بحث بر سر جنگ اسرائیل با حماس در ان آربر، میشیگان، به طرز غیرمعمولی خصمانه بوده است؛ جایی که فعالان حامی فلسطین اهدافی را که بیش از حد صهیونیست میدانستند، تخریب کرده، مورد هتک حرمت قرار داده و تهدید کردهاند. در مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه میشیگان در صبحی سرد و غیرمعمول در روز شنبه، در مقابل حدود ۷۰ هزار تماشاگر – از جمله من، همسرم و والدینمان – درک پترسون، مورخ و رئیس سنای دانشکده، به جمعیت تذکر داد که موضع اخلاقی و عادلانه در این مناقشه تماماً به یک طرف تعلق دارد. این طرف، طعنهآمیز است که همان سمتی است که تقریباً مسئول تمام ارعابها در ان آربر بوده است.
پترسون گفت: «عظمت این دانشگاه همچنین بر شجاعت و اعتقاد فعالان دانشجویی استوار است که این دانشگاه را به سمت عدالت سوق دادهاند.» او به «فعالان دانشجویی حامی فلسطین» اشاره کرد که «طی دو سال گذشته، چشمان ما را به بیعدالتی و سبعیت جنگ اسرائیل در غزه باز کردهاند.»
اینکه آیا فعالان توانستهاند دلها را به سوی مواضع خود باز کنند یا تأثیری متضاد داشتهاند (احتمالی که حداقل شواهدی برای آن وجود دارد)، موضوع بحث است. اما بحث دقیقاً همان چیزی است که پترسون آرزو میکند مانع آن شود. او در سخنرانی کوتاه خود، توضیح داد که چگونه زنان، یهودیان و آفریقاییآمریکاییها برای تغییرات اجتماعی لازم در دانشگاه تلاش کردند و فعالان فلسطینی امروز را ادامهای از این تاریخ پرفضیلت توصیف کرد. موضوع اصلی این بود که فعالان مترقی ذاتاً در سمت درست تاریخ قرار دارند.
این یک دیدگاه رایج در میان چپگرایان است، دیدگاهی که گاهی اوقات باعث میشود مترقیانی که از مواضع یا اقدامات خاص فعالان رویگردانند، از ابراز عدم تأیید خودداری کنند. احترام چپگرایان به فعالیتگرایی یک آسیبشناسی است که میتواند بدترین ایدهها و غرایز این جنبش را از بررسی دقیق دور نگه دارد.
با این وجود، پترسون جمعیت حاضر در استادیوم میشیگان را از طریق روایتی هدایت کرد که برای هر لیبرالی و تقریباً برای هر فارغالتحصیل اخیر یک دانشگاه معتبر آشناست. او اشاره کرد که برابری توسط رهبران خیرخواه اعطا نشد، بلکه توسط فعالان شجاعی که از محکومیت اجتماعی سرپیچی کردند، مطالبه شد. منتقدان آنها ممکن است در آن زمان اهداف و شاید روشهایشان را تحقیر کرده باشند، اما تاریخ ثابت کرده است که آنها درست میگفتند. بنابراین، نتیجه میشود که وارثان مدرن آنها نیز در نهایت به همین اندازه عادل شناخته خواهند شد. نسخههایی از این استدلال تقریباً هر بار که من از یک گروه فعال مترقی انتقاد کردهام، به من گفته شده است.
یکی از ایرادات این روایت، گزینشی بودن آن است. طی دو سال گذشته، بسیاری از دانشجویان میشیگان در حمایت از اسرائیل راهپیمایی یا شعار دادهاند، اما پترسون آنها را از لیست فعالانی که میراث اعتراضات برحق را برکت دادهاند، مستثنی کرد. استدلال واقعی پترسون و دیگران، احترام نه به فعالان دانشجویی به طور کلی، بلکه به طور خاص به فعالان دانشجویی مترقی است. و حتی این احترام یکجانبه نیز از نوعی سوگیری بقا رنج میبرد. مترقیان بر این باورند که فعالان در سمت درست تاریخ قرار دارند، زیرا آنها تصمیم میگیرند عللی را به یاد آورند که موفق بودند. اما فعالان چپ همیشه با خرد و دوراندیشی عمل نکردهاند: تظاهرکنندگان چپگرا در دهه ۱۹۴۰ علیه کمک به متفقین، در دهه ۱۹۷۰ برای جلوگیری از انرژی هستهای، و در دوران جنگ سرد در دفاع از رژیمهای توتالیتر نیز راهپیمایی کردهاند.
این فرض که فعالان مترقی ذاتاً در کنار عدالت هستند، آنها را از دسته کنشگران صرف سیاسی به نوعی طبقه روحانی ارتقا میدهد که دیگران فقط میتوانند از آنها بیاموزند و هرگز نمیتوانند آنها را نقد کنند. این امر هرگونه بررسی دقیق مواضع آنها را به تحسین کلی برای آرمانگرایی و شور و شوقشان تغییر میدهد.
نگرانی و همدلی برای رنج فلسطینیان و خشم از حملات متقابل بیش از حد اسرائیل قابل تحسین است، اما جاهطلبی این جنبش به اینها محدود نمیشود. فعالیتهای حامی فلسطین در میشیگان عمدتاً توسط «دانشجویان متحد برای آزادی و برابری» (Students Allied for Freedom and Equality)، که شعبه محلی «دانشجویان برای عدالت در فلسطین» (Students for Justice in Palestine) – یک شبکه ملی – است، سازماندهی میشود. هم گروه ملی و هم شعبه میشیگان آن حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را تأیید کردهاند. اصرار مترقیان بزرگسال بر مشاهده فعالیتهای آنها صرفاً به عنوان آرمانگرایی جوانانه، زیر سؤال بردن این مواضع را ناممکن میسازد.
خود فعالان روایت عدالت تاریخی را جذب کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که حق دارند هر گامی را که مناسب میبینند برای پیشبرد اهدافشان بردارند. بسیاری از شاخههای دانشگاهی فضای عمومی را برای خود اشغال کردهاند، عملی که هیچ گروهی مجاز به انجام آن نیست. اگر تیم قایقرانی، یک انجمن برادری یا برخی از طرفداران محلی MAGA بخشی از چمن را که به تمام جامعه تعلق دارد اشغال میکردند، به سرعت اخراج میشدند. فعالان میشیگان این کار را انجام دادند و همچنین مکرراً اهداف را در خانههایشان تهدید کردند، از جمله پرتاب شیشهای پر از ادرار از طریق پنجره خانه جردن اکر، رئیس دموکرات، در نیمههای شب.
بیشتر جنبشها پیروان پرشوری دارند. اما هر جنبشی با تشویق اساتیدی که آنها را صرفاً به دلیل نوع عملی که انجام میدهند، فرشتگان عدالت میدانند، چنین نمیکنند. پترسون در حال سخنرانی برای جمعی از فارغالتحصیلان و خانوادههایشان بود. او نیز مانند فعالانی که ستایش میکرد، فضای عمومی را که قرار بود به کل جامعه دانشگاهی تعلق داشته باشد، به نفع بخش محدودتر و مورد مناقشهای از آن مصادره میکرد. با این کار، او نشان داد که چگونه اعتقاد به حقانیت مطلق یک طرف، میتواند مجوزی برای سوءاستفاده از قدرت باشد.