر انداختن جان نیروهای آمریکایی محتاط است.
و بنابراین ترامپ همچنان مهلت تعیین میکند تا ایران را به تسلیم وادار کند، اما تهران همچنان بلوف او را میخواند. هفتههاست که ترامپ در مورد از سرگیری حملات بلوف زده، اما هر بار راهی برای عقبنشینی پیدا کرده است. به جز چند صدای جنگطلب، بیشتر افراد در دایره ترامپ تمایلی به از سرگیری حمله ندارند، حتی با ادامه بنبست. با برقراری محاصره دریایی برای مقابله با بستن تنگه توسط ایران، دولت دوشنبه پروژه آزادی را رونمایی کرد که نیروی دریایی آمریکا را برای کمک به خروج برخی کشتیها از این آبراه مستقر کرد. اگرچه چند کشتی در روز اول موفق به عبور از تنگه شدند، ترامپ به سرعت این طرح را کنار گذاشت. نیروهای ایرانی به یک کشتی باری کره جنوبی آتش گشودند، درگیریهایی با ناوهای جنگی آمریکا رخ داد و پنتاگون اعلام کرد که هفت قایق کوچک ایرانی را منهدم کرده است. اما مقامات دولتی نمیخواستند خطر تشدید عمده خصومتها، به ویژه حمله احتمالی به یک ناو جنگی آمریکایی را بپذیرند. برخی متحدان خلیج فارس، از ترس تلافی، اقدام به قطع دسترسی آمریکا به پایگاهها و حریم هوایی خود کردند.
ترامپ همچنین ادعا کرد که عملیات را به دلیل نزدیک بودن توافقی برای پایان جنگ متوقف کرده است. اما او قبلاً نیز بدون موفقیت در این موقعیت قرار گرفته است. مقامات آمریکایی در خلوت اعتراف میکنند که با توجه به تفرقه در رهبری ایران، مطمئن نیستند با چه کسی مذاکره میکنند یا چه کسی در تهران قدرت تصمیمگیری برای معامله را دارد. میانجیهای پاکستانی تلاش کردهاند مذاکرات را از سر بگیرند، اما عناصر معتدلتر در تهران تا حد زیادی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تندرو کنار گذاشته شدهاند. مذاکرات رسمی، که توسط معاون رئیسجمهور، ونس، رهبری میشد، بدون توافق پایان یافت. دور دیگری از مذاکرات که برای پایان ماه گذشته برنامهریزی شده بود، هرگز برگزار نشد، زیرا هیئت ایرانی قبل از رسیدن مقامات آمریکایی اسلامآباد را ترک کرد. این یک توهین آشکار بود.
کاخ سفید در ظاهر همچنان جنگ را موفقیتآمیز توصیف میکند، و سخنگو اولیویا ولز در بیانیهای به من گفت که «رئیسجمهور ترامپ همه کارتها را در اختیار دارد و او با خرد همه گزینهها را روی میز نگه میدارد تا اطمینان حاصل کند که ایران هرگز نمیتواند به سلاح هستهای دست یابد. محاصره بسیار موفق در حال خفه کردن اقتصاد ایران است و ایالات متحده ثابت کرده است که برتری زمینی، دریایی و هوایی را حفظ کرده است.»
حتی بدون یک توافق رسمی، ترامپ اعلام پیروزی قاطع و حرکت رو به جلو را در نظر گرفته است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، حتی اوایل این هفته تا آنجا پیش رفت که گفت جنگ تمام شده است. اما انجام این کار اکنون اهداف درگیری را، آنگونه که بارها توسط رئیسجمهور و دستیارانش مشخص شده است، محقق نشده باقی خواهد گذاشت. بله، نیروی دریایی ایران تا حد زیادی منهدم شده است. اما ایران هنوز، طبق برخی برآوردها، بیش از نیمی از تواناییهای موشکهای بالستیک خود را در اختیار دارد. گروههای نیابتی آن، مانند حزبالله، همچنان در حال مبارزه هستند. هیچ تغییر واقعی در رژیم رخ نداده است. ذخایر هستهای آن همچنان یک تهدید است و هیچ توافقی برای رقیق کردن یا خارج کردن آن از کشور وجود ندارد. ایران تقریباً به طور قطع با کنترل بیشتر، چه ضمنی و چه صریح، بر تنگه هرمز نسبت به قبل از درگیری از جنگ خارج خواهد شد، از جمله با این دانش که میتواند دوباره این آبراه را ببندد و درد اقتصادی جهانی ایجاد کند.
ترامپ میخواهد جنگ پایان یابد. او خواهان یک توافق است. اما توافقها نیازمند دو طرف هستند و هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران علاقهای به نجات ترامپ از معضلی که خودش ایجاد کرده، داشته باشد.