شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین (راست)، و کای چی در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۲۵ در تالار بزرگ خلق در پکن دست می‌زنند. Adek Berry/AFP از طریق Getty Images
شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین (راست)، و کای چی در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۲۵ در تالار بزرگ خلق در پکن دست می‌زنند. Adek Berry/AFP از طریق Getty Images

معاون واقعی شی جین‌پینگ کیست؟

رهبر چین مایل به واگذاری قدرت به هیچ‌کس دیگری نیست.

از زمان برگزاری بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین (ح‌ک‌چ)، بحث‌های زیادی درباره اینکه فرد شماره دو شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، کیست، وجود داشته است. با افزایش نقش کای چی ۷۰ ساله، بسیاری از ناظران او را به عنوان "فرد شماره دو" شناسایی کرده‌اند. مقاله‌ای اخیر در اکونومیست دقیقاً همین دیدگاه را اتخاذ کرده و استدلال می‌کند که کای چی — به عنوان عضوی از کمیته دائمی دفتر سیاسی (پولیتبورو)، نفر اول دبیرخانه ح‌ک‌چ، و رئیس دفتر عمومی ح‌ک‌چ — مدت‌هاست که شی را در رویدادهای مهم همراهی کرده و کنترل برنامه، اسناد، جلسات، جریان اطلاعات و ترتیبات امنیتی رهبر عالی را در دست دارد.

کای چی در واقع یکی از نزدیک‌ترین افراد به شی در سیاست امروز چین است. اما نزدیکی به قدرت عالی با نزدیکی به داشتن قدرت یکسان نیست. کای البته مهم است، اما او عملاً فرد شماره دو چین نیست. چنین شخصیتی، تحت رهبری که از به اشتراک گذاشتن قدرت مانند شی هراس دارد، واقعاً وجود خارجی ندارد.

در یک سیستم قدرت بسیار شخصی‌سازی شده، نقش نگهبان (gatekeeper) اغلب می‌تواند قدرت واقعی زیادی را به همراه داشته باشد. خواجگان بزرگ چین باستان نه به دلیل جایگاه سازمانی رسمی، بلکه به دلیل انحصار کانال بین امپراتور و دربار بیرونی، قدرت واقعی داشتند. آن‌ها نگهبانانی بودند که امپراتور چه یادداشت‌هایی را می‌خواند، با چه کسانی ملاقات می‌کرد، چه می‌شنید و چگونه دربار بیرونی اراده امپراتور را درک می‌کرد. آن‌ها به قدرت امپراتوری وابسته بودند، اما همین وابستگی به آن‌ها نفوذ عظیمی می‌بخشید.

اما حتی با این معیار هم، کای چی عملاً فرد شماره دو نیست. او کانال‌های بین شی و حزب، دولت، ارتش و سایر سیستم‌ها را انحصاری نکرده و یک بلوک قدرت مستقل تشکیل نداده است. شاید نه اینکه نخواهد، بلکه نمی‌تواند.

شی امپراتوری نیست که توسط کای چی مهر و موم شده باشد و تنها از طریق او به اطلاعات خارجی دسترسی پیدا کند. ارتش، امنیت ملی، بازرسی انضباطی، دستگاه سازمان و پرسنل، و اداره اقتصادی و دولتی همگی سیستم‌های خاص خود را دارند. کای چی به شی نزدیک است، اما این به معنای کنترل او بر تمام کانال‌های منتهی به شی نیست.

این تفاوت بین کای چی و یک خواجه بزرگ یا وزیر مورد علاقه است که به یک شخصیت شماره دو تبدیل می‌شود. یک خواجه بزرگ یا مورد علاقه می‌توانست "زیر یک نفر و بالای ده هزار" قرار گیرد، زیرا هم نماینده امپراتور بود و هم می‌توانست از نام امپراتور برای ایجاد اراده سیاسی خود استفاده کند.

قدرتی که کای چی از خود نشان داده، عمدتاً در زمینه‌های اجرا، انتقال، هماهنگی و نظارت است. او می‌تواند اراده شی را تقویت کند، اما هیچ نشانه‌ای از اینکه بتواند جایگزین آن شود وجود ندارد. او می‌تواند اجرای سیاست‌ها را پیش ببرد، اما هیچ نشانه‌ای از اینکه بتواند به طور مستقل اولویت‌های سیاستی را بازتعریف کند، دیده نمی‌شود. قدرت کای چی در این است که او یک چرخدنده در ماشین قدرت شی است.

نزدیکی به رهبر عالی تنها منبع قدرت نیست. باید معیارهای سخت‌تری را نیز در نظر گرفت: آیا مقام مورد نظر یک سیستم کلیدی را کنترل می‌کند؟ آیا او می‌تواند در غیاب رهبر عالی، امور را از طرف مرکز حل و فصل کند؟ آیا او در پلتفرم‌های مهم حزب بالاتر از سایر اعضای کمیته دائمی رتبه‌بندی شده است؟ و آیا او می‌تواند منابع، کادرها، امور مالی، امنیت و سیستم‌های اجرایی محلی را بسیج کند؟ با این معیارها، توصیف کای چی به عنوان عملاً فرد شماره دو دشوار است.

ساده‌ترین مثال، سوال این است که چه کسی "در خانه مراقب است." حزب کمونیست چین قوانین سازمانی دارد: اگر رهبر عالی به خارج از کشور برود و مدت زیادی غایب باشد، باید یک فرد مسئول موقت به عنوان دبیر کل موقت تعیین شود تا امور مهم دولتی و نظامی را مدیریت کرده و عملکرد روزانه رهبری عالی را حفظ کند. این شخص تنها می‌تواند لی کیانگ، نخست‌وزیر چین باشد، نه کای چی.

لی کیانگ در کمیته دائمی رتبه دوم را دارد، نخست‌وزیر شورای دولتی است و اولین کسی است که سیستم‌های دولتی و اقتصادی را دریافت و پیش می‌برد. در کمیسیون‌های اصلی حزب و در جلسات حزبی بین‌بخشی و کلی، نقش لی کیانگ مهم‌تر از کای چی است.

چندین نهاد اصلی ح‌ک‌چ — کمیسیون مرکزی امنیت ملی، کمیسیون مرکزی تعمیق جامع اصلاحات، و کمیسیون مرکزی امور مالی و اقتصادی — از مهم‌ترین پلتفرم‌های بررسی و هماهنگی حزب در دوران شی هستند. اگر کای چی واقعاً عملاً فرد شماره دو بود، حداقل باید در این کمیسیون‌ها جایگاهی را اشغال می‌کرد که سطح مسئولیت بالاتری نسبت به لی کیانگ را نشان دهد. اما لی کیانگ در بیشتر این پلتفرم‌ها جلوتر از کای چی قرار دارد.

به ویژه در کمیسیون مرکزی امور مالی و اقتصادی، لی کیانگ معاون رئیس است، در حالی که کای چی تنها یک عضو عادی است. از زمان اصلاحات و گشایش، کار مالی و اقتصادی در عمل، بیشتر اوقات، مهم‌ترین کار ح‌ک‌چ بوده است، و کمیسیون مالی و اقتصادی پلتفرم اصلی است که حزب از طریق آن کار اقتصادی را رهبری می‌کند.

نقش ریاست و سخنرانی پایانی در جلسات مهم حزبی نیز این نکته را روشن می‌کند. جلسات آموزشی برای کادرهای اصلی استانی و وزارتی، جلسات حزبی سطح بالا و نمونه‌ای هستند که شی بر آنها تسلط دارد، نه جلسات شورای دولتی یا جلسات اداری عادی. رویه این جلسات این است که شی سخنرانی مهمی ارائه می‌دهد و لی ریاست می‌کند. کنفرانس مرکزی کار اقتصادی حتی واضح‌تر است: شی سخنرانی می‌کند، لی ریاست کرده و سخنرانی پایانی را ارائه می‌دهد، در حالی که کای چی فقط در هر دو جلسه حضور دارد.

این ترتیبات صرفاً جزئیات تشریفاتی نیستند. در سیاست جلسات ح‌ک‌چ، "حضور"، "ریاست"، "سخنرانی پایانی" و "استقرار اجرا" نقش‌های سیاسی متفاوتی را نشان می‌دهند. حضور کای چی نشان می‌دهد که او در حلقه اصلی است؛ ریاست و سخنرانی پایانی لی نشان می‌دهد که او وظیفه مسئولیت کلی را در زیر نظر شی بر عهده دارد.

ممکن است دیگران بگویند که لی کیانگ به امور دولتی می‌پردازد در حالی که کای چی به امور حزبی، و اینکه در سیستم ح‌ک‌چ حزب بالاتر از دولت است. این در اصل درست است. اما وقتی صحبت از قدرت واقعی می‌شود، نمی‌توان به این گستردگی اظهار نظر کرد. خود امور حزبی لایه‌هایی دارند. مهم‌ترین بخش‌های کار حزبی عبارتند از سازمان و پرسنل، بازرسی انضباطی، امور سیاسی-حقوقی، امنیت و ایدئولوژی.

آنچه کای چی واقعاً کنترل می‌کند، دفتر عمومی است؛ هماهنگی روزانه دبیرخانه؛ کمیته کاری ارگان‌های مرکزی و دولتی؛ و اسناد، جلسات، جلسات آموزشی، اجرا و نظارت متمرکز بر اراده شی. این‌ها البته مهم هستند، اما بیشتر به اجرای خواسته‌های شی مربوط می‌شوند تا اعمال قدرت خود کای چی.

علاوه بر این، مهم‌ترین قدرت سازمانی در امور حزبی در دست کای چی نیست. رئیس اداره مرکزی سازمان، که کنترل ترفیعات و انتصابات در سیستم حزب را در دست دارد، شی تایفنگ است، و سیستم سازمانی مستقیماً حول شی عمل می‌کند. انتصاب کادر، بازرسی، ترفیع و انتقال، حلقه‌های اصلی تولید قدرت ح‌ک‌چ هستند. کای چی می‌تواند الزامات سیاسی را برای کار سازمانی در سطح دبیرخانه مطرح کند، و می‌تواند در جلسات مهم سیستم سازمان شرکت کند، اما این به معنای کنترل مستقیم او بر اداره مرکزی سازمان نیست. به عبارت دیگر، آنچه کای چی در امور حزبی در اختیار دارد، قدرت هماهنگی تصمیمات از قبل گرفته شده است، نه هسته اصلی قدرت سازمانی.

در مقابل، لی کیانگ سیستم‌های دولتی و اقتصادی را کنترل می‌کند. امور دولتی در اصل به اندازه امور حزبی برجسته نیستند، اما در حکمرانی ملی نقش ملموس‌تری ایفا می‌کنند. چگونگی ارائه حمایت مالی، چگونگی حل بدهی‌های محلی، چگونگی مدیریت بخش املاک و مستغلات، چگونگی تحریک مصرف، چگونگی پیشبرد سیاست صنعتی، چگونگی تثبیت سرمایه‌گذاری خارجی، چگونگی عملکرد دولت‌های محلی و چگونگی کاهش فشار اشتغال — همه اینها مشکلات سخت دستگاه دولتی هستند. کای چی می‌تواند بر اجرا نظارت کند؛ لی کیانگ باید عملیات را انجام دهد. فشار و مسئولیتی که او متحمل می‌شود، بیشتر و مهم‌تر از کار عادی حزبی است.

اینجاست که قضاوت اکونومیست بیشتر مستعد خطا است. این نشریه جایگاه کای چی در کنار شی را می‌بیند اما ماهیت قطعه‌قطعه ساختار قدرت ح‌ک‌چ را دست‌کم می‌گیرد. دوران شی در واقع دوران تمرکزگرایی بسیار شخصی‌شده است، اما این به آن معنا نیست که تمام قدرت تنها از طریق کای چی منتقل می‌شود.

برعکس، روش شی این است که قدرت را بین افراد مختلف تقسیم کند و به همکاران مورد اعتماد خود اجازه دهد تا بلوک‌های قدرت متفاوتی را کنترل کنند. کای چی یک مرکز مهم برای اتصال این سیستم‌ها است، اما او کنترل‌کننده آنها نیست.

همانطور که قبلاً اشاره شد، یک معاون واقعی نه تنها زمانی که رهبر حضور دارد مهم است؛ بلکه باید قادر باشد در غیاب رهبر نیز اوضاع را حفظ کند. قدرت کای چی به شدت به حضور شی وابسته است. هر چه شی قوی‌تر باشد، کای چی مهم‌تر است؛ هر چه شی بیشتر حضور داشته باشد، کای چی مفیدتر می‌شود. اما در غیاب شی، فردی که احتمالاً موقتاً حکمرانی کلی را به دست می‌گیرد، همچنان لی کیانگ است، نه کای چی.

بنابراین، هر گونه قضاوت درباره کای چی باید از دو افراط خودداری کند. اینکه بگوییم او فقط یک منشی است، البته او را دست‌کم گرفتن است. او یک منشی عادی نیست، بلکه یک مجری مرکزی در سطح کمیته دائمی، یک "مباشرت اعظم دربار داخلی" است. اطلاعات، کانال‌ها و ظرفیت نظارتی که او کنترل می‌کند برای تبدیل او به یکی از مهم‌ترین چهره‌ها در سیستم شی کافی است. اما اینکه بگوییم او عملاً دومین فرد قدرتمند چین است، او را بیش از حد برآورد کردن است.

در واقع، جوهر سیستم شی این نیست که کای چی جای لی کیانگ را به عنوان فرد شماره دو جدید گرفته است، بلکه شی عمداً هر گونه معاون کامل را به معنای واقعی از بین برده است. به هر کس قسمتی از قدرت محول شده است، اما به هیچ کس اجازه داده نمی‌شود که مرکز قدرتی مستقل برای خود، حتی زیر نظر شی، تشکیل دهد. کای چی فقط نزدیک‌ترین قطعه به شی، مهم‌ترین اپراتور نزدیک در ماشین قدرت شخصی شی است.

برجسته بودن کای چی این تصور را به بیگانگان می‌دهد که شی بیشتر و بیشتر به او تکیه می‌کند. اما این به دلیل تبدیل شدن او به یک مرکز قدرت دوم نیست. بلکه به این دلیل است که در سیستمی بدون یک معاون واقعی، فرد نزدیک‌ترین به رهبر به راحتی با آن اشتباه گرفته می‌شود.