ایران وارد مقطع حساسی در تاریخ پس از انقلاب خود شده است. بسیاری از تحلیلها از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل، بر تسلط فزاینده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در ایران متمرکز بودهاند. این تحلیل درست است، اما تحول مهم دیگری را که در فضاهای عمومی ایران در حال وقوع است، نادیده میگیرد.
از ابتدای جنگ، جمهوری اسلامی حامیان خود، از جمله بسیج و شبکههای نزدیک به سپاه، را به طور فعال در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای بزرگ بسیج کرده است. آنها در گروههایی، حتی کوچک، جمع میشوند و در محلهها حرکت میکنند، شعارهای اسلامی و ضدآمریکایی سر میدهند، قرآن میخوانند و تجمعات متحرک برگزار میکنند. با استفاده از بلندگوهای نصب شده بر روی خودروها، اغلب فریاد «حیدر، حیدر» سر میدهند که اشاره به امام اول شیعیان، امام علی، دارد.
این فعالیتها به یک منطقه محدود نمیشوند. آنها در میدانهای عمومی، خیابانهای اصلی و مناطق مسکونی شهرهای بزرگ گسترش مییابند. همچنین، اینها صرفاً نمایشهای عمومی نیستند. در این تجمعات، که بیشتر شبیه جشنوارهها هستند، سپاه پاسداران موشکهایی را که «آماده پرتاب» توصیف میشوند، به نمایش میگذارد، در حالی که جمعیت زیادی با پرچم تکان دادن و در برخی موارد حتی ادای نماز جماعت در نزدیکی موشکها، گرد هم میآیند.
این رویدادها نمایشی نمادین از قدرت و سرپیچی هستند، اما مستقیماً به تغییری گستردهتر در صحنه عمومی نیز مرتبط میشوند. در کنار این تجمعات، بسیج و پلیس ایستهای بازرسی در سراسر شهرها ایجاد کردهاند، خودروها و در بسیاری موارد تلفنهای همراه مردم را برای شناسایی هرگونه پیام یا پست ضد رژیم جستجو میکنند. در برخی موارد، نیروهای امنیتی افراد را بر اساس محتوای یافت شده در تلفنهایشان مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت میکنند.
در این فضای امنیتی تازه پدیدار شده، رفتوآمدهای عادی عمومی کنترل شده و نامطمئن شده است، به ویژه برای منتقدان رژیم. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان عادی ترجیح میدهند بیرون از خانه نباشند، به خصوص در شب که بسیاری از تجمعات سپاه برگزار میشود. ایرانیان که از این نمایشها و اختلالات ناشی از آنها کلافه شدهاند، و از گشتهای بسیج و ایستهای بازرسی میترسند، به خانههای خود به عنوان فضایی امن پناه بردهاند.
در کنار پیامهای اسرائیل و ایالات متحده که شهروندان را به اجتناب از حضور در فضاهای بیرونی تشویق میکند، نتیجه یک تغییر آشکار در رفتار عمومی است. با کنارهگیری ایرانیان از خیابانها، گروههای طرفدار رژیم وارد شده و این فضا را پر کردهاند. این معکوس شدن یک روند اجتماعی بلندمدت قبل از جنگ است که در آن ایرانیان در حال بازپسگیری فضاهای عمومیای بودند که از زمان انقلاب از دست داده بودند.
از سال ۱۹۷۹، جمهوری اسلامی سعی کرده است زندگی عمومی را با اجرای مقررات اسلامی تنظیم کند. در دهه اول پس از انقلاب، حتی پوشیدن شلوار جین و پیراهن آستین کوتاه نیز به دلیل گشت ارشاد اخلاقی رژیم در خیابانها دشوار بود.
اما علیرغم تسلط بر دولت، جمهوری اسلامی به تدریج کنترل خود را بر فضای عمومی در دهههای بعدی از دست داد. در حالی که رژیم ظرفیت اجباری خود – برای تنظیم رفتار، مجازات نقض قوانین و اعمال قواعد – را حفظ کرد، اما نتوانست به طور کامل بر زندگی اجتماعی، به ویژه در مناطق شهری، تسلط یابد. بدون سازماندهی، رهبری یا رویارویی مستقیم، ایرانیان شروع به بازآفرینی فضای عمومی از پایین کردند. اینجاست که مفهوم «تعدی آرام» (Quiet Encroachment) عاصف بیات، محوری میشود. به گفته بیات، تغییر اجتماعی میتواند از طریق اقدامات کوچک، پراکنده و روزمره، به جای اقدامات سیاسی دراماتیک، پدیدار شود. چنین اقداماتی برای مؤثر بودن نیازی به هماهنگی ندارند. و در ایران، جامعه به لحاظ اجتماعی و فرهنگی تغییر کرد و کمتر ایدئولوژیک و بیشتر به زندگی روزمره به جای آرمانهای انقلابی معطوف شد.
زنان ایرانی، برای مثال، مرزهای حجاب اجباری را به روشهای ظریف اما قابل مشاهدهای تغییر دادند. با وجود فشار رژیم برای اجرای حجاب در ملاء عام، زنان ایرانی کد پوشش تحمیل شده را نادیده گرفتند – ابتدا با پوشیدن حجابهای گشاد و بعدها، به ویژه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، با عدم استفاده از حجاب در اماکن عمومی.
نمونههای دیگری از تغییرات اجتماعی قابل مشاهده در ایران شهری شامل گردهماییهای مختلط در کافهها، پارکها و سایر فضاهای عمومی، و همچنین تعامل آشکارتر مردان و زنان جوان علیرغم محدودیتهای رسمی بود. در همین حال، حضور حیوانات خانگی، به ویژه سگها، در ملاء عام بیشتر شد. (حیوانات خانگی به شدت توسط رژیم محدود و از نظر اجتماعی نکوهش میشدند.) این تغییر تدریجی اما واقعی بود. فضای عمومی دیگر به طور کامل توسط چشمانداز اجتماعی جمهوری اسلامی شکل نمیگرفت، زیرا نافرمانی عمومی از رژیم و ایدئولوژی آن افزایش مییافت.
حامیان رژیم و افراد مذهبی سنتی عقبنشینی کرده و در محیطهای کنترلشدهتر، یا در محلههای مرکزی تهران مانند خیابان ایران و هدایت یا در شهرکهای جدیدی که توسط رژیم ایجاد شده بودند، متمرکز شدند. در سراسر ایران، جمهوری اسلامی و نهادهای آن این شهرکها و مناطق مسکونی نیمهبسته را برای وفاداران، از جمله اعضای بسیج، خانوادههای سپاه و گروههای مذهبی محافظهکار توسعه دادند. مناطقی مانند شهرک محلاتی به فضاهای امنی تبدیل شدند که در آن همرنگی ایدئولوژیک حفظ میشد. علاوه بر این شهرکها، گروههای طرفدار رژیم محیطهای اجتماعی خاص خود را ایجاد کردند، از جمله مدارس، کافهها، رستورانها، هتلها و سایر مکانهای گردهمایی که با هنجارهای سختگیرانه لباس و رفتار شکل گرفته بودند. اکثر ایرانیان در این مکانها مورد استقبال قرار نگرفتهاند، یا به دلیل محدودیتهای قانونی – مانند مدارس و شهرکها – یا به دلیل ترس از کدهای سختگیرانه لباس و رفتار اسلامی، مانند کافهها و رستورانها. اما در خارج از این مناطق، فضای شهری گستردهتر مورد مناقشه بود و در بسیاری موارد به طور فزایندهای توسط ایرانیان عادی که از هنجارهای رژیم سرپیچی میکردند، شکل میگرفت.
از زمان آغاز جنگ، با ماندن بیشتر جمعیت در خانه، حامیان رژیم به همان فضاهایی بازگشتهاند که طی سالهای گذشته به تدریج از دست داده بودند. شعارها، گردهماییها، نمایشهای عمومی و رفتوآمدهای آنها در محلهها به معنای نشان دادن حضور، کنترل و حس تسلط بر فضای عمومی است. با بازگرداندن حامیان خود به خیابانها به شیوهای قابل مشاهده و سازمانیافته، دولت در تلاش است تا نظم اجتماعیای را که به تدریج تضعیف شده بود، دوباره برقرار کند.
به این معنا، جنگ یک پیامد ناخواسته ایجاد کرده است. دستکم به طور موقت، سالها تعدی آرام توسط ایرانیان عادی را معکوس کرده و فضا را برای نیروهای طرفدار رژیم باز کرده تا چشمانداز شهری را بازپس گیرند. این موضوع اهمیت دارد، زیرا کنترل بر خیابان تنها نمادین نیست. اینکه چه کسی فضاهای عمومی را اشغال میکند، چه کسی میتواند جمع شود، و چه کسی میتواند حضور خود را به نمایش بگذارد، همگی برداشتها از اقتدار و مشروعیت را شکل میدهند.
تغییر سطح خیابان در ایران همراه با یک دگرگونی ساختاری عمیقتر در دولت رخ میدهد، زیرا رژیم به سمت یک نظم امنیتیتر با سپاه پاسداران در مرکز قدرت حرکت میکند. دگرگونی دولت و دگرگونی خیابان به هم مرتبط هستند. رژیمی که بیشتر بر اجبار، وفاداری و انضباط ایدئولوژیک تکیه دارد، به یک حضور اجتماعی قابل مشاهده نیز نیاز دارد.
برای ایرانیان عادی، این موضوع پیامدهای روشنی دارد، زیرا فضای عمومی که از قبل محدود بود، ممکن است بیشتر کوچک شود. آنچه زمانی نوعی مقاومت روزمره – اشغال فضاهای عمومی – بود، اکنون توسط جنگ محدود شده و با نمایشهای سازمانیافته وفاداری به رژیم جایگزین شده است.
در سطح سیاسی، این موضوع ایده تغییر رژیم را نیز پیچیدهتر میکند. پایگاه اجتماعی رژیم، اگرچه محدود است، اما ناپدید نمیشود. در شرایط فعلی، این پایگاه قابل مشاهدهتر میشود. آنچه میبینیم فروپاشی جمهوری اسلامی نیست، بلکه رژیمی است که متمرکزتر، منزویتر و به هستهای کوچکتر اما فعالتر از حامیان خود وابسته شده است. در عین حال، این رژیم در تلاش است تا کنترل خود را بر جامعه نه تنها از طریق نهادها، بلکه از طریق خود فضا نیز دوباره اعمال کند.
جنگ، به این معنا، نه تنها در هوا یا از طریق موشکها در حال مبارزه است. بلکه در خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران نیز در حال مبارزه است. و – فعلاً – این خیابانها در حال تغییر دست هستند.
این مقاله بخشی از پوشش مستمر فارین پالیسی است. اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید.