تصویرسازی: خوزه ناوارو/آلامی/گتی ایمیجز
تصویرسازی: خوزه ناوارو/آلامی/گتی ایمیجز

علیرغم صحبت‌های دونالد ترامپ، صلح پایدار هنوز دور از دسترس است

ایران اکنون امارات متحده عربی را هدف قرار داده است

پس از چند روز پرماجرا، جنگ خلیج فارس بار دیگر در بن‌بست گیر کرده است. دونالد ترامپ با سر و صدای زیاد طرحی را برای هدایت کشتی‌های تجاری از طریق تنگه هرمز مسدود شده اعلام کرد، اما تنها دو روز بعد آن را به حالت تعلیق درآورد. ایران با حمله به امارات متحده عربی، یکی از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا در منطقه، آتش‌بس را نقض کرد و آمریکا این حمله را بی‌اهمیت دانست. اکنون آقای ترامپ بار دیگر چشم‌انداز یک پیشرفت دیپلماتیک قریب‌الوقوع را مطرح می‌کند.

«پروژه آزادی» که آقای ترامپ آن را نامید، با ناامیدی متولد شد. بیش از سه هفته از زمانی که آمریکا محاصره بنادر ایران را اعلام کرد و صادرات نفت این کشور را مختل ساخت، می‌گذرد. نتایج برای ایران کمتر از آنچه آقای ترامپ امیدوار بود، فاجعه‌بار بوده است. برای مثال، در ۲۶ آوریل، او پیش‌بینی کرد که تأسیسات نفتی مسدود شده ایران ظرف سه روز «منفجر» خواهند شد. آن مهلت، مانند بسیاری دیگر، آمد و رفت.

با این حال، این محاصره به ایران آسیب می‌رساند، کشوری که قبلاً مجبور شده است تولید نفت خود را کاهش داده و از نفتکش‌های از کار افتاده به عنوان انبارهای شناور استفاده کند. اقتصاد آن در وضعیت نابسامانی قرار دارد. اما آمریکا به هدف خود یعنی وادار کردن ایران به دادن امتیازات عمده برای دستیابی به توافق، نرسیده و بعید است که به زودی نیز به آن دست یابد.

از این رو، تلاش برای خروج از بن‌بست در تنگه هرمز آغاز شد. ناوشکن‌های آمریکایی توانستند دو کشتی با پرچم آمریکا را در ۴ مه از هرمز اسکورت کنند. اما این «پروژه» هرگز قرار نبود به صدها کشتی دیگر که هنوز گیر کرده بودند، کمکی کند. شرکت‌های کشتیرانی همچنان عبور از تنگه را یک خطر غیرقابل تحمل می‌دانند – به ویژه پس از حملات این هفته ایران که به یک نفتکش متعلق به شرکت ملی نفت امارات متحده عربی و یک کشتی کره‌جنوبی اصابت کرد.

آنچه این اقدام انجام داد، به ایران بهانه‌ای برای از سرگیری حملات به همسایگانش داد. ایران در ۴ مه حداقل ۱۹ موشک و پهپاد به سوی امارات متحده عربی شلیک کرد، که اولین حملات از زمان اعلام آتش‌بس در ۸ آوریل بود. پهپادها باعث آتش‌سوزی در پایانه نفتی فجیره شدند، تنها بندر بزرگ امارات متحده عربی در خارج از خلیج فارس و در نتیجه تنها مسیر صادرات نفت خام آن در زمان جنگ. اماراتی‌ها به‌طور قابل درکی خشمگین بودند و بسیاری از مقامات در خلیج فارس فرض را بر این گذاشتند که آمریکا تلافی خواهد کرد. اما آمریکا این حملات را کم‌اهمیت جلوه داد. آقای ترامپ به زودی اعلام کرد که «پروژه آزادی» را ظاهراً به درخواست پاکستان، که بین آمریکا و ایران میانجی‌گری می‌کند، به حالت تعلیق درآورده است.

رئیس‌جمهور مدعی «پیشرفت بزرگ» به سوی توافقی برای پایان جنگ شد. این تقریباً قطعاً یک اغراق است. در بهترین حالت، به نظر می‌رسد دو طرف به یک چارچوب کلی برای مذاکرات بیشتر نزدیک می‌شوند. آن‌ها محاصره‌های خود را در هرمز طی یک دوره ۳۰ روزه برمی‌دارند، که از آن برای مذاکره درباره برنامه هسته‌ای ایران، درخواست آن برای لغو تحریم‌ها و سایر مسائل استفاده خواهند کرد. با این حال، هیچ تضمینی برای موفقیت این مذاکرات وجود ندارد و ترس از شکست – و جنگ بیشتر – احتمالاً همچنان مانع از جریان نفت، گاز و سایر کالاها خواهد شد.

بسیاری از ناظران خلیج فارس از اینکه ایران در حملات این هفته، امارات متحده عربی را به تنهایی هدف قرار داد، متعجب شدند؛ پیش از این در این جنگ، ایران به هر شش عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) حمله کرده بود. ایران احتمالاً دو انگیزه داشت: برخورد با امارات متحده عربی به عنوان نماینده اسرائیل، و تلاش برای عمیق‌تر کردن شکاف آن با همسایگانش، به ویژه عربستان سعودی.

امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۰، اولین کشور از چهار کشور عربی بود که تحت توافق‌نامه‌های ابراهیم روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل برقرار کرد. این اقدام بخشی از تلاش گسترده‌تر برای تعریف یک سیاست خارجی مستقل از شورای همکاری خلیج فارس تحت تسلط عربستان بود. در حالی که سایر کشورهای خلیج فارس همگی روابط محرمانه‌ای با اسرائیل دارند، تنها بحرین و امارات متحده عربی به این توافق‌نامه‌ها پیوسته‌اند. کارزار ویرانگری که اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ در غزه به راه انداخته، علنی کردن چنین روابطی را برای رژیم‌های عربی دشوار کرده است. امارات متحده عربی تنها کشوری است که علناً بر اتحاد خود تاکید کرده است.

این کشور پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، سامانه‌های دفاع موشکی اسرائیلی را مستقر کرده بود. هنگامی که موشک‌ها و پهپادهای ایرانی به پرواز درآمدند، اسرائیل یک سامانه گنبد آهنین – با خدمه اسرائیلی – و همچنین حسگرها و سامانه‌های لیزری پیشرفته، که برخی هنوز نمونه اولیه بودند، را برای تقویت دفاع اماراتی‌ها به سرعت اعزام کرد. یک مقام دفاعی اسرائیلی سطح همکاری را «بی‌سابقه» خواند. این رابطه فراتر از دفاع است. در سال‌های اخیر، امارات متحده عربی مجموعه‌ای از «توافق‌نامه‌های مشارکت اقتصادی» دوجانبه را آغاز کرده است. اولین مورد با هند امضا شد؛ دومی با اسرائیل.

این دو کشور دیدگاه‌های جهانی مشابهی دارند. با تضعیف شبکه گروه‌های نیابتی و کشورهای وابسته به ایران، آن‌ها نگران هستند که یک محور جدید تحت سلطه ترکیه، قدرت خود را در منطقه، به ویژه در عراق، لبنان و سوریه، جایی که ایران قبلاً نفوذ داشت، افزایش دهد. یک دیپلمات اسرائیلی که در خلیج فارس خدمت کرده، می‌گوید: «اماراتی‌ها یک انتخاب استراتژیک کرده‌اند. از نظر آن‌ها، اسرائیل بخشی از برنامه‌های امنیتی، تجاری و دیپلماتیک آن‌هاست.»

در همین حال، اماراتی‌ها به طور فزاینده‌ای از عربستان سعودی فاصله گرفته‌اند. تصمیم آن‌ها برای خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ۱ مه، تا حدی ناشی از نگرانی‌های تجاری بود: آن‌ها می‌خواهند بسیار بیشتر از آنچه این کارتل اجازه می‌دهد، نفت استخراج کنند. اما پس از ماه‌ها اختلاف تلخ بر سر سیاست خارجی در سودان، یمن و جاهای دیگر، این اقدام به طور گسترده‌ای به عنوان ضربه‌ای به سعودی‌ها تلقی شد.

برخی از مفسران تحت حمایت دولت در امارات متحده عربی نیز از ترک شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب صحبت می‌کنند. مورد دوم صرفاً نمادین خواهد بود، زیرا اتحادیه یک محفل بی‌فایده برای گفت‌وگو است. ترک شورای همکاری خلیج فارس اهمیت بیشتری خواهد داشت: این بلوک امکان جابجایی آزاد کالا و افراد را فراهم می‌کند. حتی اگر شورا به هم پیوسته بماند، شکاف عربستان و امارات آن را از نظر سیاسی فلج می‌کند.

برای ایران، همه این‌ها ممکن است شکافی باشد که ارزش بهره‌برداری را دارد. سعودی‌ها زمانی مشتاق بودند که آقای ترامپ جنگ را ادامه دهد، اما از زمان آتش‌بس رویکردی صلح‌طلبانه در پیش گرفته‌اند. آن‌ها از ترس حملات بیشتر به میدان‌های نفتی خود (یا بدتر از آن)، آمریکا را ترغیب می‌کنند که جنگ را از سر نگیرد، حتی با وجود اینکه از نوع توافق دیپلماتیکی که ممکن است با ایران حاصل شود، نگران هستند. ایران با تمرکز حملات خود بر امارات متحده عربی، تنشی بین تمایل امارات برای تلافی و خواست عربستان برای آرامش ایجاد می‌کند.

این تنش ممکن است در صورتی که آمریکا و ایران به یک تفاهم اولیه برسند، فروکش کند. با این حال، با گذشت بیش از دو ماه از جنگ، صلح پایدار هنوز دور از دسترس به نظر می‌رسد.